فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

فلسفه گستردگى تاریخ انبیا در قرآن

سؤال: چرا حالات انبیاى اولواالعزم و شرح زندگانى آنها به طور مکرّر در سوره هاى مختلف قرآن مجید ذکر شده است؟ چرا قرآن اینقدر به تاریخ انسانهاى پیشین اهمیّت داده و حتّى شرح حال انبیاى غیر اولواالعزم، نظیر حضرت یوسف و شعیب و یونس و زکریّا و مانند آنها(علیهم السلام) را نیز بیان کرده است؟
جواب: بیان تاریخ انبیا، مطابق آنچه که از قرآن مجید استفاده مى شود، هفت فلسفه و فایده مهم دارد، که اجمالا به آن مى پردازیم:

1. انتقال تجربیّات

تجربه نتیجه زندگى انسان است. اگر انسان تجربیّات خود را در اختیار دیگرى قرار دهد مثل این است که عمرش را زیادتر کرده است. گاه استادى تجربه کارى شصت ساله اش را در ظرف یک ماه در اختیار شاگرد جوانش قرار مى دهد. این استاد در واقع شصت سال به عمر این شاگرد اضافه نموده، و این غنیمت بزرگى براى شاگرد است. قرآن مجید تاریخ انبیاى اولواالعزم و غیر اولواالعزم را ذکر کرده، تا تجربیّات آنان را به ما منتقل کند. عوامل پیروزى و شکست ملّتهاى مختلف را بفهمیم. آثار و نتایج ظلم و ستم و نافرمانى و معصیت را مشاهده کنیم.
عاقبت افراد شرور و ظالم، همچون فرعونها و نمرودها، را مطالعه کرده و از آن
﴿صفحه 17 ﴾
عبرت بگیریم و از آنچه باعث شقاوت آنها شده خود دارى نماییم.
ببینیم قارونها با آن ثروت عظیم و کم نظیر و آن همه یار و یاور و خادم و نوکر، سرانجام با چه وضع خفّت بارى تمام دارایى خود را گذاشته و جهان را ترک کردند. این ها تجربیّاتى است که از مطالعه تاریخ انبیاء در قرآن مجید به دست مى آید.
خداوند متعال در آیه شریفه 176 سوره اعراف مى فرماید:
«فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ; این داستانها را (براى آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند).»
آرى، مطالعه تاریخ انبیا و استفاده از تجربیّات آن بزرگواران، براى انسان بسیار ارزشمند است. نتیجه این که: یکى از فلسفه هاى پرداختن به تاریخ انبیا، استفاده از تجربیّات آنهاست.

2. دلدارى به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و دادن امید به مسلمانان

هنگامى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) دعوتش را در مکّه به صورت علنى آغاز کرد، با مخالفتهاى فراوانى از سوى مشرکان مواجه شد. و هر چه بر تعداد مسلمانان افزوده مى شد، آزار و اذیّت و مخالفتهاى مشرکان و بت پرستان مکّه نیز فزونى مى گرفت. برخى از تازه مسلمانان ضعیف الایمان تاب تحمّل این همه سختى، که یکى نمونه آن محاصره اقتصادى مسلمانان در شعب ابى طالب بود، را نداشتند. و لذا، خداوند متعال براى دلدارى دادن به مسلمانها خطاب به پیامبرش فرمود:
«وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِکَ فَصَبرَُواْ عَلَى مَا کُذِّبُواْ وَ أُوذُواْ حَتىَّ أَتَلـهُمْ نَصْرُنَا وَ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جَاءَکَ مِن نَّبَإِىْ الْمُرْسَلِینَ;(5)
﴿صفحه 18 ﴾
به یقین پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند; و در برابر تکذیب ها، صبر و استقامت کردند; و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامى که یارى ما به آنها رسید و هیچ چیز سنّتهاى خدا را تغییر نمى دهد; و به یقین اخبار پیامبران به تو رسیده است».
این آیه شریفه اختصاص به مسلمانان صدر اسلام ندارد، بلکه مسلمانان امروز را نیز شامل مى شود. یعنى اى مسلمانهایى که در کشورهاى مختلف انقلاب کرده اید و به دنبال تحوّل و دگرگونى و ساختار جدید دینى و پیاده شدن احکام و معارف اسلامى هستید! در مواجهه با مشکلات و سختى ها و کار شکنى ها و نا مهربانى ها و آزارها و اذیّتها و شکنجه ها و تبعیدها و شهادت عزیزان، ناامید و دلسرد نشوید که در صورت صبر و مقاومت، وعده الهى شامل حال شما هم خواهد شد و فتح و پیروزى نصیبتان مى گردد.
همانگونه که سایر انقلابها در دیگر کشورهاى اسلامى به ثمر نشست، و جانبازى ها و رشادت ها و شهادت ها بى نتیجه نماند، و مردم آن بلاد به پیروزى رسیدند. نتیجه این که: یکى دیگر از فواید بیان تاریخ انبیا، دلدارى دادن به مسلمانان است.