فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

اهمیت نیکى به پدر و مادر

ذکر نیکى به پدر و مادر، بلافاصله بعد از مبارزه با شرک (در آیه 151 سوره انعام)، و قبل از دستورهاى مهمى همانند تحریم قتل نفس، و اجراى اصول عدالت، دلیل بر اهمیت فوق العاده حق پدر و مادر در دستورهاى اسلامى است.
این موضوع، وقتى روشن تر مى شود که توجه کنیم، به جاى «تحریم آزار پدر و مادر» که هماهنگ با سایر تحریم هاى این آیه است، موضوع احسان و نیکى کردن، ذکر شده است یعنى: نه تنها ایجاد ناراحتى براى آنها حرام است بلکه علاوه بر آن، احسان و نیکى در مورد آنان نیز لازم و ضرورى است. و جالب تر این که
کلمه «احسان» را به وسیله «باء» متعدى ساخته و فرموده است «و بِالْوالدَیْنِ إحْساناً»، و مى دانیم احسان گاهى با «إلى» و گاهى با «باء» ذکر مى شود، در صورتى که با «إلى» ذکر شود، مفهوم آن نیکى کردن است هر چند به طور غیر مستقیم و بالواسطه باشد.
اما هنگامى که با «باء» ذکر مى شود معنى آن نیکى کردن به طور مستقیم و بدون واسطه است.
بنابراین آیه تأکید مى کند که موضوع نیکى به پدر و مادر را باید آن قدر اهمیت داد که شخصاً و بدون واسطه به آن اقدام نمود(194) (ر.ک: ج 6، ص 48 ـ 49).

نیكى به پدر و مادر

(وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانآ إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَّهُمَا قَوْلا کَرِیمآ * وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرآ * رَّبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِى نُفُوسِکُمْ إِنْ تَکُونُوا صَالِحِینَ فَإِنَّهُ کَانَ لِلاْوَّابِینَ غَفُورآ)
و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید؛ و به پدر و مادر نیکى کنید. هرگاه یکى از آن دو، یا هر دو، نزد تو به پیرى رسند، کمترین اهانتى به آنها روا مدار؛ وبر آنها فریاد مزن؛ و گفتار (لطیف و سنجیده و) بزرگوارانه به آنها بگو. * و پر و بال تواضع خویش را از روى محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر؛ و بگو: «پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کودکى تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.» * پروردگار شما از درون دل هایتان آگاه تر است؛ (هرگاه لغزشى در این زمینه داشتید) اگر صالح باشید (و جبران کنید) او بازگشت کنندگان را مى آمرزد. (سوره اسراء، آیات 23-25)
تفسیر :

توحید و نیکى به پدر ومادر

آیات مورد بحث سرآغازى است براى بیان یک سلسله از احکام اساسى اسلام که با مسأله توحید و ایمان شروع مى شود؛ توحیدى که خمیرمایه همه فعّالیّت هاى مثبت و کارهاى نیک و سازنده است و از این طریق، پیوندى میان این آیات و آیات گذشته که سخن از سعادتمندان و برنامه سه گانه آنها یعنى ایمان، سعى و تلاش، و اراده سراى آخرت مى گوید برقرار مى سازد.
بعد از اصل توحید به یکى از اساسى ترین تعلیمات انسانى انبیا ضمن تأکید مجدّد بر توحید اشاره کرده مى گوید: «و پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید، و نسبت به پدر و مادر نیکى کنید» (وَ قَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا).
«قضاء» مفهوم مؤکّدترى از «امر» دارد، و امر و فرمان قطعى و محکم را مى رساند و این نخستین تأکید در این مسأله است.
قرار دادن توحید ـ یعنى اساسى ترین اصل اسلامى ـ در کنار نیکى به پدر و مادر، تأکید دیگرى است بر اهمّیّت این دستور اسلامى.
مطلق بودن «احسان» که هر گونه نیکى را در بر مى گیرد و همچنین «والدین» که مسلمان و کافر را شامل مى شود، سومین و چهارمین تأکید در این جمله است.
نکره بودن احسان (إحسانآ) که در این گونه موارد براى بیان عظمت مى آید پنجمین تأکید محسوب مى گردد. (195)
توجّه به این نکته نیز لازم است که فرمان معمولاً روى یک امر اثباتى مى رود در حالى که در اینجا روى نفى رفته است (پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید).
این ممکن است به خاطر آن باشد که از جمله «قَضى» فهمیده مى شود که جمله دیگرى در شکل اثباتى در تقدیر است و در معنى چنین است: پروردگارت فرمان مؤکّد داده که او را بپرستید و غیر او را نپرستید.
یا اینکه مجموع جمله نفى و اثبات (ألّا تَعبُدوا إلّا إیّاهُ) در حکم یک جمله اثباتى است؛ اثبات عبادت انحصارى پروردگار.
سپس به بیان یکى از مصداق هاى روشن نیکى به پدر و مادر پرداخته مى گوید : «هرگاه یکى از آن دو، یا هر دو آنها، نزد تو به سالخوردگى رسند (آن چنان که نیاز به مراقبت دائمى تو داشته باشند، از هرگونه محبّت در مورد آنها دریغ مکن و) کمترین اهانتى به آنان روا مدار» حتّى کوچک ترین تعبیر نامؤدّبانه یعنى «اف» به آنها مگو (إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ). ).(196)
«و بر آنان فریاد مزن» (وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا
«و گفتار سنجیده و لطیف و بزرگوارانه به آنها بگو» (وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا).
و نهایت فروتنى را در برابر آنها بنما، «و بال هاى تواضع خویش را در برابر آنان فرود آر» (وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَالرَّحْمَةِ).
«و بگو: پروردگارا، همان گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده» (وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِى صَغِیرًا).