فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

امتیازات محکمه فامیلى

محکمه صلح خانوادگى که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده یکى از شاهکارهاى اسلام است. این محکمه امتیازاتى دارد که سایر محاکم فاقد آن هستند، از جمله :
1. محیط خانواده کانون احساسات و عواطف است و طبعآ مقیاسى که در این محیط باید به کار رود با مقیاس سایر محیط ها متفاوت است. یعنى همان گونه که در دادگاه هاى جنایى نمى توان با مقیاس محبّت و عاطفه کار کرد، در محیط خانواده نیز نمى توان تنها با مقیاس خشک قانون و مقرّرات بى روح گام برداشت.
در اینجا باید حتّى الامکان اختلافات را از طرق عاطفى حل کرد، لذا دستور مى دهد داوران این محکمه کسانى باشند که پیوند خویشاوندى با دو همسر دارند و مى توانند عواطف آنها را در مسیر اصلاح تحریک کنند.
بدیهى است این امتیاز تنها در این محکمه است و سایر محاکم فاقد آن هستند.
2. در محاکم عادى قضایى، طرفین دعوا مجبورند براى دفاع از خود، هر گونه اسرارى که دارند فاش سازند. مسلّمآ اگر زن و مرد در برابر افراد بیگانه و اجنبى دست به چنین کارى بزنند، احساسات یکدیگر را چنان جریحه دار مى کنند که اگر به اجبار دادگاه به منزل و خانه بازگردند، دیگر از آن صمیمیّت و محبّت سابق خبرى نخواهد بود و همانند دو فرد بیگانه مى شوند که به حکم اجبار باید وظایفى را انجام دهند.
اصولاً تجربه نشان داده است زن و شوهرى که راهى آن گونه محاکم مى شوند، دیگر زن و شوهر سابق نیستند، ولى در محکمه صلح فامیلى، یا این گونه مطالب به خاطر شرم حضور مطرح نمى شود، و یا اگر بشود چون در برابر آشنایان و محرمان است آن اثر سوء را نخواهد داشت.
3. داوران در محاکم عادى در جریان اختلافات غالبآ بى تفاوتند و قضیه به هر شکل خاتمه یابد براى آنها تأثیرى ندارد دو همسر به خانه بازگردند یا براى همیشه از یکدیگر جدا شوند، در حالى که در محکمه صلح فامیلى مطلب کاملاً برعکس است زیرا داوران این محکمه از بستگان نزدیک مرد و زن هستند وجدایى یا صلح آن دو، در زندگى این عدّه، هم از نظر عاطفى و هم از نظر مسؤولیّت هاى ناشى از آن تأثیر دارد و لذا آنها نهایت کوشش را به خرج مى دهند که صلح و صمیمیّت در میان این دو برقرار شود و به اصطلاح آب رفته به جوى بازگردد.
4. از همه اینها گذشته چنین محکمه اى هیچ یک از مشکلات و هزینه هاى سرسام آور و سرگردانى هاى محاکم معمولى را ندارد و بدون هیچ تشریفاتى طرفین مى توانند در کمترین مدّت به مقصود خود نایل شوند.
ناگفته روشن است حکمین باید از میان افراد پخته، باتدبیر و آگاه دو فامیل انتخاب شوند.
با این امتیازات که برشمردیم معلوم مى شود احتمال کامیابى این محکمه در اصلاح میان دو همسر به مراتب بیشتر از محاکم دیگر است.
مسأله حَکمین و شرایط آنها و دایره نفوذ حکم وداورى آنها درباره دو همسر، در فقه اسلامى مشروحآ بیان شده است، از جمله اینکه دو حَکم باید بالغ و عاقل وعادل و نسبت به کار خود بینا باشند.
امّا در مورد نفوذ حکم و داورى آنها در مورد دو همسر، بعضى از فقها حکم آن دو را هرچه باشد لازم الاجرا دانسته اند، و ظاهر تعبیر به «حکم» در آیه مورد بحث نیز همین معنى را مى رساند زیرا مفهوم حکمیّت نفوذ حکم است.
ولى بیشتر فقها نظر حکمین را تنها درباره سازش و رفع اختلاف میان دو همسر لازم الاجرا دانسته و حتّى معتقدند اگر حکمین شرایطى بر زن یا شوهر بکنند لازم الاجرا است.
امّا در مورد جدایى، حکم آنها به تنهایى نافذ نیست و ذیل آیه که اشاره به مسأله اصلاح مى کند با این نظر سازگارتر است. توضیح بیشتر در این زمینه در کتاب هاى فقهى آمده است (ر.ک: ج 3، ص 475 ـ 478).

گذشت از پاره‌اى حقوق براى حفظ زندگى

(وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزآ أَوْ إِعْرَاضآ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحآ وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الاْنفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرآ)
و اگر زنى، از سرکشى و ناسازگارى یا بى اعتنایى شوهرش، بیم داشته باشد، مانعى ندارد با هم به گونه اى صلح کنند (واز پاره اى از حقوق خود، به خاطر صلح، صرف نظر نمایند.) و صلح، بهتر است؛ اگرچه (بسیارى از) مردم (طبق هواى نفسشان، در این گونه موارد) بخل مى ورزند. و گذشت ندارند و اگر نیکى (و گذشت) کنید و پرهیزگارى پیشه سازید، خداوند به آنچه انجام مى دهید، آگاه است (و پاداش شایسته به شما خواهد داد). (سوره نساء، آیه 128)

شأن نزول :

در بسیارى از تفاسیر اسلامى و کتاب هاى حدیث، در شأن نزول آیه چنین نقل شده است: رافع بن خدیج دو همسر داشت؛ یکى مسن و دیگرى جوان. بر اثر اختلافاتى، همسر مسن خود را طلاق داد و هنوز مدّت عدّه تمام نشده بود، به او گفت : اگر مایل باشى با تو آشتى مى کنم، ولى باید اگر همسر دیگرم را بر تو مقدّم داشتم صبر کنى. و اگر مایل باشى صبر مى کنم مدّت عدّه تمام شود و از هم جدا شویم.
زن پیشنهاد اوّل را پذیرفت و با هم آشتى کردند. آیه شریفه نازل شد و حکم این کار را بیان داشت(133)
تفسیر :