فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

1. آیه تطهیر برهان روشن عصمت

برخى مفسّران «رِجس» را در آیه فوق تنها اشاره به شرک و یا گناهان کبیره زشت همچون زنا دانسته اند، در حالى که هیچ دلیلى بر این محدودیّت در دست نیست، بلکه اطلاق «الرجس» (با توجّه به اینکه الف و لام آن براى جنس است) هرگونه پلیدى و گناه راشامل مى شود، زیرا گناهان همه رجس هستند، و لذا این کلمه در قرآن به شرک، مشروبات الکلى، قِمار، نفاق، گوشت هاى حرام و ناپاک و مانند آن اطلاق شده است.(446)
و با توجّه به اینکه اراده الهى تخلّف ناپذیر است، و جمله (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ) دلیل بر اراده حتمى اوست، مخصوصاً با توجّه به کلمه «اِنّما» که براى حصر و تأکید است روشن مى شود که اراده قطعى خداوند بر این قرار گرفته
که اهل بیت علیهم السلام از هرگونه رجس و پلیدى و گناه پاک باشند، و این همان مقام عصمت است.
این نکته نیز قابل توجّه است که منظور از «اراده الهى» در این آیه، دستورها و احکام او در مورد حلال و حرام نیست، زیرا این دستورها شامل همگان مى شود و اختصاص به اهل بیت علیهم السلام ندارد، بنابراین با مفهوم کلمه «اِنّما» سازگار نمى باشد.
پس این اراده مستمر اشاره به یک نوع امداد الهى است که اهل بیت را بر عصمت و ادامه آن یارى مى دهد و در عین حال، منافات با آزادى اراده و اختیار ندارد (چنانکه قبلاً شرح دادیم).
در حقیقت مفهوم آیه همان چیزى است که در زیارت جامعه نیز آمده است : «عَصَمَکُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَکُمْ مِنَ الفِتَنِ، وَ طَهَّرَکُم مِنَ الدَّنَسِ، وَ أَذهَبَ عَنکُمُ الرِّجسَ، وَطَهَّرَکُم تَطهیراً؛ خداوند شما را از لغزش ها حفظ کرد، از فتنه انحرافات در امان داشت، از آلودگى ها پاک ساخت و پلیدى را از شما دور کرد و کاملاً تطهیر نمود».
با این توضیح در دلالت آیه فوق بر مقام عصمت اهل بیت نباید تردید کرد.

2. آیه تطهیر درباره چه کسانى است؟

گفتیم که این آیه گرچه در لابه لاى آیات مربوط به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده، تغییر سیاق آن (تبدیل ضمیرهاى جمع مؤنّث به جمع مذکّر) دلیل بر این است که این آیه محتوایى جداى از آن آیات دارد؛ به همین دلیل، حتّى کسانى که آیه را مخصوص به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام ندانسته اند معناى وسیعى براى آن قائل شده اند که هم این بزرگواران را شامل مى شود و هم همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) را.
ولى روایات فراوانى در دست داریم که نشان مى دهد آیه مخصوص این بزرگواران است و همسران در این معنا داخل نیستند، هر چند از احترام متناسب برخوردارند. اینک بخشى از آن روایات را ذیلاً از نظر مى گذرانیم :
الف) روایاتى که از خود همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده و مى گوید: هنگامى که
که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از این آیه شریفه سخن مى گفت ما از او پرسیدیم که جزءِ آن هستیم؟ فرمود : «شما خوبید امّا مشمول این آیه نیستید».
از آن جمله روایتى است که ثعلبى در تفسیر خود از امّسَلَمه نقل کرده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خانه خود بود که فاطمه (علیها السلام) «حریره» (نوعى غذا) نزد آن حضرت آورد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: همسر و دو فرزندت حسن و حسین را صدا کن، آنها را آورد، سپس غذا خوردند بعد پیامبر (صلی الله علیه و آله) عبایى بر آنها افکند و گفت: «اللّهُمَّ هوُلاءِ أهلُ بَیتی وَعِترَتی فأذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وَ طَهِّرهُم تَطهیراً؛ خداوندا، اینان خاندان من اند، پلیدى را از آنها دور کن و از هر آلودگى پاکشان گردان».
و در اینجا آیه «اِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهَ» نازل شد... من گفتم: آیا من هم با شما هستم اى رسول خدا، فرمود: «اِنَّکِ اِلى خَیرٍ؛ تو بر خیر و نیکى هستى» (امّا در زمره این گروه نیستى). (447)
و نیز ثعلبى از مجمع البیان نقل مى کند که وقتى مادرم از عایشه درباره جنگ جمل و دخالت او در آن جنگ ویرانگر پرسید (با تأسّف) گفت: این یک تقدیر الهى بود. و هنگامى که درباره على (علیه السلام) از او پرسید گفت: «تَسئلُنی عَن أحَبِّ النّاسِ کانَ اِلى رَسولِ اللّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ زَوجِ أَحَبِّ النّاسِ، کانَ اِلى رَسولِ اللّهِ (صلی الله علیه و آله) لَقَد رَأیتُ عَلِیّاً وَ فاطِمَةَ وَحَسَناً وَ حُسَیناً عَلَیهِمُالسَّلامُ وَ جَمَعَ رَسولُ اللّهِ (صلی الله علیه و آله) بِثَوبٍ عَلَیهِم ثُمَّ قالَ: اللّهَّم هؤُلاءِ أهلُبَیتی وَ حامَّتی فَاذهَب عَنهُمُ الرِّجسَ وَ طَهِّرهُم تَطهیراً، قالَت: فَقُلتُ یا رَسولَ اللّهِ أنا مِن أهلِکَ قالَ: تَنَحِّى فَإنَّکَ اِلى خَیرٍ؛ آیا از من درباره کسى مى پرسى که محبوب ترین مردم نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، و از کسى مى پرسى که همسر محبوب ترین مردم نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بود؟ من با چشم خود، على و فاطمه و حسن و حسین را دیدم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آنها را در زیر لباسى جمع کرده بود و فرمود: خداوندا، اینها خاندان من اند و حامیان من، رجس را از آنها ببر و از آلودگى ها پاکشان فرما. من عرض کردم: اى رسول خدا، آیا من هم از آنها هستم؟ فرمود: دور باش، تو بر خیر و نیکى هستى» (امّا جزءِ این جمع نمى باشى).(448)
این گونه روایات با صراحت مى گوید که همسران پیامبر جزءِ عنوان اهل بیت در این آیه نیستند.
ب) روایات بسیار فراوانى در مورد حدیث کساء به طور اجمال وارد شده که از همه آنها استفاده مى شود پیامبر (صلی الله علیه و آله)، على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را فراخواند، یا به خدمت او آمدند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) عبایى بر آنها افکند و گفت: خداوندا، اینها خاندان من اند، رجس و آلودگى را از آنها دور کن، در این هنگام آیه (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ) نازل گردید.
دانشمند معروف حاکم حسکانى نیشابورى در شواهد التنزیل این روایات را به طرق متعدّد از راویان مختلفى گردآورى کرده است. (449)
در اینجا این سؤال جلب توجّه مى کند که هدف از جمع کردن آنها در زیر «کساء» چه بود؟
گویا پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى خواست کاملاً آنها را مشخّص کند و بگوید آیه فوق تنها درباره این گروه است، مبادا کسى مخاطب را در این آیه تمام بیوتات پیامبر(صلی الله علیه و آله) وهمه کسانى که جزءِ خاندان او هستند بداند.
حتّى در بعضى از روایات آمده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) سه بار این جمله را تکرار کرد : «خداوندا، اهل بیت من اینها هستند، پلیدى را از آنها دور کن» (اللّهَّم هؤُلاءِ أهلُبَیتی وَخاصَّتی فَاذهَب عَنهُمُ الرِّجسَ وَ طَهِّرهُم تَطهیراً). (450)

ج) در روایات فراوان دیگرى مى خوانیم که بعد از نزول آیه فوق، پیامبر(صلی الله علیه و آله) مدّت شش ماه هنگامى که براى نماز صبح از کنار خانه فاطمه (علیها السلام) مى گذشت صدا مى زد : «الصَّلاةَ یا أهلَ البَیتِ، إنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیراً؛ هنگام نماز است اى اهل بیت، خداوند مى خواهد پلیدى را از شما اهل بیت دور کند وشما را پاک سازد».
این حدیث را حاکم حسکانى از انس بن مالک نقل کرده است. (451)
در روایت دیگرى که از ابوسعید خدرى از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است مى خوانیم :
«پیامبر این برنامه را تا هشت یا نه ماه ادامه داد». (452)
حدیث فوق را ابن عبّاس نیز از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است. (453)
این نکته قابل توجّه است که تکرار این مسأله در مدّت شش یا هشت یا نه ماه به طور مداوم در کنار خانه فاطمه علیهاالسلام براى این است که مطلب را کاملاً مشخّص کند تا در آینده تردیدى براى هیچ کس باقى نماند که این آیه تنها در شأن این گروه نازل شده است، به خصوص اینکه تنها خانه اى که درِ ورودى آن در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله) باز مى شد، بعد از آنکه دستور داد درهاى خانه هاى دیگران به سوى مسجد بسته شود، درِ خانه فاطمه بود و طبعاً همیشه جمعى از مردم هنگام نماز این سخن را در آنجا از پیامبر مى شنیدند ـ دقّت کنید.
با این حال جاى تعجّب است که برخى مفسّران اصرار دارند که مفهوم آیه عام است و همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز در آن واردند، هر چند اکثریّت علماى اسلام اعمّ از شیعه و اهل سنّت آن را محدود به این پنج تن مى دانند.
قابل توجّه اینکه عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) که طبق گواهى روایات اسلامى در بازگو کردن فضائل خود و ریزه کارى هاى ارتباطش با پیامبر چیزى فروگذار نمى کرد، اگر این آیه شامل او مى شد قطعاً در لابه لاى سخنانش به مناسبت هایى از آن سخن مى گفت، در حالى که هرگز چنین چیزى از او نقل نشده است.
د) روایات متعدّدى از ابوسعید خدرى صحابى معروف نقل شده که با صراحت گواهى مى دهد این آیه تنها درباره همان پنج تن نازل شده است (نُزِلَت فی خَمسَةٍ: فی رَسولِ اللّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلىٍّ وَ فاطِمَهَ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ (ع)). (454)

این روایات به قدرى زیاد است که برخى محقّقان آن را متواتر مى دانند.
از مجموع آنچه گفتیم چنین نتیجه مى گیریم که منابع و راویان احادیثى که دلالت بر انحصار آیه به پنج تن مى کند چندان است که جاى تردید در آن باقى نمى گذارد، تا آنجا که در احقاق الحق بیش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنّت گرد آورى شده، و منابع شیعه در این زمینه از هزار هم مى گذرد.(455)
نویسنده کتاب شواهد التنزیل که از علماى معروف اهل سنّت است بیش از 130 حدیث در این زمینه نقل کرده. (456)
از همه اینها گذشته، پاره اى از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) در طول زندگى خود به کارهایى دست زدند که هرگز با مقام معصوم بودن سازگار نیست، مانند ماجراى جنگ جمل که قیامى بود بر ضدّ امام وقت که سبب خونریزى فراوانى گردید و به گفته برخى مورّخان تعداد کشتگان این جنگ به هفده هزار تن بالغ مى شد.
بدون شک این ماجرا به هیچ وجه قابل توجیه نیست و حتّى مى بینیم خود عایشه نیز بعد از این حادثه اظهار ندامّت مى کند که نمونه اى از آن در بحث هاى پیشین گذشت.
عیب جویى عایشه از خدیجه که از بزرگ ترین و فداکارترین و با فضیلت ترین زنان اسلام است در تاریخ اسلام مشهور است. این سخن چندان بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ناگوار آمد که از شدّت غضب مو بر تنش راست شد و فرمود: «به خدا سوگند که هرگز همسرى بهتر از او نداشتم، او زمانى ایمان آورد که مردم کافر بودند، و زمانى اموالش را در اختیار من گذاشت که مردم همه از من بریده بودند». (457)

3. آیا اراده الهى در اینجا تکوینى است یا تشریعى؟

در لابه لاى تفسیر آیه اشاره اى به این موضوع داشتیم که «اراده» در جمله (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ) اراده تکوینى است، نه تشریعى.
براى توضیح بیشتر باید یادآور شویم که منظور از اراده تشریعى همان اوامر و نواهى الهى است. فى المثل خداوند از ما نماز و روزه و حج و جهاد مى خواهد، این اراده تشریعى است.
معلوم است اراده تشریعى به افعال ما تعلّق مى گیرد نه افعال خداوند، در حالى که در آیه فوق متعلّق اراده افعال خداست. مى گوید: خدا اراده کرده است که پلیدى را از شما ببرد، بنابراین چنین اراده اى باید تکوینى باشد و مربوط به خواست خداوند در عالم تکوین.
افزون بر این، مسأله اراده تشریعى نسبت به پاکى و تقوا انحصار به اهل بیت علیهم السلام ندارد، زیرا خدا به همه دستور داده است که پاک باشند و باتقوا، واین مزیّتى براى آنها نخواهد بود زیرا همه مکلّفان مشمول این فرمانند.
به هر حال این موضوع یعنى «اراده تشریعى» نه تنها با ظاهر آیه سازگار نیست که با احادیث گذشته به هیچ وجه تناسبى ندارد، زیرا همه این احادیث سخن از یک مزیّت والا و ارزش مهمّ ویژه دارد که مخصوص اهل بیت علیهم السلام است.
این نیز مسلّم است که «رجس» در اینجا به معنى پلیدى ظاهرى نمى باشد، بلکه اشاره به پلیدى هاى باطنى است و اطلاق این کلمه هرگونه انحصار و محدودیّت را در شرک، کفر و اعمال منافى عفّت و مانند آن نفى مى کند، و همه گناهان و آلودگى هاى عقیدتى و اخلاقى و عملى را شامل مى شود.
نکته دیگرى که باید به دقّت متوجّه آن بود این است که اراده تکوینى که به معنى خلقت و آفرینش است، در اینجا به معناى مقتضى است نه علّت تامه، تا موجب جبر و سلب اختیار گردد.
توضیح اینکه: مقام عصمت به معنى یک حالت تقواى الهى است که به امداد پروردگار در پیامبران و امامان ایجاد مى شود، امّا با وجود این حالت چنان نیست که آنها نتوانند گناه کنند، بلکه قدرت این کار را دارند و با اختیار خود از گناه چشم مى پوشند.
درست همانند یک طبیب بسیار آگاه که هرگز یک مادّه بسیار سمى را که خطرهاى جدّى آن را مى داند نمى خورد، با اینکه قدرت بر این کار دارد امّا آگاهى ها و مبادى فکرى و روحى او سبب مى شود که با میل و اراده خود از این کار چشم بپوشد.
یادآورى این نکته نیز لازم است که این تقواى الهى موهبت ویژه اى است که به پیغمبران داده شده نه به دیگران، ولى باید توجّه داشت که خداوند این امتیاز را به خاطر مسؤولیّت سنگین رهبرى به آنها داده؛ بنابراین، امتیازى است که بهره آن عاید همگان مى شود و این عین عدالت است. درست مانند امتیاز خاصّى که خداوند به پرده هاى ظریف و بسیار حسّاس چشم داده که تمام بدن از آن بهره مى گیرد.
از این گذشته، به همان نسبت که پیامبران امتیاز دارند و مشمول مواهب الهى هستند، مسؤولیّتشان نیز سنگین است و یک ترک اولاى آنها معادل یک گناه بزرگ افراد عادى است، و این مشخّص کننده خطّ عدالت است.
نتیجه اینکه این اراده یک اراده تکوینى است در سر حدّ یک مقتضى (نه علّت تامّه) و در عین حال نه موجب جبر است و نه سلب مزیّت و افتخار(458) (ر.ک: ج 17، ص315-328).