فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

1. فلسفه استیذان و مفاسد عدم توجّه به آن

براى ریشه کن ساختن یک مفسده اجتماعى، مانند اعمال منافى عفّت تنها توسّل به اجراى حدود و تازیانه زدن منحرفان کافى نیست، در هیچ یک از مسائل اجتماعى
چنین برخوردى نتیجه مطلوب را نخواهد داد، بلکه باید مجموعه اى ترتیب داد از آموزش فکرى و فرهنگى آمیخته با آداب اخلاقى و عاطفى، و همچنین آموزش هاى صحیح اسلامى، و ایجاد یک محیط اجتماعى سالم، سپس مجازات را به عنوان یک عامل در کنار این عوامل در نظر گرفت.
به همین دلیل در سوره نور که در واقع سوره عفّت است، از مجازات تازیانه مردان و زنان زناکار شروع مى کند، و به مسائل دیگر مانند فراهم آوردن وسایل ازدواج سالم، رعایت حجاب اسلامى، نهى از چشم چرانى، تحریم متّهم ساختن افراد به آلودگى ناموسى، و بالاخره اجازه گرفتن فرزندان به هنگام ورود به خلوتگاه پدران و مادران گسترش مى دهد.
این نشان مى دهد که اسلام از هیچ یک از ریزه کارى هاى مربوط به این مسأله غفلت نکرده است.
خدمتکاران موظّفند به هنگام ورود در اتاقى که دو همسر قرار دارند اجازه بگیرند.
کودکان بالغ نیز موظّفند در هر وقت بدون اجازه وارد نشوند، حتّى کودکان نابالغ که مرتّب نزد پدر و مادر هستند نیز آموزش داده شوند که لااقل در سه وقت (قبل از نماز صبح، و بعد از نماز عشا، و هنگام ظهر که پدران و مادران به استراحت مى پردازند) بدون اجازه وارد نشوند.
این یک نوع ادب اسلامى است، هر چند متأسّفانه امروز کمتر رعایت مى شود و با اینکه قرآن صریحاً آن را در آیات فوق بیان کرده است، در نوشته ها و سخنرانى ها و بیان احکام نیز کمتر دیده مى شود که پیرامون این حکم اسلامى و فلسفه آن بحث شود، و معلوم نیست به چه دلیل این حکم قطعى قرآن مورد غفلت و بى توجّهى قرار گرفته.
گرچه ظاهر آیه وجوب رعایت این حکم است، اگر فرضاً آن را مستحب بدانیم باز باید از آن سخن گفته شود و جزئیّات آن مورد بحث قرار گیرد.
برخلاف آنچه بعضى از ساده اندیشان فکر مى کنند که کودکان سر از این مسائل در نمى آورند و خدمتکاران نیز در این امور باریک نمى شوند، ثابت شده است کودکان (چه رسد به بزرگسالان) روى این مسأله فوق العاده حسّاسیّت دارند و گاه مى شود سهل انگارى پدران و مادران و برخورد کودکان، به منظره هایى که نمى بایست آن را ببینند سرچشمه انحرافات اخلاقى و گاه بیمارى هاى روانى شده است.
ما خود با افرادى برخورد کردیم که به اعتراف خودشان بر اثر بى توجّهى پدران و مادران به این امر و مشاهده آنان در حال آمیزش جنسى یا مقدّمات آن به مرحله اى از تحریک جنسى و عقده روانى رسیده بودند که عداوت شدید پدر و مادر در سر حدّ قتل در دل آنها پیدا شده بود، و خود آنها نیز شاید تا مرز انتحار پیش رفته بودند.
اینجاست که ارزش و عظمت این حکم اسلامى آشکار مى شود، مسائلى را که دانشمندان امروز به آن رسیده اند از چهارده قرن پیش در احکام خود پیش بینى کرده است.
و نیز در همین جا لازم مى دانیم به پدران و مادران توصیه کنیم که این مسائل را جدّى بگیرند، و فرزندان خود را عادت به گرفتن اجازه ورود بدهند، و همچنین از کارهاى دیگرى که سبب تحریک فرزندان مى گردد، از جمله خوابیدن زن و مرد در اتاقى که بچّه هاى ممیّز مى خوابند، تا آنجا که امکان دارد بپرهیزند و بدانند این امور از نظر تربیتى فوق العاده در سرنوشت آنها مؤثّر است.
جالب اینکه در حدیثى از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم: «اِیّاکُم وَ أن یُجامِعَ الرَّجُلُ اِمرَئتَهُ وَالصَّبىُّ فِى المَهدِ یَنظُرُ اِلَیهِما؛ مبادا در حالى که کودکى در گهواره به شما مى نگرد آمیزش جنسى کنید». (305)

2. حکم حجاب براى زنان سالخورده

اصل استثناء این گروه از حکم حجاب در میان علماى اسلام محلّ بحث وگفت وگو نیست، چرا که قرآن ناطق به آن است، ولى در خصوصیّات آن گفت وگوهایى وجود دارد از جمله اینکه :
در مورد سنّ این زنان و اینکه تا چه حد برسند حکم «قواعد» را دارند گفت وگوست در بعضى از روایات اسلامى تعبیر به «مُسِنَّة» شده (زنان سالخورده). (306)
در حالى که در بعضى دیگر تعبیر به «قعود از نکاح» (بازنشستگى از ازدواج) آمده است.(307)
امّا جمعى از فقها و مفسّران آن را به معنى پایان دوران قاعدگى و رسیدن به حدّ نازایى و عدم رغبت کسى به ازدواج با آنها دانسته اند. (308)
ولى ظاهر این است که همه این تعبیرات به یک واقعیّت اشاره مى کند و آن اینکه به سنّ و سالى برسند که معمولاً در آن سنّ و سال کسى ازدواج نمى کند، هر چند ممکن است به طور نادر چنین زنانى اقدام به ازدواج بنمایند.
و نیز در مورد مقدارى از بدن که جایز است آنها آشکار کنند در احادیث اسلامى تعبیرات مختلفى آمده، در حالى که قرآن به طور سربسته گفته است مانعى ندارد لباس هاى خود را فرو نهند، که البتّه این تعبیر ظاهر در لباس رو است.
در بعضى از روایات در پاسخ این سؤال که کدام یک از لباس هایشان را مى توانند فرو نهند؟ امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «الجِلبابُ؛ چادر». (309)
در حالى که در روایت دیگرى تعبیر به جلباب و خمار شده است (خمار به معنى روسرى است). (310)
امّا ظاهر این است که این گونه احادیث نیز با هم منافاتى ندارند، منظور این است که مانعى ندارد آنها سر خود را برهنه کنند، موها، گردن و صورت خود را نپوشانند و حتّى در بعضى از احادیث و کلمات فقها، مچ دست ها استثنا شده است، امّا بیش از این مقدار دلیلى درباره استثناءِ آن نداریم.
به هر حال، همه اینها در صورتى است که آنها خودآرایى نکنند (غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ) زینت هاى پنهانى خود را که دیگران هم واجب است بپوشانند باید مستور دارند، و همچنین لباس هاى زینتى که جلب توجّه مى کند در تن نکنند و به تعبیر دیگر، آنها مجازند بدون چادر و روسرى با لباس ساده وبدون آرایش بیرون آیند.
امّا با همه اینها این یک حکم الزامى نیست، بلکه اگر آنها مانند زنان دیگر پوشش را رعایت کنند ترجیح دارد، چنانکه در ذیل آیه فوق صریحاً آمده است، زیرا احتمال لغزش ـ هر چند به صورت نادر ـ در مورد این گونه افراد نیز هست (ر.ک: ج14، ص573-584).

بخشى دیگر از احکام طلاق

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحآ جَمِیلا)
اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که با زنان باایمان ازدواج کردید و آنان را قبل از آمیزش طلاق دادید، عدّه اى براى شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید؛ آنها را با هدیه مناسبى بهره مند سازید و به طرز نیکویى رهایشان کنید.
(سوره احزاب، آیه 49)
تفسیر :