فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

حكمى دیگر در ارتباط پیامبر با زنان

(لّاَ یَحِلُّ لَکَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلاَ أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ مَا مَلَکَتْ یَمِینُکَ وَکَانَ اللهُ عَلَى کُلِّ شَىْءٍ رَقِیبآ)
بعد از این، زنان (دیگر) بر تو حلال نیستند، و نمى توانى همسرانت را به همسران دیگرى مبدّل کنى و بعضى را طلاق دهى و همسر دیگرى به جاى او برگزینى) هرچند خوبى آنها مورد توجّه تو واقع شود، مگر آنچه که در مِلک تو درآید. و خداوند مراقب هر چیز است (و با این حکم فشار قبایل عرب را در اختیار همسر از آنان، از تو برداشتیم).
(سوره احزاب، آیه 52)
تفسیر :

یک حکم مهمّ دیگر در ارتباط با همسران پیامبر

در این آیه حکم دیگرى از احکام مربوط به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیان شده است. مى فرماید: «بعد از این، دیگر زنى بر تو حلال نیست، و حق ندارى همسرانت را به همسران دیگرى تبدیل کنى، هر چند جمال آنها مورد توجّه تو واقع شود، مگر آنانى که به صورت کنیز در اختیار تو قرار گیرند، و خداوند ناظر ومراقب بر هر چیزى است» (لاَ یَحِلُّ لَکَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَ لاَ أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ مَا مَلَکَتْ یَمِینُکَ وَ کَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَىْءٍ رَقِیبًا).
مفسّران و فقهاى اسلام در تفسیر این آیه بحث هاى فراوانى دارند و روایات مختلفى نیز در این زمینه در منابع اسلامى وارد شده است. ما قبلاً آنچه را که از ظاهر آیه در ارتباط با آیات گذشته و آینده ـ قطع نظر از گفته هاى مفسّران ـ به نظر مى رسد ذکر مى کنیم، بعد به سراغ مطالب دیگر مى رویم.
ظاهر جمله «مِن بَعدُ» این است که بعد از این، ازدواج مجدّد براى تو حرام است. بنابراین «بَعد» یا به معنى بَعد زمانى است، یعنى بعد از این زمان، دیگر همسرى انتخاب مکن، یا بعد از آنکه همسرانت را طبق فرمان الهى در آیات گذشته مخیّر در میان زندگى ساده در خانه تو، یا جدا شدن کردى، و آنها با میل و رغبت ترجیح دادند که به همسرى با تو ادامه دهند، دیگر بعد از آنها نباید با زن دیگرى ازدواج کنى. و نیز نمى توانى بعضى را طلاق داده و همسر دیگرى به جاى او برگزینى. به تعبیر دیگر، نه بر تعداد آنها بیفزاى، و نه افراد موجود را عوض کن.
نکته ها :

1. فلسفه این حکم

این محدودیّت براى شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقصى محسوب نمى شود، و حکمى است که فلسفه بسیار حساب شده اى دارد، زیرا طبق شواهدى که از تواریخ استفاده مى شود، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از ناحیه افراد و قبایل مختلف تحت فشار بود که از آنها همسر بگیرد، و هر یک از قبایل مسلمان افتخار مى کردند که زنى از آنها به همسرى پیامبر (صلی الله علیه و آله) درآید، حتّى ـ چنانکه گذشت ـ بعضى از زنان بدون هیچ مهرى حاضر بودند خود را به عنوان «هبه» در اختیار آن حضرت بگذارند، و بى هیچ قید وشرط با او ازدواج کنند.
البتّه پیوند زناشویى با این قبایل و اقوام تا حدّى براى پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهداف اجتماعى و سیاسى او مشکل گشا بود، ولى طبیعى است اگر از حد بگذرد خود مشکل آفرین مى شود و هر قوم و قبیله اى چنین انتظارى را دارد، و اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بخواهد به انتظارات آنها پاسخ گوید و زنانى را هر چند به صورت عقد و نه به صورت عروسى در اختیار خود گیرد دردسرهاى فراوانى ایجاد مى شود. لذا خداوند حکیم با یک قانون محکم جلوى این کار را گرفت و او را از هرگونه ازدواج مجدّد، یا تبدیل زنان موجود نهى کرد.
در این وسط شاید افرادى بودند که براى رسیدن به مقصود خود به این بهانه متوسّل مى شدند که همسران تو غالباً بیوه هستند، و در میان آنها زنان سالمندى یافت مى شوند که هیچ بهره اى از جمال ندارند، شایسته است که با زنى صاحب جمال ازدواج کنى. قرآن مخصوصاً روى این مسأله نیز تکیه و تأکید مى کند که حتّى اگر زنان صاحب جمالى باشند، حقّ ازدواج با آنها نخواهى داشت.
به علاوه حق شناسى ایجاب مى کرد بعد از وفادارى همسرانش با او و ترجیح دادن زندگى ساده معنوى پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بر هر چیز دیگر، خداوند براى حفظ مقام آنها چنین دستورى به پیامبر (صلی الله علیه و آله) بدهد.
و امّا در مورد کنیز که مجاز شده به خاطر آن است که مشکل و گرفتارى پیامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحیه زنان آزاد بود، لذا ضرورتى نداشت که این حکم در این مورد محدود شود، هر چند پیامبر (صلی الله علیه و آله) از این استثنا نیز طبق گواهى تاریخ استفاده نکرد.
این چیزى است که از ظاهر آیه به نظر مى رسد.