فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

مریم (علیه السلام) بانوى پاکدامن

در این آیه به مقام مریم، عظمت و احترام او و فرزندش حضرت مسیح (علیه السلام) اشاره شده است.
ذکر مریم در ردیف بحث هاى مربوط به پیامبران بزرگ، یا به خاطر فرزند او حضرت عیسى است که تولّدش از جهاتى شبیه به تولّد یحیى از زکریّا بود، زیرا هر دو بعد از یأس مادر متولّد شدند که شرح آن را در ذیل آیات آغاز سوره مریم آوردیم. (423)
و یا به خاطر آن است که روشن سازد عظمت مقام، ویژه مردان بزرگ نیست بلکه
زنان بزرگى هم بوده اند که تاریخشان نشانه عظمتشان، الگو و اسوه اى براى زنان جهان بوده اند.
مى گوید: «و به یاد آور زنى را که دامان خود را از هرگونه آلودگى پاک نگه داشت» (وَالَّتِى أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا).
«و ما از روح خود در او دمیدیم» (فَنَفَخْنَا فِیهَا مِنْ رُوحِنَا).
«و او و فرزندش ]= مسیح[ را نشانه بزرگى براى جهانیان قرار دادیم» (جَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آیَةً لِلْعَالَمِینَ).

نکته ها :

1. «فَرج» از نظر لغت در اصل به معنى فاصله و شکاف است وبه عنوان کنایه در مورد عضو تناسلى به کار رفته است، امّا از آنجا که در فارسى به کنایى بودن آن توجّه نمى شود، گاه این پرسش پیش مى آید که چگونه این لفظ که صریح در آن عضو خاصّ انسان است در قرآن آمده در حالى که توجّه به کنایه بودن آن مشکل را حل مى کند؟
و به عبارت روشن تر، اگر بخواهیم معناى کنایى آن را در فارسى بیان کنیم، معادل جمله «أحصَنَت فَرجَها» در فارسى این است که «دامان خود را پاک نگاه داشت» آیا این تعبیر در فارسى زننده است؟
بلکه به عقیده بعضى، در لغت عرب الفاظى که صریح در عضو تناسلى باشد یا صراحت در آمیزش جنسى داشته باشد اصلاً وجود ندارد، هر چه هست جنبه کنایه دارد؛ مثلاً در مورد آمیزش جنسى الفاظى از قبیل لمس کردن(424) ، پوشانیدن
(غشیان)(425) ، به سراغ همسر رفتن(426) در آیات مختلف به کار رفته که همه آنها جنبه کنایى دارد، ولى گاه ترجمه کنندگان فارسى زبان به معناى کنایى آنها بى توجّه هستند و به جاى معادل این معانى کنایى، کلمات صریح فارسى مى گذارند و این مایه تعجّب و سؤال مى شود.
به هر حال در تفسیر این گونه الفاظ که در قرآن وارد شده، حتماً باید به معنى اصلى و ریشه اى آنها توجّه کرد تا جنبه کنایى بودنش مشخّص و هرگونه ابهام برطرف گردد.
ذکر این نکته نیز لازم است که ظاهر آیه فوق مى گوید: مریم دامان خود را از هر گونه آلودگى به بى عفّتى حفظ کرد.
ولى بعضى از مفسّران این احتمال را در معنى آیه داده اند که او از هرگونه تماس با مردان (چه از حلال وچه از حرام) خوددارى کرد(427) همان گونه که در آیه 20 سوره مریم مى فرماید: (وَ لَمْ یَمْسَسْنِى بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا) : «هیچ گاه مردى با من تماس پیدا نکرده و من زن آلوده اى نبوده ام».
در حقیقت این مقدّمه اى است براى اثبات تولّد اعجاز آمیز عیسى (علیه السلام) و آیه بودن او.
2. منظور از «روحِنا» (روح ما) چنان که قبلاً نیز گفته ایم، اشاره به یک روح باعظمت و متعالى است و به اصطلاح این گونه اضافه، اضافه تشریفیه است که براى بیان عظمت چیزى آن را به خدا اضافه مى کنیم، مانند «بیت اللّه» (خانه خدا) و«شهر اللّه» (ماه خدا).
3. آیه فوق مى گوید: مریم و فرزندش را آیه و نشانه اى براى جهانیان قرار دادیم، نمى گوید دو آیه و نشانه، زیرا آن چنان وجود مریم با فرزندش در این آیه بزرگ الهى آمیخته بودند که از یکدیگر تفکیک ناپذیر محسوب مى شدند. تولّد فرزندى بدون پدر، همان اندازه اعجازآمیز است که باردار شدن زنى بدون شوهر، و نیز معجزات عیسى (علیه السلام) در طفولیّت و بزرگى، یادآور خاطره مادر اوست.
این امور که هر کدام خارق عادتى بود و بر خلاف اسباب عادى طبیعى، جملگى از این واقعیّت حکایت مى کند که در ماوراى سلسله اسباب، قدرتى است که هرگاه بخواهد مى تواند روند آنها را دگرگون سازد.
و به هر حال، وضع مسیح (علیه السلام) و مادرش مریم (علیها السلام) در طول تاریخ بشر بى نظیر بود، نه قبل و نه بعد از او چنین وضعى دیده نشده است.
و شاید نکره آوردن آیه که دلیل بر عظمت است اشاره به همین معنى باشد (ر.ک : ج13، ص 537-540).

مریم آیه اى الهى

(وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ آیَةً وَآوَیْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِینٍ)
و ما فرزند مریم ]= عیسى [و مادرش را نشانه اى قرار دادیم؛ و آنها را در سرزمین مرتفعى که داراى امنیّت و آب روان بود جاى دادیم. (سوره مؤمنون، آیه 50)
تفسیر :