فهرست کتاب


قهرمان توحید(شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم(ع))

آیت الله مکارم شیرازی گردآوری: ابوالقاسم علیان نژادی

فصل هشتم: معاد و جهان پس از مرگ

اسلام به دو اصل اهمیّت فوق العاده اى داده است; اصل توحید و اصل معاد. اگر این دو اصل در وجود انسان زنده شود، و خداى عالم هستى را باور کند، که روزى به اعمال او حسابرسى خواهد نمود، نیازى به دادگاه نخواهد بود. زیرا انسانى که خداوند را همه جا حاضر و ناظر اعمال خویش مى داند، و معتقد است فرشتگان الهى تمام اعمالش را ثبت و ضبط مى کنند، و روزى به تمام اعمال وى ـ حتّى کوچک ترین آنها ـ رسیدگى خواهد شد، حواسش را جمع مى کند. ستم نمى کند، به اموال و حقوق دیگران تجاوز نمى کند، آبروى مردم را نمى ریزد، و دیگران را تحقیر نمى کند. اگر پلیسى مأمور مراقبت از شخصى شود، و همواره همراه او باشد، و کوچکترین رفتارهاى غیر معمول او را به مأموران قضایى گزارش دهد، چنین انسانى هرگز مرتکب کار خلاف نمى شود.
ابراهیم(علیه السلام) هم قهرمان توحید و یکتاپرستى است (همان گونه که در مباحث گذشته پیرامون آن سخن گفته شد) و هم قهرمان معاد و مؤمن به جهان پس از مرگ است. در این رابطه به آیه 260 سوره بقره توجّه فرمایید:
(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِى کَیْفَ تُحْىِ الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَکِنْ لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِى); و (به خاطر بیاور) هنگامى را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمایان چگونه مردگان را زنده مى کنى؟ فرمود: مگر ایمان نیاورده اى؟! گفت: آرى (ایمان آورده ام)، ولى مى خواهم قلبم آرامش یابد».
ایمان درجاتى دارد، از جمله علم الیقین، حق الیقین، و عین الیقین. حضرت ابراهیم(علیه السلام)علم الیقین و حق الیقین دارد، امّا مى خواهد به عین الیقین برسد. بنابراین خداوند با خواسته اش موافقت کرد. بدین جهت در ادامه آیه مى خوانیم:
«(قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ); فرمود: در این صورت چهار پرنده (از گونه هاى مختلف) را انتخاب کن، و آنها را (پس از ذبح کردن) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)».
در مورد این که آن چهار حیوان چه بوده اند؟ در قرآن مجید چیزى نیامده است; امّا از روایات و کتب تفسیر استفاده مى شود که چهار نوع مرغ با چهار ویژگى مختلف بودند:
1. طاووس، که مظهر تکبّر و خودنمایى است.
2. خروس، که معروف به شهوت رانى است.
3. کبوتر، که شهره بازیگرى است.
4. کلاغ، که نماد آرزوهاى دور و دراز است، چرا که مى گویند کلاغ یکصد سال عمر مى کند و هماهنگ با عمر طولانى آرزوهاى بلند دارد.
«(ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى کُلِّ جَبَل مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَاعْلَمْ أَنَّ اللهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ); سپس بر هر کوهى، قسمتى از آن را قرار بده، بعد آنها را صدا بزن، به سرعت به سوى تو مى آیند. و بدان که خداوند قادر و حکیم است».
حضرت ابراهیم(علیه السلام) با انجام این دستور الهى، صحنه معاد را در دنیا مشاهده کرد. و علّت این درخواست ابراهیم(علیه السلام) این بود که روزى از کنار دریایى عبور مى کرد، مشاهده کرد مردارى در کنار ساحل افتاده، نیمى از بدنش در آب دریا و نیم دیگر در خشکى است. حیوانات دریایى آن قسمت از بدن مردار که در دریاست، و حیوانات خشکى آن قسمت که در خشکى است را مى خورند.
سپس به فکر فرو رفت که اگر این مردار بدن یک انسان بود، و نصف آن را حیوانات خشکى و نصف دیگر را حیوانات دریا مى خوردند، خداوند چگونه آنها را در روز قیامت جمع آورى و مبعوث مى کرد؟(66) این همان شبهه معروف آکل و مأکول است که خداوند متعال در این آیه شریفه با زبان مثال آن را بیان کرده است.
این نوع شبهات در حقیقت بى اطّلاعى یا کم خبرى از قدرت بى انتها و لایزال خداوند است. شما اگر یک گرم آهن را کاملاً پودر نموده، و با یک خروار خاک مخلوط کنید، سپس آهن رباى قوى به دست بگیرید و در آن خاک ها بچرخانید، تمام آهن پودر شده جذب آهن ربا مى شود. خداوندى که چنین قدرتى به آهن ربا داده، آیا خود از یافتن اجزاى بدن انسان در نقاط مختلف زمین، و خلقت و آفرینش مجدّد آن عاجز است؟!

درس ها و نکته ها

آیه شریفه فوق درس ها و نکته هاى متعدّدى دارد، که باید آنها را فرا گرفت.

1. معاد جسمانى

برخى از معتقدان به جهان آخرت مى گویند: «در روز قیامت روح انسان حاضر شده و مورد بازخواست قرار گرفته، و سپس پاداش داده مى شود، یا مجازات مى گردد. امّا جسم انسان، که نابود شده، قابل بازگشت نیست. و در یک جمله، معاد روحانى است، نه جسمانى!».
این سخن به شهادت آیات فراوانى از قرآن مجید، از جمله آیه مورد بحث، باطل است. چرا که انسان با این جسم خاکى عبادت کرده، یا مرتکب گناه شده است، و روح به اتّفاق این جسم به طور مشترک، بندگى یا معصیت کرده اند، پس باید هر دو با هم در جهان آخرت پاداش گرفته یا مجازات شوند. راستى مگر منکران معاد جسمانى قرآن نمى خوانند، یا مرتکب تفسیر به رأى شده اند؟ به آیات 78 تا 81 سوره یس توجّه فرمایید:
«(وَضَرَبَ لَنَا مَثَلا وَنَسِىَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْىِ الْعِظَامَ وَهِىَ رَمِیمٌ * قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِى أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّة وَهُوَ بِکُلِّ خَلْق عَلِیمٌ * الَّذِى جَعَلَ لَکُمْ مِّنَ الشَّجَرِ الاَْخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنْتُمْ مِّنْهُ تُوقِدُونَ * أَوَلَیْسَ الَّذِى خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضَ بِقَادِر عَلَى أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِیمُ); و براى ما مثالى زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت: چه کسى این استخوان ها را زنده مى کند در حالى که پوسیده است؟! بگو: همان کسى آن را زنده مى کند که نخستین بار آن را آفرید; و او نسبت به هر مخلوقى داناست. همان کسى که براى شما از درخت سبز، آتش آفرید و شما به وسیله آن، آتش مى افروزید. آیا کسى که آسمان ها و زمین را آفریده، قادر نیست همانند آنان را بیافریند؟! آرى (مى تواند)، و او آفریدگار آگاه است».
نتیجه این که معاد تنها روحانى نیست، بلکه هم روحانى است و هم جسمانى.