فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

باز هم دفاع از حقوق زنان

در آغاز سوره گفتیم آیات این سوره با بسیارى از اعمال نارواى دوران جاهلیّت مبارزه مى کند. آیه مورد بحث به چند عادت ناپسند آن دوران اشاره کرده
و به مسلمانان هشدار مى دهد که آلوده آنها نشوند، از جمله همان طور که در شأن نزول گفته شد، یکى از رفتارهاى ظالمانه مردان در دوران جاهلیّت این بود که با زنان ثروتمندى که از زیبایى بهره اى نداشتند ازدواج مى کردند، سپس آنان را به حال خود وامى گذاردند؛ نه آنها را طلاق مى دادند و نه همچو یک همسر با آنها رفتار مى نمودند به امید اینکه مرگشان فرا رسد و اموالشان را تملّک کنند. مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! براى شما حلال نیست که از زنان از روى اکراه و ایجاد ناراحتى ارث ببرید» (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ کَرْهًا).
و به این ترتیب، عمل فوق را محکوم ساخته است.
و یکى دیگر از عادات نکوهیده آنها این بود که زنان را به شیوه هاى گوناگون زیر فشار قرار مى دادند تا مهر خود را ببخشند و طلاق گیرند. این کار خصوصآ بیشتر در موقعى بود که زن مهریّه سنگینى داشت. آیه فوق این کار را ممنوع ساخته مى فرماید : «و آنان را زیر فشار قرار ندهید تا قسمتى از آنچه را به ایشان داده اید (از مهر)، تملّک کنید» (وَ لاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَیْتُمُوهُنَّ).
ولى این حکم استثنایى دارد که در جمله بعد مورد اشاره قرار گرفته و آن این است که اگر آنها مرتکب عمل چنین زشتى شوند، شوهران مى توانند آنها را زیر فشار قرار دهند تا مهر خود را حلال کرده و طلاق بگیرند. مى فرماید: «مگر اینکه آنان عمل زشت آشکارى انجام دهند» (إِلاَّ أَنْ یَأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ).
در حقیقت این کار نوعى مجازات و شبیه گرفتن غرامت در برابر کارهاى نارواى این دسته از زنان بود.
آیا منظور از «فاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ» (عمل زشت آشکار)، در آیه فوق خصوص اعمال منافى عفّت است، یا هر گونه ناسازگارى شدید، در میان مفسّران گفت وگوست.
در حدیثى که از امام باقر (علیه السلام) نقل شده تصریح گردیده مراد «نشوز» است. (105)
طبرسى مى گوید اولى این است که هر گونه معصیتى را شامل شود، و بعید نیست منظور هر گونه مخالفت شدید زن، نافرمانى و ناسازگارى را شامل شود نه هر مخالفت جزئى، زیرا در مفهوم کلمه «فاحشه» اهمّیّت افتاده است و ذکر کلمه «مُبَیِّنَةٍ» نیز آن را تأکید مى کند.
سپس دستور معاشرت شایسته و رفتار انسانى مناسب با زنان را صادر مى کند، مى فرماید: «و با آنان به طور شایسته رفتار کنید» (وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ).
وبه دنبال آن مى افزاید: حتّى اگر به جهاتى از همسران خود رضایت کامل نداشته باشید و بر اثر امورى آنها در نظر شما ناخوشایند باشند فورآ تصمیم به جدایى و یا بدرفتارى نگیرید و تا آنجا که در قدرت دارید مدارا کنید، زیرا ممکن است شما در تشخیص خود گرفتار اشتباه شده باشید، و آنچه را نمى پسندید خداوند در آن خیر
و برکت و سود فراوانى قرار داده باشد. مى فرماید: «و اگر از آنها (به جهتى) کراهت داشتید (فورآ تصمیم به جدایى نگیرید) چه بسا چیزى خوشایند شما نیست و خداوند خیر فراوانى در آن قرار مى دهد» (فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا).
بنابراین سزاوار است معاشرت به معروف و رفتار شایسته را ترک نکنید، به خصوص اینکه بسیار مى شود همسران درباره یکدیگر گرفتار سوءِ ظن هاى بى دلیل و حبّ و بغض هاى بى جهت مى گردند و قضاوت هاى آنها در این حال غالبآ نادرست است، تا آنجا که خوبى ها در نظرشان بدى و بدى ها در نظرشان خوبى جلوه مى کند، ولى با گذشت زمان و مدارا کردن، حقایق آشکار مى شود.
ضمنآ باید توجّه داشت تعبیر «خَیرآ کَثیرآ» در آیه مفهوم وسیعى دارد که یکى از مصادیق روشن آن فرزندان صالح و بالیاقت و ارزشمند است (ر.ک: ج 3، ص 401ـ404).

پرداخت مهریه زنان به طور كامل

(وَإِنْ أَرَدْتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارآ فَلاَ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئآ أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانآ وَإِثْمآ مُّبِینآ * وَکَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُکُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْکُمْ مِّیثَاقآ غَلِیظآ)
و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگرى به جاى همسر خود انتخاب کنید، و مال فراوانى (به عنوان مهر) به یکى از آنها پرداخته اید، چیزى از آن را پس نگیرید. آیا براى بازپس گرفتن آن، به تهمت و گناه آشکار متوسّل مى شوید؟! * و چگونه آن را بازپس مى گیرید، در حالى که شما با یکدیگر آمیزش کامل داشته اید؟! و (از این گذشته،) آنها (هنگام ازدواج،) از شما پیمان محکمى گرفته اند. (سوره نساء، آیات 20-21)

شأن نزول :

پیش از اسلام مرسوم بود که اگر مى خواستند همسر سابق را طلاق دهند و ازدواج جدیدى کنند، براى فرار از پرداخت مهر، همسر خود را به اعمال منافى عفّت متّهم
مى کردند و بر او سخت مى گرفتند تا حاضر شود مهر خویش را ـ که به طور معمول قبلاً دریافت مى شد ـ بپردازد و طلاق گیرد و همان مهر را براى همسر دوم قرار مى دادند.
آیه فوق به شدّت از این کار زشت جلوگیرى کرده و آن را مورد نکوهش قرار مى دهد. (106)
تفسیر :