فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

بخش دیگرى از ویژگى هاى بهشتیان

در آیات گذشته، چهار وصف از اوصاف ویژه مؤمنان راستین و آنها که در قیامت اهل بهشتند ذکر شد، و در این آیات، به یک وصف دیگر اشاره مى کند که مجموعاً نُه وصف مى شود.
در نخستین توصیف مى فرماید: «آنها کسانى هستند که فروج(187) خویش را از بى عفتى حفظ مى کنند» (وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ).
«مگر نسبت به همسران و کنیزانشان که در بهره گیرى از آنها هیچگونه ملامت و سرزنش ندارند» (إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ).
بدون شک، غریزه جنسى از غرائز سرکش انسان، و سرچشمه بسیارى از گناهان است، تا آنجا که بعضى معتقدند: در تمام پرونده هاى مهم جنایى، اثرى از این غریزه دیده مى شود، لذا، کنترل و حفظ حدود آن از نشانه هاى مهم تقوا است و به همین دلیل، بعد از ذکرِ نماز، کمک به نیازمندان، ایمان به روز قیامت و ترس از عذاب الهى، کنترل این غریزه ذکر شده است.
استثنایى که ذیل آن آمده نشان مى دهد: منطق اسلام هرگز این نیست که این غریزه به کلى محو و نابود شود و مانند: راهبان و کشیشان، بر خلاف قانون خلقت گام بردارد که این عملى است غالباً غیر ممکن، و به فرض امکان، غیر منطقى، و لذا رهبان ها نیز نتوانستند این غریزه را از صحنه زندگى حذف کنند، و اگر به طور رسمى ازدواج نمى کنند، بسیارى از آنها چون به خلوت مى روند، آن کار دیگر مى کنند!.
رسوایى هایى که از این رهگذر به بار آمده کم نیست، که مورخان مسیحى همچون «ویل دورانت» و غیر او پرده از روى آن برداشته اند.
تعبیر به «ازدواج»، همسرانِ دائمى و موقت هر دو را شامل مى شود، و اینکه بعضى گمان کرده اند: این آیه «ازدواج موقت» را نفى مى کند، به خاطر آن است که نمى دانند آن هم نوعى ازدواج است.
در آیه بعد، براى تأکید بیشتر روى همین موضوع مى افزاید: «کسانى که ماوراى آن را طلب کنند متجاوز و خارج از مرزهاى الهى هستند» (فَمَنِ ابْتَغى وَرَاءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العَادُونَ).
و به این ترتیب، اسلام طرح جامعه اى مى ریزد که هم به غرائز فطرى در آن پاسخ داده مى شود، و هم آلوده فحشاء، فساد جنسى و مفاسد ناشى از آن نیست.
البتّه کنیزان از نظر اسلام، داراى بسیارى از شرایط همسر و انضباط هاى قانونى هستند، هر چند در عصر و زمان ما موضوع آن منتفى است (ر.ک: ج 25، ص 43 ـ 45).

زوجیت در خلقت بشر

(فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالاُْنثَى)
و از آن، دو زوج مرد و زن آفرید. (سوره قیامت، آیه 39)
تفسیر :
در ادامه فرمود: «خداوند از همین نطفه دو جفت مرد و زن را آفرید» (فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الأُنْثى).
نکته :

نظام جنسیت در جهان بشریت

با تمام گفت وگوهایى که درباره عوامل جنسیت جنین شده، و اینکه تحت تأثیر چه امورى تبدیل به جنس «مذکّر» یا «مؤنّث» مى شود، هنوز هیچ کس به درستى نمى داند که عوامل اصلى چیست؟
درست است که بعضى از مواد غذایى یا پاره اى از داروها ممکن است در این مسأله بى تأثیر نباشد. ولى یقیناً هیچکدام عامل تعیین کننده محسوب نمى شود، و به تعبیر دیگر، این مطلبى است که علمش نزد خداوند عالم است.
از سوى دیگر، همواره یک تعادل نسبى در میان این دو جنس در همه جوامع دیده مى شود گرچه در غالب جوامع تعداد زنان کمى بیشتر و ندرتا در بعضى جوامع تعداد مردان کمى زیادتر است ولى روى هم رفته یک تعادل نسبى در میان این دو جنس وجود دارد.
اگر فرضاً روزى فرا رسد که این تعادل به هم بخورد، و مثلاً تعداد زنان ده برابر مردان، یا تعداد مردان ده برابر زنان شود، فکر کنید چگونه نظام جامعه انسانى به هم مى خورد؟ و چه مفاسد عجیبى از این رهگذر به وجود مى آید که در برابر هر یک زن ده مرد، و یا در برابر هر ده مرد یک زن وجود داشته باشد، و چه جنجالى بر پا مى شود.
آیات فوق که مى گوید: «فَجَعَلَ مِنهُ الزَّوجَینِ الذَّکَرَ وَ الأُنثى» اشاره لطیف و سر بسته اى به این دو موضوع است: از یک سو، به تنوع مرموز انسان ها، و تقسیم آنها به این دو جنس در دوران جنین اشاره مى کند، و از سوى دیگر، به این تعادل نسبى(188) (ر.ک: ج 25، ص 324 و 325).