فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

مهریه هدیه‌اى از روى محبّت

(وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسآ فَکُلُوهُ هَنِیئآ مَّرِیئآ)
و مهر زنان را (به طور کامل) به عنوان یک عطیّه (یا هدیه،) به آنان بپردازید؛ (ولى) اگر آنها چیزى از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید.
(سوره نساء، آیه4)
تفسیر :

مهر زنان را به طور کامل بپردازید

به دنبال بحثى که در آیه گذشته درباره انتخاب همسر بود، در این آیه به یکى از حقوق مسلّم زنان اشاره کرده و تأکید مى کند که: «مهر زنان را (به طور کامل) همانند یک عطیّه به آنان بپردازید» (وَ آتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً).
«صَدُقاتِهِنَّ» جمع «صِداق» به معنى مهر است.«نِحلَة» در لغت به معنى بخشش و عطیّه آمده است. راغب در مفردات مى گوید: به عقیده من این کلمه از ریشه «نَحل» به معناى زنبور عسل آمده است، زیرا بخشش و عطیّه شباهتى به کار زنبوران عسل در دادن عسل دارد.
بنابراین تفسیر آیه چنین خواهد شد: مهر را که یک عطیّه است و خدا به سبب اینکه زن حقوق بیشترى در اجتماع داشته باشد و ضعف نسبىِ جسمىِ او از این راه جبران گردد به او عطا کرده است، به طور کامل بپردازید.
آن گاه در ذیل آیه براى احترام گذاشتن به احساسات طرفین و محکم شدن پیوندهاى قلبى و جلب عواطف مى فرماید: «اگر آنان با رضایت خاطر خواستند مقدارى از مهر خود را ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید» (فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَىْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنِیئًا مَرِیئًا).
تا در محیط زندگى زناشویى تنها قانون و مقرّرات خشک حکومت نکند، بلکه به موازات آن عاطفه و محبّت نیز حکمفرما باشد.

نکته :

مهر، یک پشتوانه اجتماعى براى زن

در عصر جاهلیّت نظر به اینکه براى زنان ارزشى قائل نبودند، غالبآ مهر را که حقّ مسلّم زن بود، در اختیار اولیاى آنها قرار مى دادند و آن را ملک مسلّم آنان مى دانستند.
گاهى نیز مهر یک زن را ازدواج زن دیگرى قرار مى دادند به این گونه که مثلاً برادرى، خواهر خود را به ازدواج دیگرى درمى آورد که او هم در مقابل، خواهر خود را به ازدواج وى درآورد، وم َهر این دو زن همین بود.
اسلام بر این رسوم ظالمانه خطّ بطلان کشید و مَهر را به عنوان یک حقّ مسلّم به زن اختصاص داد، و در آیات قرآن کرارآ مردان را به رعایت کامل این حق توصیه کرده است.
در اسلام براى مهر مقدار معیّنى تعیین نشده و بسته به توافق دو همسر است. اگرچه در روایات فراوانى تأکید شده که مهر را سنگین قرار ندهند، این یک حکم الزامى نیست بلکه مستحب است.
اکنون این سؤال پیش مى آید که مرد و زن هر دو از ازدواج و زناشویى به طور یکسان بهره مى گیرند و پیوند زناشویى پیوندى است بر اساس منافع متقابل طرفین، بااین حال چه دلیلى دارد که مرد مبلغى به عنوان مهر به زن بپردازد؟
وانگهى آیا این موضوع به شخصیّت زن لطمه نمى زند و شکل خرید و فروش به ازدواج نمى دهد؟
روى همین جهات است که بعضى به شدّت با مسأله مهر مخالفت مى کنند. خصوصآ معمول نبودن مهر در میان غربى ها براى غرب زده ها به این فکر دامن مى زند، در حالى که نه تنها حذف مهر به شخصیّت زن نمى افزاید که وضع او را به مخاطره مى افکند.
توضیح اینکه: درست است مرد و زن هر دو از زندگى زناشویى به طور یکسان سود مى برند، ولى نمى توان انکار کرد که در صورت جدایى زن و مرد زن متحمّل خسارت بیشترى خواهد شد، زیرا اوّلاً مرد طبق استعداد خاصّ بدنى، معمولاً در اجتماع نفوذ و تسلّط بیشترى دارد. هرچند برخى مى خواهند به هنگام سخن گفتن این حقیقت روشن را انکار کنند، وضع زندگى اجتماعى بشر حتّى در جوامع اروپایى که زنان به اصطلاح از آزادى کامل برخوردارند نشان مى دهد که ابتکار اعمال پردرآمد بیشتر در دست مردان است.
ثانیآ مردان براى انتخاب همسر مجدّد امکانات بیشترى دارند، ولى زنان بیوه خصوصآ با گذشت قسمتى از عمر آنها و از دست رفتن سرمایه جوانى و زیبایى، امکاناتشان براى انتخاب همسر جدید کمتر است.
با توجّه به این جهات روشن مى شود امکانات و سرمایه اى را که زن با ازدواج از دست مى دهد بیش از امکاناتى است که مرد از دست مى دهد، و در حقیقت مهر چیزى است به عنوان جبران خسارت براى زن، و وسیله اى براى تأمین زندگى آینده او.
افزون بر اینها مسأله مهر معمولاً به شکل ترمزى در برابر تمایلات مرد نسبت به طلاق محسوب مى شود.
درست است که مهر از نظر قوانین اسلام با برقرار شدن پیمان ازدواج به ذمّه مرد تعلّق مى گیرد و زن فورآ حقّ مطالبه آن را دارد، ولى چون معمولاً به صورت بدهى بر ذمّه مرد مى ماند، هم اندوخته اى براى آینده زن محسوب مى شود، و هم پشتوانه اى براى حفظ حقوق او و از هم نپاشیدن پیمان زناشویى (البتّه این موضوع استثنائاتى دارد ولى آنچه گفتیم در غالب موارد صادق است).و اگر بعضى براى مهر تفسیر غلطى کرده اند و آن را نوعى «بهاى زن» پنداشته اند، ارتباطى به قوانین اسلام ندارد، زیرا در اسلام مهر به هیچ وجه جنبه قیمت کالا ندارد، و بهترین دلیل آن، صیغه عقد ازدواج است که در آن رسمآ مرد و زن دو رکن اساسى پیمان ازدواج به حساب آمده اند، و مهر چیز اضافى تلقّى شده و در حاشیه قرار گرفته است. به همین دلیل اگر در صیغه عقد، اسمى از مهر نبرند عقد باطل نیست، در حالى که اگر در خرید و فروش اسمى از قیمت برده نشود مسلّمآ معامله باطل خواهد بود (البتّه باید توجّه داشت اگر در عقد ازدواج نامى از مهر برده نشود، شوهر موظّف است در صورت آمیزش جنسى، «مهرالمثل» یعنى مهرى همانند زنانى که همطراز او هستند بپردازد).
از آنچه گفته شد نتیجه مى گیریم که مهر جنبه جبران خسارت و پشتوانه براى احترام به حقوق زن دارد نه قیمت، وشاید تعبیر به «نِحلَه» به معناى عطیّه در آیه اشاره به همین باشد (ر.ک: ج 3، ص 335 ـ 338).