فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

1. رابطه بیعت زنان با شخصیّت اسلامى آنها

در تفسیر سوره فتح (ذیل آیه 18) بحث مشروحى پیرامون بیعت و شرایط وخصوصیّات آن در اسلام داشتیم که نیاز به تکرار آن نمى بینیم.
آنچه یادآورى آن در اینجا لازم است، مسأله بیعت پیامبر (صلی الله علیه و آله) با زنان است، آن هم با شرایطى مفید و سازنده که در آیه فوق آمد.
این مسأله نشان مى دهد برخلاف گفته بى خبران یا مغرضانى که مى گویند: اسلام براى نیمى از جامعه انسانى یعنى زنان، ارزشى قائل نشده و آنها را به حساب نیاورده است.
دقیقاً آنها را در مهم ترین مسائل به حساب آورده است، از جمله مسأله بیعت است که یک بار در حدیبیّه (در سال ششم هجرت) و یک بار در فتح مکّه انجام گرفت و آنها دوش به دوش مردان در این پیمان الهى وارد شدند و حتّى شرایط بیشترى را نسبت به مردان پذیرا گشتند.
شرایطى که هویّت انسانى زن را زنده مى کرد و او را از اینکه تبدیل به متاع بى ارزش، یا وسیله اى براى کامجویى مردان بوالهوس گردد، نجات مى داد.

2. ماجراى بیعت هند همسر ابوسفیان

در جریان فتح مکّه، از جمله زنانى که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیعت کردند هند همسر ابوسفیان بود. زنى که تاریخ اسلام ماجراهاى دردناکى از او به خاطر دارد، از جمله ماجراى شهادت حمزه سیّدالشهدا در میدان احد با آن وضع غم انگیز.
گرچه او سرانجام ناچار شد در برابر اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله) زانو بزند و ظاهراً مسلمان شود، ولى ماجراى بیعتش نشان مى دهد که در واقع همچنان به عقاید سابقش وفادار بود.
و لذا جاى تعجّب نیست که دودمان بنى امیّه و فرزندان او بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، چنان جنایاتى را مرتکب شوند که سابقه نداشت.
به هر حال مفسّران نوشته اند که هند نقابى بر صورت انداخته، خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد، در حالى که حضرت بر کوه صفا قرار داشت، جمعى از زنان نیز با او بودند، هنگامى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «من با شما زنان بیعت مى کنم که چیزى را شریک خدا قرار ندهید».
هند اعتراض کرد و گفت: تعهّدى از ما مى گیرى که از مردان نگرفتى (زیرا در آن روز بیعت مردان تنها بر ایمان و جهاد بود).
پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بى آنکه اعتنایى به گفته او کند، ادامه داد و فرمود: «و سرقت نکنید».
هند گفت: ابوسفیان مرد ممسکى است و من از اموال او چیزهایى برداشته ام، نمى دانم مرا حلال مى کند یا نه؟
ابوسفیان در آنجا حاضر بود، گفت: آنچه را از اموال من در گذشته برداشته اى همه را حلال کردم (امّا در آینده مواظب باش).
اینجا بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خندید و هند را شناخت. فرمود: «تویى هند؟» عرض کرد : آرى اى پیامبر خدا، گذشته را ببخش، خدا تو را ببخشد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) ادامه داد: «و آلوده زنا نشوید».
هند از روى تعجّب گفت: مگر زن آزاده هرگز چنین عملى را انجام مى دهد؟!
بعضى از حاضران که در جاهلیّت وضع او را مى دانستند از این سخن خندیدند، زیرا سابقه هند بر کسى مخفى نبود.
باز پیامبر (صلی الله علیه و آله) ادامه داد و فرمود: «و فرزندان خود را به قتل نرسانید».
هند گفت: ما در کودکى آنها را تربیت کردیم، ولى هنگامى که بزرگ شدند شما آنها را کشتید و شما خود بهتر مى دانید (منظورش فرزندش حنظله بود که روز بدر به دست على (علیه السلام) کشته شده بود).
پیامبر (صلی الله علیه و آله) از این سخن تبسّم کرد و هنگامى که به این جمله رسید: «بهتان و تهمت روا مدارید»، هند افزود: بهتان قبیح است و تو ما را جز به صلاح و خیر و مکارم اخلاق دعوت نمى کنى.
و هنگامى که فرمود: «باید در تمام کارهاى نیک فرمان مرا اطاعت کنید».
هند افزود: ما در اینجا ننشسته ایم که در دل قصد نافرمانى تو داشته باشیم (در حالى که مسلّمآ مطلب چنین نبود، ولى طبق تعلیمات اسلام، پیامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف بود این اظهارات را بپذیرد))82( (ر.ک: ج 24، ص 56 ـ 62).

فصل دوم: زن در لباس همسر (حقوق و مسئولیت‌ها)