فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

1. لزوم تعدّد مجالس طلاق

از جمله «الطّلاقُ مَرّتان» استفاده مى شود که دو یا سه طلاق در یک مجلس انجام نمى شود و باید در جلسات متعدّد واقع گردد به خصوص اینکه تعدّد طلاق براى آن است که فرصت بیشترى براى رجوع باشد، شاید بعد از کشمکش اوّل صلح و صفا برقرار شود.
و اگر در مرحله نخست سازش نشد، در دفعه دوم؛ ولى وقوع چند طلاق در یک نوبت این راه را به کلّى مسدود مى سازد و آنان را براى همیشه از هم جدا مى گرداند، و تعدّد طلاق را عملاً بى اثر مى کند.
این حکم از نظر شیعه مورد قبول است امّا در میان اهل تسنن اختلاف نظر وجود دارد اگرچه بیشتر آنان معتقدند که سه طلاق در یک مجلس واقع مى شود.
نویسنده تفسیر المنار از مسند احمد بن حنبل و صحیح مسلم چنین نقل مى کند : «این حکم که سه طلاق در یک مجلس یک طلاق بیشتر محسوب نمى شود، از زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تا دو سال بعد از خلافت عمر مورد اتّفاق همه اصحاب بوده است، ولى در آن زمان، خلیفه دوم حکم کرد که در یک مجلس سه طلاق واقع مى گردد».(249)

2. مفتى اعظم اهل تسنن و نظر شیعه در مسأله طلاق

با اینکه معروف است که خلیفه دوم حکم کرد که سه طلاق در یک مجلس جایز است ولى مسأله مورد اتّفاق اهل سنّت نیست، از جمله کسانى که برخلاف علماى دیگر اهل سنّت در این مسأله نظر شیعه را انتخاب نموده، رئیس سابق دانشگاه الازهر و مفتى بزرگ عالم تسنن، شیخ محمود شلتوت بود. او مى نویسد :
از دیر زمان که در دانشکده شرق به بررسى و مقایسه بین مذاهب پرداخته ام، بسیار اتّفاق افتاده که به آرا و نظریه هاى مختلف مذاهب در پاره اى از مسائل مراجعه کرده ام، و چون استدلالات شیعه را محکم و استوار دیده ام در برابر آن خاضع گشته و همان را انتخاب کرده ام.
آن گاه چند نمونه از نظریه ها را نقل مى کند که یکى از آنها همین مسأله تعدّد طلاق است. در این باره مى نویسد :
سه طلاق در یک مجلس وبا یک عبارت، از نظر مذاهب چهارگانه عامّه سه طلاق محسوب مى شود، ولى طبق عقیده شیعه امامیه یک طلاق محسوب مى گردد؛ و چون راستى از نظر قانون (و ظاهر آیات قرآن) رأى شیعه حقّ است، نظریه عامّه دیگر ارزش فتوایى خود را از دست داده است. (250)

3. مرزهاى الهى

در این آیه و آیات فراوان دیگرى از قرآن مجید، تعبیر لطیفى درباره قوانین الهى به چشم مى خورد و آن تعبیر به حد و مرز است. به این ترتیب معصیت و مخالفت با این قوانین، تجاوز از حد و مرز محسوب مى گردد.
در حقیقت در میان کارهایى که انسان انجام مى دهد، یک سلسله مناطق ممنوعه وجود دارد که ورود در آن فوق العاده خطرناک است. قوانین و احکام الهى این مناطق را مشخّص مى کند و بسان علایمى است که در این گونه مناطق قرار مى دهند. بدین رو در آیه 187 سوره بقره مى نگریم حتّى از نزدیک شدن به این مرزها نهى شده است. مى فرماید: «تِلْکَ حُدُودُ اللهِ فَلا تَقْرَبُوهَا». زیرا نزدیکى به این مرزها انسان را بر لب پرتگاه قرار مى دهد.
و نیز در روایات وارده از طرق اهل بیت علیهم السلام مى خوانیم: از موارد شبهه ناک نهى فرموده و گفته اند: این کار در حکم نزدیک شدن به مرز است و چه بسا با یک غفلت، انسانى که به مرز نزدیک شده گام در آن طرف بگذارد و گرفتار هلاکت و نابودى شود (251)(ر.ک: ج 2، ص 199 ـ 205).