فهرست کتاب


قهرمان توحید(شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم(ع))

آیت الله مکارم شیرازی گردآوری: ابوالقاسم علیان نژادی

3. غروب و افول

سؤال: چرا غروب ستارگان از جمله خورشید و ماه دلیل بر عدم شایستگى آنها براى عبادت است؟ چه ارتباطى میان غروب وافول، وتوحید ویگانگى است؟
پاسخ: اوّل اینکه; غروب دلیل بر محدودیّت غروب کننده است; هنگامى که غروب مى کند، یعنى این سوى افق نیست، و آن طرف افق هست. و اگر محدود شود مخلوق است نه خالق، زیرا خداوند در همه جا هست، در آسمان، در زمین، و در بیرون وجود ما، و در درون ما، و حتّى در قلب ما، او با ماست هر کجا که باشیم. چنین خداى نامحدود و پرقدرتى مرا تربیت مى کند، از او شرم مى کنم. خدایى که به تمام امور من آگاه است، حتّى از افکار مخفى درون مغزم اطّلاع دارد، با خداوندى که روزى چند ساعت هست و سپس غروب مى کند قابل مقایسه نیست.
دوم اینکه; چیزى که غروب مى کند داراى حرکت است، و حرکت یا به سوى نقصان است، یا به سوى کمال. و خداوندى که از هر جهت کامل است نه حرکت به سوى کمال دارد و نه نقصان، پس آنچه حرکت دارد نمى تواند خدا باشد.
سوم اینکه; ماه و خورشید و ستارگان تحت فرمان قوانین عالم (نظیر قانون جاذبه و دافعه، و قانون گریز از مرکز، و سایر قوانین) حرکت مى کنند. و خداوند مافوق قوانین است، نه اسیر قوانین عالم هستى. و آن چه مقهور قوانین عالم هستى است، مخلوق است نه خالق.
نتیجه این که حضرت ابراهیم(علیه السلام) با دست گذاشتن روى نقطه ضعف مشترک ماه پرستان و ستاره پرستان و آفتاب پرستان آنها را مقهور منطق قوى و متین خود ساخت، و به آنها ودیگران ثابت کرد که این اجرام آسمانى شایسته پرستش نیستند.

4. فلسفه پرستش اجرام آسمانى

علّت این که در گذشته در مقیاس وسیع تر و اکنون به شکل محدودتر، عدّه اى به پرستش برخى از اجرام آسمانى روى آورده اند، این است که در علم نجوم سه نوع عقیده درباره ستارگان وجود دارد:
الف) آنها موجوداتى زنده و عاقل و باهوش و مدیر و مدبّرند، و سرنوشت ما به دست آنهاست. اگر آنها اراده کنند جنگ رخ مى دهد، و با اراده آنها بشر صلح مى کند، خشکسالى و آبسالى بسته به اراده آنهاست. بدین جهت، ستاره پرستان و ماه پرستان و خورشیدپرستان به عبادت و پرستش آنها روى آوردند، تا سرنوشتشان را خوب رقم بزنند.
این عقیده مستلزم شرک و کفر است، زیرا جز ذات پاک خدا هیچ موجودى به طور مستقل، تأثیرى در عالم هستى نخواهد داشت (لا مؤثر فى الوجود الا الله) اگر خداوند اجازه ندهد نه کارد مى بُرد و نه آتش مى سوزاند و نه هیچ حادثه دیگرى رخ مى دهد.
ب) آنها موجودات زنده و عاقل و باهوش و مدیر و مدبّرى هستند، امّا به تنهایى کارى انجام نمى دهند، بلکه به اذن خداوند فعالیّت مى کنند.
این عقیده مستلزم کفر و شرک نیست، ولى اعتقاد باطلى است و دلیلى بر اثبات آن اقامه نشده است. به خصوص که بشر امروز به بعضى از کرات آسمانى (کره ماه) سفر کرده و هیچ گونه آثار حیات و زندگى در آنجا مشاهده نکرده است.
ج) ستارگان مدیر و مدبّر و با شعور نیستند، و سرنوشت انسان ها به دست آنها نیست، امّا آینده انسان ها را نشان مى دهند. و لذا برخى از منجّمین مى گویند: «اوضاع کواکب و ستارگان نشان مى دهد که در فلان مکان جنگ رخ مى دهد، و در فلان مکان صلح برقرار مى شود. اوضاع کواکب نشان مى دهد که امسال خشکسالى رخ مى دهد، یا آبسالى خواهد بود».
این سخن نیز شرک و کفر نیست، امّا همانند عقیده دوم باطل و بى اساس است، و دلیل و برهانى بر اثبات آن وجود ندارد، بلکه مخالف برخى از آیات قرآن و روایات حضرات معصومین(علیهم السلام) است.
بنابراین، این که گفته مى شود: «هر کس متولّد شود ستاره اى در آسمان دارد و آینده او را مى توان تعیین کرد»، وهم و خیال و توهّمى بیش نیست، چرا که خبر دادن از غیب، مخصوص خدا و اولیاى خاصّ اوست. براى روشن تر شدن این مطلب به دو روایت زیر توجّه کنید:

اوّل: منجّم ملعون است!

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «اَلْمُنَجِّمُ مَلْعُونٌ، وَالْکاهِنُ مَلْعُونٌ، وَالساحِرُ مَلْعُونٌ; سه گروه مورد لعن و نفرین پروردگارند: 1. منجّم 2. کاهن (کسى که خبر غیبى مى دهد) 3. ساحر و جادوگر».(17)

سؤال: چرا منجّم ملعون است؟ آیا اسلام با علم ستاره شناسى مخالف است؟ آیا تلسکوپ هاى غول پیکر و فوق العاده دقیق و دانشگاه هاى بزرگ علم نجوم وهزاران دانشجویى که مباحث علم هیئت را پى گیرى مى کنند مورد لعن و نفرین پروردگارند؟
جواب: ستاره شناسى و علم نجوم ملعون نیست، بلکه از این راه مى توان به معرفت الهى رسید، امّا ستاره شناسانى که با بررسى اوضاع ستاره ها پیش بینى هایى کرده، و خبر از آینده مى دهند، مورد لعن پروردگارند، چون خبر دادن از آینده، کار خداوند و آن دسته از اولیاى الهى است که خداوند به آنها اذن داده، و هر کس دیگر چنین ادّعایى کند، دروغ گفته و ملعون است.