فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

1. انتقال تجربیّات

تجربه نتیجه زندگى انسان است. اگر انسان تجربیّات خود را در اختیار دیگرى قرار دهد مثل این است که عمرش را زیادتر کرده است. گاه استادى تجربه کارى شصت ساله اش را در ظرف یک ماه در اختیار شاگرد جوانش قرار مى دهد. این استاد در واقع شصت سال به عمر این شاگرد اضافه نموده، و این غنیمت بزرگى براى شاگرد است. قرآن مجید تاریخ انبیاى اولواالعزم و غیر اولواالعزم را ذکر کرده، تا تجربیّات آنان را به ما منتقل کند. عوامل پیروزى و شکست ملّتهاى مختلف را بفهمیم. آثار و نتایج ظلم و ستم و نافرمانى و معصیت را مشاهده کنیم.
عاقبت افراد شرور و ظالم، همچون فرعونها و نمرودها، را مطالعه کرده و از آن
﴿صفحه 17 ﴾
عبرت بگیریم و از آنچه باعث شقاوت آنها شده خود دارى نماییم.
ببینیم قارونها با آن ثروت عظیم و کم نظیر و آن همه یار و یاور و خادم و نوکر، سرانجام با چه وضع خفّت بارى تمام دارایى خود را گذاشته و جهان را ترک کردند. این ها تجربیّاتى است که از مطالعه تاریخ انبیاء در قرآن مجید به دست مى آید.
خداوند متعال در آیه شریفه 176 سوره اعراف مى فرماید:
«فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ; این داستانها را (براى آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند).»
آرى، مطالعه تاریخ انبیا و استفاده از تجربیّات آن بزرگواران، براى انسان بسیار ارزشمند است. نتیجه این که: یکى از فلسفه هاى پرداختن به تاریخ انبیا، استفاده از تجربیّات آنهاست.

2. دلدارى به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و دادن امید به مسلمانان

هنگامى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) دعوتش را در مکّه به صورت علنى آغاز کرد، با مخالفتهاى فراوانى از سوى مشرکان مواجه شد. و هر چه بر تعداد مسلمانان افزوده مى شد، آزار و اذیّت و مخالفتهاى مشرکان و بت پرستان مکّه نیز فزونى مى گرفت. برخى از تازه مسلمانان ضعیف الایمان تاب تحمّل این همه سختى، که یکى نمونه آن محاصره اقتصادى مسلمانان در شعب ابى طالب بود، را نداشتند. و لذا، خداوند متعال براى دلدارى دادن به مسلمانها خطاب به پیامبرش فرمود:
«وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِکَ فَصَبرَُواْ عَلَى مَا کُذِّبُواْ وَ أُوذُواْ حَتىَّ أَتَلـهُمْ نَصْرُنَا وَ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جَاءَکَ مِن نَّبَإِىْ الْمُرْسَلِینَ;(5)
﴿صفحه 18 ﴾
به یقین پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند; و در برابر تکذیب ها، صبر و استقامت کردند; و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامى که یارى ما به آنها رسید و هیچ چیز سنّتهاى خدا را تغییر نمى دهد; و به یقین اخبار پیامبران به تو رسیده است».
این آیه شریفه اختصاص به مسلمانان صدر اسلام ندارد، بلکه مسلمانان امروز را نیز شامل مى شود. یعنى اى مسلمانهایى که در کشورهاى مختلف انقلاب کرده اید و به دنبال تحوّل و دگرگونى و ساختار جدید دینى و پیاده شدن احکام و معارف اسلامى هستید! در مواجهه با مشکلات و سختى ها و کار شکنى ها و نا مهربانى ها و آزارها و اذیّتها و شکنجه ها و تبعیدها و شهادت عزیزان، ناامید و دلسرد نشوید که در صورت صبر و مقاومت، وعده الهى شامل حال شما هم خواهد شد و فتح و پیروزى نصیبتان مى گردد.
همانگونه که سایر انقلابها در دیگر کشورهاى اسلامى به ثمر نشست، و جانبازى ها و رشادت ها و شهادت ها بى نتیجه نماند، و مردم آن بلاد به پیروزى رسیدند. نتیجه این که: یکى دیگر از فواید بیان تاریخ انبیا، دلدارى دادن به مسلمانان است.

3. درسهاى عبرت فراوان

خداوند متعال پس از آن که داستان حضرت یوسف(علیه السلام) را به طور مفصّل، و به زیبایى هر چه تمام تر، در قرآن مجید بیان نموده، مى فرماید:
« لَقَدْ كَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ;(6) راستى در سرگذشت آنها عبرتى براى صاحبان اندیشه بود».
آرى، در تاریخ انبیا درسهاى عبرت فراوانى وجود دارد. لذا، قرآن مجید براى این که
﴿صفحه 19 ﴾
مخاطبانش از این عبرت ها استفاده کنند به شرح و تفصیل آن پرداخته است. به عنوان مثال حضرت یوسف(علیه السلام) به شکل یک برده وارد خانه زلیخا شد. زلیخا در اوج مکانت و جایگاه اجتماعى، و یوسف در پایین ترین طبقات جامعه.
امّا حضرت یوسف در سایه مبارزه با هواى نفس و بندگى خدا و تسلیم نشدن در مقابل وسوسه هاى شیطان و عشوه گرى هاى زلیخا (که یک زن عادى نبود، بلکه بسیار زیبا و سر تا به پا آرایش کرده بود) و دل سپردن به خداوند و باور کردن حضور او در همه جا، به اوج عزّت رسید و عزیز مصر شد. امّا زلیخاى با آن موقعیّت و عظمت، بر اثر پیروى از شیطان و هواى نفس سقوط کرد و در نزد همگان بى ارزش شد. آیا این حادثه تاریخى و حوادث مشابه آن براى جوانان عزیز که در اوج شهوتند و با انواع مظاهر فساد و وسوسه هاى جنسى مواجهند، مایه عبرت نیست؟ آیا مطالعه این بخش از تاریخ پیامبران به آنها قوت و قدرت بیشترى براى مبارزه با هواى نفس نمى دهد؟! نتیجه این که: یکى دیگر از فلسفه هاى پرداختن به تاریخ پیامبران در قرآن کریم، عبرت آموزى خوانندگان آن است.