فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

احترام پدر و مادر در منطق اسلام

گرچه عواطف انسانى و مسأله حق شناسى به تنهایى براى رعایت احترام در برابر والدین کافى است، ولى از آنجا که اسلام حتّى در مسائلى که هم عقل در آن استقلال
کامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح درمى یابد سکوت را روا نمى دارد بلکه به عنوان تأکید در این گونه موارد دستورهاى لازم را صادر مى کند، در مورد احترام والدین آن قدر تأکید کرده است که در کمتر مسأله اى دیده مى شود.
به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مى کنیم :
الف) در چهار سوره از قرآن مجید، نیکى به والدین بلافاصله بعد از مسأله توحید قرار گرفته. این هم ردیف بودن دو مسأله بیانگر این است که اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام قائل است.
در سوره بقره آیه 83 مى خوانیم: (لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا).
و در سوره نساء آیه 36 مى گوید: (وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَ لاَ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا).
و در سوره انعام آیه 151 مى فرماید: (أَلاَّ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا).
و در آیات مورد بحث نیز این دو را قرین یکدیگر دیدیم: (وَ قَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا).
ب) اهمّیّت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن و هم روایات صریحاً توصیه مى کنند که حتّى اگر پدر و مادر کافر باشند رعایت احترامشان لازم است.
در سوره لقمان آیه 15 مى خوانیم: (وَ إِنْ جَاهَدَاکَ عَلَى أَنْ تُشْرِکَ بِى مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فِى الدُّنْیَا مَعْرُوفًا) «اگر آنها به تو اصرار کنند که مشرک شوى، اطاعتشان مکن، ولى در زندگى دنیا به نیکى با آنها معاشرت نما».
ج) شکرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجید در ردیف شکرگزارى در برابر نعمت هاى خدا قرار داده شده است چنانکه مى خوانیم: (أَنِ اشْکُرْ لِى وَلِوَالِدَیْکَ). (197)
با اینکه نعمت خدا بیش از آن است که قابل احصا و شماره باشد، و این دلیل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران است.
د) قرآن حتّى کمترین بى احترامى را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است.
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: «لَو عَلِمَ اللّهُ شَیئاً هُوَ أدنى مِن اُفٍّ لَنَهى عَنهُ وَ هُوَ مِن أدنَى العُقوقِ وَ مِنَ العُقوقِ أن یَنظُرَ الرَّجُلُ إلى والِدَیهِ فَیُحِدَّ النَّظَرَ إلَیهِما؛ اگر چیزى کمتر از اف وجود داشت خدا از آن نهى مى کرد (اف همان طور که گفتیم
کمترین اظهار ناراحتى است) و این حدّاقل مخالفت و بى احترامى نسبت به پدر و مادر است، و از آن جمله نگاه کردن تند و غضب آلود به پدر و مادر است». (198)
هـ) با اینکه جهاد یکى از مهم ترین برنامه هاى اسلامى است، مادام که جنبه وجوب عینى پیدا نکند، یعنى داوطلب به قدر کافى باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهم تر است، و اگر موجب ناراحتى آنها شود جایز نیست.
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: مردى نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: من جوان بانشاط و ورزیده اى هستم و جهاد را دوست دارم ولى مادرم از این موضوع ناراحت مى شود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ارجِع فَکُن مَعَ والِدَتِکَ فَوَ الَّذی بَعَثَنی بِالحَقِّ لاَُنسُها بِکَ لَیلَةً خَیرٌ مِن جِهادٍ فی سَبیلِ اللّهِ سَنَةً؛ بازگرد و با پدر و مادر خویش باش، قسم به خدایى که مرا به حق مبعوث ساخت، یک شب انس مادر با تو از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است». (199)
البتّه هنگامى که جهاد جنبه وجوب عینى پیدا کند، کشور اسلامى در خطر باشد و حضور همگان لازم شود هیچ عذرى پذیرفته نیست، حتّى نارضایى پدر و مادر.
در مورد سایر واجبات کفایى و نیز مستحبّات، مسأله همان گونه است که در مورد جهاد گفته شد.
و) پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «إیّاکُم وَ عُقوقَ الوالِدَینِ فَإنَّ ریحَ الجَنَّةِ تُوجَدُ مِن مَسیرَةِ ألفِ عامٍ وَ لا یَجِدُها عاقٌّ؛ بترسید از اینکه عاق پدر و مادر و مغضوب آنها شوید، زیرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام مى رسد ولى هیچ گاه به کسانى که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید». (200)
این تعبیر اشاره لطیفى به این موضوع است که چنین اشخاصى نه تنها در بهشت گام نمى نهند، بلکه در فاصله بسیار زیادى از آن قرار دارند و حتّى نمى توانند به آن نزدیک شوند.
سیّد قطب در تفسیر فى ظلال القرآن حدیثى به این مضمون از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل مى کند که: «مردى در طواف، مادرش را بر دوش گرفته طواف مى داد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در
همان حال مشاهده نمود عرض کرد: آیا حقّ مادرم را با این کار ادا کردم؟ فرمود: نه، حتّى جبران یکى از ناله هاى او را (هنگام وضع حمل) نمى کند». (201)
اگر بخواهیم عنان قلم را در اینجا رها کنیم سخن بسیار به درازا مى کشد و از شکل تفسیر خارج مى شویم امّا با صراحت باید گفت: هرقدر در این زمینه گفته شود باز هم کم است چرا که آنها حقّ حیات بر انسان دارند.
در پایان این بحث ذکر این نکته را ضرورى مى دانیم که گاه پدر و مادر پیشنهادهاى غیر منطقى یا خلاف شرع به انسان مى کنند، بدیهى است اطاعت آنها در هیچ یک از این موارد لازم نیست ولى با این حال باید با منطق و امر به معروف در بهترین صورتش با چنین پیشنهادها برخورد کرد.
سخن خود را در این زمینه با حدیثى پایان مى دهیم که از امام کاظم (علیه السلام) نقل شده است. کسى نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و از حقّ پدر و فرزند سؤال کرد، حضرت فرمود : «لایُسَمّیهِ بِاسمِهِ وَ لا یَمشی بَینَ یَدَیهِ وَ لا یَجلِسُ قَبلَهُ وَ لا یَستَسِبُّ لَهُ؛ باید او را با نام صدا نزند (بلکه بگوید پدرم!)، و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند، و کارى نکند که مردم به پدرش بدگویى کنند». مثلاً نگویند خدا پدرت را نیامرزد که چنین کردى(202) (ر.ک: ج 12، ص 88 ـ 98).

اهمیت مقام مادر

وَبَرّآ بِوَالِدَتِى وَلَمْ یَجْعَلْنِى جَبَّارآ شَقِیّآ
و مرانسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبّار و عصیانگر قرار نداده است. (سوره مریم،آیه32)

مقام مادر

گرچه حضرت مسیح (علیه السلام) به فرمان نافذ پروردگار از مادر بدون پدر تولّد یافت، ولى همین اندازه که در آیه مورد بحث از زبان او مى خوانیم که در مقام برشمردن
افتخارات خود، نیکوکارى نسبت به مادر را ذکر مى کند دلیل روشنى بر اهمّیّت مقام مادر است.
ضمناً نشان مى دهد این نوزاد که طبق یک اعجاز به سخن درآمد، از این واقعیّت آگاه بود که او یک فرزند نمونه در میان انسان هاست که تنها از مادر بدون دخالت پدر تولّد یافته است.
به هر حال در جهان امروز درباره مقام مادر سخن بسیار گفته مى شود و حتّى روزى را به نام «روز مادر» اختصاص داده اند، امّا متأسّفانه وضع تمدّن ماشینى چنان است که رابطه پدران و مادران را از فرزندان خیلى زود قطع مى کند، آن چنان که کمتر روابط عاطفى بعد از بزرگ شدن در میان آنها دیده مى شود.
در اسلام روایات شگفت انگیزى در این زمینه داریم که اهمّیّت فوق العاده مقام مادر را به مسلمانان توصیه مى کند، تا در عمل ـ نه تنها در سخن ـ در این باره بکوشند.
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم که مردى نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد وعرض کرد : «یا رَسولَ اللّهِ مَن أبَرُّ؟ قالَ اُمَّکَ. قالَ ثُمَّ مَن؟ قالَ اُمَّکَ. قالَ ثُمَّ مَن؟ قالَ اُمَّکَ. قالَ ثُمَّ مَن؟ قالَ أباکَ؛ اى پیامبر، به چه کسى نیکویى کنم؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد بعد از او به چه کسى؟ فرمود: به مادرت. بار سوم عرض کرد بعد از او به چه کسى؟ فرمود: به مادرت. در چهارمین بار که این سؤال را تکرار کرد فرمود: به پدرت». (203)
در حدیث دیگرى مى خوانیم که جوانى نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) براى شرکت در جهاد (آنجا که جهاد واجب عینى نبود) آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ألَکَ والِدَةٌ؟ قالَ: نَعَم قالَ: فَالزَمها فَإنَّ الجَنَّةَ تَحتَ قَدَمِها: آیا مادر دارى؟ عرض کرد آرى. فرمود: در خدمت مادر باش که بهشت زیر پاى مادر است». (204)
بى شک اگر زحمات فراوانى را که مادر از هنگام حمل تا وضع حمل، و دوران شیرخوارى تا زمان بزرگ شدن او تحمّل مى کند، رنج ها، تعب ها، بیدارى ها، بیمارى ها وپرستارى ها را که او با آغوش باز در راه فرزند خود پذیرا مى گردد در نظر بگیریم، خواهیم دید که هر قدر انسان در این راه بکوشد باز هم در برابر حقوق مادر بدهکار است.
جالب اینکه در حدیثى مى خوانیم: امّ سلمه خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید وعرض کرد : همه افتخارات نصیب مردان شده و زنان بیچاره چه سهمى از این افتخارات دارند؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بَلى إذا حَمَلَتِ المَرأةُ کانَت بِمَنزِلَةِ الصّائِمِ القائِمِ المُجاهِدِ بِنَفسِهِ وَمالِهِ فی سَبیلِ اللّهِ، فَإذا وَضَعَت کانَ لَها مِنَ الأجرِ ما لا یَدری أحَدٌ ما هُوَ لِعِظَمِهِ، فَإذا أرضَعَت کانَ لَها بِکُلِّ مَصَّةٍ کَعِدلِ عِتقِ مُحَرَّرٍ مِن وُلدِ إسماعیلَ، فَإذا فَرَغَت مِن رَضاعِهِ ضَرَبَ مَلَکٌ کَریمٌ عَلى جَنبِها وَ قالَ استَأنِفِى العَمَلَ فَقَد غُفِرَ لَکِ؛ آرى (زنان هم افتخارات فراوانى دارند) هنگامى که زن باردار مى شود، در تمام مدّت حمل به منزله روزه دار، شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است، هنگامى که وضع حمل مى کند آن قدر خدا به او پاداش مى دهد که هیچ کس حدّ آن را از عظمت نمى داند، هنگامى که فرزندش را شیر مى دهد در برابر هر مکیدنى از سوى کودک، خداوند پاداش آزاد کردن برده اى از فرزندان اسماعیل را به او مى دهد، و هنگامى که دوران شیرخوارگى کودک تمام شد، یکى از فرشتگان بزرگوار خداوند بر پهلوى او مى زند و مى گوید: برنامه اعمال خود را از نو آغاز کن، چرا که خداوند همه گناهان تو را بخشیده» (گویى نامه عملت از نو آغاز مى شود).)205(
در ذیل آیه 23 سوره اسراء بحث هاى دیگرى در این زمینه داشتیم (ر.ک: ج 13، ص 69 و 70).