فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

بخش ششم:داستان هایی از زنان

ماجراى امّ عقیل، بانوى صابر

زن مسلمان بادیه نشین به نام امّ عقیل، در یکى از روزها دو میهمان بر او وارد شد. فرزندش همراه شتران در بادیه بود. در همان لحظه به او خبر دادند شتر خشمگین، فرزندش را در چاه انداخت و بدرود حیات گفت.
زن باایمان به کسى که خبر مرگ فرزند را آورد، گفت: از مرکب پیاده شو و به پذیرایى از میهمانان کمک کن. گوسفندى حاضر داشت به او داد تا آن را ذبح کند.
غذا آماده شد. نزد میهمانان گذاشت. آنها از صبر و استقامت این زن در شگفت بودند.
یکى از حاضران نقل مى کند: هنگامى که از غذا خوردن فارغ شدیم، زن باایمان نزد ما آمد گفت: آیا در میان شما کسى هست که از قرآن به خوبى آگاه باشد؟
یکى از حاضران گفت: آرى من آگاهم.
گفت: آیاتى از قرآن بخوان تا در برابر مرگ فرزند مایه تسلّى خاطر من گردد. او مى گوید: من این آیات را براى او خواندم: (وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ * الَّذینَ إِذا اَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * اُولَـئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَاُولَـئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ). زن خداحافظى کرد. سپس رو به قبله ایستاد و چند رکعت نماز گزارد. بعد عرض کرد : (أللّهُمَّ إنّى فَعَلتُ ما أمَرتَنى، فَأنْجِزْ لى ما وَعَدتَنى) «خداوندا! آنچه را فرمان دادى انجام دادم ـ و رشته شکیبایى را رها نساختم ـ پس آنچه را وعده داده اى به انجام برسان».
سپس افزود: «اگر بنا بود در این جهان کسى براى کسى بماند...».
یکى از حاضران مى گوید: گمان کردم مى خواهد بگوید فرزندم براى من باقى مى ماند، امّا شنیدم چنین ادامه داد: «پیامبر اسلام، حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) براى امّتش زنده مى ماند»(518) (ر.ک: ج 1، ص 608 و 609).

ملكه سبا و سلیمان

(وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِى لاَ أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ * لاَعَذِّبَنَّهُ عَذَابآ شَدِیدآ أَوْ لاَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِى بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ * فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ * إِنِّى وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَىْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ * وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللهِ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لاَ یَهْتَدُونَ * أَلاَّ یَسْجُدُوا للهِالَّذِى یُخْرِجُ الْخَبْءَ فِى السَّماوَاتِ وَالاْرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ * اللهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ)
(سلیمان) جویاى حال پرندگان شد و گفت «چرا هدهد را نمى بینم، آیا او از غایبان است؟! * به یقین او را کیفر شدیدى خواهم داد، یا او را ذبح مى کنم، مگر آنکه دلیل روشنى (براى غیبتش) براى من بیاورد!» * چندان درنگ نکرد (که هُدهُد آمد و) گفت: «من بر چیزى آگاهى یافتم که تو بر آن آگاهى نیافتى؛ من از سرزمین «سبا» خبرى قطعى براى تو آورده ام. * من زنى را دیدم که بر آنان حکومت مى کند، و همه چیز به او داده شده، و(به خصوص) تخت سلطنتى بزرگى دارد! * او و قومش را دیدم که براى خورشید سجده مى کنند نه براى خدا؛ و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه (حق) بازداشته؛ ازاین رو هدایت نمى شوند * تا براى خداوندى سجده کنند که آنچه را در آسمان ها و زمین پنهان است خارج (و آشکار) مى سازد، و آنچه را پنهان مى دارید یا آشکار مى کنید مى داند؟! * خداوند یگانه اى که معبودى جز او نیست، و پروردگار عرش عظیم است».
(سوره نمل، آیات 20-26)
تفسیر :