فهرست کتاب


زن در تفسیر نمونه

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم : سعید داودی

مساوات یا عدالت

تنها مطلبى که باید به آن توجّه داشت ـ و در اسلام به آن توجّه خاصّى شده است ولى بعضى روى یک سلسله احساسات افراطى و حساب نشده آن را انکار مى کنند ـ مسأله تفاوت هاى روحى و جسمى زن ومرد و تفاوت وظایف آنهاست.
ما هرچه را انکار کنیم این حقیقت انکارناپذیر است که بین این دو جنس، هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت بسیارى است که ذکر آنها در کتاب هاى مختلف ما را از تکرار آنها بى نیاز مى سازد و خلاصه همه آنها این است :
چون زن پایگاه وجود و پیدایش انسان است و رشد نونهالان در دامن او انجام مى پذیرد، همان طور که جسمآ متناسب با حمل و پرورش و تربیت نسل هاى بعد آفریده شده، از نظر روحى نیز سهم بیشترى از عواطف و احساسات دارد.
با وجود این اختلافات دامنه دار آیا مى توان گفت زن و مرد باید در تمام شؤون همراه یکدیگر گام برداشته، و در تمام کارها صددرصد مساوى باشند.
مگر نه این است که باید طرفدار عدالت در اجتماع بود؟
آیا عدالت غیر از این است که هر کس به وظیفه خود پرداخته و از مواهب و مزایاى وجودى خویش بهره مند گردد. بنابراین، آیا دخالت دادن زن در کارهایى که خارج از تناسب روحى و جسمى اوست، برخلاف عدالت نمى باشد؟
اینجاست که مى بینیم اسلام در عین طرفدارى از عدالت، مرد را در پاره اى از کارهاى اجتماعى که به خشونت و یا دقّت بیشترى نیازمند است، مانند سرپرستى کانون خانه و... مقدّم داشته، و مقام معاونت را به زن واگذار کرده است.
خانه و اجتماع هر کدام احتیاج به مدیر دارند و مسأله مدیریت در آخرین مرحله خود، باید به یک شخص منتهى گردد و گرنه کشمکش و هرج و مرج حاکم خواهد شد.
با این وضع، آیا بهتر است مرد براى این کار نامزد گردد یا زن؟
همه محاسبات دور از تعصّب مى گوید وضع ساختمانى مرد ایجاب مى کند که مدیریت خانواده به عهده او نهاده شود و زن، معاون او باشد.
جمعى اصرار دارند این واقعیّت ها را نادیده بگیرند، ولى وضع زندگى ـ حتّى در جهان امروز و در کشورهایى که به زنان آزادى و مساوات کامل داده اند ـ نشان مى دهد

که عملاً مطلب همان است که در بالا گفته شد، اگرچه در مقام سخن خلاف آن گفته شود (ر.ک: ج 2، ص 197 و 198).

تفاوت زن و مرد در شهادت

در صورتى که شهود مرکب از دو مرد باشند هر کدام مى توانند مستقلّاً شهادت بدهند، امّا در صورتى که یک مرد و دو زن باشند، باید آن دو زن به اتّفاق یکدیگر اداى شهادت کنند «تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند» (أَنْ تَضِلَّ إِحْدَیهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَیهُمَا الاْخْرَى).
زیرا زنان به سبب عواطف قوى، ممکن است تحت تأثیر واقع شوند، و به هنگام اداى شهادت به خاطر فراموشى یا جهات دیگر، مسیر صحیح را طى نکنند، و لذا یکى دیگرى را یادآورى مى کند. البتّه این احتمال درباره مردان نیز هست ولى در حدّى پایین تر و کمتر (ر.ک: ج 2، ص 450).

تفاوت زن و مرد در ارث

(یُوصِیکُمُ اللهُ فِى أَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الاْنثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ وَ إِنْ کَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلاِبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَّمْ یَکُنْ لَّهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلاِمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلاِمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ لاَ تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعآ فَرِیضَةً مِّنَ اللهِ إِنَّ اللهَ کَانَ عَلِیمآ حَکِیمآ * وَ لَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَاجُکُمْ إِنْ لَّمْ یَکُنْ لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمْ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِینَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِنْ لَّمْ یَکُنْ لَّکُمْ وَلَدٌ فَإِنْ کَانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَ إِنْ کَانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلاَلَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ کَانُوا أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ فَهُمْ شُرَکَاءُ فِى الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصَى بِهَا أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَارٍّ وَصِیَّةً مِنْ اللهِ وَ اللهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ)
خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش مى کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو

دختر باشد؛ و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست؛ و اگر یک دختر باشد، نیمى (از میراث،) از آن اوست. و براى هر یک از پدر و مادر میّت، یک ششم میراث است، اگر او فرزندى داشته باشد؛ و اگر فرزندى نداشته باشد، و(تنها) پدر و مادرش از او ارث مى برند، براى مادر او یک سوّم است (و بقیّه از آنِ پدر است)؛ و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش یک ششم مى برد (و پنج ششم باقیمانده، براى پدر است و همه اینها،) بعد از انجام وصیّتى است که او کرده، و بعد از اداى دَین است ـ شما نمى دانید پدران (و مادران) و فرزندانتان، کدام یک براى شما سودمندترند ـ این فریضه الهى است؛ و خداوند، دانا و حکیم است. * و براى شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندى نداشته باشند؛ و اگر فرزندى داشته باشند، یک چهارم میراث آنها از آن شماست؛ پس از انجام وصیّتى که به آن سفارش کرده اند، و اداى دَین. وبراى زنان شما، یک چهارم میراث شماست، اگر فرزندى نداشته باشید؛ و اگر براى شما فرزندى باشد ، یک هشتم میراث شما از آنِ آنهاست؛ بعد از انجام وصیّتى که به آن سفارش کرده اید، و اداى دَین. و اگر (میّت) مرد یا زنى بوده باشد که خواهر یا برادر از او ارث مى برند؛ و یک برادر یا یک خواهر دارد، سهم هر کدام یک ششم است (اگر برادر و خواهر مادرى باشد)؛ و اگر بیش از یک تن باشند، آنها در یک سوّم شریک اند؛ پس از انجام وصیّتى که به آن سفارش شده، و اداى دَین؛ به شرط آنکه (از طریق وصیّت و اقرار به دین،) به ورثه ضرر نزند. این سفارش خداست؛ و خدا دانا و داراى حلم است. (سوره نساء، آیات 11و12)