فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

احکامی درباره پوشش زن

(قُلْ لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ * وَقُلْ لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِى الاْرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوْ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلاَ یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِیعآ أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)
به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و دامان خود را (از بى عفّتى) حفظ کنند؛ این براى آنان پاکیزه تر است؛ خداوند به آنچه انجام مى دهند آگاه است. * و به زنان باایمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را (از بى عفّتى) حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار از آنان که نمایان است ـ آشکار نکنند، و(اطراف) روسرى هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان ]= کنیزانشان[، یا مردان سفیه وابسته (به آنها) که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و(به زنان باایمان بگو: هنگام راه رفتن) پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینتِ پنهانیشان دانسته شود (و صداى خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و اى مؤمنان، همگى به سوى خدا بازگردید، تا رستگار شوید. (سوره نور، آیات 30-31)

شأن نزول :

در کتاب کافى در شأن نزول نخستین آیه از آیات فوق، از امام باقر (علیه السلام) چنین نقل شده است: جوانى از انصار در مسیر خود با زنى روبه رو شد ـ و در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوش ها قرار مى دادند ـ (و طبعاً گردن و مقدارى از سینه آنها نمایان مى شد) چهره آن زن، نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامى که زن گذشت، جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه مى کرد، در حالى که راه خود را ادامه مى داد تا اینکه وارد کوچه تنگى شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مى کرد، ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزى استخوان یا قطعه شیشه اى که در دیوار بود صورتش را شکافت.
هنگامى که زن گذشت، جوان به خود آمد دید خون از صورتش جارى است و به لباس وسینه اش ریخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت: به خدا سوگند خدمت پیامبر مى روم واین ماجرا را بازگو مى کنم. هنگامى که چشم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او افتاد فرمود چه شده است؟
جوان ماجرا را نقل کرد. در این هنگام جبرئیل، پیک وحى خدا، نازل شد و آیه فوق را آورد (قُلْ لِلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ...). (293)
تفسیر :

مبارزه با چشم چرانى و ترک حجاب

پیش از این هم گفته ایم که این سوره در حقیقت سوره عفّت، پاکدامنى و پاکسازى از انحرافات جنسى است و بحث هاى مختلف آن از این نظر انسجام روشنى دارد. آیات مورد بحث هم که احکام نگاه کردن، چشم چرانى و حجاب را بیان مى دارد کاملاً به این امر مربوط است و نیز ارتباط این بحث با بحث هاى مربوط به اتّهامات ناموسى بر کسى مخفى نیست.
نخست مى گوید: «به مؤمنان بگو: چشم هاى خود را (از نگاه کردن به زنان نامحرم و آنچه نظر افکندن بر آن حرام است) فرو گیرند، و دامان خود را حفظ کنند» (قُلْ لِلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ).
«یَغُضّوا» از مادّه «غضّ» (بر وزن خزّ) در اصل به معنى کم کردن و نقصان است و در بسیارى از موارد در کوتاه کردن صدا یا کم کردن نگاه گفته مى شود.
بنابراین آیه نمى گوید مؤمنان باید چشمانشان را فرو بندند، بلکه مى گوید باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند. و این تعبیر لطیفى است به این منظور که اگر انسان به راستى هنگامى که با زن نامحرمى روبه رو مى شود بخواهد چشم خود را کاملاً ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براى او ممکن نیست، امّا اگر نگاه را از صورت و اندام او برگیرد و چشم خود را پایین اندازد، گویى از نگاه خویش کاسته و آن صحنه اى را که ممنوع است از منطقه دید خود به کلّى حذف کرده است.
قابل توجّه اینکه قرآن نمى گوید از چه چیز چشمان خود را فرو گیرند (و به اصطلاح متعلّق فعل را حذف کرده) تا دلیل بر عموم باشد، یعنى از مشاهده تمام آنچه نگاه به آنها حرام است چشم برگیرند.
امّا با توجّه به سیاق آیات، مخصوصاً آیه بعد که سخن از مسأله حجاب به میان آمده، به خوبى روشن مى شود که منظور نگاه نکردن به زنان نامحرم است. شأن نزولى که در بالا آوردیم نیز این مطلب را تأیید مى کند. (294)
از آنچه گفتیم این نکته روشن مى شود که مفهوم آیه فوق این نیست که مردان در صورت زنان خیره نشوند تا بعضى از آن چنین استفاده کنند که نگاه هاى غیرخیره مجاز است، بلکه منظور این است که انسان هنگام نگاه کردن معمولاً منطقه وسیعى را زیر نظر مى گیرد، هرگاه زن نامحرمى در حوزه دید او قرار گرفت چشم را چنان فرو گیرد که آن زن از منطقه دید او خارج شود، یعنى به او نگاه نکند. امّا راه و چاه خود را ببیند و اینکه «غَضّ» را به معنى کاهش گفته اند منظور همین است ـ دقّت کنید.
دومین دستور در آیه فوق همان مسأله حفظ «فروج» است.
«فرج» چنانکه قبلاً هم گفته ایم، در اصل به معنى شکاف و فاصله میان دو چیز است، ولى در این گونه موارد کنایه از عورت است، و ما براى حفظ معنى کنایى آن در فارسى کلمه «دامان» را به جاى آن مى گذاریم.
منظور از «حفظ فرج» چنانکه در روایات وارد شده، پوشانیدن آن از نگاه کردن دیگران است. در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: «کُلُّ آیَةٍ فِى القُرآنِ فی ذِکرِ الفُروجِ فَهِىَ مِنَ الزِّنا اِلّا هذِهِ الآیَةُ فَاِنَّها مِنَ النَّظَرِ؛ هر آیه اى که در قرآن سخن از حفظ فروج مى گوید، منظور حفظ کردن از زناست، جز این آیه که منظور از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران است».(295)
و از آنجا که گاه به نظر مى رسد چرا اسلام از این کار که با شهوت و خواست دل بسیارى هماهنگ است نهى کرده، در پایان آیه مى فرماید: «این براى آنها بهتر و پاکیزه تر است» (ذلِکَ أَزْکَى لَهُمْ).
آن گاه به عنوان اخطار، براى کسانى که نگاه هوس آلود و آگاهانه به زنان نامحرم مى افکنند و گاه آن را غیر اختیارى قلمداد مى کنند، مى گوید: «به یقین خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است» (إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ).
در آیه بعد به شرح وظایف زنان در این زمینه مى پردازد. نخست به وظایفى که مشابه مردان دارند اشاره کرده مى گوید: «و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را فرو گیرند (و از نگاه کردن به مردان نامحرم خوددارى کنند) و دامان خود را حفظ نمایند» (وَ قُلْ لِلْمُوْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ).
و به این ترتیب، «چشم چرانى» همان گونه که بر مردان حرام است بر زنان نیز حرام است، و پوشانیدن عورت از نگاه دیگران، چه از مرد و چه از زن براى زنان نیز مانند مردان واجب است.
سپس به مسأله حجاب که از ویژگى زنان است ضمن چهار جمله اشاره فرموده :
1. «آنها نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتاً ظاهر است»
(وَلاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا).
در اینکه منظور از زینتى که زنان باید آن را بپوشانند و همچنین زینت آشکارى که در اظهار آن مجازند چیست، در میان مفسّران سخن بسیار است.
بعضى زینت پنهان را به معنى زینت طبیعى (اندام زیباى زن) گرفته اند، در حالى که کلمه «زینت» به این معنى کمتر اطلاق مى شود.
بعضى دیگر آن را به معنى «محلّ زینت» گرفته اند، زیرا آشکار کردن خود زینت مانند گوشواره و دستبند و بازوبند به تنهایى مانعى ندارد، اگر ممنوعیتى باشد مربوط به محلّ این زینت هاست، یعنى گوش ها و گردن و دست ها و بازوان.
بعضى دیگر آن را به معنى خود «زینت آلات» گرفته اند منتها در حالى که روى بدن قرار گرفته، و طبیعى است که آشکار کردن چنین زینتى توأم با آشکار کردن اندامى است که زینت بر آن قرار دارد.
دو تفسیر اخیر از نظر نتیجه یکسان است هر چند از دو راه مسأله تعقیب مى شود.
حق این است که ما آیه را بدون پیشداورى و طبق ظاهر آن تفسیر کنیم که ظاهر آن همان معنى سوم است؛ بنابراین، زنان حق ندارند زینت هایى که معمولاً پنهانى است آشکار سازند، هر چند اندامشان نمایان نشود، و به این ترتیب آشکار کردن لباس هاى
زینتى مخصوصى که در زیر لباس عادى یا چادر مى پوشند مجاز نیست، چرا که قرآن از ظاهر ساختن چنین زینت هایى نهى کرده است.
در روایات متعدّدى که از ائمّه اهل بیت علیهم السلام نقل شده نیز همین معنى دیده مى شود که زینت باطن به «قلّاده» (گردنبند)، «دملج» (بازوبند)، «خلخال» (پاى برنجن) همان زینتى که زنان عرب در مچ پاها مى کردند تفسیر شده است. (296)
و چون در روایات متعدّد دیگرى زینت ظاهر به انگشتر، سرمه و مانند آن تفسیر شده، مى فهمیم که منظور از زینت باطن نیز خود زینت هایى است که نهفته و پوشیده است ـ دقّت کنید.
2. دومین حکمى که در آیه بیان شده این است: «آنها باید خمارهاى خود را بر سینه هاى خود بیفکنند» (وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ).
«خُمُر» جمع «خمار» (بر وزن حجاب) در اصل به معنى پوشش است، ولى معمولاً به چیزى گفته مى شود که زنان با آن سر خود را مى پوشانند (روسرى).
«جیوب» جمع «جیب» (بر وزن غیب) به معنى یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان مى شود و گاه به قسمت بالاى سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق مى گردد.
از این جمله استفاده مى شود که قبل از نزول آیه، زنان دامنه روسرى خود را به شانه ها یا پشت سر مى افکندند، به طورى که گردن و کمى از سینه آنها نمایان مى شد. قرآن دستور مى دهد روسرى خود را بر گریبان خود بیفکنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است مستور گردد (از شأن نزول آیه که قبلاً آوردیم نیز این معنى به خوبى استفاده مى شود).
3. در سومین حکم، مواردى را که زنان مى توانند در آنجا حجاب خود را برگیرند و زینت پنهان خود را آشکار سازند، با این عبارت شرح مى دهد :
«آنها نباید زینت خود را آشکار سازند» (وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ).
«مگر (در دوازده مورد) :
1. «براى شوهرانشان» (إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ).
2. «یا پدرانشان» (أَوْ آبَائِهِنَّ).
3. «یا پدران شوهرانشان» (أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ).
4. «یا پسرانشان» (أَوْ أَبْنَائِهِنَّ).
5. «یا پسران همسرانشان» (أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ).
6. «یا برادرانشان» (أَوْ إِخْوَانِهِنَّ).
7. «یا پسران برادرانشان» (أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ).
8. «یا پسران خواهرانشان» (أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ).
9. «یا زنان هم کیششان» (أَوْ نِسَائِهِنَّ).
10. «یا بردگانشان» کنیزانشان (أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ).
11. «یا پیروان و طفیلیانى که تمایلى به زن ندارند» افراد سفیه و ابلهى که میل جنسى در آنها وجود ندارد (أَوِالتَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِى الاْرْبَةِ مِنَالرِّجَالِ).
12. «یا کودکانى که از عورات زنان (امور جنسى) آگاه نیستند» (أَوِالطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ).
4. و بالاخره چهارمین حکم را چنین بیان مى کند: «آنها به هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود» و صداى خلخالى که بر پا دارند به گوش رسد (وَ لاَ یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ).
آنها در رعایت عفّت ودورى از امورى که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور مى سازد و ممکن است منتهى به انحراف از جادّه عفّت شود، آن چنان باید دقیق و سختگیر باشند که حتّى از رساندن صداى خلخالى که در پاى دارند به گوش مردان بیگانه خوددارى کنند، و این گواه باریک بینى اسلام در این زمینه است.
و سرانجام با دعوت عمومى همه مؤمنان، اعمّ از مرد و زن، به توبه و بازگشت به سوى خدا آیه را پایان مى دهد مى گوید: «همگى به سوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید» (وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُوْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ).
و اگر در گذشته کارهاى خلافى در این زمینه انجام داده اید اکنون که حقایق احکام اسلام براى شما تبیین شد، از خطاهاى خود توبه کنید و براى نجات و فلاح، به سوى خدا آیید که رستگارى تنها بر درِ خانه اوست، و بر سر راه شما لغزشگاه هاى خطرناکى وجود دارد که جز با لطف او نجات ممکن نیست، خود را به او بسپارید.
درست است که قبل از نزول این احکام، گناه و عصیان نسبت به این امور مفهومى
نداشت، ولى مى دانیم قسمتى از مسائل مربوط به آلودگى هاى جنسى جنبه عقلانى دارد و به تعبیر مصطلح، از «مستقلّات عقلیّه» است که حکم عقل در آنجا به تنهایى براى ایجاد مسؤولیّت کافى است.
نکته ها :