فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

مسجد عروجگاه عاشقان لقاء حق

گذشته از زمانهاى خاص، مكانهاى ویژه‌اى را نیز خداوند براى عبادت معیّن كرده كه وقتى مردم متوجه آن مكانها مى‌شوند و داخل آنها مى‌گردند، خود به خود به یاد خداوند و وظیفه عبادى‌شان مى‌افتند. از این جهت وجود آن مكانها، انگیزه بیشترى را براى توجه به خدا و بندگى او پدید مى‌آورد و به‌طور كلى مساجد از چنین نقشى برخوردارند.
گر چه براى انسان بجا آوردن نماز در همه جا ـ بجز مكانهاى غصبى و یا مكانهایى كه به
‌‌﴿صفحه 218 ﴾
دلیلى جایز نیست در آنها نماز خوانده شود ـ جایز است، اما در اسلام تأكید فراوانى شده است كه انسان نمازهاى واجب خود را در مسجد بخواند و مقید باشد به رفت و شد به مساجد، بخصوص همسایگان مسجد؛ چنانكه پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«لا صَلوةَ لِجارِالْمَسْجِدِ إِلاّ فى مَسْجِدِهِ.»(203)
همسایه مسجد نمازش مقبول نیست مگر در مسجد.
با توجه به تأكیداتى كه در روایات وارد شده است، فقها نماز خواندن در مسجد را براى همسایه مسجد مستحب مؤكد شمرده‌اند و ترك آن را مكروه دانسته‌اند. مرحوم آیت‌الله سید محمدكاظم یزدى مى‌فرماید: «براى همسایه مسجد مكروه است كه بدون عذر، نماز را در غیر آن مسجد به‌جاى آورد»(204) پس بایسته است كه انسان پیوسته در مسجد حاضر شود و نمازش را در مسجد به‌جاى آورد و در مقام مسجد و رعایت آداب و بزرگداشت آن و زشتى تخلف از حضور در آن بیندیشد و نیز بیندیشد كه گذشته از ثوابهایى كه براى حضور در مسجد و عبادت در آن بیان شده، خداوند متعال در اینكه مساجد را خانه خود قرار داده است و به بندگان اجازه حضور در آنها را داده، منّتى بزرگ بر آنها نهاده تا آنها به حضورش بار یابند، زیرا مسجد خانه خداست.
طبیعى است كه همه زمین نزد خداوند متعال یكسان است و مكانى از مكان دیگر به او نزدیك‌تر نیست، پس مقصود از اینكه كعبه و مسجد خانه خداست این است كه خداوند متعال با این مكانها به مانند معامله هر یك از ما با خانه‌اش، معامله مى‌كند. یعنى خداوند این مكانها را براى ملاقات خود و محل انس و زیارت خود قرار داده است و بندگان و زائران خود را به حضور مى‌پذیرد تا با آنان سخن گوید. گذشته از آن، هر مكانى را كه ما اراده كنیم مسجد قرار دهیم و منسوب به خداوند سازیم و هر محلى كه براى ملاقات و حضور و زیارت او قرار دهیم او مى‌پذیرد و این بدان معناست كه تعیین مجلس ملاقات و زیارت را نیز به ما واگذار ساخته است و این بزرگترین كرامتى است كه در حق ما روا داشته.
‌‌﴿صفحه 219 ﴾
پس بزرگترین نقش مساجد، توجه دادن انسان به خداوند و ایجاد حس عبادت و بندگى در آنهاست، گر چه مساجد از نظر رتبه و مقام در یك حد نیستند و برخى از مساجد از اهمیت و والایى بیشترى بهره‌مندند. امام خمینى(رحمه الله) مى‌فرمایند: «در شرع مقدس اسلام سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و بعد از آن مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بیت‌المقدس و بعد از مسجد بیت‌المقدس، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محلّه مسجد بازار است.»(205)
على(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«أَرْبَعةٌ مِنْ قُصُورِالْجَنَّةِ‌فِى الدُّنْیا: أَلْمَسْجِدُالْحَرامُ وَ مَسْجِدُالرَّسُول(صلى الله علیه وآله) وَمَسْجِدُ بَیْتِ الْمَقْدَسِ وَمَسْجِدُالْكُوفَةِ.»(206)
چهار مسجد قصرهاى بهشت در دنیا هستند: مسجدالحرام، مسجدالنبى(صلى الله علیه وآله) مسجد بیت المقدس و مسجد كوفه.
این مساجد چهارگانه از چنان عظمت و قداستى برخوردارند كه حتى در برخى روایات سفارش شده كه انسان از راه دور و نزدیك براى زیارت آنها سفر كند و اعتكاف در آنها ثواب فراوانى دارد، چنانكه امام باقر(علیه السلام) در فضیلت مسجد كوفه مى‌فرمایند:
«لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فى مَسْجِدِالْكُوفَةِ لاََعَدُّوا لَهُ الزّادَ وَ الرَّواحِلَ مِنْ مَكان بَعید. إِنَّ صَلاةً فَریضَةً فیهِ تَعْدِلُ حَجَّةً وَ صَلاةً نافِلَةً فیهِ تَعْدِلُ عُمْرَةً.»(207)
اگر مردم مسجد كوفه را مى‌شناختند، از راه دور براى رسیدن به این مسجد توشه و مركب سوارى تهیه مى‌كردند. یك نماز واجب در این مسجد ثواب یك حج و نماز مستحب در آن ثواب یك عمره را دارد.
یا اینكه مسجدالحرام از چنان عظمتى برخوردار است كه كعبه، قبله‌گاه مسلمانان، در آن
‌‌﴿صفحه 220 ﴾
قرار دارد و مسلمانان موظفند كه نماز خود را به سمت این مسجد و خانه مقدس به‌جاى آورند. علاوه حج آن براى كسانى كه مستطیع شده‌اند واجب است و نماز در آن ثواب یك میلیون ركعت نماز در دیگر مساجد را دارد: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمودند:
«صَلاةٌ فى مَسْجِدِى تَعْدِلُ أَلْفَ صَلاة فى غَیْرِهِ وَ صَلاةٌ فِى الْمَسْجِدِالْحَرامِ تَعْدِلُ أَلْفَ صَلاة فى مَسْجِدى»(208)
یك ركعت نماز در مسجد من برابر است با هزار نماز در دیگر مساجد و یك ركعت نماز در مسجدالحرام برابر است با هزار ركعت نماز در مسجد من.
بعلاوه امام باقر(علیه السلام) در فضیلت این مسجد مقّدس مى‌فرمایند:
«مَنْ صَلى فِى الْمَسْجِدِالْحَرامِ صَلاةً مَكْتُوبَةً قَبِلَ الّله ُ مِنْهُ كُلَّ صَلاة صَلاَّها مُنْذُ یَوْم وَجَبَتْ عَلَیْهِ الصَّلاةُ وَ كُلَّ صَلاة یُصَلّیها إِلى أَنْ یَمُوتَ.»(209)
كسى كه نماز واجبى را در مسجدالحرام به‌جاى آورد، خداوند همه نمازهایى را كه از آغاز تكلیف بر او واجب شده، و نیز نمازهایى كه تا پایان عمر به جاى مى‌آورد قبول مى‌كند!
گذشته از این مساجد، مساجد دیگر نیز داراى فضیلتند، تا آنجا كه در حدیث قدسى آمده است:
«قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى: إِنَّ بُیُوتى فِى الْأَرْضِ الْمَساجِدُ، تُضئُ لِأَهْلِ السَّماءِ كَما تُضیئُ النُجُّومُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ. أَلا طُوبى لِمَنْ كانَتِ الْمَساجِدُ بُیُوتَهُ.أَلا طُوبى لِعَبْد تَوَضَأَ فى بَیْتِهِ ثُمَّ زارَنى فى بَیْتى أَلا إِنَّ عَلىَ الْمَزُورِ كَرامَةَ الزّائِرِ. أَلا بَشِّرالْمَشّائینَ فِى الظُّلُماتِ إِلَى الْمَساجِدِ بِالنُّورِ السّاطِعِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.»(210)
خداوند متعال مى‌فرماید: خانه‌هاى من در زمین همان مساجد است كه براى اهل آسمان مى‌درخشند، آن گونه كه ستارگان براى اهل زمین مى‌درخشند. خوشا به حال
‌‌﴿صفحه 221 ﴾
آنان كه مساجد را خانه خویش قرار داده‌اند. خوشا به حال بنده‌اى كه در خانه خویش وضو مى‌گیرد، آنگاه مرا در خانه‌ام زیارت مى‌كند. آگاه باشید كه بر زیارت شونده لازم است كه زائر خویش را بزرگ شمرده، به وى احسان كند. كسانى را كه در تاریكى شب به سوى مساجد گام برمى‌دارند به نورى درخشان در روز قیامت بشارت دهید.

حكمت‌هاى توجه دادن مردم به مساجد

در توجه دادن مردم به مساجد حكمت‌هاى فراوانى وجود دارد كه به طور كلى مى‌توان آنها را به دو بخش تقسیم كرد:
1. حكمت‌هاى اجتماعى: وقتى مسجدى مركزیت یافت و روزى چند مرتبه مردم در آن جمع شدند و یا روز جمعه اجتماع باشكوهى از مردم، در مسجد گرد هم آمدند، بركات اجتماعى، اقتصادى و سیاسى فراوانى به جامعه متوجه مى‌گردد و مسلمانان از صدر اسلام تاكنون از این منافع و بركات بهره‌مند بوده‌اند. در طول تاریخ، مسجد پایگاه و بسترى بوده است براى رفع نیازهاى فكرى، مذهبى، سیاسى و اقتصادى و نیز كانونى بوده براى ترویج و گسترش فرهنگ غنىّ اسلام و فراگیرى علوم ضرورى جامعه و نیز كانونى بوده براى تجمع نیروهاى مبارز و رزمنده، جهت رویارویى با دشمن. به‌طور كلى مى‌توان براى مسجد دست كم چهار نقش قائل شد:
الف) پایگاه عبادت و یاد خداوند
ب) پایگاه جهاد فكرى و تعلیم و فراگیرى معارف اسلامى.
ج) پایگاه وحدت مسلمانان و نمایش روح یكپارچگى و وحدت در مقابل منافقان و دشمنان آشكار و نهان.
د) پایگاه تجمع و گردهم آیى مبارزان و رزمندگان و اعزام آنان به جبهه‌هاى نبرد و كارزار با دشمن.
‌‌﴿صفحه 222 ﴾
2. حكمت‌هاى فردى: علاوه بر آنچه ذكر گشت، مسجد بركاتى براى خود فرد نیز در بردارد. وقتى فردى گذرش به مسجد مى‌افتد و در آن حضور مى‌یابد آمادگى بیشترى براى عبادت پیدا مى‌كند. پس مسجد مذكّرى است كه انسان را به یاد خداوند و عبادت مى‌اندازد. حتى اگر انسان از یاد خداوند غافل باشد وقتى از مقابل مسجدى عبور مى‌كند و یا گنبد و گلدسته مسجدى را مى‌بیند متوجه مى‌گردد كه آنجا خانه خداست و بلا فاصله به یاد خدا مى‌افتد. براى كسانى كه خواهان بندگى خداوند هستند عوامل تنبه‌بخش و بیدارساز انگیزه قوى و آمادگى بیشترى براى عبادت در آنها پدید مى‌آورند و از این جهت آن عوامل، بهترین راه براى تكامل آنهاست و از جمله عوامل و ابزارهایى كه موجب مى‌گردد انسانها بیشتر به یاد خداوند و عبادت او روى آورند، وجود مكانهاى مشخصى است جهت عبادت و بندگى. از این رو سفارش كرده‌اند كه حتى در خانه خود، محل مشخصى را به عنوان مصلّى و نمازخانه در نظر بگیرید و مواظب باشید كه آلوده نگردد، تا وقتى به محل نماز و سجاده‌اى كه براى نماز گسترده است مى‌نگرید، به یاد خداوند بیفتید. امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«كانَ عَلى(علیه السلام) قَدْ جَعَلَ بَیْتاً فى دارِهِ لَیْسَ بِالصَّغِیرِ وَ لا بِالْكَبِیرِ لِصَلاتِهِ وَ كَانَ إِذا كانَ اللَّیْلُ ذَهَبَ مَعَهُ بِصَبِىٍّ لایَبِیتُ مَعَهُ فَیُصَّلى فیهِ.»(211)
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خانه خود اتاق متوسطى را براى محل نماز قرار داده بود. شبها براى نماز خواندن، طفل كوچكى را كه نمى‌خوابید با خود به آن اتاق مى‌برد و نماز مى‌خواند.
از نماز خانه منزل كه بگذریم، مسجدهاى شهر و محل نیز مذكّرند و انسان را متوجه خداوند مى‌كنند و از جمله وسائلى هستند كه خداوند براى حركت انسان در مسیر كمال و سعادت قرار داده است. از این جهت وقتى در محلى مسجدى بنا مى‌گردد، باید مردم به رفتن به آن تشویق گردند و ثوابهایى كه براى رفتن به مسجد و نیز ثوابهایى كه براى هر
‌‌﴿صفحه 223 ﴾
قدمى كه انسان به سوى مسجد برمى‌دارد ذكر شود، تا شوق بیشترى در مردم براى حضور در مساجد پدید آید؛ و به آنان گوشزد كرد كه نفس حضور در مسجد موجب افزایش حسنات و از بین رفتن گناهان مى‌گردد. امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید:
«قالَ رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله): وَمَنْ مَشْى إِلَى مَسْجِد یَطْلُبُ فیهِ الْجَماعَةَ كانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَة سَبْعُونَ أَلْفَ حَسَنَة وَ یُرْفَعُ لَهُ مِنَ الدَّرَجاتِ مِثْلُ ذلِكَ...»(212)
پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند: كسى كه به قصد شركت در نماز جماعت به سوى مسجد گام بر مى‌دارد، خداوند متعال در برابر هر گامى كه برمى‌دارد، هفتاد هزار حسنه به او پاداش مى‌دهد و به همین میزان نیز درجات وى بالاتر خواهد رفت.

لزوم درك اهمیّت مساجد و آداب حضور در آنها

بخشى از پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این مقال مربوط مى‌شود به تشویق مؤمنان كه در مسجد حضور یابند و از بركات معنوى آن بهره جویند. بخش دیگر، آداب حضور در مسجد را یادآور مى‌شود و اینكه چگونه مى‌توان استفاده شایان از مسجد برد و چه دستورالعمل‌ها و آدابى را به كار بندیم كه خداى ناكرده، از ثمرات ارزشمند این نعمت بزرگ الهى محروم نگردیم؛ چرا كه گاه انسان آنقدر به غفلت و وسوسه‌هاى شیطانى مبتلا مى‌گردد كه با دست خود، وسائل خیر و سعادت را تبدیل به وسائل شر و تیره‌روزى مى‌كند:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلوُا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً...»(213)
آیا ندیدى حال مردمى كه نعمت خدا را به كفر مبدل ساختند.
بله انسان در معرض این خطر هست كه با دست خود نعمت خدایى را تبدیل به نقمت كند و وسیله خیر را تبدیل به وسیله شر كند، لذا پس از آنكه مردم تشویق مى‌شوند به رفتن به مساجد و ثواب گامهایى كه به سوى مسجد برداشته مى‌شود شماره مى‌گردد، باز به مؤمنان گوشزد مى‌شوند كه سعى كنید استفاده بایسته و شایسته از مسجد ببرید و متوجه باشید كه
‌‌﴿صفحه 224 ﴾
براى چه به مساجد آمدید، تا خداى ناكرده مشغول گفتگو درباره دنیا، خرید و فروش، گرانى و ارزانى و قیمت دلار و زمین و فلان و بهمان نشوید و به طور كلى فراموش كنید كه كجا هستید و براى چه آمدید! از این رو آداب خاصى براى مسجد معیّن شده كه با رعایت آنها، انسان مبتلا به غفلت نشود و از بركات مسجد محروم نگردد.
قبل از بررسى سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) لازم مى‌دانیم نكته‌اى را یادآور شویم و آن اینكه: هنگامى كه انسان آهنگ مسجد مى‌كند، بایسته است در حد توانایى خود در شناخت آداب حضور در مسجد بكوشد؛ زیرا هرچه معرفت فزونى گیرد، عمل با ارزش‌تر مى‌گردد و مراعات ادب سبب تقرب بنده به خداوند مى‌شود و بعلاوه كسى كه آداب حضور را رعایت كند، عمل او سبب قرب به خداوند و قبولى اعمال مى‌گردد. باید متوجه باشیم كه وقتى در مسجد حاضر مى‌شویم، در آستان خداوند متعال داخل شده‌ایم و در محضر او هستیم و بجاست كه براى شناخت آداب حضور حضرت حق، آداب حضور در نزد بزرگان و مهتران را معیار قرار دهیم و بنگریم كه وقتى به محضر مهتر و بزرگى وارد مى‌شویم، چگونه خشوع و تواضع و احساس كوچكى ما را فرا مى‌گیرد. با توجه به اینكه عظمت مهتران با عظمت ذات خداوندى قابل مقایسه نیست و همچنین نسبت حق ادب حضور در محضر پروردگار نیز با حق ادب حضور بزرگان و مهتران قابل مقایسه نیست.
با توجه به آنچه ذكر شد، درمى‌یابیم كه احدى قدرت رعایت حق ادب حضور پروردگار را ندارد. بنابراین ما نمى‌توانیم آداب حضور به نزد خداوند را رعایت كنیم، پس لااقل در آن هنگام بنگریم كه رفتارمان چگونه است و تقصیر و كوتاهى خود را در نظر آوریم كه همین اندك ما را به باب كرم خداوند رهنمون مى‌شود. امام صادق(علیه السلام)در حدیث مفصلى، آداب حضور در مسجد را چنین ذكر مى‌كنند:
«هر گاه به در مسجدى رسیدى، بدان كه تو آهنگ سلطان و پادشاه عظیمى را كرده‌اى كه بر بساطش جز پاكیزه‌شدگان دیگرى پاى ننهد و براى مجالست او جز به صدّیقان و راست‌كرداران رخصت داده نشود و آنگاه كه بر بساط او قدم نهى، بدان كه اگر اندك غفلتى
‌‌﴿صفحه 225 ﴾
از تو سر بزند در خطرى عظیم و پرتگاهى سهمگین قرار گرفته‌اى و بدان كه او قادر است كه با عدل و یا فضل خود با تو معامله كند. پس اگر بر تو لطف كرد و با فضل و رحمتش با تو معامله كرد طاعت اندك تو را مى‌پذیرد و در مقابل،اجر و پاداش بسیار نصیب تو مى‌گرداند و اگر با عدلش با تو بخواهد معامله كند و آنچه را كه تو مستحق آن هستى به تو بدهد، تو را باز خواهد گردانید و طاعتت را، هر چند كه زیاد باشد، رد خواهد كرد و او آنچه را كه بخواهد مى‌كند.
پس در پیشگاه او به عجز، تقصیر و فقر خود اعتراف كن؛ چرا كه تو قصد عبادت و انس با او كرده‌اى . اسرارت را بر او عرضه كن و بدان كه پنهان و آشكار همه مخلوقات را او مى‌داند و ذرّه‌اى بر او پوشیده نیست و در حضور او همچون فقیرترین بندگانش باش و قلبت را از هر چه كه تو را از او به خود مشغول گرداند و حجاب بین تو و او گردد خالى كن؛ چرا كه او جز پاكیزه‌ترین و خالص‌ترین دلها را نپذیرد و نیك بنگر كه از كدامین دفتر اسمت خارج مى‌شود. پس اگر شیرینى مناجات با او را چشیدى و از گفتگوى با او احساس لذّت كردى و از جام رحمت و كرامات او چشیدى، این نشانه حسن اقبال او به تو و اجابت دعوتت از سوى اوست و بدان كه براى خدمت او شایسته هستى. پس داخل مسجد شو كه اذن و امان به تو داده شده است و اگر غیر از این بود، همچون درمانده‌اى كه همه درها به رویش بسته شده، هیچ كارى از او ساخته نیست، بایست و بدان كه هر گاه او بداند كه تو واقعاً به او پناهنده شده‌اى، به چشم رأفت و رحمت و عطوفت به تو خواهد نگریست و تو را به آنچه مورد رضاى اوست موفق مى‌دارد؛ چرا كه او كریم و بزرگوار است و بزرگوارى را نسبت به بندگانى كه درمانده و مضطر در پیشگاه او ایستاده، چشم طلب به باب لطف و رضایت او دوخته‌اند دوست مى‌دارد، زیرا خود فرمود:
«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ...؛نمل/62»(214)
پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مقام تشویق به حضور در مسجد مى‌فرمایند:
‌‌﴿صفحه 226 ﴾
«یا أباذرٍّ؛ ألكلمة الطیّبة صدقةٌ و كلّ خطوة تخطوها الى الصّلوة صدقةٌ.»
اى ابوذر؛ سخن نیكو و پاك و هر قدمى كه به سوى نماز بر مى‌دارى صدقه است.
عنوان «صدقه» از عناوینى است كه در فرهنگ اسلامى فراوان به كار مى‌رود و مطلوبیت آن روشن است: وقتى مى‌گویند فلان كار صدقه است، به این مى‌ماند كه بگویند ارزش فوق‌العاده و ثواب بسیارى دارد. از این جهت وقتى مى‌خواهند والایى و ارزشمندى چیزى را معرفى كنند، مى‌گویند این كار صدقه است. از جمله به سخن نیك و شایسته‌اى كه به كسى مى‌گوییم، صدقه گفته شده، تا آن را كم ارزش تلقى نكنیم و توجه داشته باشیم كه وقتى سخن خوبى به كسى گفتیم كه به دردش خورد و موجب گشت به خداوند توجه یابد و از كار زشتى دست بردارد، یا حتى آن سخن موجب شادى مؤمن غم‌زده‌اى شد و به او امید داد و او را از ناامیدى و افسردگى رها ساخت، آن سخن مطلوب خداوند است و اگر به قصد اطاعت خداوند گفته شود عبادت است.
اول پیامبر مى‌فرماید هر حرف نیكویى صدقه است و سپس مى‌فرماید هر قدمى كه به مسجد برمى‌دارید نیز صدقه است و از این به بعد محور بحث مسجد است. طبیعى است وقتى انسان بر مفهوم و معناى این سخن حضرت واقف شد و باور كرد كه هر قدمى كه به مسجد برمى‌دارد صدقه است و داراى پاداش و ثواب است، هر چند مسجد به خانه‌اش دور باشد، باز براى رفتن به مسجد شتاب مى‌كند و براى او رفتن به مسجد دشوار نیست و بهانه نمى‌آورد كه مسجد دور است؛ چون او مى‌داند كه هر چه مسجد از خانه‌اش دورتر باشد، براى رفتن به آن ثواب بیشترى مى‌برد.
آنگاه پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره آداب حضور در مسجد مى‌فرمایند:
«یا أباذرٍّ؛ من‌أجاب داعى اللّه و أحسن عمارة مساجد اللّه كان ثوابه من اللّه الجنّة»
اى ابوذر؛ هر كس دعوت كننده به سوى خداوند را لبیك گوید و نیكو به آبادانى مسجد همت گمارد پاداش او از ناحیه خداوند بهشت است.
ظاهراً منظور از خواننده به سوى خداوند مؤذّنى است كه اذان مى‌گوید، چون او از
‌‌﴿صفحه 227 ﴾
طرف خداوند مردم را به خانه او دعوت مى‌كند و كارش این است كه با صداى بلند اذان بگوید و اعلام كند كه وقت نماز فرا رسیده، تا مردم جهت عبادت در مسجد حاضر شوند. اگر كسى دعوت او را پذیرفت، یعنى با شنیدن صداى اذان به مسجد حركت كرد و بعلاوه سعى كرد مسجد را آباد نگه دارد، پاداش او بهشت است.
در ابتدا از عمارت مسجد، ساختن اولیّه مسجد و یا نگهدارى و تعمیر مسجدى كه رو به ویرانى گذاشته است به ذهن مى‌آید، ولى این معنا با جمله پیشین چندان تناسبى ندارد. بنابراین باید معناى عمارت مسجد، گسترده‌تر از ساختن، تعمیر و نگهدارى بناى مسجد باشد. عنوان «عمارت مسجد» كه در قرآن شریف و روایات به كار برده شده است، از نظر لغوى، هم شامل ساختن اولیّه مسجد و هم تعمیر و نگهدارى آن و هم شامل زیارت كردن و رفت و آمد به مسجد مى‌شود و در روایاتى كه از ائمه معصومین(علیهم السلام) وارد شده نیز بر هر سه امر تاكید شده: هم ساختن مسجد، هم تجدید بنا و مرمّت آن، و هم رفت و آمد به مساجد مورد ترغیب و سفارش قرار گرفته است. با توجه به آنچه ذكر شد، به نظر مى‌رسد كه ابوذر نیز متوجه شد كه از عنوان «عمارت مسجد» غیر از ساختن و آبادانى ظاهرى و تعمیر و نگهدارى، معناى دیگرى در نظر گرفته شده است و به این جهت از كیفیت عمارت مسجد سئوال مى‌كند. چون اگر منظور عمارت و ساختن بناء مسجد بود، براى ابوذر جاى ابهامى باقى نمى‌ماند تا سؤال كند.
ابوذر مى‌پرسد: اى رسول خدا، پدر و مادرم فداى تو باد چگونه مساجد خدا را آباد كنیم؟
پیامبر(صلى الله علیه وآله) در جواب مى‌فرماید:
«لاترفع فیها الاصوات و لایخاض فیها بالباطل و لایشترى فیها و لایباع. و اترك اللّغو ما دمت فیها فان لم‌تفعل فلاتلومنّ یوم القیامة الاّ نفسك»
(آبادانى مسجد به این است كه) در آن صدا بلند نشود، از باطل و بیهوده كارى خوددارى شود، خرید و فروش در آن انجام نگیرد و تا در مسجد هستى از لغو بپرهیز و الاّ در روز قیامت جز خودت را سرزنش نكن.
‌‌﴿صفحه 228 ﴾
در این جملات، پیامبر ابوذر را متوجه چهار دستورالعمل اخلاقى و تربیتى مى‌كنند:
1. پرهیز از داد زدن و بلند سخن گفتن در مسجد، چرا كه مسجد جاى عبادت است و چه بسا بلند سخن گفتن موجب مى‌شود كه حواس دیگران پرت شود و نتوانند در نماز و عبادت تمركز فكر داشته باشند. بعلاوه بلند حرف زدن در اجتماع، نوعى بى‌ادبى تلقى مى‌گردد و شایسته است كه انسان در مسجد رفتار شایسته و متین داشته باشد و از كارى كه با آداب انسانى سازگار نیست بپرهیزد. بنابراین یكى از مصادیق آبادى مسجد، این است كه انسان در آن با متانت و وقار باشد و سعى كند سكوت را رعایت كند و اگر خواست سخن گوید، آرام حرف بزند تا مزاحم سایرین كه ـ یا مشغول نمازند و یا به كار دیگرى مشغولند ـ نشود. پیامبر(صلى الله علیه وآله) در پرهیز از بلند كردن صدا در مسجد مى‌فرمایند:
«إِذا فَعَلَتْ أُمَّتى خَمْسَ عَشْرَةَ خَصْلَةً حَلَّ بِهَا الْبَلاءُ. قیلَ: یا رَسُولَ اللّهِ ما هُنَّ؟ قالَ: إِذا ارْتَفَعَتِ الْأَصْواتُ فِى الْمَساجِدِ...»(215)
هنگامى كه پانزده خصلت در میان امّت من رایج شود بلا بر آنان نازل خواهد شد. از جمله آن خصلت‌ها آن است كه صداها را در مسجد بلند كنند.
2. دورى از گفتگوهاى باطل و بیهوده: مسجد خانه خدا و محل عبادت است و طرح سخنان باطل و بیهوده در مسجد و سخنان نامطلوبى كه اصلا سزاوار مطرح شدن نیست، نكوهیده است. چون این، نوعى بى‌احترامى به مسجد و عدم رعایت شأن آن است. مثل اینكه كسى در خانه دیگرى مهمان باشد و از دشمنان میزبان سخن گوید و آنان را بستاید و از موضوعاتى سخن به‌میان آورد كه میزبان را مى‌آزارد، یا كارى كه صاحب خانه خوش ندارد انجام دهد؛ مسلّماً چنین رفتارى خلاف ادب و انسانیت است. مهمان باید حق میزبان را رعایت كند و طورى رفتار كند كه او خشنود گردد: خداوند دوست نمى‌دارد كه بندگانش بحثها و گفتگوهایى را مطرح كنند كه به ضرر آنهاست و سعادتشان را به خطر مى‌افكند. بعلاوه انجام كارهاى بیهوده و طرح سخنان باطل در مسجد، موجب مى‌گردد كه حیثیت و
‌‌﴿صفحه 229 ﴾
فلسفه وجودى مسجد فراموش شود، چرا كه وقتى در مسجد نشستند و حرفهاى بیهوده زدند، یادشان مى‌رود كه آنجا مسجد است و براى چه به آنجا رفته‌اند.
3. پرهیز از خرید و فروش در مسجد: انجام خرید و فروش و نیز كارهایى كه شغل و حرفه تلقى مى‌شود، مانند: آهنگرى، نجارى و آرایشگرى و مانند آنها، در مسجد ممنوع است. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است كه:
«جَنِّبوُا مَساجِدَكُمْ الْبَیْعَ وَالشِّراءَ....»(216)
مساجد خویش را محل خرید و فروش قرار ندهید.
بازار را قرار داده‌اند براى تجارت و خرید و فروش و پرداختن به شغل و حرفه‌هایى كه جامعه بدانها نیاز دارد، اما مسجد مخصوص عبادت است و نباید كارهاى دنیوى، مثل خرید و فروش در آن انجام گیرد. طبیعى است وقتى مسجد نیز جاى خرید و فروش و معامله گشت، جنبه یادآورى و مذكّر بودن خویش را از دست مى‌دهد و نه تنها انسان را به یاد خداوند نمى‌اندازد، بلكه او را متوجه دنیا و كسب درآمد بیشتر مى‌كند، از این رو خود تبدیل به بازار و محل كسب گشته، استفاده در خور و بایسته از آن نمى‌شود.
مسجد محل ذكر و یاد خداوند متعال است و تكیه اسلام بر این است كه این مكان مقدّس از هر كارى كه باعث جلب توجه مردم به غیر خداوند مى‌شود، خالى گردد تا كاملا زمینه ذكر و عبادت در آن فراهم باشد. از این جهت حتى از انجام كارهایى كه جنبه شغل و حرفه دارد، نظیر آهنگرى و نجارى، در مسجد منع شده است: در روایتى آمده است كه:
«إِنَّ رَسُولَ اللّه(صلى الله علیه وآله) مَرَّ بِرَجُل یَبْرِىُ مَشاقِصَ لَهُ فِى الْمَسْجِدِ فَنَهاهُ وَ قالَ: إِنَّها لِغَیْرِ هَذا بُنِیَتْ.»(217)
رسول خدا در مسجد به مردى كه تیرهاى خود را مى‌تراشید برخوردند و او را از آن كار منع كرده، فرمودند: مسجد را براى این گونه كارها نساخته‌اند.
و نیز امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند:
‌‌﴿صفحه 230 ﴾
«إِنَّ أَمیرَالْمُؤْمِنین(علیه السلام) رَاَى قاصّاً فِى الْمَسْجِدِ فَضَرَبَهُ بِالدُّرَّةِ وَ طَرَدَهُ.»(218)
امیرالمومنین در مسجد داستان‌سرایى را كه مشغول داستان‌سرایى بود با تازیانه از مسجد بیرون كردند.
4. پرهیز از كارهاى لغو در مسجد: پیامبر سفارش مى‌كنند كه تا در مسجد حرف لغو نزنید و كار لغو انجام ندهید. سعى كنید رفتار شما در مسجد مطلوب باشد تا خوشایند خداوند متعال قرار گیرد و موجب پاداش و ثواب و كمال شود. كارهایى كه فایده‌اى به‌حالتان ندارد لااقل در مسجد انجام ندهید، گذشته از آنكه در همه‌جا انسان باید از گفتار و رفتار لغو دورى گزیند و از اوصاف مؤمنان این است كه از لغو دورى مى‌جویند:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ. الَّذِینَ‌هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ. وَالَّذِینَ‌هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ.»(219)
همانا اهل ایمان رستگار گشتند. آنان كه در نماز خاضع و خاشعند. و آنان كه از لغو روگردانند.
مؤمن اصلا باید كار لغو انجام ندهد و نگذارد كه عمرش بیهوده تلف شود، اما چون عموم مردم، كم و بیش، كارهاى بیهوده نیز انجام مى‌دهند و لااقل كارهاى مباحى كه سودى ندارد انجام مى‌دهند، سعى كنند از انجام آن كارها در مسجد خوددارى كنند و مسجد را مخصوص عبادت قرار دهند، تا شأن مسجد حفظ گردد و خود بیشتر از آن استفاده معنوى برند و نیز جنبه مذكّریت و هدایت‌گرى آن باقى بماند.
در ادامه پیامبر مى‌فرمایند: اگر آداب مسجد را رعایت نكردید، در روز قیامت فقط خود را ملامت كنید. آن روز كه انسان تازه مى‌فهمد كه چه استفاده‌هایى مى‌توانست از مسجد ببرد. از همان لحظه‌هایى كه در مسجد نشسته بود، چقدر مى‌توانست براى آخرتش استفاده كند، اما نه تنها استفاده نبرد بلكه در عوض كارى كرد كه آخرتش را نیز تباه ساخت. در آن هنگام به حسرتى مبتلا مى‌شود كه قابل وصف نیست.
‌‌﴿صفحه 231 ﴾