فهرست کتاب


قهرمان توحید(شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم(ع))

آیت الله مکارم شیرازی گردآوری: ابوالقاسم علیان نژادی

4. بدى را با خوبى جواب دهیم

در مقابل برخوردهاى زشت دیگران (مثل اینکه من از سفر مکّه آمدم و برادرم به دیدنم نیامد) امکان سه نوع برخورد وجود دارد:
الف) من هم به دیدنش نروم.
ب) نسبت به این امور بى تفاوت باشم.
ج) دسته گل و هدیه اى تهیّه کنم و به دیدن او بروم.
سفارش اسلام برخورد سوم است و لذا خداوند متعال مى فرماید: «(ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِیمٌ);(24) بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کسى که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است».
مالک اشتر لباس ساده اى پوشیده بود و از بازار کوفه عبور مى کرد. سبزى فروشى مقدارى سبزى گندیده به سمت مالک پرتاب کرد، فرمانده لشکر امیرالمؤمنین على(علیه السلام) که در میدان جنگ، قهرمانان دشمن، تاب مقابله با وى را نداشتند بى اعتنا به این اهانت به راه خود ادامه داد. همکاران سبزى فروش به او گفتند: «این مرد را شناختى؟ او مالک اشتر فرمانده لشکر حضرت على(علیه السلام) است. ممکن است تو را به خاطر این اهانت مجازات سختى کند، در پى او برو و عذرخواهى کن». سبزى فروش در جستجوى مالک از این کوچه به آن کوچه رفت تا این که در نهایت وى را در مسجد در حال نماز یافت. صبر کرد نماز مالک به پایان رسید، سپس خود را به روى دست و پاى مالک انداخت و از وى عذرخواهى کرد. مالک گفت: «به مسجد نیامدم، مگر براى این که از خدا براى تو طلب بخشش کنم!».(25)
راستى اگر مسلمانان از یک سو به رأفت و رحمت اسلامى روى آورند، و از سوى دیگر بدى ها را با خوبى پاسخ دهند، چقدر از حجم پرونده هاى دادگسترى کاسته مى شود.

فصل پنجم: گفتگو و مبارزه با نمرود

خداوند متعال در آیه 258 سوره بقره، گفتگوى حضرت ابراهیم(علیه السلام) با نمرود ستمگر را به شرح زیر نقل مى کند:
«(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَاجَّ إِبْرَاهِیمَ فِى رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّىَ الَّذِى یُحْیِى وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیى وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللهَ یَأْتِى بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِى کَفَرَ وَاللهُ لاَ یَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ); آیا ندیدى (و آگاهى ندارى از) کسى ]= نمرود[ که بر اثر (غرور ناشى از) حکومتى که خدا به او داده بود با ابراهیم درباره پروردگارش محاجّه و گفتگو کرد؟ و هنگامى که ابراهیم گفت: خداى من آن کسى است که زنده مى کند و مى میراند. او گفت: من نیز زنده مى کنم و مى میرانم. (و دستور داد دو زندانى را حاضر کردند، فرمان آزادى یکى و قتل دیگرى را داد). ابراهیم گفت: خداوند، خورشید را از افق مشرق مى آورد; (اگر راست مى گویى) تو آن را از مغرب بیاور!» به این صورت، آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، گروه ستمکاران را هدایت نمى کند».

شرح و تفسیر

نکات متعدّدى در این آیه شریفه قابل توجّه است: