فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

3. درسهاى عبرت فراوان

خداوند متعال پس از آن که داستان حضرت یوسف(علیه السلام) را به طور مفصّل، و به زیبایى هر چه تمام تر، در قرآن مجید بیان نموده، مى فرماید:
« لَقَدْ كَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ;(6) راستى در سرگذشت آنها عبرتى براى صاحبان اندیشه بود».
آرى، در تاریخ انبیا درسهاى عبرت فراوانى وجود دارد. لذا، قرآن مجید براى این که
﴿صفحه 19 ﴾
مخاطبانش از این عبرت ها استفاده کنند به شرح و تفصیل آن پرداخته است. به عنوان مثال حضرت یوسف(علیه السلام) به شکل یک برده وارد خانه زلیخا شد. زلیخا در اوج مکانت و جایگاه اجتماعى، و یوسف در پایین ترین طبقات جامعه.
امّا حضرت یوسف در سایه مبارزه با هواى نفس و بندگى خدا و تسلیم نشدن در مقابل وسوسه هاى شیطان و عشوه گرى هاى زلیخا (که یک زن عادى نبود، بلکه بسیار زیبا و سر تا به پا آرایش کرده بود) و دل سپردن به خداوند و باور کردن حضور او در همه جا، به اوج عزّت رسید و عزیز مصر شد. امّا زلیخاى با آن موقعیّت و عظمت، بر اثر پیروى از شیطان و هواى نفس سقوط کرد و در نزد همگان بى ارزش شد. آیا این حادثه تاریخى و حوادث مشابه آن براى جوانان عزیز که در اوج شهوتند و با انواع مظاهر فساد و وسوسه هاى جنسى مواجهند، مایه عبرت نیست؟ آیا مطالعه این بخش از تاریخ پیامبران به آنها قوت و قدرت بیشترى براى مبارزه با هواى نفس نمى دهد؟! نتیجه این که: یکى دیگر از فلسفه هاى پرداختن به تاریخ پیامبران در قرآن کریم، عبرت آموزى خوانندگان آن است.

4. اثبات وحدت و یکپارچگى دعوت انبیا

فایده دیگر ذکر تاریخ پیامبران، پى بردن به یکپارچگى دعوت آن بزرگواران است. هنگامى که تاریخ آن عزیزان را مطالعه مى کنیم متّوجه مى شویم که همه آنها به دنبال یک چیز بوده و مردم را به سوى یک مقصد، یعنى خداى یکتا، فرا مى خواندند. با این تفاوت که از مرحله پایین تر شروع نموده و روز به روز کاملتر مى گشت. آرى، همه انبیاى الهى مردم را به توحید و معاد و عدالت و قسط و تقوا و دیگر ارزشهاى معنوى و انسانى فرا مى خواندند.
﴿صفحه 20 ﴾
و لذا ما مسلمانان به تبعیّت از قرآن مجید مى گوییم:
«لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَد مِّن رُّسُلِهِ;(7) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى گذاریم (و به همه ایمان داریم)».
خداوند متعال در آیه 45 سوره زخرف به این فلسفه اشاره کرده است; مى فرماید:
«وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَانِ ءَالِهَةً یُعْبَدُونَ; از پیامبرانى که پیش از تو فرستادیم (و پیروان راستین آنها) بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانى براى پرستش قرار دادیم؟!»
نتیجه این که: یکى دیگر از فلسفه ها و فواید پرداختن به تاریخ انبیا، پى بردن به وحدت و یکپارچگى دعوت آن بزرگواران است.

5. شرح زحمات طاقت فرساى پیامبران

برخى از مسلمانان صدر اسلام، که تازه به صف مسلمین پیوسته بودند و داراى ایمان قوى و محکمى نبودند، هنگامى که با انواع و اقسام آزارها و شکنجه ها و مشکلات مواجه مى شدند شروع به نق زدن مى کردند. خداوند متعال براى این که به آنها بفهماند این مشکلات و سختى ها اختصاص به آنها نداشته، بلکه دامنگیر پیروان همه انبیا و پیامبران بوده، به گوشه هایى از حوادث ناگوارى که براى آن بزرگواران و پیروانشان رخ داده بود در قران مجید اشاره کرده، تا مایه تسلّى خاطر و قوّت قلب مسلمانان گردد. آیه شریفه 214 سوره بقره به همین مطلب اشاره دارد. توجّه فرمایید:
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُواْ حَتىَّ یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَعَهُ مَتىَ نَصْرُ
﴿صفحه 21 ﴾
اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ;(8) گمان کردید داخل بهشت مى شوید، بى آن که حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که سختى ها و زیانها به آنها رسید، و آنچنان بى قرار شدند که پیامبر و افرادى که با او ایمان آورده بودند گفتند: «پس یارى خدا کى خواهد آمد؟» (به آنها گفته شد:) آگاه باشید، یارى خدا نزدیک است!»
آرى، بهشتى شدن و آرام گرفتن در جوار قرب پروردگار آسان نیست. باید در برابر هواى نفس مقاومت نمود و سختى هاى عبادت را به جان خرید. مثلا به هنگامى که ماه مبارک رمضان در گرماى فوق العاده تابستان قرار مى گیرد و روزهاى طولانى و حرارت شدید آن طاقت روزه دار را طاق مى کند، باید با توکّل بر خدا روزه گرفت و توجّهى به وسوسه هاى شیطان و خواهشهاى نفس نکرد. این آیه شریفه به ما مى گوید:
«بهشت را مجانى به کسى نمى دهند. اگر طالب بهشتى، باید با شیطان و نفس امّاره بى امان مبارزه کنى!».

اصولا هر کسى در زندگى اش به موفقیّتى دست یافت در سایه زحمت و تلاش و مبارزه بود. اگر انسان زحمات تحصیل علم را بر جسم و جانش هموار نکند و با مشکلات آن دست و پنجه نرم ننماید، عالم بزرگى نخواهد شد. اگر یک فرد نظامى آموزشهاى سنگین و کلاسهاى متعدّد و تمرین هاى پى در پى و مشکل را پشت سرنگذارد، فرمانده موفّقى نخواهد شد. اگر ورزشکار به تمرین هاى سنگین و اردوههاى طولانى و دورى از خانواده و محرومیّتهاى ناشى از آن تن ندهد، جام قهرمانى را بالاى سر خود نخواهد دید. خلاصه این که: یکى دیگر از فوائد بیان تاریخ پیامبران، شرح زحمات و فداکارى هاى طاقت فرساى آن بزرگواران است.
﴿صفحه 22 ﴾