فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

نکته ها :

1. «فَرج» از نظر لغت در اصل به معنى فاصله و شکاف است وبه عنوان کنایه در مورد عضو تناسلى به کار رفته است، امّا از آنجا که در فارسى به کنایى بودن آن توجّه نمى شود، گاه این پرسش پیش مى آید که چگونه این لفظ که صریح در آن عضو خاصّ انسان است در قرآن آمده در حالى که توجّه به کنایه بودن آن مشکل را حل مى کند؟
و به عبارت روشن تر، اگر بخواهیم معناى کنایى آن را در فارسى بیان کنیم، معادل جمله «أحصَنَت فَرجَها» در فارسى این است که «دامان خود را پاک نگاه داشت» آیا این تعبیر در فارسى زننده است؟
بلکه به عقیده بعضى، در لغت عرب الفاظى که صریح در عضو تناسلى باشد یا صراحت در آمیزش جنسى داشته باشد اصلاً وجود ندارد، هر چه هست جنبه کنایه دارد؛ مثلاً در مورد آمیزش جنسى الفاظى از قبیل لمس کردن(424) ، پوشانیدن
(غشیان)(425) ، به سراغ همسر رفتن(426) در آیات مختلف به کار رفته که همه آنها جنبه کنایى دارد، ولى گاه ترجمه کنندگان فارسى زبان به معناى کنایى آنها بى توجّه هستند و به جاى معادل این معانى کنایى، کلمات صریح فارسى مى گذارند و این مایه تعجّب و سؤال مى شود.
به هر حال در تفسیر این گونه الفاظ که در قرآن وارد شده، حتماً باید به معنى اصلى و ریشه اى آنها توجّه کرد تا جنبه کنایى بودنش مشخّص و هرگونه ابهام برطرف گردد.
ذکر این نکته نیز لازم است که ظاهر آیه فوق مى گوید: مریم دامان خود را از هر گونه آلودگى به بى عفّتى حفظ کرد.
ولى بعضى از مفسّران این احتمال را در معنى آیه داده اند که او از هرگونه تماس با مردان (چه از حلال وچه از حرام) خوددارى کرد(427) همان گونه که در آیه 20 سوره مریم مى فرماید: (وَ لَمْ یَمْسَسْنِى بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا) : «هیچ گاه مردى با من تماس پیدا نکرده و من زن آلوده اى نبوده ام».
در حقیقت این مقدّمه اى است براى اثبات تولّد اعجاز آمیز عیسى (علیه السلام) و آیه بودن او.
2. منظور از «روحِنا» (روح ما) چنان که قبلاً نیز گفته ایم، اشاره به یک روح باعظمت و متعالى است و به اصطلاح این گونه اضافه، اضافه تشریفیه است که براى بیان عظمت چیزى آن را به خدا اضافه مى کنیم، مانند «بیت اللّه» (خانه خدا) و«شهر اللّه» (ماه خدا).
3. آیه فوق مى گوید: مریم و فرزندش را آیه و نشانه اى براى جهانیان قرار دادیم، نمى گوید دو آیه و نشانه، زیرا آن چنان وجود مریم با فرزندش در این آیه بزرگ الهى آمیخته بودند که از یکدیگر تفکیک ناپذیر محسوب مى شدند. تولّد فرزندى بدون پدر، همان اندازه اعجازآمیز است که باردار شدن زنى بدون شوهر، و نیز معجزات عیسى (علیه السلام) در طفولیّت و بزرگى، یادآور خاطره مادر اوست.
این امور که هر کدام خارق عادتى بود و بر خلاف اسباب عادى طبیعى، جملگى از این واقعیّت حکایت مى کند که در ماوراى سلسله اسباب، قدرتى است که هرگاه بخواهد مى تواند روند آنها را دگرگون سازد.
و به هر حال، وضع مسیح (علیه السلام) و مادرش مریم (علیها السلام) در طول تاریخ بشر بى نظیر بود، نه قبل و نه بعد از او چنین وضعى دیده نشده است.
و شاید نکره آوردن آیه که دلیل بر عظمت است اشاره به همین معنى باشد (ر.ک : ج13، ص 537-540).

مریم آیه اى الهى

(وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ آیَةً وَآوَیْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِینٍ)
و ما فرزند مریم ]= عیسى [و مادرش را نشانه اى قرار دادیم؛ و آنها را در سرزمین مرتفعى که داراى امنیّت و آب روان بود جاى دادیم. (سوره مؤمنون، آیه 50)
تفسیر :

آیتى دیگر از آیات خدا

در آخرین مرحله از شرح سرگذشت پیامبران اشاره کوتاه و مختصرى به حضرت مسیح (علیه السلام) و همچنین مادرش مریم کرده مى گوید: «ما فرزند مریم و مادرش را نشانه اى از عظمت و قدرت خود قرار دادیم» (وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ آیَةً).
تعبیر به «ابن مریم» به جاى «عیسى» براى توجّه دادن به این حقیقت است که او تنها از مادر و بدون دخالت پدر، به فرمان پروردگار متولّد شد و این تولّد خود از آیات بزرگ قدرت پروردگار بود.
و از آنجا که این تولّد استثنایى رابطه اى با عیسى (علیه السلام) و رابطه اى با مادرش مریم دارد هر دو را یک آیه و نشانه مى شمرد، چرا که این دو (تولّد فرزند بدون دخالت پدر و همچنین باردار شدن مادر بدون تماس با مرد) در واقع یک حقیقت بودند با دو نسبت متفاوت.
پس از آن به بخشى از نعمت ها و مواهب بزرگى که به این مادر و فرزند عطا فرموده اشاره کرده مى گوید: «ما آنها را در سرزمین بلندى که داراى آرامش، امنیّت و آب جارى بود جاى دادیم» (وَ آوَیْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَ مَعِینٍ).
«رَبوَه» از مادّه «ربا» به معنى زیادى و افزایش است و در اینجا به معنى سرزمین بلند است.
«مَعین» از مادّه «معن» (بر وزن شأن) به معنى جریان آب است، بنابراین «ماء معین» به معنى آب جارى است. برخى نیز آن را از مادّه «عین» یعنى آبى که ظاهر است و با چشم دیده مى شود مى دانند.(428)
به هر حال این جمله اشاره سربسته اى است به محلّ امن و امان و پربرکتى که خداوند در اختیار این مادر و فرزند قرار داد، تا از شرّ دشمنان در امان باشند و با آسودگى خاطر به انجام دادن وظایف خویش بپردازند.
امّا این محل کدام نقطه بوده است، در میان مفسّران گفت وگو بسیار است.
بعضى آن را ناصره (از شهرهاى شامات) زادگاه حضرت مسیح (علیه السلام) مى دانند، چرا که به هنگام تولّدش گروهى از دشمنان که خبر تولّد او و آینده وى را اجمالاً دریافته بودند درصدد نابودیش برآمدند، امّا خدا او را در آن محلّ امن و امان و پرنعمتى حفظ کرد.
بعضى دیگر آن را اشاره به سرزمین مصر مى دانند، چرا که عیسى (علیه السلام) ومادرش مریم مدّتى از عمر خود را براى نجات از چنگال دشمنان به سرزمین مصر پناه بردند.
بعضى دیگر آن را به سرزمین دمشق و بعضى سرزمین رملة (یکى از شهرهاى شمال شرقى بیت المقدس) تفسیر کرده اند، چرا که مسیح و مادرش در هر یک از این مناطق قسمتى از عمر خود را گذراندند.
این احتمال نیز وجود دارد که جمله فوق اشاره به محلّ تولّد مسیح (علیه السلام) در بیابان بیت المقدس باشد، جایى که خداوند آن را محلّ امنى براى این مادر و فرزند قرار داد، و آب گوارادرآن جارى ساخت، و از درخت خشکیده خرما به او روزى مرحمت کرد.
و در هر صورت، آیه دلیلى است بر حمایت مستمر و دائم خداوند نسبت به رسولان خود و کسانى که از آنها حمایت مى کردند، و نشان مى دهد که اگر تمام تیغ هاى جهان از جا حرکت کنند، تا رگى را ببُرند تا خدا نخواهد توانایى نخواهند داشت، و هرگز تنهایى و یاران اندک آنها سبب شکستشان نخواهد شد (ر.ک: ج 14، ص 273 ـ 275).