فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

حرمت مقاربت با زنان در عادت ماهیانه

(وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِى الْمَحِیضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمْ اللهُ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ * نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لاِنفُسِکُمْ وَاتَّقُوا اللهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ)
و از تو، درباره حیض (و عادت ماهیانه) سؤال مى کنند، بگو: «مایه ناراحتى و آلودگى است؛ ازاین رو در حال حیض، از زنان کناره بگیرید. و با آنان نزدیکى نکنید، تا پاک شوند. و هنگامى که پاک شدند، آن گونه که خدا به شما فرمان داده است، با آنان آمیزش کنید! چرا که خداوند، هم توبه کنندگان را دوست دارد، و هم پاکان را». * زنان شما، محلّ بذرافشانى شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، مى توانید با آنها آمیزش کنید. و(با پرورش فرزندان صالح، اثر نیکى) براى خود، از پیش بفرستید. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد. و به مؤمنان، بشارت ده! (سوره بقره، آیات 222-223)

شأن نزول :

زنان در هر ماه حدّاقل به مدّت سه روز و حدّاکثر ده روز قاعده مى شوند و آن، عبارت از خونى است که با اوصاف خاصّى که در کتاب هاى فقهى آمده از رحم زن خارج مى گردد. زن را در چنین حال «حائض» و آن خون را خون «حیض» مى گویند. آیین کنونى یهود و نصارى احکام ضدّ یکدیگر در مورد آمیزش مردان با چنین زنانى دارند که سؤال برانگیز است.
جمعى از یهود مى گویند: معاشرت مردان با این گونه زنان مطلقآ حرام است
هرچند به صورت غذا خوردن سر یک سفره و یا زندگى در یک اتاق باشد. مثلاً مى گویند: جایى که زن حائض بنشیند مرد نباید بنشیند، اگر نشست باید لباس خود را بشوید و گرنه نجس است، و نیز اگر در رختخواب او بخوابد لباس و بدن را باید شست وشو دهد.
به طور خلاصه، زن را در این مدّت یک موجود ناپاک و لازم الاجتناب مى دانند.
در مقابل این گروه، نصارى مى گویند: هیچ فرقى میان حالت حیض زنان و غیر حیض نیست و همه گونه معاشرت حتّى آمیزش جنسى با آنان بى مانع است.
مشرکان عرب به خصوص آنها که در مدینه زندگى مى کردند، کم و بیش به خُلق وخوى یهود انس گرفته بودند و با زنان حائض مانند یهود رفتار مى کردند و در زمان عادت ماهیانه از آنها جدا مى شدند. همین اختلاف در آیین و افراط و تفریط هاى غیر قابل گذشت سبب شد که بعضى از مسلمانان از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در این باره سؤال کنند. در پاسخ آنان این آیه نازل شد. (224)
تفسیر :

حکم زنان در عادت ماهیانه

در نخستین آیه به سؤالى برخورد مى کنیم وآن درباره عادت ماهیانه زنان است. مى فرماید: «واز تو درباره حیض سؤال مى کنند، بگو: چیز زیانبار وآلوده اى است» (وَیَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى).
و بلافاصله مى افزاید: «حال که چنین است در حالت قاعدگى، از زنان کناره بگیرید و با آنان نزدیکى نکنید، تا پاک شوند» (فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِى الْمَحِیضِ وَ لاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ).
«ولى هنگامى که پاک شدند، از طریقى که خدا به شما فرمان داده است با آنان آمیزش کنید. خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و پاکان را (نیز) دوست دارد» (فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللهُ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ).
«مَحیض» مصدر میمى و به معناى عادت ماهیانه است. در معجم مقاییس اللغه آمده است: این واژه در اصل به معناى خارج شدن آب قرمز از درختى است به نام «سَمُرَه»، سپس به عادت ماهیانه زنان اطلاق شده است. ولى در تفسیر کبیر آمده است که «حَیض» در اصل به معناى سیل است و لذا به هنگامى که سیل جریان پیدا کند «حاضَ السّیل» گفته مى شود، و نیز به همین مناسبت به جایى که آب به سوى آن جریان پیدا مى کند حوض مى گویند.
امّا از گفته راغب در مفردات عکس این استفاده مى شود که این واژه در اصل به معناى خون عادت است سپس به معانى دیگر اطلاق شده.
در هر حال، منظور در اینجا خون است که قرآن آن را «اذى» (چیز زیانبار و آلوده) معرّفى کرده است.
در حقیقت این جمله فلسفه حکم اجتناب از آمیزش جنسى زنان در حالت قاعدگى را که در جمله بعد آمده است بیان مى کند، زیرا آمیزش در چنین حالتى، علاوه بر اینکه تنفّرآور است، زیان هاى بسیارى به بار مى آورَد که طبّ امروز نیز آن را اثبات کرده، از جمله احتمال عقیم شدن مرد و زن، و ایجاد یک محیط مساعد براى پرورش میکروب بیمارى هاى آمیزشى (مانند سفلیس و سوزاک) و نیز التهاب اعضاى تناسلى زن و وارد شدن خون آلوده به داخل عضو تناسلى مرد و غیر اینها که در کتاب هاى طب آمده است. بدین رو پزشکان، آمیزش جنسى با چنین زنانى را ممنوع اعلام مى کنند.
منشأ پیدایش خون حیض، مربوط به احتقان و پر خون شدن عروق رحم سپس پوسته پوسته شدن مخاط آن و جریان خون هاى موجود است. ترشح خون مزبور ابتدائآ نامنظّم و بى رنگ است ولى به زودى سرخ رنگ و منظّم مى شود و سرانجام بار دیگر کم رنگ و نامرتّب مى گردد. (225)
اصولاً خونى که هنگام عادت ماهیانه دفع مى شود، خونى است که هر ماه در عروق داخلى رحم براى تغذیه جنین احتمالى جمع مى گردد. زیرا مى دانیم رحم زن در هر ماه یک تخمک تولید مى کند و مقارن آن، عروق داخلى رحم به عنوان آماده باش براى تغذیه نطفه مملوّ از خون مى شود. اگر در این موقع که تخمک

وارد رحم مى شود اسپرم، که نطفه مرد است، در آنجا موجود باشد تشکیل جنین مى دهد و خون هاى موجود در عروق رحم صرف تغذیه آن مى شود، در غیر این صورت براثر پوسته پوسته شدن مخاط رحم و شکافتن جدار رگ ها، خون موجود خارج مى شود و این همان خون حیض است. و از اینجا دلیل دیگرى براى ممنوع بودن آمیزش جنسى در این حال به دست مى آید، زیرا رحم زن در موقع تخلیه این خون ها هیچ گونه آمادگى طبیعى براى پذیرش نطفه ندارد و لذا از آن صدمه مى بیند.
جمله «یَطهُرنَ» به گفته بسیارى از مفسّران، به معناى پاک شدن زن از خون حیض است و امّا جمله «فَإذا تَطَهَّرنَ» را بسیارى به معناى غسل کردن گرفته اند. بنابراین طبق جمله اوّل، به هنگام پاک شدن از خون، آمیزش جنسى جایز است هرچند غسل نکرده باشد و طبق جمله دوم، تا غسل نکند جایز نیست. (226)
بر این اساس، آیه خالى از ابهام نیست ولى با توجّه به اینکه جمله دوم تفسیرى است بر جمله اوّل و نتیجه آن ـ لذا با فاء تفریع عطف شده ـ به نظر مى رسد که «تَطَهَّرنَ» نیز به معناى پاک شدن از خون است. بنابراین با پاک شدن از عادت، آمیزش مجاز است به خصوص اینکه در آغاز آیه هیچ سخنى از وجوب غسل در میان نبود و این همان قولى است که فقهاى بزرگ نیز در فقه به آن فتوا داده اند که بعد از پاک شدن از خون حیض حتّى قبل از غسل، آمیزش جنسى جایز است. ولى بدون شک بهتر این است که بعد از غسل باشد.
جمله «مِن حَیثُ اَمَرَکُمُ اللهُ» (از آن طریق که خداوند دستور داده) مى تواند تأکیدى بر جمله قبل باشد، یعنى فقط در حال پاکى زنان، آمیزش جنسى داشته باشید نه در غیر این حالت.
و ممکن است مفهوم وسیع ترى از آن استفاده کرد، یعنى بعد از پاک شدن نیز آمیزش باید در چارچوب فرمان خدا باشد. این فرمان مى تواند فرمان تکوینى پروردگار یا فرمان تشریعى او باشد، زیرا خداوند براى بقاى نوع انسان، جاذبه مخصوصى در میان دو جنس مخالف نسبت به یکدیگر قرار داده و به همین دلیل آمیزش جنسى لذّت خاصّى براى هر دو طرف دارد.
ولى مسلّم است که هدف نهایى، بقاى نسل بوده و این جاذبه و لذّت، مقدّمه آن است. روى این اصل، لذّت جنسى باید تنها در مسیر بقاى نسل قرار گیرد و به همین جهت استمنا و لواط و مانند آن نوعى انحراف از این فرمان تکوینى و ممنوع است.
و نیز ممکن است مراد امر تشریعى باشد، یعنى بعد از پاک شدن زنان از عادت ماهیانه، باید جهات حلال و حرام را در حکم شرع در نظر بگیرید.
بعضى نیز گفته اند: مفهوم این جمله ممنوع بودن آمیزش جنسى با همسران از غیر طریق معمولى است. ولى با توجّه به اینکه در آیات گذشته سخنى از این مطلب در میان نبوده، این تفسیر مناسب به نظر نمى رسد. (227)
در آیه دوم اشاره زیبایى به هدف نهایى آمیزش جنسى کرده، مى فرماید: «همسران شما محلّ بذرافشانى شما هستند» (نِساوُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ).
«پس هر زمان که بخواهید، مى توانید با آنان آمیزش نمایید» (فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ).
در اینجا زنان تشبیه به مزرعه شده اند. این تشبیه ممکن است براى بعضى سنگین آید که چرا اسلام درباره نیمى از نوع بشر چنین تعبیرى کرده است، در حالى که نکته ظریفى در این تشبیه نهفته است. در حقیقت قرآن مى خواهد ضرورت وجود زن در اجتماع انسانى را نشان دهد که زن وسیله اطفاى شهوت و هوسرانى مردان نیست بلکه وسیله اى است براى حفظ حیات نوع بشر. این سخن براى کسانى که به جنس زن همچو یک بازیچه یا وسیله هوسبازى مى نگرند، هشدارى محسوب مى شود.
«حَرث» مصدر است و به معناى بذرافشانى است و گاهى به خود مزرعه نیز اطلاق مى شود.
«أنّى» از اسماءِ شرط است وغالبآ به معناى «مَتى» که به معناى زمان است استعمال مى شود، ودر این صورت آن را «أنّى» زمانیه مى گویند، و گاه نیز به معناى مکان است، مانند آنچه در آیه 37 سوره آل عمران آمده: (قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ) «زکریّا گفت: اى مریم، این غذا(ى بهشتى) را از کجا آورده اى؟ گفت: از نزد خدا».
اگر «أنّى» در آیه مورد بحث زمانیه باشد، توسعه زمانى مسأله آمیزش جنسى را بیان مى کند، یعنى در هر ساعتى از شب و روز مجاز هستید و اگر مکانیه باشد، توسعه در مکان و چگونگى انواع آمیزش است.
این احتمال نیز وجود دارد که اشاره به هر دو جنبه باشد، وبه این ترتیب دو همسر مى توانند هرگونه و در هر زمان و مکان از لذّت جنسى بهره گیرند (جز آنچه در قانون شرع ممنوع شده است).
سپس در ادامه آیه مى افزاید: «با اعمال صالح و پرورش فرزندان صالح، آثار نیکى براى خود از پیش بفرستید» (وَ قَدِّمُوا لاِنْفُسِکُمْ).
اشاره به اینکه هدف نهایى از آمیزش جنسى، لذّت و کامجویى نیست بلکه باید از این موضوع براى ایجاد و پرورش فرزندان شایسته استفاده کرد و آن را به عنوان یک ذخیره معنوى براى فرداى قیامت از پیش فرستاد.
این سخن هشدار مى دهد که باید در انتخاب همسر، اصولى را رعایت کرد تا به این نتیجه مهم، یعنى تربیت فرزندان صالح و نسل شایسته انسانى منتهى شود.
در حدیثى از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم: «اِذا ماتَ ابنُ آدَمَ انقَطَعَ أمَلُهُ اِلاَّ عَن ثَلاثٍ: صَدَقَةٍ جاریَةٍ وَ عِلمٍ یُنتَفَعُ بِهِ وَ وَلَدٍ صالِحٍ یَدعُو لَهُ؛ هنگامى که انسان مى میرد، امیدش جز از سه چیز قطع مى شود: صدقات جاریه (اموالى که از منافع آن مرتّبآ بهره گیرى مى شود) و علمى که از آن سود مى برند و فرزند صالحى که براى او دعا مى کند».(228)
در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: «لَیسَ یَتبَعُ الرَّجُلَ بَعدَ مَوتِهِ مِنَ الأجرِ إلاَّ ثَلاثُ خِصالٍ: صَدَقَةٌ أجراها فی حَیاتِهِ فَهِىَ تَجری بَعدَ مَوتِهِ، وَ سُنَّةُ هُدًى سَنَّها وَکانَ تُعمَلُ بِها بَعدَ مَوتِهِ، وَ وَلَدٌ صالِحٌ یَستَغفِرُ لَهُ؛ هیچ گونه اجر وپاداشى بعد از مرگ به دنبال انسان نمى آید مگر سه چیز: صدقه جاریه اى که در حیات خود فراهم ساخته و بعد از مرگش ادامه دارد (مانند بناهاى خیر) و سنّت هدایت گرى که آن را برقرار کرده و بعد از مرگ او به آن عمل مى کنند، و فرزند صالحى که براى او استغفار کند».(229)
همین مضمون در روایات متعدّد دیگرى نیز وارد شده است، و در بعضى از روایات، شش موضوع ذکر شده که اوّلین آنها فرزند صالح است. (230)
به این ترتیب، فرزندان صالح در کنار آثار علمى و تألیف کتاب هاى هدایت کننده و تأسیس بناهاى خیر همچو مسجد و بیمارستان و کتابخانه قرار گرفته اند.
و در پایان آیه دستور به تقوا مى دهد، مى فرماید: «و از خدا بپرهیزید وبدانید او را ملاقات خواهید کرد، و به مؤمنان بشارت ده»! بشارت رحمت الهى و سعادت و نجات در سایه تقوا (وَاتَّقُوا اللهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاَقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُوْمِنِینَ).
از آنجا که مسأله آمیزش جنسى مسأله اى است مهم و با پرجاذبه ترین غرایز انسان سروکار دارد، خداوند در جمله هاى آخر آیه مؤمنان را به دقّت در این امر و پرهیز از هرگونه گناه و انحراف دعوت فرموده و به آنها هشدار مى دهد که بدانید همگى به ملاقات پروردگار خواهید شتافت و تنها راه نجات، ایمان و تقواى در سایه ایمان است.
نکته ها :