فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

2. دلدارى به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و دادن امید به مسلمانان

هنگامى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) دعوتش را در مکّه به صورت علنى آغاز کرد، با مخالفتهاى فراوانى از سوى مشرکان مواجه شد. و هر چه بر تعداد مسلمانان افزوده مى شد، آزار و اذیّت و مخالفتهاى مشرکان و بت پرستان مکّه نیز فزونى مى گرفت. برخى از تازه مسلمانان ضعیف الایمان تاب تحمّل این همه سختى، که یکى نمونه آن محاصره اقتصادى مسلمانان در شعب ابى طالب بود، را نداشتند. و لذا، خداوند متعال براى دلدارى دادن به مسلمانها خطاب به پیامبرش فرمود:
«وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِکَ فَصَبرَُواْ عَلَى مَا کُذِّبُواْ وَ أُوذُواْ حَتىَّ أَتَلـهُمْ نَصْرُنَا وَ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جَاءَکَ مِن نَّبَإِىْ الْمُرْسَلِینَ;(5)
﴿صفحه 18 ﴾
به یقین پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند; و در برابر تکذیب ها، صبر و استقامت کردند; و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامى که یارى ما به آنها رسید و هیچ چیز سنّتهاى خدا را تغییر نمى دهد; و به یقین اخبار پیامبران به تو رسیده است».
این آیه شریفه اختصاص به مسلمانان صدر اسلام ندارد، بلکه مسلمانان امروز را نیز شامل مى شود. یعنى اى مسلمانهایى که در کشورهاى مختلف انقلاب کرده اید و به دنبال تحوّل و دگرگونى و ساختار جدید دینى و پیاده شدن احکام و معارف اسلامى هستید! در مواجهه با مشکلات و سختى ها و کار شکنى ها و نا مهربانى ها و آزارها و اذیّتها و شکنجه ها و تبعیدها و شهادت عزیزان، ناامید و دلسرد نشوید که در صورت صبر و مقاومت، وعده الهى شامل حال شما هم خواهد شد و فتح و پیروزى نصیبتان مى گردد.
همانگونه که سایر انقلابها در دیگر کشورهاى اسلامى به ثمر نشست، و جانبازى ها و رشادت ها و شهادت ها بى نتیجه نماند، و مردم آن بلاد به پیروزى رسیدند. نتیجه این که: یکى دیگر از فواید بیان تاریخ انبیا، دلدارى دادن به مسلمانان است.

3. درسهاى عبرت فراوان

خداوند متعال پس از آن که داستان حضرت یوسف(علیه السلام) را به طور مفصّل، و به زیبایى هر چه تمام تر، در قرآن مجید بیان نموده، مى فرماید:
« لَقَدْ كَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ;(6) راستى در سرگذشت آنها عبرتى براى صاحبان اندیشه بود».
آرى، در تاریخ انبیا درسهاى عبرت فراوانى وجود دارد. لذا، قرآن مجید براى این که
﴿صفحه 19 ﴾
مخاطبانش از این عبرت ها استفاده کنند به شرح و تفصیل آن پرداخته است. به عنوان مثال حضرت یوسف(علیه السلام) به شکل یک برده وارد خانه زلیخا شد. زلیخا در اوج مکانت و جایگاه اجتماعى، و یوسف در پایین ترین طبقات جامعه.
امّا حضرت یوسف در سایه مبارزه با هواى نفس و بندگى خدا و تسلیم نشدن در مقابل وسوسه هاى شیطان و عشوه گرى هاى زلیخا (که یک زن عادى نبود، بلکه بسیار زیبا و سر تا به پا آرایش کرده بود) و دل سپردن به خداوند و باور کردن حضور او در همه جا، به اوج عزّت رسید و عزیز مصر شد. امّا زلیخاى با آن موقعیّت و عظمت، بر اثر پیروى از شیطان و هواى نفس سقوط کرد و در نزد همگان بى ارزش شد. آیا این حادثه تاریخى و حوادث مشابه آن براى جوانان عزیز که در اوج شهوتند و با انواع مظاهر فساد و وسوسه هاى جنسى مواجهند، مایه عبرت نیست؟ آیا مطالعه این بخش از تاریخ پیامبران به آنها قوت و قدرت بیشترى براى مبارزه با هواى نفس نمى دهد؟! نتیجه این که: یکى دیگر از فلسفه هاى پرداختن به تاریخ پیامبران در قرآن کریم، عبرت آموزى خوانندگان آن است.

4. اثبات وحدت و یکپارچگى دعوت انبیا

فایده دیگر ذکر تاریخ پیامبران، پى بردن به یکپارچگى دعوت آن بزرگواران است. هنگامى که تاریخ آن عزیزان را مطالعه مى کنیم متّوجه مى شویم که همه آنها به دنبال یک چیز بوده و مردم را به سوى یک مقصد، یعنى خداى یکتا، فرا مى خواندند. با این تفاوت که از مرحله پایین تر شروع نموده و روز به روز کاملتر مى گشت. آرى، همه انبیاى الهى مردم را به توحید و معاد و عدالت و قسط و تقوا و دیگر ارزشهاى معنوى و انسانى فرا مى خواندند.
﴿صفحه 20 ﴾
و لذا ما مسلمانان به تبعیّت از قرآن مجید مى گوییم:
«لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَد مِّن رُّسُلِهِ;(7) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى گذاریم (و به همه ایمان داریم)».
خداوند متعال در آیه 45 سوره زخرف به این فلسفه اشاره کرده است; مى فرماید:
«وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَانِ ءَالِهَةً یُعْبَدُونَ; از پیامبرانى که پیش از تو فرستادیم (و پیروان راستین آنها) بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانى براى پرستش قرار دادیم؟!»
نتیجه این که: یکى دیگر از فلسفه ها و فواید پرداختن به تاریخ انبیا، پى بردن به وحدت و یکپارچگى دعوت آن بزرگواران است.