فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

3. مرزهاى الهى

در این آیه و آیات فراوان دیگرى از قرآن مجید، تعبیر لطیفى درباره قوانین الهى به چشم مى خورد و آن تعبیر به حد و مرز است. به این ترتیب معصیت و مخالفت با این قوانین، تجاوز از حد و مرز محسوب مى گردد.
در حقیقت در میان کارهایى که انسان انجام مى دهد، یک سلسله مناطق ممنوعه وجود دارد که ورود در آن فوق العاده خطرناک است. قوانین و احکام الهى این مناطق را مشخّص مى کند و بسان علایمى است که در این گونه مناطق قرار مى دهند. بدین رو در آیه 187 سوره بقره مى نگریم حتّى از نزدیک شدن به این مرزها نهى شده است. مى فرماید: «تِلْکَ حُدُودُ اللهِ فَلا تَقْرَبُوهَا». زیرا نزدیکى به این مرزها انسان را بر لب پرتگاه قرار مى دهد.
و نیز در روایات وارده از طرق اهل بیت علیهم السلام مى خوانیم: از موارد شبهه ناک نهى فرموده و گفته اند: این کار در حکم نزدیک شدن به مرز است و چه بسا با یک غفلت، انسانى که به مرز نزدیک شده گام در آن طرف بگذارد و گرفتار هلاکت و نابودى شود (251)(ر.ک: ج 2، ص 199 ـ 205).

احكام طلاق

(فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنکِحَ زَوْجآ غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ یُقِیمَا حُدُودَ اللهِ وَتِلْکَ حُدُودُ اللهِ یُبَیِّنُهَا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ)
و اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر، شوهر) او را طلاق داد، بعد از آن، زن بر او حلال نخواهد بود؛ مگر اینکه همسر دیگرى برگزیند، که اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهى ندارند که بازگشت کنند؛ (و با یکدیگر ازدواج نمایند؛) اگر امید داشته باشند که حدود الهى را محترم مى شمرند. و اینها حدود الهى است که خدا آن را براى گروهى که آگاهند، بیان مى نماید. (سوره بقره، آیه 230)
شأن نزول :
در حدیثى آمده است که زنى خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسید و عرض کرد: من همسر پسرعمویم رفاعه بودم، او سه بار مرا طلاق داد. پس از او با مردى به نام عبدالرّحمان بن زبیر ازدواج کردم، اتّفاقآ او هم مرا طلاق داد بى آنکه در این مدّت آمیزش جنسى بین من و او انجام گیرد، آیا مى توانم به شوهر اوّلم بازگردم؟
حضرت فرمود: نه، تنها در صورتى مى توانى که با همسر دوم آمیزش جنسى کرده باشى. در این هنگام آیه مورد بحث نازل شد.(252)
تفسیر :

جدایى مشروط

در آیه قبل سخن از دو طلاق بود که بعد از طلاق دوم دو همسر یا باید راه الفت وصلح را پیش گیرند و یا از هم جدا شوند، این آیه در حقیقت حکم تبصره اى را دارد که به حکم سابق ملحق مى شود. مى فرماید: «اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر) او را طلاق داد، بعد از آن، زن بر او حلال نخواهد شد مگر اینکه همسر دیگرى برگزیند، (و با او آمیزش جنسى نماید، در این صورت اگر همسر دوم) او را طلاق
داد، گناهى ندارد که آن دو بازگشت کنند، (و آن زن بار دیگر با همسر اوّلش ازدواج نماید) مشروط بر اینکه امید داشته باشند حدود الهى را محترم مى شمرند» (فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْکِحَ زَوْجًا غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یَتَراجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ یُقِیمَا حُدُودَ اللهِ).
و در پایان آیه تأکید مى کند: «اینها حدود الهى است که خدا براى افرادى که آگاهند، بیان مى کند» (وَ تِلْکَ حُدُودُ اللهِ یُبَیِّنُهَا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ).
از روایاتى که از پیشوایان بزرگ اسلام رسیده استفاده مى شود :
اوّلاً ازدواج با شخص دوم باید دائمى باشد،(253) ثانیآ به دنبال اجراى عقد، عمل زناشویى نیز انجام گیرد. (254)
این دو شرط را از خود آیه نیز ممکن است اجمالاً استفاده کرد، امّا اینکه عقد دائمى باشد براى اینکه جمله «فَإِنْ طَلَّقَها» گواه بر آن است، زیرا طلاق تنها در عقد دائم تصوّر مى شود.
و امّا انجام دادن عمل زناشویى را مى توان از جمله «حَتَّى تَنکِحَ زَوجآ غَیرَهُ» استفاده کرد، زیرا به گفته بعضى از ادباى عرب هنگامى که گفته شود «نَکَحَ فُلانٌ فُلانَةً» به معناى عقد بستن است، و هر گاه گفته شود «نَکَحَ زَوجَتَهُ» به معناى انجام دادن آمیزش جنسى است (زیرا فرض سخن در جایى است که او زوجه باشد. بنابراین به کار بردن نکاح در مورد زوجه چیزى جز آمیزش جنسى نمى تواند باشد).(255)
علاوه بر این، مطلق منصرف به فرد غالب مى شود و غالبآ عقد ازدواج با آمیزش جنسى همراه است.
از همه اینها گذشته، همان گونه که بعدآ اشاره خواهد شد، این حکم فلسفه اى دارد که تنها با اجراى صیغه عقد حاصل نمى شود.
نکته :