فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

برکات شکر نعمت به چه کسى مى رسد؟

خداوند متعال در آیه شریفه 40 سوره نمل مى فرماید:
«وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبّىِ غَنِىٌّ کَرِیمٌ; و هر کس شکر کند به نفع خود شکر مى کند; و هر کس کفران نماید (به خودش زیان رسانده،) چرا که پروردگار من، بى نیاز و بخشنده است». طبق آنچه که در این آیه شریفه آمده، سود و منفعت شکر کردن به خود شکر کننده باز مى گردد و چیزى بر عظمت خداوند اضافه نمى کند; چون خدا غنّى بالذات است. و لذا، اگر تمام مردم کفران کنند چیزى از عزّت و بزرگى و عظمت خداوند
﴿صفحه 44 ﴾
کاسته نمى شود. همانگونه که اگر همه مردم شاکر باشند چیزى بر عظمت خداوند افزوده نمى گردد.

سرانجام ناسپاسى
مرحوم صدوق(رحمه الله) در کتاب امالى، ص 249 حدیث جالبى در این زمینه نقل کرده است. توجّه بفرمایید: امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَنْعَمَ عَلى قَوْم بِالْمَواهِبِ فَلَمْ یَشْکُرُوا فَصارَتْ عَلَیْهِمْ وَبالا، وَ ابْتَلى قَوماً بِالْمَصائِبِ فَصَبَروُا فَصارَتْ عَلَیْهِمْ نِعْمَةً»;(32)
خداوند به عدّه اى از مردم نعمتهایى داد که شکر آن را بجا نیاوردند، آن نعمتها را تبدیل به نقمت و بلا کرد. و (در مقابل) عدّه اى را مبتلى به مصیبتها و مشکلاتى کرد که در برابر آن صبر کردند، خداوند (به پاس صبرشان) مصیبتها را تبدیل به نعمت کرد».
خداوند متعال در درون اتم ها نیروى عظیمى آفریده که واقعاً عجیب است. مى گویند: اگر اتمهایى یک کیلو زباله استخراج گردد مى تواند یک قطار را به مدّت صد سال به حرکت در آورد! خداوند این نعمت را در اختیار بشر قرار داد، ولى قدر آن را ندانسته و شکرش را بجا نیاورده و در مسیرى که مورد رضاى خدا بود به کار نگرفته و آن را تبدیل به بمب اتم کردند. به گونه اى که هم اکنون زرادخانه هاى دنیا پر از بمب اتم است; به مقدارى که گفته مى شود مى توان با آن هفت مرتبه تمام کره زمین را نابود کرد! اگر دیوانگى کسانى که این بمبها را در اختیار دارند گل کند، چه فاجعه عظیمى رخ مى دهد؟! آرى، اگر شکر نعمتهاى پروردگار بجا آورده نشود، تبدیل به بلا و نقمت مى گردد.
﴿صفحه 45 ﴾
در مقابل، اگر انسان در برابر مشکلات و حوادث ناگوار و بلایا و مصیبتها صبر خود را از کف ندهد، بلا تبدیل به نعمت مى شود. اگر در مقابل سیلابها مقاومت کرده و صبر را از دست نداده و در برابر آن سدّى ایجاد نمایید، همان سیلاب ویرانگر تبدیل به سدّى پر آب مى شود که مى تواند منطقه بزرگى را سیراب نموده و آن را سبز و خرّم کند. بنابراین، سعى کنیم خود را عادت دهیم که در برابر نعمتهاى پروردگار شکرگزار باشیم و این شکر نعمت را پس از هر نعمت مادّى و معنوى اظهار کنیم تا فرزندانمان نیز یاد بگیرند و باعث برکت زندگى و پایدارى و دوام نعمتهاى الهى شود.
خلاصه این که یکى از فضائل مهم حضرت نوح این است که او عبد شکور خداوند بود.

خیزش مجازات از دل نعمت و نعمت از دل بلا!

همان گونه که در روایت امام صادق(علیه السلام) گذشت، اگر انسان شکر نعمتهاى الهى را بجا نیاورد ممکن است تبدیل به بلا و نقمت شود. همانگونه که بر اثر صبر و بردبارى در برابر مشکلات و مصیبتها ممکن است آن بلا تبدیل به نعمت شود. و این در حقیقت قدرت نمایى پروردگار است که از دل نعمت، مجازات کفران نعمت را به انسان کفور مى چشاند و براى این کار نیازى به لشکریان آسمان و زمین و نیروهاى دیگر نیست. این سنّت الهى در مورد اقوام و ملل مختلف تحقّق یافته و آنها ثمره صبر و بردبارى و شکرگزارى را دیده، و طعم تلخ ناشکرى و کفران نعمت را چشیده اند، که به یک نمونه آن، با استفاده از آیات قرآن مجید، اشاره مى کنیم:

نتیجه ناسپاسى قوم سبأ

داستان این قوم سرکش و ناسپاس در آیات 15 تا 19 سوره سبأ آمده است. «سبأ» نام یک نفر بود که خداوند به او ده فرزند داد. فرزندانش ازدواج کرده و زاد و ولد نموده و
﴿صفحه 46 ﴾
تبدیل به ده قبیله بزرگ شدند. نسل این مرد آنقدر زیاد شد که سرزمین پر از نواده هاى او گشت. لذا آن سرزمین و آن مردم به «قوم سبأ» شهرت یافتند.(33)
طبق آنچه که در تواریخ(34) آمده سیلابهاى عظیمى در آن منطقه جارى مى شد و به هرز مى رفت، بلکه مشکلاتى براى مردم به بار مى آورد. چند نفر انسان صالح و مؤمن و داراى عقل و اندیشه گفتند: «باید این سیلابها را تبدیل به مخزن آبى کرده و به وسیله آن همه جا را آباد سازیم». و لذا در مقابل سیلابها سدّ خاکى ایجاد کردند و آبها در پشت سدّ جمع شد. علاوه بر از بین رفتن خطر سیلاب، فرصت تازه اى براى احیا و آبادى آن منطقه به دست آمد. این افراد عاقل مؤمن، مطابق روایت امام صادق(علیه السلام) در سایه صبر و بردبارى در مقابل مشکل سیلابها، این تهدید را تبدیل به فرصت کرده و از دل مصیبت نعمتى بیرون کشیدند.
به هر حال سدّ عظیمى ایجاد و دریچه هاى مناسبى براى آن در نظر گرفته شد و آب فراوانى در پشت سد ذخیره گشت. مردم با استفاده از این نعمت بزرگ به عمران و آبادى محلّ زندگى خود پرداختند. به تعبیر قرآن مجید(35) دو رشته باغ بزرگ که فرسخها طول آن بود ایجاد شد، که داراى درختانى سرشار از میوه بود. سرزمین قوم سبأ به قدرى آباد شده بود که اگر یک نفر قصد سفر داشت نیازى به زاد و توشه نداشت. کافى بود سبدى بر روى سر خود بگذارد و از زیر درختان میوه عبور کند تا در مدّت کوتاهى سبدش پر از میوه هاى لذیذ گوناگون شود و به وسیله میوه ها خود را سیر کند. در سایه رفع فقر، امنیّت نیز به سرزمین آنها هدیه شد. چون وقتى مردم گرسنه و
﴿صفحه 47 ﴾
نیازمند نباشند، سرقت و نا امنى رخت بر مى بندد.
خلاصه همه مردم به نوایى رسیدند; عدّه اى که زرنگتر بودند و فعالیّت بیشترى داشتند ثروت بیشتر، و گروهى که تلاش کمترى کردند ثروت کمترى عائدشان شد.
چه نعمتى بالاتر از نعمت ثروت و امنیّت که نصیب قوم سبأ گشت. لذا، خداوند به آنها دستور داد شکر نعمتهاى الهى را به جا آورند. شکر نعمت امنیّت، ثروت و آن محیط پاک و پاکیزه. سرزمینى که حتّى حشرات موزى در آن وجود نداشت و خبرى از آفات گیاهان نبود!(36)
امّا متأسفانه ظرفیّت بشر محدود است. وقتى نعمتى به او مى رسد مغرور مى شود. هنگامى که به مقامى دست پیدا مى کند دچار غرور و تکبّر مى گردد و گاه خود را گم مى کند و حتّى آشنایان خود را نمى شناسد! که نمونه هایش را ما و شما دیده ایم.
به هر حال ناشکرى ها شروع شد. گفتند: این چه زندگى است؟ فقرا و نیازمندان دیروز، وضع مالیشان خوب شده و در کنار ما زندگى مى کنند. ما باید از آنها ممتاز باشیم! انحصارطلبى بلاى بسیارى از ثروتمندان است. به خداوند عرض کردند: آبادى ها را از هم دور کن و در وسط آبادى ها بیابانهاى خشک قرار بده، تا فقرا نتوانند به راحتى سفر کنند! اینها با این ناسپاسى ها هم به خودشان ظلم کردند و هم به دیگران که نسبت به آنها از مال و ثروت کمترى برخوردار بودند. به هر حال، کفران نعمت آنها به جایى رسید که خداوند تصمیم گرفت نعمت بزرگ آنها را تبدیل به نقمت کرده و آنها را به سختى مجازات کند. این مأموریّت به چند موش صحرایى سپرده شد! آنها در دل سدّ خاکى لانه کرده، و بتدریج سوراخهایى در آن ایجاد نمودند. آب از سوراخهاى ایجاد شده به حرکت در آمد. هر قدر آب در آن روزنه ها حرکت مى کرد
﴿صفحه 48 ﴾
سوراخها گسترده تر مى شد. این جریان به قدرى ادامه یافت که مقاومت سد از بین رفت و شب هنگام ناگهان متلاشى شد و درهم شکست، و بر اثر آن خانه ها و قصرها و باغها و مزارع و تمام دارایى آنها نابود شد. سیل ویرانگر ویرانه آنها را به همراه مردم ناسپاس با خود برد! به گونه اى که دیگر از آن درختان و سبزى و طراوت و میوهها هیچ خبرى نبود.
تعدادى از مردم قوم سبأ و سرزمینى که تبدیل به بیابان خشکى شده بود، باقى ماندند. خداوند مى فرماید: آن دو باغ بسیار طولانى و بزرگ را از آنها گرفتیم و در مقابل بیابانى دادیم که سه چیز بیشتر نداشت:
1. میوه تلخ بیابانى 2. درختى بیابانى به نام شوره گز 3. درخت سدر(37)
آرى! آن تمدّن عظیم و آن باغهاى بزرگ و خیره کننده و آن سرزمین خوش آب و هوا و آن نعمتهاى مهم و فراوان، تبدیل به یک بیابان بسیار کم فایده شد. این، جزاى انسانهاى کفور و ناسپاس بود و طبیعى است که به انسان نا شکر چنین جزایى داده شود. اگر کسى خداى ناکرده مبتلا به رباخوارى گردد، یا آلوده احتکار مایحتاج مردم شود، یا به صفت رذیله بخل گرفتار گردد، یا در دام سایر محرّمات و رذایل بیفتد، به او جایزه نمى دهند; بلکه متناسب با گناه و جرمش مجازات مى شود. مجازات قوم سبأ نیز متناسب با گناهشان یعنى کفران نعمت بود.
خداوند متعال در پایان این داستان مى فرماید:
«إِنَّ فىِ ذَا لِکَ لَاَیَات لِّکُلِّ صَبَّار شَکُور;(38) در این ماجرا، نشانه هاى عبرتى براى هر صبور شکرگزار است».
﴿صفحه 49 ﴾
این داستان پر ماجرا مایه عبرت است، و در آن نشانه هاى عبرت وجود دارد. امّا تنها «صابران» و «شکرگزاران» مى توانند از این ماجراها درس عبرت بگیرند. آن هم نه هر صابر و شاکرى; بلکه صبّار و شکور، یعنى کسانى که بسیار صابر و شاکرند.
راستى چرا تنها این دو گروه پى به این نشانه ها مى برند و از آن عبرت مى گیرند؟
این به خاطر آن است که آنها به واسطه صبر و استقامتشان، مرکب سرکش هوا و هوس را مهار کرده و در برابر معاصى پرقدرتند، و به خاطر شکرگزاریشان در طریق اطاعت خدا آماده و بیدارند، به همین دلیل به خوبى عبرت مى گیرند. امّا آنها که بر مرکب هوا و هوس سوارند و به مواهب الهى بى اعتنا، چگونه مى توانند از این ماجراها عبرت بگیرند؟!
صبّار شکور مى فهمد که چگونه مصیبت سیلابها در سایه صبر و استقامت و شکر گزارى به درگاه خداوند تبدیل به نعمت سدّ آب و باعث آبادانى منطقه وسیعى شد. و کفران نعمت و ناسپاسى نعمت بزرگ سدّ خاکى را تبدیل به سیل ویرانگرى کرد که تمام هستى قوم سبأ را نابود کرد. تکرار مى کنیم که اگر خداوند اراده کند قومى را مجازات نماید نیازى به نیروها و عوامل خارجى ندارد، بلکه مجازاتشان را از دل نعمت هایشان بیرون مى کشد و این سنّت الهى در عصر و زمان ما هم جریان دارد، و مخصوص زمانهاى گذشته نیست. به عنوان مثال سایتها و ماهواره ها، اختراع بسیار خوبى بود، که مى توانست ابزار انتقال علم و دانش و اخبار و اطّلاعات و مانند آن باشد; امّا مردم کفران نعمت کرده و قدر آن را ندانستند و لذا تبدیل به سایتها و شبکه هاى مملوّ از فساد و فحشا شد، و به همین جهت وارد هر خانه اى شود جوانان آن، بلکه گاه همسر صاحب خانه را نیز آلوده مى کند! بنابراین، باید قدر نعمتهایى را که پروردگار به ما ارزانى داشته بدانیم و شاکر نعمتهاى فراوان و بى شمارش باشیم. اگر داراى ثروت و
﴿صفحه 50 ﴾
اموالى هستیم سهمى از آن را به عنوان شکرانه این نعمت در اختیار فقرا و نیازمندان قرار دهیم، تا خداى نکرده خداوند این نعمت را تبدیل به بلا و نقمت نکند و بدین وسیله ما را مجازات ننماید.