فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

2. خرده گیرى هاى مخالفان حجاب

در اینجا مى رسیم به ایرادهایى که مخالفان حجاب مطرح مى کنند که باید به طور فشرده بررسى شود :
الف) زنان نیمى از جامعه
مهم ترین چیزى که همه در آن متّفق اند و به عنوان یک ایراد اساسى بر مسأله حجاب ذکر مى کنند، این است که زنان نیمى از جامعه را تشکیل مى دهند امّا حجاب سبب انزواى این جمعیّت عظیم مى گردد، و طبعاً آنها را از نظر فکرى و فرهنگى به عقب مى راند، مخصوصاً در دوران شکوفایى اقتصاد که احتیاج زیادى به نیروى فعّال انسانى است، از نیروى زنان در حرکت اقتصادى هیچ بهره گیرى نخواهد شد، و جاى آنها در مراکز فرهنگى و اجتماعى نیز خالى است.
به این ترتیب، آنها به صورت یک موجود مصرف کننده و سربار اجتماع درمى آیند.
امّا آنها که به این منطق متوسّل مى شوند از چند امر به کلّى غافل شده یا تغافل کرده اند، زیرا :
اوّلاً چه کسى گفته است که حجاب اسلامى، زن را منزوى مى کند و از صحنه اجتماع دور مى سازد؟
اگر در گذشته لازم بود ما زحمت استدلال در این موضوع را بر خود هموار کنیم، امروز بعد از انقلاب اسلامى هیچ نیازى به استدلال نیست زیرا با چشم خود گروه گروه زنانى را مى بینیم که با داشتن حجاب اسلامى در همه جا حاضرند، در اداره ها، در کارگاه ها، در راهپیمایى ها و تظاهرات سیاسى، در رادیو و تلویزیون، در بیمارستان ها و مراکز بهداشتى، مخصوصاً در مراقبت هاى پزشکى براى مجروحان جنگى، در فرهنگ و دانشگاه، و بالاخره در صحنه جنگ و پیکار با دشمن.
کوتاه سخن اینکه وضع موجود پاسخ دندان شکنى است براى همه این ایرادها و اگر ما در سابق سخن از امکان چنین وضعى مى گفتیم امروز در برابر وقوع آن قرار گرفته ایم، و فلاسفه گفته اند: بهترین دلیل بر امکان چیزى وقوع آن است. و این عیانى است که نیاز به بیان ندارد.
ثانیاً از اینکه بگذریم، آیا اداره خانه و تربیت فرزندان برومند و ساختن انسان هایى که در آینده بتوانند با بازوان تواناى خویش چرخ هاى عظیم جامعه را به حرکت در آورند، کار نیست؟
آنها که این رسالت عظیم زن را کار مثبت محسوب نمى کنند از نقش خانواده و تربیت در ساختن یک اجتماع سالم، آباد و پرحرکت بى خبرند. آنها گمان مى کنند راه این است که زن و مرد ما مانند زنان و مردان غربى، اوّل صبح خانه را به قصد ادارات و کارخانه ها و مانند آن ترک کنند، و بچّه هاى خود را به شیرخوارگاه ها بسپارند، و یا در اتاق بگذارند، در را بر روى آنها ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان که غنچه ناشکفته اى هستند به آنها بچشانند. غافل از اینکه با این عمل، شخصیّت آنها را در هم مى کوبند و کودکانى بى روح و فاقد عواطف انسانى بار مى آورند که آینده جامعه را به خطر خواهند انداخت.
ب) حجاب دست و پا گیر است
ایراد دیگرى که آنها دارند این است که حجاب یک لباس دست و پاگیر است و با فعّالیّت هاى اجتماعى مخصوصاً در عصر ماشین هاى مدرن سازگار نیست. یک زن حجاب دار خودش را حفظ کند یا چادرش را و یا کودک و یا برنامه اش را؟
ولى این ایرادکنندگان از یک نکته غافل اند و آن اینکه حجاب همیشه به معنى چادر نیست، بلکه به معنى پوشش زن است، آنجا که با چادر امکان پذیر است چه بهتر و آنجا که نشد به پوشش قناعت مى شود.
زنان کشاورز و روستایى ما مخصوصاً زنانى که در برنج زارها مهم ترین و مشکل ترین کار کشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند، عملاً به این پندارها پاسخ گفته و نشان داده اند که یک زن روستایى با داشتن حجاب اسلامى در بسیارى از موارد، حتّى بیشتر وب هتر از مرد کار مى کند، بى آنکه حجابش مانع کارش شود.
ج) حجاب، مردان را حریص تر مى کند
ایراد دیگر اینکه آنها مى گویند حجاب از این نظر که میان زنان و مردان فاصله مى افکند، طبع حریص مردان را آزمندتر مى کند، و به جاى اینکه خاموش کننده باشد، آتش حرص آنها را شعله ورتر مى سازد که: «الاِنسانُ حَریصٌ عَلى ما مُنِع».
پاسخ این ایراد، یا صحیح تر سفسطه و مغلطه را مقایسه جامعه امروز ما که حجاب در آن تقریباً در همه مراکز بدون استثنا حکمفرماست با دوران رژیم طاغوت که زنان را مجبور به کشف حجاب مى کردند مى دهد.
آن روز هر کوى و برزن مرکز فساد بود، در خانواده ها بى بندوبارى عجیبى حکمفرما بود، آمار طلاق فوق العاده زیاد بود، سطح تولّد فرزندان نامشروع بالا بود و هزاران بدبختى دیگر.
نمى گوییم امروز همه اینها ریشه کن شده، امّا بدون شک بسیار کاهش یافته
و جامعه ما از این نظر سلامت خود را بازیافته، و اگر به خواست خدا وضع به همین صورت ادامه یابد و سایر نابسامانى ها نیز سامان پیدا کند، جامعه ما از نظر پاکى خانواده ها و حفظ ارزش زن به مرحله مطلوب خواهد رسید.

3. استثناء وجه و کفین

در اینکه آیا حکم حجاب، صورت و دست ها حتّى از مچ به پایین را نیز شامل مى شود یا نه، در میان فقها بحث فراوان است. بسیارى عقیده دارند پوشاندن این دو (وجه و کفین) از حکم حجاب مستثنى است، در حالى که جمعى فتوا به وجوب پوشاندن داده، یا حدّاقل احتیاط مى کنند. البتّه آن دسته که پوشاندن این دو را واجب نمى دانند نیز آن را مقیّد به صورتى مى کنند که منشأ فساد و انحرافى نگردد، و گرنه واجب است.
در آیه فوق قرائنى بر این استثنا، و تأیید قول اوّل وجود دارد از جمله :
الف) استثناءِ «زینت ظاهر» در آیه فوق، خواه به معنى محلّ زینت باشد، یا خود «زینت» دلیل روشنى است بر اینکه پوشاندن صورت و کفین لازم نیست.
ب) دستورى که آیه فوق در مورد انداختن گوشه مقنعه به روى گریبان مى دهد که مفهومش پوشانیدن تمام سر، گردن و سینه است و سخنى از پوشانیدن صورت در آن نیست قرینه دیگرى به این مدّعاست.
توضیح اینکه: همان گونه که در شأن نزول نیز گفتیم، عرب ها در آن زمان روسرى و مقنعه اى مى پوشیدند که دنباله آن را روى شانه ها و پشت سر مى انداختند به طورى که مقنعه، پشت گوش آنها قرار مى گرفت و تنها سر و پشت گردن را مى پوشاند، ولى قسمت زیر گلو و کمى از سینه که بالاى گریبان قرار داشت، نمایان بود.
اسلام این وضع را اصلاح کرد و دستور داد دنباله مقنعه را از پشت گوش یا پشت سر جلو بیاورند و به روى گریبان و سینه بیندازند و نتیجه اش این بود که تنها گردى صورت باقى مى ماند و بقیّه پوشانده مى شد.
ج) روایات متعدّدى نیز در این زمینه در منابع اسلامى و کتب حدیث وارد شده است که شاهد زنده اى بر مدّعاست(297) هر چند روایات معارضى نیز دارد که در این حد
از صراحت نیست، و جمع میان آنها از طریق استحباب پوشاندن وجه و کفین، ویا حمل بر مواردى که منشأ فساد و انحراف است کاملاً ممکن است.
شواهد تاریخى نیز نشان مى دهد که نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبه عمومى نداشت (شرح بیشتر در زمینه بحث فقهى و روایى این مسأله در مباحث نکاح در فقه آمده است).
ولى باز تأکید و تکرار مى کنیم که این حکم در صورتى است که سبب سوءِ استفاده و انحراف نگردد.
ذکر این نکته نیز لازم است که استثناءِ وجه وکفین از حکم حجاب مفهومش این نیست که جایز است دیگران عمداً نگاه کنند، بلکه در واقع این یک نوع تسهیل براى زنان در امر زندگى است.

4. منظور از «نسائهنّ» چیست؟

چنانکه در تفسیر آیه خواندیم نهمین گروهى که مستثنى شده اند و زن حق دارد زینت باطن خود را در برابر آنها آشکار کند زنان هستند، منتهى با توجّه به تعبیر «نسائهم» (زنان خودشان) چنین استفاده مى شود که زنان مسلمان تنها مى توانند در برابر زنان مسلمان حجاب را برگیرند، ولى در برابر زنان غیر مسلمان باید با حجاب اسلامى باشند و فلسفه این موضوع چنانکه در روایات آمده این است که ممکن است آنها بروند و آنچه را دیده اند براى همسرانشان وصف کنند و این، براى زنان مسلمان صحیح نیست.
در روایتى که در کتاب من لا یحضره الفقیه آمده امام صادق (علیه السلام) چنین مى فرماید : «لا یَنبَغی لِلمَرأةِ أن تَنکَشِفَ بَینَ یَدَىِ الیَهودِیَّةِ وَالنَّصرانِیَّةِ، فَاِنَّهُنَّ یَصِفنَ ذلِکَ لاِزواجِهِنَّ؛ سزاوار نیست زن مسلمان در برابر زن یهودى یا نصرانى برهنه شود، چرا که آنها آنچه را دیده اند براى شوهرانشان وصف مى کنند». (298)