فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

4. نوح(علیه السلام) بنده شکور خدا بود

یکى دیگر از افتخارات و امتیازات قرآنى حضرت نوح(علیه السلام) این است که آن حضرت
﴿صفحه 39 ﴾
«عبد شکور» خداوند بود. به این مطلب در آیه سوّم سوره اسراء اشاره شده است:
«ذُرِّیَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوح إِنَّهُ کاَنَ عَبْدًا شَکُورًا; اى فرزندان کسانى که با نوح (بر کشتى) سوار کردیم! او بنده شکر گزارى بود. (شما هم مانند او باشید، تا نجات یابید)».
این آیه شریفه در مورد بنى اسرائیل ناسپاس است، که ناشکرى مى کردند. قرآن مجید مى گوید: شما که خود را فرزندان نوح پیامبر(علیه السلام) مى دانید، او بنده شکور خدا بود، به او اقتدا کنید.(24)
شکور صیغه مبالغه است; یعنى کسى که بسیار شکرگزار است.

چگونگى شکرگزارى حضرت نوح(علیه السلام)

در تفاسیر معتبر(25) نوشته اند که هر نعمتى به نوح پیامبر(علیه السلام) مى رسید خدا را شکر مى گفت. آب مى نوشید الحمدلله مى گفت. غذا مى خورد شکر خدا را به جا مى آورد. هرگونه نعمتى نصیبش مى شد حمد و شکر الهى را فراموش نمى کرد. البتّه نه فقط شکر لفظى و زبانى، بلکه شکر عملى و با تمام وجود. و چون خدا را لفظاً و عملا بسیار شکر مى کرد عبد شکور نامیده شد.

مراحل سه گانه شکرگزارى:

شکر کردن سه مرحله دارد: قلبى، زبانى و عملى
1. شکر قلبى; منظور از شکر قلبى این است که بنده در دلش از خداوند و نعمتهاى بى شمارى که به او عنایت کرده ممنون باشد. بر خلاف بعضى از مردم که در دلشان هم با خدا دعوا دارند و ناسپاسند.
﴿صفحه 40 ﴾
2. شکر لسانى; انسان شاکر علاوه بر شکر قلبى، با الفاظ و واژگان نیز از مُنْعِم خویش تشکّر مى کند و آنچه در قلبش گذشته را بر زبان جارى مى سازد، تا زبان ترجمان مکنونات قلبى او باشد. مثلا الحمدلله و شکراً لله مى گوید. این که مستحب است بعد از نماز، سر بر سجده بگذارد و شکراً لله بگوید(26) شکر زبانى است. و بدین وسیله از خداوند که این توفیق را عنایت نموده که به در خانه اش برود و با او سخن بگوید و از او کمک بخواهد و بر او تکیه نماید، تشکّر مى کند.
3. شکر عملى; مهمترین مرحله شکرگزارى شکر عملى است; به این معناست که انسان نعمتهاى خدا را در مسیر خشنودى او به کار گیرد. اگر خداوند به تو مال و ثروت داد ببین صرف آن در چه راهى باعث رضا و خشنودى اوست؟
بخشى از آن را به ارحام و بستگان و همسایگان و دوستان فقیر و نیازمند اختصاص بده، که موجب خشنودى و قرب الى الله است.
اگر خداوند مقام و موقعیّت مناسبى در اختیارت نهاده، از آن استفاده کن و گره کار مردم را بگشا و مشکلاتشان را مرتفع ساز.
اگر نعمت علم و دانش عنایت کرده، آن را در اختیار مشتاقان آن بگذار و با خود به گور مبر. این کارها شکر عملى محسوب مى شود.
حضرت نوح هم قلباً هم لساناً و هم عملا شاکر بود. و لذا از تمام نعمتهایى که در اختیار داشت 950 سال براى هدایت مردم استفاده کرد و آن قدر خود را به زحمت انداخت که خداوند فرمود: بیش از این خود را به زحمت مینداز که اضافه بر آنچه تاکنون ایمان آورده اند، کسى ایمان نمى آورد. (وَ أُوحِىَ إِلىَ نُوح أَنَّهُ لَن یُؤْمِنَ مِن قَوْمِکَ إِلَّا
﴿صفحه 41 ﴾
مَن قَدْ ءَامَنَ)(27) آرى، حضرت نوح عبد شکور بود.