فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

2. منظور از جمله «وَالصّالِحینَ مِن عِبادِکُم وَ إمائِکُم» چیست؟

قابل توجّه اینکه در آیات مورد بحث هنگامى که سخن از ازدواج مردان و زنان بى همسر به میان مى آید، به طور کلّى دستور مى دهد براى ازدواج آنان اقدام کنید، امّا هنگامى که نوبت بردگان مى رسد آن را مقیّد به «صالح بودن» مى کند.
جمعى از مفسّران (مانند نویسنده عالیقدر تفسیر المیزان و همچنین تفسیر صافى) آن را به معنى صلاحیت براى ازدواج تفسیر کرده اند، در حالى که اگر چنین باشد این قید در زنان و مردان آزاد نیز لازم است.
بعضى دیگر گفته اند: منظور صالح بودن از نظر اخلاق و اعتقاد است چرا که صالحان از اهمّیّت ویژه اى در این امر برخوردارند، ولى باز جاى این سؤال باقى است که چرا در غیر بردگان این قید نیامده است؟
احتمال مى دهیم منظور چیز دیگرى باشد و آن این است که در شرایط زندگى آن روز بسیارى از بردگان در سطح پایینى از فرهنگ و اخلاق قرار داشتند به طورى که هیچ مسؤولیتى در زندگى مشترک احساس نمى کردند.
اگر با این حال اقدام به تزویج آنها مى شد، همسر خود را به آسانى رها ساخته و او را
بدبخت مى کردند، لذا دستور داده شده است در مورد آنها که صلاحیت اخلاقى دارند اقدام به ازدواج کنید، و مفهومش این است که در مورد بقیّه نخست کوشش براى صلاحیت اخلاقیشان شود تا آماده زندگى زناشویى شوند، سپس اقدام به ازدواجشان گردد (ر.ک: ج 14، ص 488 ـ 500).

ازدواج مایه آرامش و سبب مودت و رحمت

(و مِنَ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجآ لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لاَیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ)
و از نشانه هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید، تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد، در این نشانه هائى است براى گروهى که تفکر مى کنند! (سوره روم، آیه 21)
تفسیر :
دومین آیه مورد بحث نیز، بخش دیگرى از «آیات انفسى» را که در مرحله بعد از آفرینش انسان قرار دارد مطرح کرده، مى فرماید: «دیگر از نشانه هاى خدا این است که از جنس خودتان همسرانى براى شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش بیابید» (وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجآ لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا).
و از آنجا که ادامه این پیوند، در میان همسران خصوصاً، و در میان همه انسان ها عموماً، نیاز به یک جاذبه و کشش قلبى و روحانى دارد، به دنبال آن اضافه مى کند : «و در میان شما مودت و رحمت آفرید» (وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً).
و در پایان آیه، براى تأکید بیشتر مى فرماید: «در این امور، نشانه هائى است براى افرادى که تفکر مى کنند» (إِنَّ فِی ذَلِکَ لاَیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ).
جالب این که، قرآن در این آیه، هدف ازدواج را سکون و آرامش، قرار داده است، و با تعبیر پر معنى «لِتَسْکُنُوا» مسائل بسیارى را بیان کرده، و نظیر این تعبیر در آیه 189 سوره «اعراف» نیز آمده است.
به راستى، وجود همسران با این ویژگى ها، براى انسان ها که مایه آرامش زندگى آنها است، یکى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى شود. این آرامش، از اینجا ناشى مى شود که، این دو جنس مکمل یکدیگر و مایه شکوفائى و نشاط و پرورش یکدیگر مى باشند، به طورى که هر یک بدون دیگرى ناقص است، و طبیعى است که میان یک موجود و مکمل وجود او، چنین جاذبه نیرومندى وجود داشته باشد.
و از اینجا مى توان نتیجه گرفت: آنها که پشت پا به این سنت الهى مى زنند وجود ناقصى دارند، چرا که یک مرحله تکاملى آنها متوقف شده (مگر آن که به راستى شرائط خاص و ضرورتى ایجاب تجرد کند).
به هر حال، این آرامش و سکونت هم از نظر جسمى است، و هم از نظر روحى، هم از جنبه فردى و هم اجتماعى.
بیمارى هائى که به خاطر ترک ازدواج براى جسم انسان پیش مى آید، قابل انکار نیست.
همچنین، عدم تعادل روحى و ناآرامى هاى روانى، که افراد مجرد با آن دست به گریبانند کم و بیش بر همه روشن است.
از نظر اجتماعى، افراد مجرد کمتر احساس مسئولیت مى کنند و به همین جهت انتحار و خودکشى در میان مجردان بیشتر دیده مى شود، و جنایات هولناک نیز از آنها بیشتر سرمى زند.
هنگامى که انسان، از مرحله تجرد، گام به مرحله زندگى خانوادگى مى گذارد، شخصیت تازه اى در خود مى یابد، و احساس مسئولیت بیشترى مى کند، و این است معنى احساس آرامش در سایه ازدواج.
و اما مسأله «مودّت» و «رحمت» در حقیقت «ملاط» و «چسب» مصالح ساختمانى جامعه انسانى است، چرا که جامعه، از فرد، فرد انسان ها تشکیل شده، همچون ساختمان عظیم و پرشکوهى که از آجرها و قطعات سنگ ها تشکیل مى گردد. اگر این افراد پراکنده، و آن اجزاء مختلف، با هم ارتباط و پیوند پیدا نکنند «جامعه» یا «ساختمانى» به وجود نخواهد آمد.
آن کس که انسان را براى زندگى اجتماعى آفریده، این پیوند و ربط ضرورى را نیز در جان او ایجاد کرده است.
فرق میان «مودّت» و «رحمت» ممکن است از جهات مختلفى باشد :
1. «مودّت» انگیزه ارتباط در آغاز کار است، اما در پایان که یکى از دو همسر، ممکن است ضعیف و ناتوان گردد، و قادر بر خدمتى نباشد، «رحمت» جاى آن
را مى گیرد.
2. «مودّت» در مورد بزرگترها است که مى توانند نسبت به هم خدمت کنند اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه «رحمت» پرورش مى یابند.
3. «مودّت» غالباً جنبه متقابل دارد، اما «رحمت» یک جانبه و ایثارگرانه است، زیرا براى بقاء یک جامعه، گاه، خدمات متقابل لازم دارد که سرچشمه آن «مودّت» است و گاه، خدمات بلاعوض، که نیاز به ایثار و «رحمت» دارد.
البته، آیه مودّت و رحمت را میان دو همسر بیان مى کند، ولى این احتمال نیز وجود دارد که تعبیر «بینکم» اشاره به همه انسان ها باشد، که دو همسر یکى از مصادیق بارز آن محسوب مى شوند، زیرا نه تنها زندگى خانوادگى که زندگى در کل جامعه انسانى، بدون این دو اصل یعنى «مودّت» و «رحمت»، امکان پذیر نیست، و از میان رفتن این دو پیوند، و حتى ضعف و کمبود آن، مایه هزاران بدبختى و ناراحتى و اضطراب اجتماعى است.
نکته :

پیوند محبت دو همسر

با این که، ارتباط انسان با پدر و مادر و برادرش ارتباط «نسبى» است، و از ریشه هاى عمیق خویشاوندى مایه مى گیرد، و پیوند دو همسر، یک پیوند «قراردادى و قانونى» است، اما بسیار مى شود که محبت و علاقه ناشى از آن، حتى بر علاقه خویشاوندى پدر و مادر، پیشى مى گیرد، و این در حقیقت همان چیزى است که در آیات فوق با جمله (وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً) به آن اشاره شده است.
در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم: بعد از جنگ احد: به «دختر جحش» فرمود: دائى تو «حمزه» شهید شد، او گفت: (إِنَّا للهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ) من اجر این مصیبت را از خدا مى خواهم.
باز به او فرمود: برادرت نیز شهید شد، دیگر بار «انَّا لِلَّهِ» گفت و اجر و پاداش خود را از خدا خواست.
اما همین که خبر شهادت همسرش را به او داد: دست بر سرش گذاشت و فریاد کشید، پیامبر فرمود: (آرى) «ما یَعْدِلُ الزَّوْجَ عِنْدَ الْمَرْأَةِ شَىْءٌ؛ هیچ چیز براى زن همانند همسر نیست» (ر.ک: ج 16، ص 412 ـ 429).(172)