فهرست کتاب


راه رشد(تحلیلی بر روشهای تربیت نفس و اهداف آن در فرهنگ وحی)

اکبر دهقان

فضیلت علم در احادیث

1. فضیلت و برترى علم: قال على علیه السلام «لاكنز انفع من العلم»(541) هیچ گنجى سودمند تر از علم نیست. قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «سارعوا فى طلب العلم فالحدیث من صادق خیر من الدنیا و ما علیها من ذهب و فضّة»(542) در طلب علم شتاب كنید خبرى از یك راستگو (شنیدن) بهتر است از دنیا و آنچه طلا و نقره در آن است.
2. طلب علم و جهاد در راه خدا: قال على علیه السلام: «الشاخص فى طلب العلم كالمجاهد فى سبیل اللَّه انّ طلب العلم فریضة على كل مسلم و كم من مؤمن یخرج من منزله فى طلب العلم فلا یرجع الاّ مغفوراً»(543) آن كه براى تحصیل علم بیرون رود، همانند مجاهد در راه خداست. همانا تحصیل دانش بر هر مسلمانى واجب است و چه بسا مؤمنى كه از خانه خود براى تحصیل دانش خارج شود به خانه بر نمى گردد جز آن كه آمرزیده شده باشد.
3. زندگى در پرتو كسب علم: قال على علیه السلام: «اكتسبوا العلم یكسبكم الحیاة»(544) علم و دانش تحصیل كنید كه در پرتو آن حیات را به دست آورید. قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «طالب العلم بین الجهال كالحىّ بین الاموات»(545) طلب كننده دانش در میان نادانان، مانند زنده در بین مردگان است.
4. عبادت خداوند در پرتو علم: قال على علیه السلام: «تعلّموا العلم فانّ تعلمّه حسنة... بالعلم یطاع اللَّه ویُعبد بالعلم یعرف اللَّه ویوحّد بالعلم توصل الارحام وبه یعرف الحلال والحرام»(546) دانش بیاموزید كه آموزش آن حسنه است... به وسیله علم، خداوند اطاعت وعبادت مى شود و با علم خداوند شناخته مى شود و به وسیله علم صله ارحام انجام مى شود و حلال وحرام الهى شناخته مى گردد.
5. برترى علم بر عبادت: قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «فضل العلم احبّ الىّ من فضل العبادة»(547) فضیلت دانش محبوب تر است نزد من از فضیلت عبادت.
قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «قلیل العلم خیر من كثیر العبادة»(548) علم اندك برتر از عبادت فراوان است.
6. زكات علم: قال الصادق علیه السلام: «انّ لكل شئ زكاة و زكاة العلم ان یعلّمه اهله»(549) هر چیزى زكاتى دارد وزكات علم، تعلیم به كسانى است كه اهلیّت آن را دارند.
7. پاداش آموزش علم: قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «من تعلّم للَّه و علّم للَّه دُعى فى ملكوت السموات عظیماً»(550) هر كه تحصیل علم براى خدا كند و آن را براى خدا به دیگران بیاموزد در ملكوت آسمان ها بزرگ خوانده مى شود.
8. فراگیرى علوم مهم: قال على علیه السلام: «العمر اقصر من ان تعلم كلّ ما یحسن بك علمه فتعلّم الأهمّ فالأهمّ»(551) عمر، كوتاه تر از آن است كه همه چیز را خوب بدانى، پس هر دانشى را كه مهمّ و مهم تر باشد فراگیر.
9. حیات علم در پرتو مذاكره: «عن ابى عبداللَّه رحم اللَّه عبداً احیى العلم قال قلت و ما احیاؤه قال ان یذكر به اهل الدین و اهل الورع»(552) خدا رحمت كند بنده اى را كه علم را زنده كند راوى گفت: عرض كردم: زنده كردن علم چیست؟ فرمود، با دینداران و اهل ورع مذاكره كردن.
10. استغفار براى طالب علم: قال الصادق علیه السلام: «طالب العلم یستغفر له كل شئ حتى الحیتان فى البحر»(553) براى طالب علم همه موجودات طلب مغفرت مى كنند حتى ماهیان دریا.
11. تواضع معلم و شاگرد: قال على علیه السلام: «تواضعوا لمن تعلّمونه العلم و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم»(554) فروتنى كنید براى كسى كه به او علم مى آموزید و فروتنى كنید نسبت به كسى كه از او علم یاد مى گیرید.
12. ویژگى هاى عالم: قال لقمان لابنه وهو یعظه للعالم ثلاث علامات العلم باللَّه و بما یحبّ وبما یكره.(555) لقمان در موعظه به فرزندش مى گوید: براى دانشمند سه نشانه هست: شناخت خدا وشناخت آنچه مورد محبت وكراهت خداست.
13. منزلت عالم: قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «فضل العالم على غیره كفضل النبى على امّته»(556) برترى دانشمند بر دیگران مانند برترى پیامبر بر امّت است. قال على علیه السلام: «العالم امین اللَّه فى الارض»(557) دانشمند امین خدا در زمین است.
14. غرور به علم: قال على علیه السلام: «من ادّعى من العلم غایته فقد اظهر من جهله نهایته»(558) هر كس ادعا كند به نهایت علم دست یافته نهایت نادانى خود را ابراز داشته است. قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «من قال انا عالم فهو جاهل»(559) هر كس ادعا كند كه او دانشمند است در حقیقت نادان است.
15. تكریم عالم: قال على علیه السلام: «من وقّر عالماً فقد و قرّ ربّه»(560) هر كس عالمى را تكریم و احترام كند خداوند را تكریم و احترام كرده است. «اذا رأیت عالماً فكن له خادماً» هر گاه عالمى را دیدى براى او خدمتگزار باش.
16. آفت تحصیل علم براى غیر خدا: قال على علیه السلام: «من تعلّم العلم ریاءاً و سمعة یرید به الدنیا نزع اللَّه بركته و ضیق علیه معیشته و وكله اللَّه الى نفسه و من وكله اللَّه الى نفسه فقد هلك»(561) هر كس علمى را به عنوان ریا و سمعه بیاموزد و اراده بهره دنیوى نماید خداوند بركت را از او مى برد و زندگى او سخت مى شود و خداوند او را به خودش رها مى كند كه در نتیجه هلاك مى گردد.
17. وظیفه متعلم: قال على علیه السلام: «على المتعلّم ان یدأب نفسه فى طلب العلم و لا یمّل من تعلّمه و لا یستكثر ما علم»(562) وظیفه متعلم و دانش آموز آن است كه خود را به طلب علم و فراگیرى آن عادت دهد و از تحصیل علم خسته نشود و علم خود را زیاد نشمرد.
18. وظیفه عالم: قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «ینبغى للعالم ان یكون قلیل الضحك كثیر البكاء و لایمارى و لا یجادل...»(563) سزاوار است كه عالم كم بخندد زیاد گریه كند و مجادله نكند.
19. خطر عمل بدون علم: قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «من عمل على غیر علم كان ما یفسد اكثر مما یصلح»(564)
هر كس بدون دانش عمل كند فسادش بیش از اصلاح او خواهد بود.
20. خطر علم بدون عمل: قال على علیه السلام: «من تعلّم العلم و لم یعمل بما فیه حشره اللَّه یوم القیمة اعمى »(565) هر كس علم را فرا گیرد و به آن عمل نكند، روز قیامت خداوند او را كور محشور خواهد كرد.

رفع محدودیت در طلب علم

در ضرورت فراگیرى علم و لزوم كسب دانش، همین بس كه اسلام خصوصیتى براى آن قایل شده كه براى هیچ موضوعى قایل نشده و آن این كه محدودیت از چهار جهت برداشته شده و همه انسان هاى مسلمان را به تحصیل و فراگیرى دانش دعوت نموده است.
1. طایفه و نژاد: پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم: «طلب العلم فریضة على كل مسلم»(566) طلب علم و دانش بر هر مسلمان لازم است.
2. مكان: پیامبر گرامى اسلام مى فرماید: طلب علم و دانش كنید گرچه مسافت هاى دورى را بپیماید. «اطلبوا العلم و لو بالصین»(567) طلب كنید علم را گرچه به چین مسافرت كنید.
3. زمان: امام صادق علیه السلام مى فرماید: «طلب العلم فریضة على كل حال»(568) طلب علم واجب است در هر حالى و در هر زمانى.
4. معلم: حضرت على علیه السلام مى فرماید: «الحكمة ضالة كل مؤمن فخذوها و لو من افواه المنافقین»(569) حكمت گمشده هر مؤمن است، آن را فراگیرید گرچه از منافقین باشد، بنابر تحقیقى كه صورت گرفته جمله «اطلب العلم من المهد الى اللحد» در جوامع روایى دیده نشد فقط در نهج الفصاحه، ص 64 آمده است.

سوّمین روش تربیت عقلانى: آزاد اندیشى و پرهیز از تقلید
یكى از عوامل بسیار مؤثر در تربیت عقلانى مسأله آزاداندیشى و پرهیز از تقلید و تبعیت از نیاكان است. و قرآن كریم پیروى جاهلانه از نیاكان را مردود مى داند چرا كه باعث ركود عقل و خرد انسانى است. «قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ»(570) مشركان گویند: ما پیرو كیش پدران خود هستیم (و به آیین خدایى نمى گرویم) آیا آنان باید تابع پدران خود باشند اگر چه آنان از خرد بى بهره بوده اند؟
در جاى دیگر مى فرماید: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ»(571) هرگاه به آن ها گفته شود: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پیامبر بیایید مى گویند: آنچه را از پدران خود یافته ایم مارا بس است آیا نه چنین است كه پدران آنها چیزى نمى دانستند و هدایت نیافته بودند؟ نظیر همین معنا در سوره زخرف آیه 23 و سوره لقمان آیه 21 آمده است.
موضوع تقلید از نیاكان، در زمان جاهلیّت به شدت رایج بود و به همین دلیل در آیات مختلفى از قرآن منعكس است مسأله افتخار به نیاكان و احترام بى قید و شرط و تا سر حد پرستش در برابر افكار و عقاید آنان جزء رسوم دیرینه آن ها بود متأسفانه امروز هم این مسأله در جوامع بشرى و ملل مختلف انسانى وجود دارد و این عمل در واقع یك نوع بت پرستى و منطق جاهلى است كه باید با آن مبارزه شود.

تشویق قرآن به آزاد اندیشى

بسیارى از مذاهب پیروان خود را از مطالعه و بررسى سخنان دیگران نهى مى كنند چرا كه مى ترسند منطق دیگران برترى پیدا كند و پیروانشان را از دستشان بگیرد امّا قرآن كریم در این قسمت بندگان راستین خداوند را كسانى مى داند كه اهل تحقیقند. نه از شنیدن سخنان دیگران وحشت دارند و نه تسلیم بى قید و شرط مى شوند و نه هر وسوسه اى را مى پذیرند. قرآن كریم انسان ها را به آزاد اندیشى تشویق مى نماید و مى فرماید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ»(572) بندگان مرا بشارت بده كسانى كه سخنان را شنونده و از نیكوترین آن ها پیروى مى كنند آن ها كسانى هستند كه خدا هدایتشان كرده و آن ها خردمندانند.
در این آیه شریفه بندگان خدا و خردمندان را این طور توصیف مى كند كه آن ها به سخنان این و آن بدون در نظر گرفتن گوینده و خصوصیات دیگر گوش فرا مى دهند وبا نیروى عقل وخرد بهترین آن ها را بر مى گزینند، هیچ تعصبى در آن ها نیست وهیچ گونه محدودیتى در اندیشه آنان وجود ندارد و آن ها جویاى حقند و تشنه حقیقت. هر جا آن را بیابند با تمام وجود از آن استقبال مى كنند.
چهارمین روش: ایجاد زمینه سالم تربیتى
یكى از روش هاى مفید در تربیت عقلانى و نیروى اندیشه افراد، ایجاد زمینه سالم تربیتى است. دین اسلام به این موضوع عنایت خاصّى دارد و براى ایجاد زمینه سالم تربیتى از نظر خرد و اندیشه و جلوگیرى از ضایعاتى كه ممكن است از طریق وراثت و همسر گزینى اتفاق افتد، رعایت برخى از امور را لازم مى شمارد و در این زمینه دستورات تربیتى خاصى دارد كه عبارتند از:
1. هنگام ازدواج باید به خصوصیات شخصى و نحوه تربیت همسر توجه گردد زیرا كودكان تحت تأثیر آن خصوصیات قرار مى گیرند.
پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «یا ایها الناس ایاكم و خضراء الدمن قیل یا رسواللَّه و ما خضراء الدمن قال المرأة الحسناء فى منبت السّوء» یعنى از ازدواج با فردى كه مانند سبزه اى در جاى كثیفى رشد یافته اجتناب كنید. گفتند: منظور از خضراء دمن چیست؟ فرمودند: مقصود زن زیبایى است كه در خانواده اى فرومایه رشد یافته است. در ازدواج باید به انتقال ویژگى هاى پدر و مادر به فرزندان توجه نمود. پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «تخیروا لنطفكم فان العرق دسّاس»(573) در انتخاب همسر دقت كنید زیرا ویژگى هاى پدر ومادر از طریق توارث منتقل مى شود.
2. اسلام براى جلوگیرى از ضایعات احتمالى كه در اثر وراثت پیش مى آید تأكید مى كند كه برخى از ازدواج ها صورت نپذیرد. اسلام افراد را از ازدواج با انسان احمق كه از نظر هوشى عقب مانده است برحذر مى دارد. امام صادق علیه السلام از حضرت على علیه السلام نقل مى كند كه فرمود: «ایاكم و تزوج الحمقاء فانّ صحبتها بلاء و ولدها ضیاع»(574) یعنى با زن احمق ازدواج نكنید زیرا همنشینى با او بلا و مصیبت است و فرزند حاصل از این ازدواج باعث تباهى است.
3. از نظر اسلام با كسى كه مرتكب شرب خمر مى شود نباید ازدواج كرد. امام صادق علیه السلام از پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نقل مى كند كه فرمود: «من زوّج كریمته شارب الخمر فقد قطع رحمها»(575) یعنى كسى كه دختر خود را به شرابخوار بدهد رحم او را قطع كرده است شاید مراد از قطع رحم او این باشد كه با این ازدواج سبب نازایى او شده است و یا مراد این است كه او را از یك پیوند درست و ازدواج محكم و استوار محروم ساخته است.
4. اسلام تأكید فراوان دارد كه همسرى را انتخاب كنید كه داراى تعهد دینى و مذهبى باشد گرچه از نظر امكانات مالى واز جهت حسن ظاهر محروم است چون كسى كه به خاطر مال وجمال حاضر به ازدواج گردد به هدفش نمى رسد.
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم مى فرماید: «من تزوج امرأة لمالها و كله اللَّه الیه و من تزوجها لجمالها رأى فیها ما یكره و من تزوجها لدینها جمع اللَّه له ذلك»(576) كسى كه ازدواج كند به خاطر ثروت زن، خداوند او را وا مى گذارد و هر كس ازدواج كند به خاطر جمال مى بیند در زن چیزى را كه باعث ملالت و كراهت او شود و هر كس به خاطر دین زن ازواج كند خداوند امور دیگر را براى او فراهم مى سازد.
پنجمین روش: تمثیل و تشبیه معقول به محسوس
قرآن یكى از روش هاى مؤثر در تربیت عقلانى را مسأله تمثیل مى داند ولذا در بسیارى از آیات براى پرورش خرد و اندیشه انسان ها مَثَل ذكر شده است.
مثل بیان یك موضوع است به صورت دیگرى، به نوعى كه بین آن دو شباهت وجود داشته باشد و با ذكر آن، موضوع اول روشن گردد(577) مثل آنچه را كه پوشیده و نامعلوم است آشكار و معلوم مى كند و ماهیت امور را روشن مى سازد(578) مثل زدن پرده هاى ابهام را كنار مى زند و معقولات را همچون محسوسات جلو چشم آدمى ترسیم مى نماید.
قرآن كریم از مثل براى بیان حقایق و روشن نمودن مفاهیم استفاده نموده تا انسان ها را هدایت و تربیت كند و عقل ها را از آمیختگى به محسوسات و متخیلات به درك معقولات و حقایق برساند. لذا مثال را وسیله اى براى تفكر و تذكر مى داند و مى فرماید: «وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِی هَٰذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُونَ»(579) یعنى ما در این قرآن از هر چیزى براى مردم مثلى زده ایم، شاید متذكّر شوند «تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ» یعنى ما این مثل ها را براى مردم مى آوریم، شاید بیاندیشند.