فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

4. نشانه پادشاهان

از این آیات به خوبى استفاده مى شود که سلطنت و حکومت استبدادى همه جا مایه فساد و تباهى و ذلیل کردن عزیزان یک قوم است، چرا که افراد باشخصیّت را کنار مى زنند، متملّقان چاپلوس را به خدمت دعوت مى کنند، و در همه چیز منفعت و سود خود را مى جویند، اهل هدیه و رشوه و زر و زیورند و طبعاً ظالمان زورگو که دسترسى به این امور دارند نزد آنها محبوب ترند.
شاهان، فکر وقلبشان در گرو مقام و هدایا و زر و زیورهاست، در حالى که پیامبران جز به صلاح امّت ها نمى اندیشند (ر.ک: ج 15، ص 477 ـ 489).

ادامه داستان ملكه سبا

(فَلَمَّا جَاءَ سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِ اللهُ خَیْرٌ مِّمَّا آتَاکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ * ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لّاَ قِبَلَ لَهُمْ بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ)
هنگامى که (فرستاده ملکه سبا) نزد سلیمان آمد، گفت: «مى خواهید مرا با مالى کمک کنید (و فریب دهید)؟! آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده؛ بلکه شمایید که به هدیه هایتان شاد مى شوید. * به سوى آنان بازگرد (و اعلام کن) با لشکریانى به سراغ آنان مى آییم که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند؛ و آنان را از آن (سرزمین) با ذلّت و حقارت بیرون مى رانیم!» (سوره نمل، آیات 36-37)
تفسیر :

مرا با مال نفریبید

فرستادگان ملکه سبا با کاروان هدایا، سرزمین یمن را پشت سر گذاشتند و به سوى شام و مقر سلیمان حرکت کردند، به گمان اینکه سلیمان از مشاهده هدایا خوشحال مى شود و به آنها شادباش مى گوید، «امّا همین که با سلیمان روبه رو شدند صحنه عجیبى در برابر آنان نمایان گشت، سلیمان نه تنها از آنها استقبال نکرد، بلکه گفت: آیا شما مى خواهید مرا با مال (خود) کمک کنید، در حالى که این اموال در نظر من بى ارزش است، آنچه خداوند به من بخشیده، از آنچه به شما داده بهتر و پرارزش تر است» (فَلَمَّا جَاءَ سُلَیْمَـنَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِىَ اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتَیکُمْ).
مال چه ارزشى در برابر مقام نبوّت، علم، دانش، هدایت و تقوا دارد؟ «شما هستید که به هدایاى خود شاد مى شوید» (بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ).
آرى، شما هستید که هرگاه یک چنین هدایاى پرزرق و برق و گران قیمتى براى هم بفرستید چنان مسرور مى شوید که برق شادى در چشمانتان ظاهر مى گردد امّا اینها در نظر من کم ارزش و بى مقدار است.
به این ترتیب سلیمان (علیه السلام) معیارهاى ارزش را در نظر آنها تحقیر کرد و روشن ساخت که معیارهاى دیگرى براى ارزش در کار است که معیارهاى معروف نزد دنیاپرستان در برابر آن بى رنگ و بى بهاست.
سپس براى اینکه قاطعیّت خود را در مسأله حقّ و باطل نشان دهد، به فرستاده مخصوص ملکه سبا گفت: «به سوى آنان بازگرد (و این هدایا را نیز با خود ببر) امّا بدان ما به زودى با لشکرهایى به سراغ آنها خواهیم آمد که توانایى مقابله با آن را نداشته باشند» (ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاَ قِبَلَ لَهُمْ بِهَا).
«و ما آنها را از آن سرزمین آباد با ذلّت خارج مى کنیم در حالى که کوچک و حقیر خواهند بود» (وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَ هُمْ صَاغِرُونَ). (531)
اشاره به اینکه نه تنها آنها را از سرزمینشان بیرون مى رانیم بلکه با وضع ذلّت بار و توأم با حقارت، به گونه اى که تمام کاخ ها، اموال، جاه و جلال خود را از دست خواهند داد، چرا که در برابر آیین حق تسلیم نشدند و از در مکر و فریب وارد گشتند.
البتّه این تهدید براى فرستادگانى که وضع سلیمان (علیه السلام) را از نزدیک دیدند و لشکر و عسکر او را تماشا کردند یک تهدید جدّى و قابل ملاحظه بود.
با توجّه به آنچه در آیات قبل خواندیم که سلیمان دو چیز از آنها خواست «ترک برترى جویى» و «تسلیم در برابر حق» و پاسخ ندادن آنها به این دو امر و توسّل به ارسال هدیه، دلیل بر امتناع آنها از پذیرش حق و ترک استعلا بود، به این دلیل آنها را تهدید به فشار نظامى مى کند.
هرگاه ملکه سبا و اطرافیان او تقاضاى دلیل و مدرک، یا معجزه و مانند آن کرده بودند به آنها حق مى داد که بیشتر تحقیق کنند، امّا فرستادن هدیه ظاهرش این بود که آنها در مقام انکارند.
این را نیز مى دانیم که مهم ترین خبر ناگوار هدهد به سلیمان درباره این قوم و جمعیّت این بود که آنها آفتاب پرست اند و خداوند بزرگ را که بر غیب و شهود آسمان و زمین سلطه دارد رها کرده، در برابر مخلوقى به خاک مى افتند.
سلیمان (علیه السلام) از این مسأله ناراحت شد و مى دانیم بت پرستى چیزى نیست که آیین هاى الهى در برابر آن سکوت کنند، یا بت پرستان را به عنوان یک اقلّیّت مذهبى تحمّل نمایند، بلکه در صورت لزوم با توسّل به زور بتکده ها را ویران و آیین شرک و بت پرستى را برمى چینند.
از توضیحاتى که در بالا دادیم روشن مى شود که تهدید سلیمان با اصل اساسى «لاَاِکْرَاهَ فِى الدِّینِ» تضادّى ندارد که بت پرستى دین نیست، بلکه یک خرافه و انحراف است.