فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

لزوم درك اهمیّت مساجد و آداب حضور در آنها

بخشى از پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این مقال مربوط مى‌شود به تشویق مؤمنان كه در مسجد حضور یابند و از بركات معنوى آن بهره جویند. بخش دیگر، آداب حضور در مسجد را یادآور مى‌شود و اینكه چگونه مى‌توان استفاده شایان از مسجد برد و چه دستورالعمل‌ها و آدابى را به كار بندیم كه خداى ناكرده، از ثمرات ارزشمند این نعمت بزرگ الهى محروم نگردیم؛ چرا كه گاه انسان آنقدر به غفلت و وسوسه‌هاى شیطانى مبتلا مى‌گردد كه با دست خود، وسائل خیر و سعادت را تبدیل به وسائل شر و تیره‌روزى مى‌كند:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلوُا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً...»(213)
آیا ندیدى حال مردمى كه نعمت خدا را به كفر مبدل ساختند.
بله انسان در معرض این خطر هست كه با دست خود نعمت خدایى را تبدیل به نقمت كند و وسیله خیر را تبدیل به وسیله شر كند، لذا پس از آنكه مردم تشویق مى‌شوند به رفتن به مساجد و ثواب گامهایى كه به سوى مسجد برداشته مى‌شود شماره مى‌گردد، باز به مؤمنان گوشزد مى‌شوند كه سعى كنید استفاده بایسته و شایسته از مسجد ببرید و متوجه باشید كه
‌‌﴿صفحه 224 ﴾
براى چه به مساجد آمدید، تا خداى ناكرده مشغول گفتگو درباره دنیا، خرید و فروش، گرانى و ارزانى و قیمت دلار و زمین و فلان و بهمان نشوید و به طور كلى فراموش كنید كه كجا هستید و براى چه آمدید! از این رو آداب خاصى براى مسجد معیّن شده كه با رعایت آنها، انسان مبتلا به غفلت نشود و از بركات مسجد محروم نگردد.
قبل از بررسى سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) لازم مى‌دانیم نكته‌اى را یادآور شویم و آن اینكه: هنگامى كه انسان آهنگ مسجد مى‌كند، بایسته است در حد توانایى خود در شناخت آداب حضور در مسجد بكوشد؛ زیرا هرچه معرفت فزونى گیرد، عمل با ارزش‌تر مى‌گردد و مراعات ادب سبب تقرب بنده به خداوند مى‌شود و بعلاوه كسى كه آداب حضور را رعایت كند، عمل او سبب قرب به خداوند و قبولى اعمال مى‌گردد. باید متوجه باشیم كه وقتى در مسجد حاضر مى‌شویم، در آستان خداوند متعال داخل شده‌ایم و در محضر او هستیم و بجاست كه براى شناخت آداب حضور حضرت حق، آداب حضور در نزد بزرگان و مهتران را معیار قرار دهیم و بنگریم كه وقتى به محضر مهتر و بزرگى وارد مى‌شویم، چگونه خشوع و تواضع و احساس كوچكى ما را فرا مى‌گیرد. با توجه به اینكه عظمت مهتران با عظمت ذات خداوندى قابل مقایسه نیست و همچنین نسبت حق ادب حضور در محضر پروردگار نیز با حق ادب حضور بزرگان و مهتران قابل مقایسه نیست.
با توجه به آنچه ذكر شد، درمى‌یابیم كه احدى قدرت رعایت حق ادب حضور پروردگار را ندارد. بنابراین ما نمى‌توانیم آداب حضور به نزد خداوند را رعایت كنیم، پس لااقل در آن هنگام بنگریم كه رفتارمان چگونه است و تقصیر و كوتاهى خود را در نظر آوریم كه همین اندك ما را به باب كرم خداوند رهنمون مى‌شود. امام صادق(علیه السلام)در حدیث مفصلى، آداب حضور در مسجد را چنین ذكر مى‌كنند:
«هر گاه به در مسجدى رسیدى، بدان كه تو آهنگ سلطان و پادشاه عظیمى را كرده‌اى كه بر بساطش جز پاكیزه‌شدگان دیگرى پاى ننهد و براى مجالست او جز به صدّیقان و راست‌كرداران رخصت داده نشود و آنگاه كه بر بساط او قدم نهى، بدان كه اگر اندك غفلتى
‌‌﴿صفحه 225 ﴾
از تو سر بزند در خطرى عظیم و پرتگاهى سهمگین قرار گرفته‌اى و بدان كه او قادر است كه با عدل و یا فضل خود با تو معامله كند. پس اگر بر تو لطف كرد و با فضل و رحمتش با تو معامله كرد طاعت اندك تو را مى‌پذیرد و در مقابل،اجر و پاداش بسیار نصیب تو مى‌گرداند و اگر با عدلش با تو بخواهد معامله كند و آنچه را كه تو مستحق آن هستى به تو بدهد، تو را باز خواهد گردانید و طاعتت را، هر چند كه زیاد باشد، رد خواهد كرد و او آنچه را كه بخواهد مى‌كند.
پس در پیشگاه او به عجز، تقصیر و فقر خود اعتراف كن؛ چرا كه تو قصد عبادت و انس با او كرده‌اى . اسرارت را بر او عرضه كن و بدان كه پنهان و آشكار همه مخلوقات را او مى‌داند و ذرّه‌اى بر او پوشیده نیست و در حضور او همچون فقیرترین بندگانش باش و قلبت را از هر چه كه تو را از او به خود مشغول گرداند و حجاب بین تو و او گردد خالى كن؛ چرا كه او جز پاكیزه‌ترین و خالص‌ترین دلها را نپذیرد و نیك بنگر كه از كدامین دفتر اسمت خارج مى‌شود. پس اگر شیرینى مناجات با او را چشیدى و از گفتگوى با او احساس لذّت كردى و از جام رحمت و كرامات او چشیدى، این نشانه حسن اقبال او به تو و اجابت دعوتت از سوى اوست و بدان كه براى خدمت او شایسته هستى. پس داخل مسجد شو كه اذن و امان به تو داده شده است و اگر غیر از این بود، همچون درمانده‌اى كه همه درها به رویش بسته شده، هیچ كارى از او ساخته نیست، بایست و بدان كه هر گاه او بداند كه تو واقعاً به او پناهنده شده‌اى، به چشم رأفت و رحمت و عطوفت به تو خواهد نگریست و تو را به آنچه مورد رضاى اوست موفق مى‌دارد؛ چرا كه او كریم و بزرگوار است و بزرگوارى را نسبت به بندگانى كه درمانده و مضطر در پیشگاه او ایستاده، چشم طلب به باب لطف و رضایت او دوخته‌اند دوست مى‌دارد، زیرا خود فرمود:
«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ...؛نمل/62»(214)
پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مقام تشویق به حضور در مسجد مى‌فرمایند:
‌‌﴿صفحه 226 ﴾
«یا أباذرٍّ؛ ألكلمة الطیّبة صدقةٌ و كلّ خطوة تخطوها الى الصّلوة صدقةٌ.»
اى ابوذر؛ سخن نیكو و پاك و هر قدمى كه به سوى نماز بر مى‌دارى صدقه است.
عنوان «صدقه» از عناوینى است كه در فرهنگ اسلامى فراوان به كار مى‌رود و مطلوبیت آن روشن است: وقتى مى‌گویند فلان كار صدقه است، به این مى‌ماند كه بگویند ارزش فوق‌العاده و ثواب بسیارى دارد. از این جهت وقتى مى‌خواهند والایى و ارزشمندى چیزى را معرفى كنند، مى‌گویند این كار صدقه است. از جمله به سخن نیك و شایسته‌اى كه به كسى مى‌گوییم، صدقه گفته شده، تا آن را كم ارزش تلقى نكنیم و توجه داشته باشیم كه وقتى سخن خوبى به كسى گفتیم كه به دردش خورد و موجب گشت به خداوند توجه یابد و از كار زشتى دست بردارد، یا حتى آن سخن موجب شادى مؤمن غم‌زده‌اى شد و به او امید داد و او را از ناامیدى و افسردگى رها ساخت، آن سخن مطلوب خداوند است و اگر به قصد اطاعت خداوند گفته شود عبادت است.
اول پیامبر مى‌فرماید هر حرف نیكویى صدقه است و سپس مى‌فرماید هر قدمى كه به مسجد برمى‌دارید نیز صدقه است و از این به بعد محور بحث مسجد است. طبیعى است وقتى انسان بر مفهوم و معناى این سخن حضرت واقف شد و باور كرد كه هر قدمى كه به مسجد برمى‌دارد صدقه است و داراى پاداش و ثواب است، هر چند مسجد به خانه‌اش دور باشد، باز براى رفتن به مسجد شتاب مى‌كند و براى او رفتن به مسجد دشوار نیست و بهانه نمى‌آورد كه مسجد دور است؛ چون او مى‌داند كه هر چه مسجد از خانه‌اش دورتر باشد، براى رفتن به آن ثواب بیشترى مى‌برد.
آنگاه پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره آداب حضور در مسجد مى‌فرمایند:
«یا أباذرٍّ؛ من‌أجاب داعى اللّه و أحسن عمارة مساجد اللّه كان ثوابه من اللّه الجنّة»
اى ابوذر؛ هر كس دعوت كننده به سوى خداوند را لبیك گوید و نیكو به آبادانى مسجد همت گمارد پاداش او از ناحیه خداوند بهشت است.
ظاهراً منظور از خواننده به سوى خداوند مؤذّنى است كه اذان مى‌گوید، چون او از
‌‌﴿صفحه 227 ﴾
طرف خداوند مردم را به خانه او دعوت مى‌كند و كارش این است كه با صداى بلند اذان بگوید و اعلام كند كه وقت نماز فرا رسیده، تا مردم جهت عبادت در مسجد حاضر شوند. اگر كسى دعوت او را پذیرفت، یعنى با شنیدن صداى اذان به مسجد حركت كرد و بعلاوه سعى كرد مسجد را آباد نگه دارد، پاداش او بهشت است.
در ابتدا از عمارت مسجد، ساختن اولیّه مسجد و یا نگهدارى و تعمیر مسجدى كه رو به ویرانى گذاشته است به ذهن مى‌آید، ولى این معنا با جمله پیشین چندان تناسبى ندارد. بنابراین باید معناى عمارت مسجد، گسترده‌تر از ساختن، تعمیر و نگهدارى بناى مسجد باشد. عنوان «عمارت مسجد» كه در قرآن شریف و روایات به كار برده شده است، از نظر لغوى، هم شامل ساختن اولیّه مسجد و هم تعمیر و نگهدارى آن و هم شامل زیارت كردن و رفت و آمد به مسجد مى‌شود و در روایاتى كه از ائمه معصومین(علیهم السلام) وارد شده نیز بر هر سه امر تاكید شده: هم ساختن مسجد، هم تجدید بنا و مرمّت آن، و هم رفت و آمد به مساجد مورد ترغیب و سفارش قرار گرفته است. با توجه به آنچه ذكر شد، به نظر مى‌رسد كه ابوذر نیز متوجه شد كه از عنوان «عمارت مسجد» غیر از ساختن و آبادانى ظاهرى و تعمیر و نگهدارى، معناى دیگرى در نظر گرفته شده است و به این جهت از كیفیت عمارت مسجد سئوال مى‌كند. چون اگر منظور عمارت و ساختن بناء مسجد بود، براى ابوذر جاى ابهامى باقى نمى‌ماند تا سؤال كند.
ابوذر مى‌پرسد: اى رسول خدا، پدر و مادرم فداى تو باد چگونه مساجد خدا را آباد كنیم؟
پیامبر(صلى الله علیه وآله) در جواب مى‌فرماید:
«لاترفع فیها الاصوات و لایخاض فیها بالباطل و لایشترى فیها و لایباع. و اترك اللّغو ما دمت فیها فان لم‌تفعل فلاتلومنّ یوم القیامة الاّ نفسك»
(آبادانى مسجد به این است كه) در آن صدا بلند نشود، از باطل و بیهوده كارى خوددارى شود، خرید و فروش در آن انجام نگیرد و تا در مسجد هستى از لغو بپرهیز و الاّ در روز قیامت جز خودت را سرزنش نكن.
‌‌﴿صفحه 228 ﴾
در این جملات، پیامبر ابوذر را متوجه چهار دستورالعمل اخلاقى و تربیتى مى‌كنند:
1. پرهیز از داد زدن و بلند سخن گفتن در مسجد، چرا كه مسجد جاى عبادت است و چه بسا بلند سخن گفتن موجب مى‌شود كه حواس دیگران پرت شود و نتوانند در نماز و عبادت تمركز فكر داشته باشند. بعلاوه بلند حرف زدن در اجتماع، نوعى بى‌ادبى تلقى مى‌گردد و شایسته است كه انسان در مسجد رفتار شایسته و متین داشته باشد و از كارى كه با آداب انسانى سازگار نیست بپرهیزد. بنابراین یكى از مصادیق آبادى مسجد، این است كه انسان در آن با متانت و وقار باشد و سعى كند سكوت را رعایت كند و اگر خواست سخن گوید، آرام حرف بزند تا مزاحم سایرین كه ـ یا مشغول نمازند و یا به كار دیگرى مشغولند ـ نشود. پیامبر(صلى الله علیه وآله) در پرهیز از بلند كردن صدا در مسجد مى‌فرمایند:
«إِذا فَعَلَتْ أُمَّتى خَمْسَ عَشْرَةَ خَصْلَةً حَلَّ بِهَا الْبَلاءُ. قیلَ: یا رَسُولَ اللّهِ ما هُنَّ؟ قالَ: إِذا ارْتَفَعَتِ الْأَصْواتُ فِى الْمَساجِدِ...»(215)
هنگامى كه پانزده خصلت در میان امّت من رایج شود بلا بر آنان نازل خواهد شد. از جمله آن خصلت‌ها آن است كه صداها را در مسجد بلند كنند.
2. دورى از گفتگوهاى باطل و بیهوده: مسجد خانه خدا و محل عبادت است و طرح سخنان باطل و بیهوده در مسجد و سخنان نامطلوبى كه اصلا سزاوار مطرح شدن نیست، نكوهیده است. چون این، نوعى بى‌احترامى به مسجد و عدم رعایت شأن آن است. مثل اینكه كسى در خانه دیگرى مهمان باشد و از دشمنان میزبان سخن گوید و آنان را بستاید و از موضوعاتى سخن به‌میان آورد كه میزبان را مى‌آزارد، یا كارى كه صاحب خانه خوش ندارد انجام دهد؛ مسلّماً چنین رفتارى خلاف ادب و انسانیت است. مهمان باید حق میزبان را رعایت كند و طورى رفتار كند كه او خشنود گردد: خداوند دوست نمى‌دارد كه بندگانش بحثها و گفتگوهایى را مطرح كنند كه به ضرر آنهاست و سعادتشان را به خطر مى‌افكند. بعلاوه انجام كارهاى بیهوده و طرح سخنان باطل در مسجد، موجب مى‌گردد كه حیثیت و
‌‌﴿صفحه 229 ﴾
فلسفه وجودى مسجد فراموش شود، چرا كه وقتى در مسجد نشستند و حرفهاى بیهوده زدند، یادشان مى‌رود كه آنجا مسجد است و براى چه به آنجا رفته‌اند.
3. پرهیز از خرید و فروش در مسجد: انجام خرید و فروش و نیز كارهایى كه شغل و حرفه تلقى مى‌شود، مانند: آهنگرى، نجارى و آرایشگرى و مانند آنها، در مسجد ممنوع است. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است كه:
«جَنِّبوُا مَساجِدَكُمْ الْبَیْعَ وَالشِّراءَ....»(216)
مساجد خویش را محل خرید و فروش قرار ندهید.
بازار را قرار داده‌اند براى تجارت و خرید و فروش و پرداختن به شغل و حرفه‌هایى كه جامعه بدانها نیاز دارد، اما مسجد مخصوص عبادت است و نباید كارهاى دنیوى، مثل خرید و فروش در آن انجام گیرد. طبیعى است وقتى مسجد نیز جاى خرید و فروش و معامله گشت، جنبه یادآورى و مذكّر بودن خویش را از دست مى‌دهد و نه تنها انسان را به یاد خداوند نمى‌اندازد، بلكه او را متوجه دنیا و كسب درآمد بیشتر مى‌كند، از این رو خود تبدیل به بازار و محل كسب گشته، استفاده در خور و بایسته از آن نمى‌شود.
مسجد محل ذكر و یاد خداوند متعال است و تكیه اسلام بر این است كه این مكان مقدّس از هر كارى كه باعث جلب توجه مردم به غیر خداوند مى‌شود، خالى گردد تا كاملا زمینه ذكر و عبادت در آن فراهم باشد. از این جهت حتى از انجام كارهایى كه جنبه شغل و حرفه دارد، نظیر آهنگرى و نجارى، در مسجد منع شده است: در روایتى آمده است كه:
«إِنَّ رَسُولَ اللّه(صلى الله علیه وآله) مَرَّ بِرَجُل یَبْرِىُ مَشاقِصَ لَهُ فِى الْمَسْجِدِ فَنَهاهُ وَ قالَ: إِنَّها لِغَیْرِ هَذا بُنِیَتْ.»(217)
رسول خدا در مسجد به مردى كه تیرهاى خود را مى‌تراشید برخوردند و او را از آن كار منع كرده، فرمودند: مسجد را براى این گونه كارها نساخته‌اند.
و نیز امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند:
‌‌﴿صفحه 230 ﴾
«إِنَّ أَمیرَالْمُؤْمِنین(علیه السلام) رَاَى قاصّاً فِى الْمَسْجِدِ فَضَرَبَهُ بِالدُّرَّةِ وَ طَرَدَهُ.»(218)
امیرالمومنین در مسجد داستان‌سرایى را كه مشغول داستان‌سرایى بود با تازیانه از مسجد بیرون كردند.
4. پرهیز از كارهاى لغو در مسجد: پیامبر سفارش مى‌كنند كه تا در مسجد حرف لغو نزنید و كار لغو انجام ندهید. سعى كنید رفتار شما در مسجد مطلوب باشد تا خوشایند خداوند متعال قرار گیرد و موجب پاداش و ثواب و كمال شود. كارهایى كه فایده‌اى به‌حالتان ندارد لااقل در مسجد انجام ندهید، گذشته از آنكه در همه‌جا انسان باید از گفتار و رفتار لغو دورى گزیند و از اوصاف مؤمنان این است كه از لغو دورى مى‌جویند:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ. الَّذِینَ‌هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ. وَالَّذِینَ‌هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ.»(219)
همانا اهل ایمان رستگار گشتند. آنان كه در نماز خاضع و خاشعند. و آنان كه از لغو روگردانند.
مؤمن اصلا باید كار لغو انجام ندهد و نگذارد كه عمرش بیهوده تلف شود، اما چون عموم مردم، كم و بیش، كارهاى بیهوده نیز انجام مى‌دهند و لااقل كارهاى مباحى كه سودى ندارد انجام مى‌دهند، سعى كنند از انجام آن كارها در مسجد خوددارى كنند و مسجد را مخصوص عبادت قرار دهند، تا شأن مسجد حفظ گردد و خود بیشتر از آن استفاده معنوى برند و نیز جنبه مذكّریت و هدایت‌گرى آن باقى بماند.
در ادامه پیامبر مى‌فرمایند: اگر آداب مسجد را رعایت نكردید، در روز قیامت فقط خود را ملامت كنید. آن روز كه انسان تازه مى‌فهمد كه چه استفاده‌هایى مى‌توانست از مسجد ببرد. از همان لحظه‌هایى كه در مسجد نشسته بود، چقدر مى‌توانست براى آخرتش استفاده كند، اما نه تنها استفاده نبرد بلكه در عوض كارى كرد كه آخرتش را نیز تباه ساخت. در آن هنگام به حسرتى مبتلا مى‌شود كه قابل وصف نیست.
‌‌﴿صفحه 231 ﴾

فضیلت حضور در مسجد و عبادت در آن

«یا أباذرٍّ؛ انَّ اللّه تعالى یعطیك ما دمت جالساً فى المسجد بكلّ نفس تنفّست درجةً فى الجنّة»
اى ابوذر؛ تا تو در مسجدى خداوند متعال در برابر هر نفسى كه مى‌كشى درجه‌اى در بهشت به تو عطا مى‌كند.
پس از آنكه از منزل به سوى مسجد حركت كردیم و آداب مسجد را رعایت كردیم و نمازمان را خواندیم، باز ما را تشویق كرده‌اند كه پس از نماز فوراً از جا حركت نكنیم، بلكه سعى كنیم هر چه بیشتر در مسجد بمانیم؛ چرا كه مادام كه ما در مسجدیم خداوند در مقابل هر نفسى كه مى‌كشیم درجه‌اى در بهشت به ما عطا مى‌كند. اگر قران خواندیم، ذكر خدا گفتیم و به عبادت و سجده مشغول شدیم؛ به ثواب این اعمال مى‌رسیم و علاوه بر آن، خود نفس كشیدن در مسجد موجب مى‌گردد كه خداوند به ما درجه‌اى در بهشت عطا كند. چون همین نفس كشیدن به قصد اطاعت خداوند و براى این بوده كه ما جهت خوشنودى خداوند در مسجد و خانه او مانده‌ایم و هر كارى كه براى جلب رضایت خداوند و به قصد اطاعت او انجام گیرد، عبادت است و هر عبادتى موجب دریافت درجه‌اى در بهشت مى‌شود. اما باید توجه داشته باشیم كه آن ثواب براى نفس كشیدن به هنگام عبادت است، نه نفس كشیدن به هنگام گفتگو در امور دنیا.
گفته شد كه ماندن در مسجد و نفس كشیدن در آن، مستحب و داراى ثواب است، اما این بدان معنا نیست كه ما همه امور و كارهاى ضرورى را كنار نهیم و در مسجد معتكف گردیم. ممكن است بین دو كار مستحب تزاحم واقع شود، به این معنا كه انسان قادر به انجام یكى از آن دو كار است، در این صورت باید آن كارى كه استحبابش بیشتر است انتخاب كنیم و گاه ممكن است مستحب با واجب تزاحم داشته باشد، در این صورت باید واجب را انجام دهیم و مستحب را كنار گذاریم. بنابراین اگر سفارش كرده‌اند كه عمل مستحبى را فراوان انجام دهید، به این معنا نیست كه حتى اگر با واجبى تزاحم داشت، واجب را كنار گذارید و مستحب را انجام دهید؛ ما باید متوجه این مطلب باشیم.
‌‌﴿صفحه 232 ﴾
وقتى در مقام تشویق به عملى حسن آن را بر مى‌شمارند، آن حسن براى عمل فى حد نفسه است، یعنى بدون تزاحم و مزاحمت با عمل دیگر. از این جهت ممكن است سخن و بیانى اطلاق ظاهرى داشته باشد، اما از نظر ملاك با عبادت دیگر و یا كار واجب دیگرى تزاحم یابد و در این صورت، آن كار مستحب از مطلوبیت مى‌افتد و نباید انجام گیرد. پس اگر سفارش كرده‌اند كه سعى كنیم زیاد در مسجد بمانیم، بدان معنا نیست كه درس و بحث و كارهاى ضرورى خویش را رها كنیم و در مسجد بسر بریم و ذكر بگوییم. درس و بحث واجب را نمى‌توان با نشستن در مسجد،یا گفتن ذكر و انجام عبادت مستحبى كنار نهاد و اینها جایگزین درس و بحث نمى‌شوند و هیچ گاه مستحب جاى واجب را نمى‌گیرد: تكالیف و وظایف ضرورى و واجب داراى اهمیّتند و نمى‌توان به بهانه نشستن در مسجد و گفتن ذكر كنار نهاده شوند.
«و تصلّى علیك الملائكة و تكتب لك بكلّ نفس فیه عشر حسنات و تمحى عنك عشر سیئات.»
و فرشتگان بر تو صلوات مى‌فرستند و در برابر هر نفس تو ده حسنه نوشته مى‌شود و ده سیّئه از تو محو مى‌گردد.
آنچه ذكر شد فائده نشستن در مسجد است، چون مسجد محل عبادت و جایى است كه انسان در آن متوجه خداوند مى‌شود. از این جهت در روایات مسجد به عنوان بازار آخرت معرفى شده است و تكیه شده كه انسان سعى كند پیش از دیگران داخل مسجد شود و بعد از آنان خارج گردد:
«قالَ رَسُولُ‌اللّه(صلى الله علیه وآله) لِجَبْرَئیِلَ: أَىُّ الْبِقاعِ أَحَبُّ إِلَى اللّهِ تَعالى؟ قالَ: أَلْمَساجِدُ وَ أَحَبُّ أَهْلِها إِلَى اللّهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولا إِلَیْها وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْها»(220)
پیامبر از جبرئیل سؤال كردند: كدام مكانها نزد خداوند محبوبتر است؟ جبرئیل عرض كرد: مساجد، و دوست داشتنى‌ترین اهل مسجد نیز كسى است كه پیش از همه به مسجد داخل و پس از همه از مسجد خارج مى‌شود.
‌‌﴿صفحه 233 ﴾
«یا أباذرّ؛ أتعلم فى أىّ شى أنزلت هذه الایة: «إصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون» قلت: لا فداك أبى و أمى. قال: فى انتظار الصّلاة خلف الصّلاة»
«اى ابوذر؛ آیا مى‌دانى كه آیه: «اى اهل ایمان در كار دین صبور باشید و یكدیگر را به بردبارى و پایدارى سفارش كنید و با یكدیگر ارتباط ایجاد كنید و تقواى خدا داشته باشید تا رستگار شوید» در چه موردى نازل شده؟ گفتم: نه پدر و مادرم فداى تو باد. فرمود: درباره انتظار كشیدن نماز بعد از نماز نازل شده است.
درباره مفهوم و معناى «مرابطه» در آیه شریفه، تفسیرهاى گوناگونى شده. از جمله تفسیرها این است كه چون «مرابطه» هم‌خانواده واژه «ربط» به معناى بستن و نیز واژه «رباط» ـ كه به معناى بستن چیزى در مكانى،مثل بستن اسب در محلى و بعد به صف كردن و آماده ساختن اسبان براى مقابله با دشمن اطلاق گردید ـ مى‌باشد، از این جهت «مرابطه» به معناى مراقبت از مرزها و آماده شدن براى كارزار با دشمن است. اما با دقت درآیه و آیات قبل از آن، معناى وسیعترى از آیه به‌دست مى‌آید كه هم شامل دفاع و مرزبانى از حریم مرزهاى میهن اسلامى مى‌شود و هم شامل دفاع از مرزهاى ایمان و عقیده مى‌گردد، از این جهت مى‌نگریم كه در برخى از احادیث از علماء و دانشمندان دین، تعبیر به «مرابطون» و مرزبانان شده است:
امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«عُلَماءُ شِیعَتِنا مُرابِطُونَ بِالثِّغَرِ الَّذى یَلى إِبْلیسَ وَ عَفارِیتَهُ وَ یَمْنَعُونَهُ عَنِ الْخُرُوجِ عَلىَ ضُعَفاءِ شیعَتِنا وَ عَنْ أَنْ‌یَتَسَلَطَ عَلَیْهِمْ إِبْلیسُ»(221)
دانشمندان پیروان ما همانند مرزدارانى هستند كه در برابر لشكر ابلیس صف كشیده‌اند و از حمله آنها به افرادى كه قدرت دفاع از خود ندارند جلوگیرى مى‌كنند.
بعلاوه مقام دانشمندان و علماء بالاتر از مرزدارانى است كه از سرحدّات و مرزها دفاع و پاسدارى مى‌كنند، چون آنها حافظ مرزهاى جغرافیایى هستند و علماء حافظ عقاید و
‌‌﴿صفحه 234 ﴾
فرهنگ و اسلامند و مسلّماً امّتى كه مرزهاى عقیده و فرهنگ او مورد هجوم بیگانه قرار گیرد و نتواند از خود دفاع كند، در مدت كوتاهى علاوه بر شكست از نظر عقیده و فرهنگ، از نظر سیاسى و نظامى نیز شكست مى‌خورد.
از جمله تفاسیرى كه براى«مرابطه» ذكر كرده‌اند این است كه بعد از هر نمازى به انتظار نماز دیگر بمانید و پى‌درپى نماز بجا آورید و نیز مرابطه به معناى رفت‌و‌آمد به مسجد نیز مى‌آید، چون رفت‌و‌آمد به مساجد باعث ارتباط بین انسانها و قلبهاى مؤمنان مى‌گردد.
«یا أباذرٍّ؛ اسباغ الوضوء فى المكاره من الكفّارات و كثرة الإختلاف الى المساجد فذلكم الرباط.»
اى اباذر؛ نیكو وضو گرفتن در سختى‌ها(مانند سردى هوا) از كفارات است و فراوان به مسجدها رفتن رباط است كه در آیه به آن امر شده است.
وقتى هوا سرد است و وضو گرفتن دشوار است، اگر كسى سعى كند در آن حالت سخت و دشوار با حوصله و شاداب وضو بگیرد، وضوى او كفاره گناهانش مى‌گردد. این به جهت فضیلت وضو با آب سرد در هواى سرد است، چنانكه در روایت دیگرى نصیز آمده است كه:
«قالَ رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله) أَلا أَدُلُّكُمْ عَلَى شَىْء یُكَفِّرُ اللّهُ بِهِ الْخَطایا وَ یَزِیدُ فىِ الْحَسَناتِ؟ قیلَ: بَلى یا رَسُولَ‌اللّهِ. قالَ: إِسْباغُ الْوُضُوءِ عَلَى‌الْمَكارِهِ وَ كَثْرَةُ الْخُطا إِلىَ هذِهِ الْمَساجِدِ وَ انْتِظارُ الصَّلاةِ بعْدَ الصَّلاةِ.»(222)
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: آیا مایلید شما را به چیزى راهنمایى كنم كه موجب آمرزش گناهان و افزایش حسنات و خوبى‌ها مى‌گردد؟ عرض شد: آرى اى رسول خدا. فرمودند: نیكو وضو گرفتن در سختى‌ها و فراوان پیاده به مساجد رفتن و انتظار كشیدن نماز بعد از نماز.
‌‌﴿صفحه 235 ﴾

محبوب‌ترین بندگان خداوند

در ادامه پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«یا أباذر؛ یقول اللّه تبارك و تعالى: إنّ أحبّ العباد الىّ المتحابّون من أجلى، المتعلّقة قلوبهم بالمساجد و المستغفرون بالاسحار أولئك اذا أردت بأهل الأرض عقوبةً ذكرتهم فصرفت العقوبة عنهم.»
اى ابوذر؛ خداوند متعال مى‌فرماید: محبوب ترین بندگان نزد من كسانى هستند كه به جهت من به یكدیگر محبت و دوستى مى‌كنند. آنان كه دلهایشان با مساجد پیوند دارد و در سحرگاهان به استغفار مى‌پردازند. آنان كسانى هستند كه اگر به اهل زمین عقوبتى متوجه سازم، به جهت آنها عقوبت را از ایشان باز مى‌دارم.
آرى خداوند متعال به پاس وجود محبوب‌ترین بندگانش كه دلهایشان به مسجد پیوند خورده است و منتظر فرصتى هستند كه به مسجد بروند و در نیمه‌هاى شب به نجواى با حق مى‌پردازند، بلاء و عقوبت خود را از جامعه برمى‌دارد. غیر از اینكه آنان در آخرت به مقامهاى والا و ثوابهاى بى‌شمارى مى‌رسند، از جمله آثار وجودى آنها رفع عذاب از جامعه است. چه اینكه این دسته آثار فراوان دیگرى نیز براى جامعه دارند كه همه اینها در پرتو رفتوآمد به مسجد و توجه به خداوند حاصل مى‌شود:
فایده و بهره‌اى كه انسان در سایه انس با مسجد و رفتوآمد به آن نصیبش مى‌شود، تنها منحصر به ثواب اخروى و توجه لطف الهى، در سراى دیگر، به او نیست، بلكه در همین جهان نیز فواید و آثار اخلاقى، علمى، تربیتى، اجتماعى و سیاسى و حتى فواید مادى فراوانى در سایه رفتوآمد به مسجد نصیب انسان مؤمن مى‌شود. امیرالمؤمنین در مقام بیان برخى از آثار ارزشمند و سازنده رفت‌و‌آمد به مساجد مى‌فرمایند:
«مَنِ اخْتَلَفَ إِلَى الْمَساجِدِ أَصابَ إِحْدَى الثَّـمانِ: أَخاً مُسْتَفاداً فِى اللّهِ، أَوْ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً، أَوْ آیَةً مُحْكَمَةً، أَوْ یَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّ عَلى هُدىً، أَوْ رَحْمَةً،أَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رَدىً، أَوْ یَتْرُكُ ذَنْباً خَشْیَةً أَوْحَیاءً.»(223)
‌‌﴿صفحه 236 ﴾
كسى كه به مسجد رفت و آمد مى‌كند(دست كم) یكى از امور هشت گانه زیر نصیب او مى‌شود:
1. برادرى ایمانى كه در مسیر خداوند از او استفاده كند. 2. علم و دانشى نو و تازه. 3. فهم و درك آیه اى از آیات قرآن. 4. شنیدن سخنى كه او را به هدایت رهنمون باشد. 5. رحمتى كه انتظار آن را از جانب خداوند مى‌كشد. 6. سخنى كه او را از گمراهى و هلاكت باز دارد. 7. ترك گناه به سبب روح خشیت و خداترسى كه در پرتو آمد‌و‌شد به مسجد به قلب او وارد شده. 8. ترك گناه به جهت حیا از برادران ایمانى خود كه در مسجد با آنان آشنا شده است.
در پایان این بخش حضرت مى‌فرمایند:
«یا أباذرٍّ؛ كلّ جلوس فى المسجد لغوٌ الاّ ثلاثهً: قراءة مصلّ أو ذكر اللّه أو سائلٌ عن علم.»
اى ابوذر؛ هر گونه نشستن در مسجد بى‌فایده است مگر در سه حال: یا در حال نماز مشغول قرائت قرآن باشد. یا به یاد خداوند ذكر گوید. یا به آموختن دانش اشتغال ورزد.
آن همه تأكید و سفارش براى رفت‌و‌آمد به مسجد و برشمردن آثار و بهره‌هاى معنوى و مادى حضور در مسجد و نیز برشمردن ثواب نفسهایى كه انسان در مسجد مى‌كشد، براى این است كه انسان مسجد را كانون ارتباط با خداوند و كسب معنویت قرار دهد و در راستاى تكامل معنوى و سعادت خود از آن بهره جوید و الا اگر كارى در ارتباط با آخرت نبود، باید از انجام آن در مسجد خوددارى كرد. از این جهت پیامبر(صلى الله علیه وآله) كارهاى مثبتى كه زیبنده مسجد است را به سه قسم تقسیم مى‌كنند و انجام جز آن را در مسجد لغو مى‌دانند.
الف) انسان به نماز مشغول گردد و در آن قرآن بخواند و یا پس از آن به خواندن قرآن مشغول شود.
ب) ذكر خداوند متعال را بر زبان جارى سازد و یا حتى در دل، توجه قلبى به خداوند داشته باشد.
‌‌﴿صفحه 237 ﴾
ج) در مسجد مشغول فراگیرى علوم و معارف شوید و مسجد را محلى براى ترویج و گسترش علم و بسط آگاهى قرار دهید، كه در این صورت هم كار شما ارزشمند و ثمره آفرین است و هم بر درجات شما مى‌افزاید و موجب خوشبختى ابدى شما مى‌شود.
با توجه به آنچه پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این بخش در ارتباط با اهمیّت مساجد و لزوم رفت‌و‌شد به آنها و فضیلت عبادت و گذران وقت در آن و نیز لزوم استفاده بهینه از مسجد فرمودند شایسته است كه هر چه بیشتر به مسجد، این خانه خداوند، اهمیّت دهیم و سعى كنیم مساجد را آباد نگه داریم و بترسیم كه در قیامت، مسجد به جهت بى‌اعتنایى به آن از ما شكایت كند؛ چنانكه امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«شَكَتْ الْمَساجِدُ إِلَى اللّهِ الَّذینَ لا یَشْهَدُونَها مِنْ جیرانِها فَأُوْحَى اللّهُ إِلَیْها وَ عِزَّتى وَجَلالى لا قَبِلْتُ لَهُمْ صَلاةً واحِدَةً وَ لا أُظْهِرَنَّ لَهُمْ فِى النّاسِ عَدالَةً وَ لا نالَتْهُمْ رَحْمَتى وَ لا جاوَرُونى فى جَنَّتى.»(224)
مساجد از آن دسته از همسایگان خود كه در مسجد حاضر نمى‌شوند به خداوند متعال شكایت كردند. خداوند متعال به مساجد وحى فرمود: به عزّت و جلال خودم سوگند، یك ركعت نماز را هم از آنان قبول نخواهم كرد و در میان مردم از آنان عدالتى آشكار نمى‌سازم. رحمت من آنان را شامل نمى‌شود و در بهشت همسایه و نزدیك به من نخواهند بود.
‌‌﴿صفحه 238 ﴾
﴿صفحه 239 ﴾