فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

رفع یک مشکل دیگر از زندگى پیامبر (صلی الله علیه و آله)

یک رهبر بزرگ الهى همچون پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن هم در زمانى که در کوره حوادث سخت گرفتار است و توطئه هاى خطرناکى از داخل و خارج براى او مى چینند نمى تواند فکر خود را زیاد مشغول زندگى شخصى و خصوصى اش کند. باید در زندگى داخلى خود داراى آرامش نسبى باشد تا بتواند به حلّ انبوه مشکلاتى که از هر سو او را احاطه کرده است با فراغت خاطر بپردازد.
آشفتگى زندگى شخصى و دل مشغول بودن او به وضع خانوادگى در این لحظات بحرانى و طوفانى، سخت خطرناک است.
با اینکه طبق بحث هاى گذشته و مدارکى که در شرح آیه پیشین آوردیم
ازدواج هاى متعدّد پیامبر (صلی الله علیه و آله) غالباً جنبه هاى سیاسى و اجتماعى و عاطفى داشته، و در حقیقت جزئى از برنامه انجام دادن رسالت الهى او بوده، ولى در عین حال گاه اختلاف میان همسران و رقابت هاى زنانه متداول آنها طوفانى در درون خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) برمى انگیخته و فکر او را مشغول مى داشته است.
اینجاست که خداوند یکى دیگر از ویژگى ها را براى پیامبرش قائل شد و براى همیشه به این ماجراها و کشمکش ها پایان داد، و حضرت را از این نظر آسوده خاطر و فارغ البال کرد.
و چنانکه در آیه مورد بحث مى خوانیم فرمود: «مى توانى (موعد) هر یک از این زنان را که بخواهى به تأخیر بیندازى و به وقت دیگرى موکول کنى، و هر کدام را بخواهى نزد خود جاى دهى» (تُرْجِى مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَ تُـْوِى إِلَیْکَ مَنْ تَشَاءُ).
«تُرجى» از مادّه «ارجاء» به معنى تأخیر، و «تُؤى» از مادّه «ایواء» به معنى کسى را نزد خود جاى دادن است.
مى دانیم که یکى از احکام اسلام در مورد همسران متعدّد آن است که شوهر اوقات خود را در میان آنها به طور عادلانه تقسیم کند. اگر یک شب نزد یکى از آنهاست شب دیگر نزد دیگرى باشد و تفاوتى در میان زنان از این نظر وجود ندارد. از این موضوع در کتاب هاى فقه اسلامى تعبیر به «حقّ قَسم» مى کنند.
یکى از خصایص پیامبر (صلی الله علیه و آله) این بود که به خاطر شرایط خاصّ زندگى طوفانى و بحرانى اش در مدینه که در هر ماه تقریباً یک جنگ بر او تحمیل مى شد و در عین حال همسران متعدّد داشت، رعایت «حقّ قسم» به حکم آیه فوق از او ساقط بود و مى توانست هرگونه بخواهد اوقات خود را تقسیم کند، هرچند او با این همه حتّى الامکان مساوات و عدالت را چنانکه در تواریخ اسلامى صریحاً آمده است رعایت مى کرد.
ولى وجود همین حکم الهى آرامشى به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) و محیط زندگى داخلى او مى داد.
سپس مى افزاید: «هرگاه بعضى از آنها را کنار بگذارى و بعداً بخواهى او را نزد خود جاى دهى گناهى بر تو نیست» (وَ مَنِابْتَغَیْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکَ).
و به این ترتیب نه تنها در آغاز اختیار با تو است، در ادامه کار نیز این تخییر برقرار است، و به اصطلاح این تخییر استمرارى است نه ابتدایى، و با این حکم گسترده و وسیع هرگونه بهانه اى از برنامه زندگى تو نسبت به همسرانت قطع خواهد شد و مى توانى فکر خود را متوجّه مسؤولیّت هاى بزرگ و سنگین رسالت کنى.
و براى اینکه همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز بدانند گذشته از افتخارى که از ناحیه همسرى با او کسب مى کنند با تسلیم در برابر این برنامه خاص در مورد تقسیم اوقات پیامبر (صلی الله علیه و آله) یک نوع ایثار و فداکارى از خود نشان داده و به هیچ وجه عیب و ایرادى متوجّه آنها نیست، زیرا در برابر حکم خدا تسلیم شده اند، اضافه مى کند: «این حکم الهى براى روشنى چشم آنها و اینکه غمگین نشوند و همه آنها راضى به آنچه در اختیارشان مى گذارى گردند نزدیک تر است» (ذلِکَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْیُنُهُنَّ وَ لاَ یَحْزَنَّ وَ یَرْضَیْنَ بِمَا آتَیْتَهُنَّ کُلُّهُنَّ).
زیرا اوّلاً این یک حکم عمومى درباره همه آنهاست و تفاوتى در کار نیست. ثانیاً حکمى است از ناحیه خدا که براى مصالح مهمّى تشریع شده، بنابراین آنها باید با رضا و رغبت به آن تن دهند و نه تنها نگران نباشند بلکه خشنود گردند.
ولى در عین حال همان گونه که در بالا نیز اشاره کردیم، پیامبر (صلی الله علیه و آله) حتّى الامکان تساوى را در تقسیم اوقات خود رعایت مى کرد، جز در مواردى که شرایط خاصّى عدم مساوات را ایجاب مى نمود، و این خود مطلب دیگرى بود که موجب خشنودى آنها مى شد، زیرا مشاهده مى کردند پیامبر (صلی الله علیه و آله) با اینکه مخیّر است سعى در برقرارى مساوات دارد.
در پایان آیه مطلب را با این جمله ختم مى کند: «خدا آنچه را در قلوب شماست مى داند، و خداوند از همه اعمال و مصالح بندگان باخبر است، و در عین حال حلیم است و در کیفر آنها عجله نمى کند» (وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا فِى قُلُوبِکُمْ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَلِیمًا).
آرى خدا مى داند شما در برابر کدامین حکم قلباً راضى و تسلیم هستید، و در برابر کدامین ناخشنود.
او مى داند شما به کدام یک از همسرانتان تمایل بیشتر دارید و به کدام کمتر و حکم خدا را در برخورد با این تمایلات چگونه رعایت مى کنید.
همچنین او مى داند چه کسانى در گوشه و کنار مى نشینند وبه این گونه احکام الهى در مورد شخص پیامبر(صلی الله علیه و آله) خرده گیرى مى کنند، و در دل نسبت به آن معترضند و چه کسانى با آغوش باز همه را پذیرا مى شوند. بنابراین، تعبیر «قُلوبِکُم» تعبیر گسترده اى است که هم پیامبر (صلی الله علیه و آله) و همسران او را شامل مى شود، و هم همه مؤمنان را که در ارتباط با این احکام از در رضا و تسلیم وارد مى شوند، یا اعتراض و انکار مى کنند، هر چند آن را آشکار نسازند.

نکته :

آیا این حکم در حقّ همه همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود؟
در فقه اسلامى در باب خصایص پیامبر (صلی الله علیه و آله) این مسأله بحث شده که آیا تقسیم اوقات به طور مساوى در میان همسران متعدّد، همان گونه که بر عموم مسلمانان واجب است، بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز واجب بوده یا اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) حکم استثنایى تخییر را داشته است؟
مشهور و معروف در میان فقهاى ما و جمعى از فقهاى اهل سنّت این است که او در این حکم مستثنا بوده، و دلیل آن را آیه فوق مى شمرند که مى گوید: (تُرْجِى مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَ تُـوِى إِلَیْکَ مَنْ تَشَاءُ) «هر کدام را بخواهى به تأخیر مى اندازى و هر یک را بخواهى نزد خود نگاه مى دارى».
زیرا قرار گرفتن این جمله بعد از بحث درباره همه زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین ایجاب مى کند که ضمیر جمع (هُنَّ) به تمام آنها بازگردد، و این مطلبى است که بسیارى از فقها و مفسّران آن را پذیرفته اند.
ولى بعضى ضمیر فوق را مربوط به خصوص زنانى مى دانند که خود را بدون مهر در اختیار او قرار دادند، و مطابق این آیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) مخیّر بوده که هر کدام از آنها را بپذیرد(580) ، در حالى که اوّلاً از نظر تاریخى ثابت نیست که آیا این حکم، موضوع خارجى پیدا کرد یا نه؟ برخى معتقدند که تنها در یک مورد بود که زنى به این صورت به ازدواج پیامبر (صلی الله علیه و آله) درآمد، و در هر حال اصل مسأله از نظر تاریخى ثابت نیست.
ثانیاً این تفسیر خلاف ظاهر آیه است و با شأن نزولى که براى آیه ذکر کرده اند سازگار نمى باشد، بنابراین باید پذیرفت که حکم مزبور یک حکم عام است (ر.ک : ج17، ص 411 ـ 417).

حكمى دیگر در ارتباط پیامبر با زنان

(لّاَ یَحِلُّ لَکَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلاَ أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ مَا مَلَکَتْ یَمِینُکَ وَکَانَ اللهُ عَلَى کُلِّ شَىْءٍ رَقِیبآ)
بعد از این، زنان (دیگر) بر تو حلال نیستند، و نمى توانى همسرانت را به همسران دیگرى مبدّل کنى و بعضى را طلاق دهى و همسر دیگرى به جاى او برگزینى) هرچند خوبى آنها مورد توجّه تو واقع شود، مگر آنچه که در مِلک تو درآید. و خداوند مراقب هر چیز است (و با این حکم فشار قبایل عرب را در اختیار همسر از آنان، از تو برداشتیم).
(سوره احزاب، آیه 52)
تفسیر :