فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

پرورش مریم در سایه عنایت الهى

این آیه ادامه بحث آیه گذشته درباره سرگذشت مریم است. مى فرماید : «پروردگارش او را به طرز نیکویى پذیرفت وبه طور شایسته اى (گیاه وجود) او را رویانید وپرورش داد» (فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا).
مادر مریم باور نمى کرد او به عنوان خدمتگزار خانه خدا (بیت المَقدِس) پذیرفته شود، به همین دلیل آرزو داشت فرزندش پسر باشد، زیرا سابقه نداشت دخترى براى این کار انتخاب گردد.
ولى طبق آیه مورد بحث، خداوند این دختر پاک را براى نخستین بار جهت این خدمت روحانى ومعنوى پذیرفت.
بعضى از مفسّران گفته اند: نشانه پذیرش او این بود که مریم بعد از بلوغ در دوران خدمتگزارى بیت المَقدس هرگز عادت ماهیانه ندید تا مجبور گردد از این مرکز روحانى دور شود.
یا اینکه حضور غذاهاى بهشتى در برابر محراب او دلیلى بر این پذیرش بود.
این احتمال نیز وجود دارد که قبولى این نذر و پذیرش مریم به صورت الهام به مادرش اعلام شده باشد.
تعبیر به «انبَتَها» از مادّه «اِنبات» به معناى رویانیدن در مورد پرورش مریم اشاره به جنبه هاى تکامل معنوى و روحانى و اخلاقى مریم است.
ضمنآ این جمله اشاره به نکته لطیفى دارد و آن این است که کار خداوند، انبات (رویانیدن) است، یعنى همان گونه که در درون بذر گل ها و گیاهان استعدادهایى نهفته است که زیر نظر باغبان پرورش مى یابد و آشکار مى شود، در درون وجود آدمى و اعماق روح و فطرت او نیز همه گونه استعدادهاى عالى نهفته شده است که اگر انسان خود را تحت تربیت مربّیان الهى که باغبانان باغستان جهان انسانیّت اند قرار دهد، به سرعت پرورش مى یابد و آن استعدادهاى خداداد آشکار مى شود، و «اِنبات» به معناى واقعى کلمه صورت مى گیرد.
و به دنبال آن مى افزاید: «خداوند زکریّا را سرپرست او قرار داد» (وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا).
«کَفَّلَها» از مادّه «کَفالت» در اصل به معناى ضمیمه کردن چیزى به دیگرى است، و به همین مناسبت به افرادى که سرپرستى کودکى را بر عهده مى گیرند «کافل» یا «کفیل» گفته مى شود زیرا در حقیقت او را ضمیمه وجود خود مى کنند.
این مادّه هرگاه به صورت ثلاثى مجرد (کَفَلَ، بدون تشدید) استعمال شود به معناى بر عهده گرفتن سرپرستى و کفالت است.
و هنگامى که به صورت ثلاثى مزید (کَفَّلَ، با تشدید) استعمال شود به معناى برگزیدن و قراردادن کفیل براى دیگرى است.
در تاریخ آمده است: پدر مریم (عمران) قبل از تولّد او چشم از جهان فروبست و مادرش او را بعد از تولّد به بیت المَقدس نزد علماى یهود آورده، گفت: این کودک هدیه به بیت المَقدس است، سرپرستى او را یک تن از شما بر عهده بگیرد، و چون آثار عظمت در چهره او نمایان بود، و در خاندان شایسته اى متولّد شده بود، گفت وگو در میان دانشمندان بنى اسرائیل درگرفت، و هر یک مى خواست افتخار سرپرستى مریم نصیب او شود.
سرانجام طىّ مراسم خاصّى که شرح آن در تفسیر آیه 44 همین سوره خواهد آمد، زکریّا کفالت او را بر عهده گرفت.
هرچه بر سنّ مریم افزوده مى شد، آثار عظمت و جلال در وى نمایان تر مى گشت وبه جایى رسید که قرآن در ادامه این آیه درباره او مى گوید: «هر زمان زکریّا وارد
محراب او مى شد، غذاى جالب خاصّى نزد او مى یافت» (کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا).
«محراب» محلّ ویژه اى است که در معبد براى امام آن معبد، یا افراد خاصّى در نظر گرفته مى شود، و براى نامگذارى آن به این اسم جهاتى ذکر کرده اند که از همه بهتر سه جهت زیر است :
نخست اینکه از مادّه «حَرب» به معناى جنگ گرفته شده است، چون مؤمنان در این محل به مبارزه با شیطان و هوس هاى سرکش برمى خیزند.
دیگر اینکه، «محراب» اصولاً به معناى بالاى مجلس است و چون محلّ محراب را در بالاى معبد قرار مى دهند به این نام نامیده شده است.
در ضمن باید توجّه داشت وضع محراب در میان بنى اسرائیل چنانکه گفته اند با وضع محراب هاى ما تفاوت داشت؛ آنها محراب را از سطح زمین بالاتر مى ساختند به طورى که چند پلّه مى خورد و اطراف آن مانند دیوارهاى اتاق آن را محفوظ مى کرد به طورى که افرادى که در داخل محراب بودند، از بیرون کمتر دیده مى شدند.
سوم اینکه، محراب به معناى تمام معبد است که جایگاه مبارزه با هواى نفس و شیطان بوده است.
مریم تحت سرپرستى زکریّا بزرگ شد و آن چنان غرق عبادت و بندگى خدا بود که به گفته ابن عبّاس هنگامى که نُه ساله شد، روزها را روزه مى گرفت و شب ها را به عبادت مى پرداخت و آن چنان در پرهیزگارى و معرفت و شناسایى پروردگار پیش رفت که از احبار و دانشمندان پارساى آن زمان نیز پیشى گرفت. (356)
هنگامى که زکریّا در کنار محراب او قرار گرفت و براى دیدار او آمد، غذاهاى مخصوصى کنار محراب او مشاهده کرد که از آن به تعجّب افتاد. روزى «به او گفت : این غذا را از کجا آوردى»؟! (قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَـذَا).
مریم در جواب «گفت: این از طرف خداست و اوست که هر کس را بخواهد بى حساب روزى مى دهد» (قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ).
امّا این غذا چه نوع غذایى بوده؟ و از کجا براى مریم آمده؟ در آیه شرح داده نشده
است، ولى از روایات متعدّدى که در تفسیر عیّاشى و غیر آن از کتاب هاى شیعه و اهل تسنن آمده است استفاده مى شود که آن نوعى میوه بهشتى بوده که در غیر فصل به فرمان پروردگار در کنار محراب مریم حاضر مى شده است. و این موضوع جاى تعجّب نیست که خدا از بنده پرهیزگارش این چنین پذیرایى کند. (357)
اینکه منظور از «رِزقآ» غذاى بهشتى باشد از قراینى که در گوشه و کنار آیه هست نیز استفاده مى شود، زیرا اوّلاً کلمه «رِزقآ» به صورت نکره، نشانه آن است که روزى خاص و ناشناسى براى زکریّا بوده است، ثانیآ پاسخ مریم که «این از طرف خداست» (هُوَ مِن عِندِ اللهِ) نشانه دیگرى بر این مطلب است، ثالثآ به هیجان آمدن زکریّا و تقاضاى فرزندى از طرف پروردگار که در آیه بعد به آن اشاره شده است، قرینه دیگرى براى این معنى محسوب مى شود.
ولى بعضى از مفسّران (مانند نویسنده المنار) معتقدند که منظور از «رِزقآ» همین غذاهاى معمولى دنیا بوده، زیرا از ابن جریر نقل شده است که بنى اسرائیل گرفتار
قحطى شدند و زکریّا قادر بر تأمین زندگى مریم نبود، در این موقع قرعه اى زدند که به نام مرد نجّارى افتاد و او افتخارآ از درآمد کسب خود، غذاى مریم را تهیّه مى کرد و به هنگامى که زکریّا در کنار محراب او قرار مى گرفت، از وجود چنان غذایى درآن شرایط سخت تعجّب مى کرد و مریم در پاسخ او مى گفت: «این از طرف خداست»؛ یعنى خداوند مرد باایمانى را علاقه مند به این خدمت در آن شرایط سخت ساخته است.
امّا همان طور که گفتیم، این تفسیر نه با قراین در آیه سازگار است، و نه با روایاتى که در ذیل آیه وارد شده است. از جمله روایات رسیده، روایتى است از امام باقر (علیه السلام) که مضمون آن بدین قرار است :
امور خانه بین على و فاطمه (علیهما السلام) تقسیم شده بود، کارهاى بیرون بر عهده على (علیه السلام) و امور داخل خانه به عهده فاطمه (علیها السلام)
روزى على (علیه السلام) از فاطمه (علیها السلام) پرسید: آیا غذایى در منزل موجود است؟
عرض کرد: خیر. سه روز است که غذایى در منزل نیست، آنچه بوده به خدمت تو آورده ایم و شما را بر خود مقدّم داشته ایم.
فرمود: چرا مرا آگاه نساختى؟
عرض کرد: سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود.
على (علیه السلام) از خانه بیرون رفت و مبلغى را براى تهیّه غذا قرض گرفت، در بین راه به «مقداد» برخورد کرد.
پرسید: در این وقت براى چه از خانه خارج شده اى؟
عرض کرد: گرسنگى.
فرمود: من مبلغى را قرض گرفته ام، ولى تو را بر خود مقدّم مى دارم.
على (علیه السلام) دست خالى به خانه بازگشت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در خانه دید و مشاهده کرد که فاطمه (علیها السلام) مشغول نماز است. ظرف سرپوشیده اى را نیز ملاحظه کرد که در جلوى پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دارد.
وقتى سرپوش از ظرف برداشته شد، معلوم شد غذاى مخصوص و فراوانى است. از فاطمه (علیها السلام) پرسید: این غذا از کجا رسیده است؟ (أَنَّى لَکِ هَـذَا).
عرض کرد: (هُوَ مِن عِندِ اللهِ اِنَّ اللهَ یَرزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیرِ حِسابٍ).
در اینجا بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: این جریان همانند جریان زکریّا است که در کنار محراب مریم آمد و غذاى مخصوصى در آنجا دید و از او پرسید: اى مریم! این غذا از کجاست، او گفت: از ناحیه خداست(358) (ر.ک: ج 2، ص 613 ـ 619).

عظمت مریم و دعاى زكریا (ع)

(هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَّدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ * فَنَادَتْهُ الْمَلاَئِکَةُ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرَابِ أَنَّ اللهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَى مُصَدِّقآ بِکَلِمَةٍ مِّنَ اللهِ وَسَیِّدآ وَحَصُورآ وَنَبِیّآ مِّنَ الصَّالِحِینَ * قَالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِىَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِى عَاقِرٌ قَالَ کَذَالِکَ اللهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ)
آنجا بود که زکریّا، (با مشاهده آن همه شایستگى در مریم،) پروردگار خویش را خواند و گفت :«پروردگارا! از سوى خود، فرزند پاکیزه اى (نیز) به من عطا فرما،که تو دعا را مى شنوى.» * و در حالى که او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود، فرشتگان او را صدا زدند که: «خدا تو را به «یحیى» بشارت مى دهد؛ (کسى) که کلمه خدا ]= مسیح[ را تصدیق مى کند؛ و رهبر خواهد بود؛ و از هوس هاى سرکش برکنار، و پیامبرى از صالحان است.» * او گفت : «پروردگارا! چگونه ممکن است پسرى براى من باشد در حالى که پیرى به سراغ من آمده، و همسرم نازا است؟!» فرمود: «بدین گونه خداوند هر کارى را بخواهد انجام مى دهد».
(سوره آل عمران، آیات 38-40)
تفسیر :

زکریّا و مریم (علیهما السلام)

این آیات گوشه اى از زندگى زکریّاى پیامبر را درباره داستان مریم بیان مى کند.
سابقآ گفتیم، همسر زکریّا و مادر مریم با هم خواهر بودند و اتّفاقآ هر دو در آغاز عقیم.
هنگامى که مادر مریم از لطف پروردگار صاحب چنین فرزند شایسته اى شد، و زکریّا اخلاص و سایر ویژگى هاى شگفت آور او را دید، آرزوکرد او هم صاحب فرزندى پاک و باتقوا همچون مریم شود.
فرزندى که چهره اش آیت وعظمت خداوند گردد، و با اینکه سالیان درازى از عمر او و همسرش گذشته بود، و از نظر معیارهاى طبیعى بسیار بعید به نظر مى رسید که او صاحب فرزند شود، ولى ایمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود میوه هاى تازه در غیر فصل در کنار محراب عبادت مریم، قلب وى را لبریز از امید ساخت که شاید در فصل پیرى میوه فرزند بر شاخسار وجودش آشکار شود، به همین دلیل هنگامى که مشغول نیایش بود از خداوند تقاضاى فرزند کرد. قرآن در نخستین آیه مورد بحث مى فرماید: «در این هنگام زکریّا پروردگار خویش را خواند وگفت: پروردگارا! فرزند پاکیزه اى از سوى خودت به من (نیز) عطا فرما که تو دعا را مى شنوى» و اجابت مى کنى (هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِى مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ).(359)«در این موقع فرشتگان به هنگامى که او در محراب ایستاده و مشغول نیایش بود، وى را صدا زدند که خداوند تو را به یحیى بشارت مى دهد، در حالى که کلمه خدا (حضرت مسیح) را تصدیق مى کند و آقا و رهبر خواهد بود، و از هوى و هوس بر کنار و پیامبرى از صالحان است» (فَنَادَتْهُ الْمَلاَئِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلِّى فِى الْمِحْرَابِ أَنَّ اللهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَى مُصَدِّقًا بِکَلِمَةٍ مِنَ اللهِ وَ سَیِّدًا وَ حَصُورًا وَنَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ).
خداوند نه تنها اجابت دعاى او را با فرشتگان خبر داد، بلکه پنج وصف از اوصاف این فرزند پاکیزه را بیان داشت :
نخست اینکه او به «کَلِمَةٍ مِنَ اللهُ»؛ یعنى حضرت مسیح (علیه السلام) ایمان مى آورد، و با ایمان و حمایت از او سبب تقویت مسیح (علیه السلام) مى گردد (توجّه داشته باشید که منظور از «کَلِمَة» در اینجا به قرینه آیه 45 همین سوره و171 سوره نساء، حضرت مسیح (علیه السلام) است و سبب این تعبیر به زودى روشن خواهد شد).
همان گونه که در تاریخ آمده است، یحیى شش ماه از عیسى (علیه السلام) بزرگ تر بود و نخستین کسى بود که نبوّت او را تصدیق کرد، و به سوى او دعوت نمود، وچون در میان مردم به زهد و پاکدامنى اشتهار تام داشت، گرایش او به مسیح (علیه السلام) اثر عمیقى در توجّه مردم به او گذاشت.
دوم اینکه او مقام سیادت و رهبرى از نظر علم و عمل خواهد داشت (سَیِّدآ).
سوم اینکه او خود را از هوى و هوس هاى سرکش و آلودگى به دنیاپرستى حفظ مى کند؛ این معنى از واژه «حَصورآ» استفاده مى شود.
واژه «حَصور» از «حَصر» به معناى «حبس» گرفته شده است، و در اینجا به معناى کسى است که خود را از هوى و هوس منع کرده است. این واژه گاه به معناى کسى که خوددارى از ازدواج مى کند نیز آمده است، به همین دلیل جمعى از مفسّران آن را به همین معنى تفسیر کرده اند، و در پاره اى از روایات نیز به آن اشاره شده است.(360)
چهارم و پنجم اینکه او پیامبر بزرگى خواهد بود (توجّه داشته باشید که «نَبیّآ»
به صورت نکره آمده که در اینجا براى عظمت است) و از صالحان وشایستگان خواهد بود.
زکریّا با شنیدن این بشارت از فرشتگان، غرق شادى و سرور شد و در عین حال نتوانست شگفتى خود را از چنین موضوعى پنهان کند. «عرض کرد: پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد در حالى که پیرى به من رسیده و همسرم نازا است»؟ (قالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِى غُلاَمٌ وَ قَدْ بَلَغَنِىَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِى عاقِرٌ).
وخداوند به او پاسخ داده، فرمود: «این گونه خداوند هر کارى را که بخواهد انجام مى دهد» (قالَ کَذلِکَ اللهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ).
و با این پاسخ کوتاه که تکیه بر نفوذ اراده و مشیّت الهى داشت، زکریّا قانع شد (ر.ک: ج 2، ص 620 ـ 623).