فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

ارتباط تقوا با توكل

در ادامه حضرت مى‌فرمایند:
«یا أباذرٍّ؛ لو أنَّ النّاس كلَّهم أخذوا بهذه الایة لكفتهم: «و من یتّق‌اللّه یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوكَّل على اللّه فهو حسبه إن اللّه بالغ أمره قد جعل الله لكلِّ شىء قدراً»
اى ابوذر؛ اگر همه مردم به این آیه عمل مى‌كردند آنان را كفایت مى‌كرد: هر كس تقواى الهى پیشه كند خداوند براى او گشایش قرار مى‌دهد و از راهى كه گمان ندارد به او روزى مى‌بخشد و هر كسى بر خداوند توكل كند و كارهاى خود را به او واگذارد، او را كفایت مى‌كند و خداوند امر خود را بر وجه كامل به انجام مى‌رساند و براى هر چیزى قدر و اندازه‌اى مقرر داشته است.
(در آیه شریفه، تقوا و توكل هر دو ذكر شده‌اند و این خود بیانگر این است كه بین آندو ارتباطى عمیق است و ممكن نیست از یكدیگر جدا شوند. شاید مقدم شدن تقوا به جهت این است كه تحصیل تقوا مقدمه رسیدن به توكل است و تا انسان متقى نگردد به حقیقت توكل بر خداوند نمى‌رسد.)
شكى نیست كه همه امور آسمانى و زمینى به دست خداوند است و هیچ قدرت دیگرى در برابر قدرت خداوند وجود ندارد و اوست كه با اراده خود جهان آفرینش را تدبیر مى‌كند و همه چیز بر طبق رأى و اراده او انجام مى‌گیرد. پس فقط باید به او اعتماد كنیم و دست نیاز به سوى او دراز كنیم و در خود احساس بى‌نیازى از غیر او را زنده كنیم. و چون خداوند به ما دستور داده است كه به دیگران احترام بگذاریم و در برابر خوبى‌هاى آنها تشكر كنیم، بر اساس وظیفه الهى به آنها احترام گذاریم؛ اما از تملق و تعریف بى‌جا، به این تصور كه
‌‌﴿صفحه 297 ﴾
چیزى از ناحیه دیگرى به ما عاید شود، بپرهیزیم. كسى كه به خداوند اعتماد و توكل دارد روزى را از خدا مى‌داند، بنابراین نیازى نمى‌بیند تملق دیگران را بگوید و بى‌جهت در برابر آنان كرنش كند و سر خم كند، به این امید كه به او كمك كنند. تملق و چاپلوسى و خم شدن در برابر این و آن با عزّت نفس انسان منافات دارد.
بله خداوند متعال و اولیاى دین به ما فرمان داده‌اند كه در برابر برخى از افراد كه حق عظیمى بر ما دارند، مثل پدر و مادر و استادان خاضع باشیم و همچنین سفارش كرده‌اند در برابر سادات و ذرارى پیامبر(صلى الله علیه وآله) تواضع و خضوع نشان دهیم كه احترام به آنها به جهت انتسابشان به پیامبر و به انگیزه اطاعت خداوند و احترام به رسول خداست، نه از روى طمع دنیوى و مادى.
خداوند متعال نیكى به پدر و مادر و احترام به آنان و خضوع و تواضع در برابر آنان را پس از مرتبه عبادت و بندگى خود ذكر مى‌كند:
«وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً، إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لاتَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلا كَرِیماً. وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانِى صَغِیراً»(290)
و خداى تو حكم كرده است كه جز او هیچ كس را نپرستید و به پدر و مادر نیكى كنید و اگر هر دو یا یكى از آندو پیر و سالخورده شوند، كلمه‌اى كه باعث رنجش خاطرشان شود به آنها نگو و كمترین آزارى به آنان نرسان و با اكرام و احترام با آنان سخن گو. همیشه با كمال مهربانى پر و بال تواضع و تكریم را نزدشان بگستران و بگو پروردگارا، چنانكه پدر و مادر از كودكى با مهربانى مرا پروردند تو در حق آنان رحمت و مهربانى فرما.
امام سجاد(علیه السلام) درباره حق استاد و معلم مى‌فرمایند:
«حَقُّ سائِسِكَ بِالْعِلْمِ التَّعْظیمُ لَهُ وَ التُّوقیرُ لِمَجْلِسِهِ وَ حُسْنُ الاِْسْتِماعِ إِلَیْهِ وَالاِْقْبالُ
‌‌﴿صفحه 298 ﴾
عَلَیْهِ وَ أَنْ لاتَرْفَعْ عَلَیْهِ صَوْتَكَ وَ لاتُجیبُ أَحَداً یَسْأَلُهُ عَنْ شَىْء حَتّى یَكُونَ هُوَ الَّذى یُجیبُ وَلاتُحَدِّثْ فى مَجْلِسِهِ أَحَداً وَلاتَغْتابْ عِنْدَهُ أَحَداً...»(291)
حق كسى كه به تو علم مى‌آموزد و جان تو را مى‌پروراند این است كه به او تعظیم كنى و مجلسش را بزرگ دارى و به نیكویى به سخنانش گوش دهى و به او روى آورى و نزدش بلند سخن نگویى و اگر كسى از او سؤال كرد در جواب بر او پیشى نگیرى تا او پاسخ گوید و در مجلس او با دیگرى سخن نگو و نزد او از دیگرى غیبت نكن.
اگر كسى به طمع دنیا و مادیات در برابر دیگرى خضوع كند چاپلوسى كرده است و باطن كارش شرك است و در واقع خداوند را ناتوان مى‌بیند كه به دیگران طمع مىورزد. كسى كه خداوند را بشناسد و معرفت او به خداوند كامل باشد و بر او توكل كند و به این گفته خداوند گوش جان سپارد كه فرمود: «أَلَیْسَ اللّهُ بِكَاف عَبْدَهُ»(292)[آیا خداوند براى بنده‌اش كفایت نمى‌كند] به دیگران امید نمى‌بندد تا در برابرشان كرنش كند. فقط به خداوند متعال توكل و اعتماد مى‌كند و در عین حال به وظیفه خود عمل مى‌كند. اگر وظیفه او كار كردن است، كار مى‌كند، اگر وظیفه دارد درس بخواند، درس مى‌خواند و اگر وظیفه او جهاد در راه خداوند است، جهاد مى‌كند و نتیجه را به خداوند متعال مى‌سپارد.
بارها امام راحل، رضوان‌الله تعالى علیه، مى‌فرمودند: ما وظیفه داریم مبارزه كنیم، اما اینكه پیروز مى‌شویم و یا نمى‌شویم با خداوند است؛ هر چه او بخواهد و صلاح بداند واقع مى‌شود.
﴿صفحه 299 ﴾

درس سى و هفتم : تدبیرات و تقدیرات الهى و نقش اعتقاد و باور راستین

تسلیم در برابر حق، عامل برطرف شدن نگرانى‌ها
نگرشى به قضا و قدر
مقام یقین و مراتب آن
اولیاء خدا و رضا به تقدیرات الهى
نگرشى به مقام صبر و اهمیّت آن
نقش مقدّم داشتن خواست خداوند بر خواست خود
‌‌﴿صفحه 302 ﴾
‌‌﴿صفحه 301 ﴾

تدبیرات و تقدیرات الهى و نقش اعتقاد و باور راستین

«یا أَباذَرٍّ؛ یَقُولُ اللّهُ جَلَّ ثَناؤُهُ وَعِزَّتى وَجَلالى لایُؤْثِرُ عَبْدى هَواىَ عَلى هَواهُ إِلاّ جَعَلْتُ غِناهُ فى نَفْسِهِ وَهُمُومَهُ فى اخِرَتِهِ وَضَمَّنْتُ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ رِزْقَهُ وَكَفَفْتُ عَلَیْهِ ضَیْعَتَهُ وَكُنْتُ لَهُ مِنْ وَراءِ تِجارَةِ كُلِّ تاجِر.
یا أَباذَرٍّ؛ لَوْ أَنَّ ابْنَ ادَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَما یَفِرُّ مِنَ‌الْمَوْتِ لاََدْرَكَهُ رِزْقُهُ كَما یُدْرِكُهُ الْمَوْتُ.»
در این چند جلسه محور بحث تقوا بود و بیان شد، اگر كسى باتقوا باشد نباید نگران روزى خود باشد، چون خداوند متعال راههایى را فراروى او قرار مى‌دهد تا مشكلاتش را برطرف سازد و وقتى در تنگنا و بن‌بست قرار گرفت، خداوند راه نجاتى برایش قرار مى‌دهد و روزى‌اش را از راهى كه گمان نمى‌برد مى‌رساند. در واقع در بخشهاى گذشته پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ابوذر، ارتباط تقوا با روزى مطرح گشت، چون انسان خواهان روزى حلال و پاكیزه و وسیع است، حال اگر پى برد كه تقوا موجب گشایش و وسعت روزى مى‌شود، در او انگیزه‌اى براى كسب تقوا پدید مى‌آید.