فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

صلح بهتر است

همان طور که در ذیل آیه 34 همین سوره گفتیم، «نُشوز» در اصل از مادّه «نشز» به معنى زمین مرتفع است، و هنگامى که در مورد زن و مرد به کار مى رود به معنى نافرمانى است.
در آیات مزبور(134) احکام مربوط به نشوز زن بیان شده بود، ولى در اینجا به مسأله نشوز مرد اشاره کرده مى فرماید: «هرگاه زنى احساس کند شوهرش بناى سرکشى و اعراض دارد، مانعى ندارد که براى حفظ حریم زوجیّت، از پاره اى از حقوق خود صرف نظر کند و با هم صلح نمایند» (وَ إِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا).
از آنجا که گذشت کردن زن از قسمتى از حقوق خود، روى رضایت و طیب خاطر
انجام شده، و اکراهى در میان نبوده است، گناهى ندارد. جمله «لا جُناحَ» (گناهى ندارد) نیز اشاره به همین حقیقت است.
ضمنآ از آیه با توجّه به شأن نزول، دو مسأله فقهى استفاده مى شود :
نخست اینکه احکامى مانند تقسیم روزهاى هفته در میان دو همسر، جنبه حق دارد نه حکم، و لذا زن مى تواند با اختیار خود از این حق به طور کلّى یا به طور جزئى صرف نظر کند. دو دیگر اینکه، عوض صلح لازم نیست مال بوده باشد، بلکه مى تواند «اسقاط حقّى» عوض صلح واقع شود.
سپس براى تأکید موضوع مى فرماید: «به هر حال، صلح کردن بهتر است»
(وَالصُّلْحُ خَیْرٌ).
این جمله کوتاه و پر معنى گرچه در باره اختلافات خانوادگى در آیه فوق ذکر شده، ولى بدیهى است یک قانون کلّى را بیان مى کند که در همه جا اصل نخستین، صلح و صفا و دوستى وسازش است، و نزاع و کشمکش و جدایى بر خلاف طبع سلیم انسان و زندگى آرام بخش اوست، و لذا جز در موارد ضرورت و استثنایى نباید به آن متوسّل شد.
بر خلاف آنچه برخى از مادّى ها مى پندارند که اصل نخستین در زندگى بشر، همانند سایر جانداران، تنازع بقاء وکشمکش است و تکامل از این راه صورت مى گیرد. و همین طرز تفکّر، شاید سرچشمه بسیارى از جنگ ها و خونریزى هاى قرون اخیر شده است.
در حالى که انسان به سبب داشتن عقل و هوش، حسابش از حیوانات درّنده جداست، و تکامل او در سایه تعاون صورت مى گیرد نه تنازع.(135) و اصولاً تنازع بقاء حتّى در میان حیوانات، یک اصل قابل قبول براى تکامل نیست.
و به دنبال آن به سرچشمه بسیارى از نزاع ها و عدم گذشت ها اشاره کرده، مى فرماید: «مردم ذاتآ و طبق غریزه حبّ ذات، در امواج بخل قرار دارند، و هر کس سعى مى کند تمام حقوق خود را بى کم وکاست دریافت دارد، و همین سرچشمه نزاع ها و کشمکش هاست» (وَ أُحْضِرَتِ الاْنْفُسُ الشُّحَّ).
بنابراین اگر زن و مرد به این حقیقت توجّه کنند که سرچشمه بسیارى از اختلافات بخل است، و بخل یکى از صفات مذموم است، سپس در اصلاح خود بکوشند و گذشت را پیشه کنند، نه تنها ریشه اختلافات خانوادگى از بین مى رود، که بسیارى از کشمکش هاى اجتماعى نیز پایان مى گیرد.
ولى در عین حال براى اینکه مردان از حکم فوق سوءِ استفاده نکنند، در پایان آیه روى سخن را به آنها کرده، توصیه به نیکوکارى و پرهیزگارى نموده و به آنان گوشزد مى کند مراقب اعمال و کارهاى خود باشند و از مسیر حق و عدالت منحرف نشوند، زیرا خداوند از همه اعمالشان آگاه است. مى فرماید: «و اگر نیکى کنید و تقوا پیشه نمایید، خداوند نسبت به آنچه انجام مى دهید آگاه است» (وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا) (ر.ک: ج 4، ص 198 ـ 201).

عدالت میان همسران

(وَلَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَةِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللهَ کَانَ غَفُورآ رَّحِیمآ * وَإِنْ یَتَفَرَّقَا یُغْنِ اللهُ کُلّاً مِّن سَعَتِهِ وَکَانَ اللهُ وَاسِعآ حَکِیمآ)
شما هرگز نمى توانید (از نظر محبّت قلبى) در میان زنان خود، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید؛ ولى تمایل خود را به کلّى متوجّه یک طرف نسازید که دیگرى را به صورت زنى بلاتکلیف درآورید. و اگر راه صلاح و پرهیزگارى پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است. * و اگر (راهى براى اصلاح در میان خود نیابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر کدام از آنها را با گشایش و فضل خویش، بى نیاز مى کند؛ و خداوند، داراى فضل و احسان گسترده، و حکیم است. (سوره نساء، آیات 129 ـ 130)
تفسیر :

عدالت، شرط تعدّد همسر

از جمله اى که در پایان آیه قبل گذشت، و در آن دستور به احسان و پرهیزگارى
داده شده بود، نوعى تهدید در مورد شوهران استفاده مى شود که آنها باید مراقب باشند کمترین انحرافى از مسیر عدالت در مورد همسران خود پیدا نکنند، تمام حقوقشان را ادا کنند، بلکه نیکى نمایند.
در اینجا این توهّم پیش مى آید که مراعات عدالت حتّى در مورد محبّت و علاقه قلبى نیز باید رعایت گردد. اینکه امکان پذیر نیست. بنابراین در برابر همسران متعدّد چه باید کرد؟
آیه مورد بحث در پاسخ به این پرسش مى گوید عدالت از نظر محبّت در میان همسران امکان پذیر نیست. مى فرماید: «هرگز نمى توانید (در محبّت قلبى) در میان زنان عدالت به خرج دهید، هر چند کوشش نمایید» (وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ).
از جمله «وَ لَو حَرَصتُم» استفاده مى شود که در میان مسلمانان، افرادى بودند که در این زمینه سخت مى کوشیدند و شاید علّت کوشش آنها دستور مطلق به عدالت در آیه3 همین سوره بوده است. آنجا که مى فرماید: (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً) «... و اگر مى ترسید عدالت را رعایت نکنید، یک همسر بگیرید...».
بدیهى است که یک قانون آسمانى نمى تواند بر خلاف فطرت باشد و یا تکلیف به ما لا یطاق کند.
از آنجا که محبّت هاى قلبى عوامل مختلفى دارد که بعضآ از اختیار انسان بیرون است، دستور به رعایت عدالت در مورد آن داده نشده است، ولى نسبت به اعمال و رفتار و رعایت حقوق در میان همسران که براى انسان امکان پذیر است روى عدالت تأکید شده است.
در عین حال براى اینکه مردان از این حکم سوءِ استفاده نکنند، به دنبال این جمله مى فرماید: «اکنون که نمى توانید مساوات کامل را از نظر محبّت، میان همسران خود رعایت کنید، لااقل تمام تمایل قلبى خود را متوجّه یکى از آنان نسازید که دیگرى به صورت شخصى بلاتکلیف درآید و حقوق او نیز عملاً ضایع شود» (فَلاَ تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَةِ).
و در پایان آیه به کسانى که پیش از نزول این حکم، در رعایت عدالت میان همسران خود کوتاهى کرده اند، هشدار مى دهد که «اگر راه اصلاح و تقوا پیش گیرند و گذشته را جبران کنند، خداوند آنها را مشمول رحمت و بخشش خود قرار خواهد داد» (وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا).
در روایات اسلامى مطالبى درباره رعایت عدالت در میان همسران نقل شده است که عظمت این قانون را مشخّص مى سازد، از جمله اینکه در حدیثى مى خوانیم : على (علیه السلام) در آن روز که متعلّق به یکى از دو همسرش بود، حتّى در خانه زن دیگر وضو نمى گرفت. (136)
و درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم: حتّى به هنگام بیمارى، در خانه همسرى که نوبتش نبود، درنگ نمى کرد.
و درباره معاذ بن جبل نقل شده است که دو همسر داشت، هر دو در بیمارى طاعون با هم از دنیا رفتند، او حتّى براى مقدّم داشتن دفن یکى بر دیگرى از قرعه استفاده کرد تا کارى بر خلاف عدالت انجام نداده باشد.
سپس در آیه بعد به این حقیقت اشاره مى کند که اگر ادامه همسرى براى طرفین طاقت فرساست، و جهاتى پیش آمده که افق زندگى براى آنان تیره و تار است و به هیچ وجه اصلاح پذیر نیست، آنها مجبور نیستند چنان ازدواجى را ادامه دهند، و تا پایان عمر با تلخ کامى در چنین زندگى خانوادگى زندانى باشند، بلکه مى توانند از هم جدا شوند.
در این موقع باید شجاعانه تصمیم بگیرند، از آینده وحشت نکنند، زیرا «اگر با چنین شرایطى از هم جدا شوند، خداوند بزرگ هر دو را با فضل و رحمت خود بى نیاز خواهد کرد و امید است همسران بهتر و زندگانى روشن ترى در انتظارشان باشد» (وَ إِنْ یَتَفَرَّقَا یُغْنِ اللَّهُ کُلاًّ مِنْ سَعَتِهِ).
«زیرا خداوند همواره فضل و رحمت وسیع و آمیخته با حکمت داشته و دارد» (وَکَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَکِیمًا).
نکته :