فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

روش سهل و ممتنع قوانین کیفرى اسلام

گاه و بیگاه به مناسبت هایى مى پرسند چرا اسلام قوانین جزایى و کیفرى سخت و طاقت فرسایى مقرّر نموده است؟
مثلاً در برابر یک بار آلوده شدن به زناى محصنه در آغاز، مجازات حبس ابد مقرّر گردید و سپس مجازات اعدام تعیین شد. آیا بهتر نبود مجازات هاى ملایم ترى در برابر این گونه اعمال تعیین گردد تا تعادلى میان «جرم» و«کیفر» برقرار شده باشد؟!
باید توجّه داشت قوانین کیفرى اسلام گرچه ظاهرآ سخت و شدید هستند، در مقابل راه اثبات جرم در اسلام آسان نیست و براى آن شرایطى تعیین شده که غالبآ تا گناه علنى نشود آن شرایط حاصل نمى گردد.
مثلاً افزایش دادن تعداد شهود به چهار نفر که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده، به قدرى سنگین است که فقط افراد بى پروا ممکن است مجرم شناخته شوند. بدیهى
است این چنین اشخاص باید به اشدّ مجازات گرفتار شوند تا عبرت دیگران گردند و محیط از آلودگى گناه پاک گردد.
همچنین براى شهادت شهود شرایطى تعیین شده، از قبیل رؤیت و عدم قناعت به قراین و هماهنگى در شهادت و مانند آن که اثبات جرم را دشوارتر مى کند.
به این ترتیب، اسلام احتمال یک مجازات فوق العاده شدید را در برابر این گونه گناهکاران قرار داده، و همین احتمال اگرچه ضعیف هم باشد مى تواند در روحیه غالب افراد اثر بگذارد.
امّا راه اثبات آن را دشوار قرار داده تا عملاً در این گونه موارد اعمال خشونت به طور وسیع انجام نگیرد.
در حقیقت اسلام خواسته اثر تهدیدى این قانون کیفرى را حفظ کند بدون اینکه افراد بسیارى مشمول اعدام شوند.
نتیجه اینکه روش اسلام براى اثبات جرم و تعیین مجازات، حدّاکثر تأثیر را در نجات جامعه از آلودگى به گناه دارد، در حالى که افراد مشمول این مجازات ها عملاً زیاد نیستند، و به همین جهت از این روش تعبیر به «سهل و ممتنع» کردیم (ر.ک: ج 3، ص 387 ـ 393).

حكم ازدواج با همسران پدر

(وَلاَ تَنکِحُوا مَا نَکَحَ آبَاؤُکُمْ مِّنَ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتآ وَسَاءَ سَبِیلا)
با زنانى که پدران شما با آنها ازدواج کرده اند، ازدواج نکنید؛ مگر آنچه در گذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است، زیرا این، عملى زشت و تنفّرآور و راه نادرستى است.
(سوره نساء، آیه 22)

شأن نزول :

در زمان جاهلیّت معمول بود هرگاه کسى از دنیا مى رفت و همسر و فرزندانى از خود به یادگار مى گذاشت، در صورتى که آن همسر، نامادرى فرزندان او بود،
فرزندانش، نامادرى را همانند اموال او به ارث مى بردند؛ به این ترتیب که آنها حق داشتند با نامادرى خود ازدواج کنند و یا او را به ازدواج شخص دیگرى درآورند.
پس از اسلام حادثه اى براى یکى از مسلمانان پیش آمد و آن این است که یکى از انصار به نام ابوقیس از دنیا رفت، فرزندش به نامادرى خود پیشنهاد ازدواج نمود، آن زن گفت: من تو را فرزند خود مى دانم و چنین کارى را شایسته نمى بینم، ولى با این حال از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) کسب تکلیف مى کنم. سپس موضوع را خدمت حضرت عرض کرد، و کسب تکلیف نمود. آیه فوق نازل شد و از این کار به شدّت نهى کرد. (278)
تفسیر :