فهرست کتاب


راه رشد(تحلیلی بر روشهای تربیت نفس و اهداف آن در فرهنگ وحی)

اکبر دهقان

بشارت و انذار هدف بعثت پیامبران

قرآن كریم در وصف انبیا مى فرماید: « فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ »(131) خداوند پیامبران را نوید دهنده و بیم دهنده برانگیخت و نیز مى فرماید: « وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ »(132) ما انبیا را نفرستادیم مگر در حالى كه نوید دهنده و بیم دهنده بودند. آرى، انبیا و رسولان الهى كه مربیان حقیقى و معلمان دلسوز بشر بودند از این دو روش براى تربیت اخلاقى و روحى مردم استفاده كرده اند.

تأثیر انذار در تربیت

قرآن كریم رسالت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم را در بعضى موارد در روش انذار خلاصه مى كند و به صورت حصر و اختصاص بیان مى كند كه اى پیامبر! تو فقط بیم دهنده هستى. نظیر « إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِیرٌ »(133)، « إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ »(134) درست است كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم رسالت بشارت را نیز به عهده دارد ولى آن چه بیش تر انسان را به حركت وادار مى كند و از گناه و معصیت پرهیز مى دهد انذار است لذا در آغاز رسالت، پیامبر مأمور به انذار مى شود نه تبشیر « یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ»(135) اى جامه به خود پیچیده برخیز و انذار كن. روشن است كه انذار در شروع كار تأثیر عمیق ترى در بیدار كردن جان هاى خفته دارد.

تأثیر انذار در افراد حق طلب

از نظر قرآن كریم انذار و ترسانیدن تنها در افرادى كه روح حقیقت طلبى و حق جویى در آن هاست اثر مى كند و در افراد معاند و لجوج تأثیر ندارد. قرآن مى فرماید: « إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن یَخْشَاهَا »(136). همانا كسانى كه خشیت الهى دارند آن ها را مى ترسانى و نیز مى فرماید: « لِّیُنذِرَ مَن كَانَ حَیًّا »(137) پیامبر به وسیله قرآن، كسانى را كه حیات انسانى دارند و قلب آن ها سالم و پاك است مى ترساند. این حقیقت شبیه مطلبى است كه در آغاز سوره بقره آمده است: «ذلك الكتاب لا ریب فیه هدى للمتقین» با این كه قرآن براى همه مردم هدایت است «هدى للناس»(138) امّا كسانى كه تقواى قلبى و پاكیزگى دل دارند، از حقایق و معارف قرآن بهره مى برند. در جاى دیگر به پیامبر گوید: «قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْیِ»(139) بگو من تنها به وسیله وحى شما را انذار مى كنم. اگر در دل سخت شما اثر نمى كند جاى تعجب نیست و دلیل بر نقصان وحى آسمانى نمى باشد. بلكه به خاطر آن است كه افراد كر و ناشنوا وقتى سخنان حق را مى شنوند و انذار مى شوند توجه نمى كنند و شنوایى معنوى ندارند؛ گوش شنوا لازم است تا سخن خدا را بشنود نه گوش هایى كه پرده هاى گناه وغفلت و غرور بر آن ها افتاده وشنوایى حق را به كلى از دست داده اند «وَلَا یَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا یُنذَرُونَ»(140) ولى آنها كه گوششان كر است هنگامى كه انذار مى شوند سخنان را نمى شنوند.