فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

مراحل سه گانه شکرگزارى:

شکر کردن سه مرحله دارد: قلبى، زبانى و عملى
1. شکر قلبى; منظور از شکر قلبى این است که بنده در دلش از خداوند و نعمتهاى بى شمارى که به او عنایت کرده ممنون باشد. بر خلاف بعضى از مردم که در دلشان هم با خدا دعوا دارند و ناسپاسند.
﴿صفحه 40 ﴾
2. شکر لسانى; انسان شاکر علاوه بر شکر قلبى، با الفاظ و واژگان نیز از مُنْعِم خویش تشکّر مى کند و آنچه در قلبش گذشته را بر زبان جارى مى سازد، تا زبان ترجمان مکنونات قلبى او باشد. مثلا الحمدلله و شکراً لله مى گوید. این که مستحب است بعد از نماز، سر بر سجده بگذارد و شکراً لله بگوید(26) شکر زبانى است. و بدین وسیله از خداوند که این توفیق را عنایت نموده که به در خانه اش برود و با او سخن بگوید و از او کمک بخواهد و بر او تکیه نماید، تشکّر مى کند.
3. شکر عملى; مهمترین مرحله شکرگزارى شکر عملى است; به این معناست که انسان نعمتهاى خدا را در مسیر خشنودى او به کار گیرد. اگر خداوند به تو مال و ثروت داد ببین صرف آن در چه راهى باعث رضا و خشنودى اوست؟
بخشى از آن را به ارحام و بستگان و همسایگان و دوستان فقیر و نیازمند اختصاص بده، که موجب خشنودى و قرب الى الله است.
اگر خداوند مقام و موقعیّت مناسبى در اختیارت نهاده، از آن استفاده کن و گره کار مردم را بگشا و مشکلاتشان را مرتفع ساز.
اگر نعمت علم و دانش عنایت کرده، آن را در اختیار مشتاقان آن بگذار و با خود به گور مبر. این کارها شکر عملى محسوب مى شود.
حضرت نوح هم قلباً هم لساناً و هم عملا شاکر بود. و لذا از تمام نعمتهایى که در اختیار داشت 950 سال براى هدایت مردم استفاده کرد و آن قدر خود را به زحمت انداخت که خداوند فرمود: بیش از این خود را به زحمت مینداز که اضافه بر آنچه تاکنون ایمان آورده اند، کسى ایمان نمى آورد. (وَ أُوحِىَ إِلىَ نُوح أَنَّهُ لَن یُؤْمِنَ مِن قَوْمِکَ إِلَّا
﴿صفحه 41 ﴾
مَن قَدْ ءَامَنَ)(27) آرى، حضرت نوح عبد شکور بود.

شکر گزاران کم اند

خداوند متعال در آیه شریفه 13 سوره سبأ به بُعد دیگرى از مسأله شکرگزارى پرداخته است. مى فرماید:
«اعْمَلُواْ ءَالَ دَاوُدَ شُکْرًا وَ قَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِىَ الشَّکُورُ; اى خاندان داود! شکر (این همه نعمت را) به جا آورید; ولى عدّه کمى از بندگان من شکر گزارند».
خداوند به آل داود یعنى حضرت داود و سلیمان(علیهما السلام) نعمتهاى فراوانى عنایت کرد و لذا از آنها خواست که شکر نعمتهاى الهى را به جا آوردند. نکته جالب این که تعبیر به «اعملوا» کرده است; یعنى شکر عملى بجا آورده و به شکر قلبى و لسانى قناعت ننمایند.
سؤال: چرا عدّه کمى از مردم شاکرند؟
جواب: اوّلا: هر چند بسیارى از مردم شکر قلبى و زبانى دارند و از این دو جهت شاکرند; امّا در مرحله شکر عملى موفّق نیستند.
ثانیاً: ما قادر بر شکر زبانى نعمتهاى پروردگار نیز نیستیم. به عنوان مثال لقمه نانى که مى خوریم اگر دقّت کنیم عوامل فراوانى دست به دست هم داده تا تهیّه شده و در اختیار ما قرار گرفته است. آفتاب تابیده، باران باریده، اکسیژن هوا کمک کرده، موّاد غذایى زمین فعّال شده، این چهار عامل دست به دست هم داده تا دانه کاشته شده در دل زمین، رشد و نموّ نموده و کشاورز روزها و هفته ها و ماهها آن را آبیارى کرده و از آن مراقبت نموده تا تبدیل به خوشه گندم شود. سپس عدّه اى آن را درو کرده و با
﴿صفحه 42 ﴾
وسایل مخصوص کوبیده و دانه هاى آن را جدا کرده و در جاى مناسب و مخصوص نگهدارى نموده، و در زمان مناسب و در شرایط مساعد تبدیل به آرد و سپس نان گردیده و به دست من و شما رسیده است!
اگر بخواهیم شکر یک لقمه نان را بجا آوریم باید از تمام این عوامل تقدیر کنیم و شاید به همین جهت است که خداوند متعال در آیه 24 سوره عبس مى فرماید:
«فَلْیَنظُرِ الْانسَانُ إِلىَ طَعَامِهِ;(28) انسان باید به غذایش بنگرد!»
منظور از نگاه به غذا، اندیشه و تفکّر در عواملى است که دست به دست هم داده، تا این غذا در اختیار ما قرار بگیرد.
سعدى شیرازى شاعر پر آوازه ایران در ابتداى کتاب ارزشمند گلستان مى گوید: «منّت خداى را عزّوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسى که فرو مى رود ممدّ حیاتست و چون بر مى آید مفرّح ذات; پس در هر نفسى دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى شکرى واجب».
آرى هر نفسى دو نعمت محسوب مى شود و دو شکر لازم دارد. آیا شکر زبانى نَفَسهاى خود را بجا آورده ایم؟
سعدى مى گوید:
از دست و زبان که برآید *** کز عهده شکرش بدر آید(29)
طبق گفته سعدى هر نفسى دو نعمت محسوب مى شود; امّا مطابق کشفیّات علم امروز، هر نفس کشیدنى موجب اکسیژن رسانى به میلیاردها سلول بدن انسان، و باز دم آن باعث خروج کربن از همان تعداد سلول است. پس در هر نفسى میلیاردها میلیارد
﴿صفحه 43 ﴾
نعمت وجود دارد و هر نعمتى شکرى مى طلبد. آیا قادر بر شکر این همه نعمت هستیم؟ به تعبیر سعدى:
بنده همان به که ز تقصیر خویش *** عذر بدرگاه خداى آورد
ورنه سزاوار خداوندیش *** کس نتواند که به جاى آورد.(30)
و ثالثاً: طبق فرمایش امام سجّاد(علیه السلام) هر شکرى شکر دیگرى مى طلبد(31). چون توفیق بر شکر نعمت، خود نعمت دیگرى است که شکرانه دارد.
اگر ثروتمندى موفّق شود دست فقیرى را بگیرد، این نعمتى است که خداوند به وى عنایت کرده و شکرى مى طلبد. و چنان چه موفق بر شکر آن شود شکرانه آن، نعمت دیگرى است و آن هم شکر و سپاس دارد.
بنابراین، بر فرض که موفّق بر شکر نعمتهاى خدا شویم، شکر این توفیق را نمى توانیم به جا آوریم.
نتیجه این که با توجّه به نکات سه گانه، شکرگزاران بسیار کمند.

برکات شکر نعمت به چه کسى مى رسد؟

خداوند متعال در آیه شریفه 40 سوره نمل مى فرماید:
«وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبّىِ غَنِىٌّ کَرِیمٌ; و هر کس شکر کند به نفع خود شکر مى کند; و هر کس کفران نماید (به خودش زیان رسانده،) چرا که پروردگار من، بى نیاز و بخشنده است». طبق آنچه که در این آیه شریفه آمده، سود و منفعت شکر کردن به خود شکر کننده باز مى گردد و چیزى بر عظمت خداوند اضافه نمى کند; چون خدا غنّى بالذات است. و لذا، اگر تمام مردم کفران کنند چیزى از عزّت و بزرگى و عظمت خداوند
﴿صفحه 44 ﴾
کاسته نمى شود. همانگونه که اگر همه مردم شاکر باشند چیزى بر عظمت خداوند افزوده نمى گردد.

سرانجام ناسپاسى
مرحوم صدوق(رحمه الله) در کتاب امالى، ص 249 حدیث جالبى در این زمینه نقل کرده است. توجّه بفرمایید: امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَنْعَمَ عَلى قَوْم بِالْمَواهِبِ فَلَمْ یَشْکُرُوا فَصارَتْ عَلَیْهِمْ وَبالا، وَ ابْتَلى قَوماً بِالْمَصائِبِ فَصَبَروُا فَصارَتْ عَلَیْهِمْ نِعْمَةً»;(32)
خداوند به عدّه اى از مردم نعمتهایى داد که شکر آن را بجا نیاوردند، آن نعمتها را تبدیل به نقمت و بلا کرد. و (در مقابل) عدّه اى را مبتلى به مصیبتها و مشکلاتى کرد که در برابر آن صبر کردند، خداوند (به پاس صبرشان) مصیبتها را تبدیل به نعمت کرد».
خداوند متعال در درون اتم ها نیروى عظیمى آفریده که واقعاً عجیب است. مى گویند: اگر اتمهایى یک کیلو زباله استخراج گردد مى تواند یک قطار را به مدّت صد سال به حرکت در آورد! خداوند این نعمت را در اختیار بشر قرار داد، ولى قدر آن را ندانسته و شکرش را بجا نیاورده و در مسیرى که مورد رضاى خدا بود به کار نگرفته و آن را تبدیل به بمب اتم کردند. به گونه اى که هم اکنون زرادخانه هاى دنیا پر از بمب اتم است; به مقدارى که گفته مى شود مى توان با آن هفت مرتبه تمام کره زمین را نابود کرد! اگر دیوانگى کسانى که این بمبها را در اختیار دارند گل کند، چه فاجعه عظیمى رخ مى دهد؟! آرى، اگر شکر نعمتهاى پروردگار بجا آورده نشود، تبدیل به بلا و نقمت مى گردد.
﴿صفحه 45 ﴾
در مقابل، اگر انسان در برابر مشکلات و حوادث ناگوار و بلایا و مصیبتها صبر خود را از کف ندهد، بلا تبدیل به نعمت مى شود. اگر در مقابل سیلابها مقاومت کرده و صبر را از دست نداده و در برابر آن سدّى ایجاد نمایید، همان سیلاب ویرانگر تبدیل به سدّى پر آب مى شود که مى تواند منطقه بزرگى را سیراب نموده و آن را سبز و خرّم کند. بنابراین، سعى کنیم خود را عادت دهیم که در برابر نعمتهاى پروردگار شکرگزار باشیم و این شکر نعمت را پس از هر نعمت مادّى و معنوى اظهار کنیم تا فرزندانمان نیز یاد بگیرند و باعث برکت زندگى و پایدارى و دوام نعمتهاى الهى شود.
خلاصه این که یکى از فضائل مهم حضرت نوح این است که او عبد شکور خداوند بود.