فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

ج) فلسفه تشریع مقدمات و عوامل توجه دهنده به نماز:

با توجه به اهمّیت نماز و نقش آن در سلامت فرد و جامعه، خداوند متعال براى بهتر انجام
‌‌﴿صفحه 215 ﴾
گرفتن آن مقدماتى قرار داده، آدابى براى آن تعیین كرده است تا هر چه بیشتر بندگان به یاد او بیفتند و اهمّیت عبادت او را درك كنند. براى اینكه انسان بخواهد كار خیرى انجام دهد، اول باید بداند كه آن كار خیر است و سپس به یاد آن كار نیز بیفتد. ما به نیكى بسیارى از كارها واقفیم، اما به موقع انجام آنها را فراموش مى‌كنیم. از این جهت براى اینكه ما نماز را فراموش نكنیم، خداوند متعال مقدمات و تمهیداتى فراهم ساخته است، مثلا اذان را تشریع كرده: یك بار نماز را واجب كرد و تاكید كرد كه حتماً آن را انجام دهید و از ترك آن دورى جویید. علاوه بر این، عبادت دیگرى را به نام اذان تعیین كرد كه مقدمه و یادآور نماز است و فرمود اذان را بلند بگویید؛ براى اینكه دیگران به نماز و فرارسیدن وقت آن توجه یابند و انگیزه‌اى در آنان جهت برپاى داشتن نماز پدید آید. گر چه اصل تشریع نماز و آیات و روایاتى كه در زمینه آن وارد شده، همه به انسان كمك مى‌كنند كه مقام نماز را دریابد، اما وقتى، به هنگام نماز، صداى اذان بلند مى‌شود، توجه مردم به وقت نماز و اهمّیت آن جلب مى‌گردد و این عامل مؤثرى است جهت توجه مردم به نماز.
حتى بسیارى از كسانى كه خواندن نماز در اول وقت برایشان ملكه شده است، وقتى گرم انجام كار مى‌شوند چه بسا از انجام نماز غافل مى‌گردند و یادشان مى‌رود كه وقت نماز فرا رسیده است، اما وقتى صداى اذان بلند شود، خواه ناخواه به نماز توجه پیدا مى‌كنند. پس حكمت تشریع اذان و تاكید بر بلند گفتن آن، تذكار و توجه دادن دیگران به نماز است و در نتیجه، خود وسیله‌اى است براى دعوت دیگران به انجام عبادت در اول وقت.
امام صادق(علیه السلام) درباره فضیلت نماز اول وقت مى‌فرمایند:
«إِذا صَلَّیْتَ صَلاةَ فَریضَة فَصَلِّها لِوَقْتِها صَلاةَ مُوَدِّع یَخافُ أَنْ لایَعُودَ إِلَیْها أَبَداً»(199)
هر گاه خواستى نماز واجب بخوانى، به مانند نماز كسى كه گاه وداع او با دنیا فرا رسیده است و مى‌ترسد كه دیگر فرصتى براى انجام نماز نداشته باشد، آن را در اول وقت به‌جاى آور.
‌‌﴿صفحه 216 ﴾
همچنین از ابن مسعود نقل شده است كه:
«سَأَلْتُ رَسُولَ اللّه(صلى الله علیه وآله) أَىُّ الْأَعْمالِ أَحَبُّ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؟ قالَ: الصَّلوةُ لِوَقْتِها»(200)
از رسول اللّه سئوال كردم، كدام یك از اعمال نزد خداوند بهتر و محبوب‌تر است؟ فرمود: (محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند) نماز در اول وقت است.
باز براى تشویق بیشتر مردم به عبادت و ایجاد روح عبادت و بندگى در مردم، خداوند متعال زمانها و مكانهاى خاصى را براى تشویق به نماز و یادآورى آن معیّن كرده است. مثلا شب و روز جمعه را براى عبادت معیّن كرده كه نفس توجه به روز جمعه و اینكه چنین روزى اختصاص به عبادت دارد، انسان را به یاد انجام عبادت و كناره‌گیرى از انجام كارهاى بیهوده مى‌اندازد. همچنین فضیلتى كه خداوند براى ماه ذیقعده و دهه اول ذیحجه قرار داده است، خود یادآور عبادت خداست؛ چرا كه در این چهل روز حضرت موسى(علیه السلام) به دعوت خداوند متعال در كوه طور به عبادت مشغول گشت. خداوند در این باره مى‌فرماید:
«وَ وَاعَدْنَا مُوسىَ ثلثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْر فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسَى لاَِخِیهِ هرُونَ اخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَ أَصْلِحْ وَ لاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ»(201)
و با موسى سى شب وعده نهادیم، چون پایان یافت ده شب دیگر بر آن افزودیم تا آنكه زمان وعده به چهل شب تكمیل شد. موسى به برادر خود هارون گفت: تو جانشین من و پیشواى قوم من باش و راه اصلاح پیش گیر و از تبهكاران پیروى مكن.
چهل روزى كه موسى در كوه طور به عبادت سپرى كرد، به «اربعین كلیمیّه» مشهور است و اهل سیر و سلوك اهمیت فراوانى براى آن قائلند و آداب و دستورات خاصى را براى آن ذكر كرده اند و در آن بیشتر به عبادت مى‌پردازند؛ چه اینكه در منابع روایى ما براى «اربعین» ویژگى خاص ذكر شده، مثلا در روایتى وارد شده كه:
‌‌﴿صفحه 217 ﴾
«مَنْ أَخْلَصَ لِلِّهِ أَرْبَعینَ یَوْماً فَجَّرَ اللّهُ یَبابیعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ»(202)
كسى كه چهل روز براى خداوند متعال خالص گردد، خداوند چشمه‌هاى حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‌كند.
(یا براى چهل روز عبادت و یا حفظ چهل حدیث و از این قبیل ثمرات فراوانى ذكر كرده‌اند.)
همچنین روزهاى مبارك، اعیاد، شبهاى احیا و ماه رمضان از امتیازاتى برخوردار گردیده‌اند تا استفاده از آنها و درك آن موقعیت‌هاى زمانى مردم را بیشتر به یاد خداوند آورد و بیشتر به عبادت بپردازند و به یادشان بماند كه سعادت آنها در بندگى خداوند و عبادت اوست و شایسته نیست كه انسان از خداوند روى برتابد و به غیر او روى آورد.
ما در خلوت به روى خلق ببستیم *** از همه باز آمدیم و با تو نشستیم
هرچه نه پیوند یار بود بریدیم *** و آنچه نه پیمان دوست بود شكستیم
در همه چشمى عزیز و نزد تو خواریم *** در همه عالم بلند و پیش تو پستیم

مسجد عروجگاه عاشقان لقاء حق

گذشته از زمانهاى خاص، مكانهاى ویژه‌اى را نیز خداوند براى عبادت معیّن كرده كه وقتى مردم متوجه آن مكانها مى‌شوند و داخل آنها مى‌گردند، خود به خود به یاد خداوند و وظیفه عبادى‌شان مى‌افتند. از این جهت وجود آن مكانها، انگیزه بیشترى را براى توجه به خدا و بندگى او پدید مى‌آورد و به‌طور كلى مساجد از چنین نقشى برخوردارند.
گر چه براى انسان بجا آوردن نماز در همه جا ـ بجز مكانهاى غصبى و یا مكانهایى كه به
‌‌﴿صفحه 218 ﴾
دلیلى جایز نیست در آنها نماز خوانده شود ـ جایز است، اما در اسلام تأكید فراوانى شده است كه انسان نمازهاى واجب خود را در مسجد بخواند و مقید باشد به رفت و شد به مساجد، بخصوص همسایگان مسجد؛ چنانكه پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«لا صَلوةَ لِجارِالْمَسْجِدِ إِلاّ فى مَسْجِدِهِ.»(203)
همسایه مسجد نمازش مقبول نیست مگر در مسجد.
با توجه به تأكیداتى كه در روایات وارد شده است، فقها نماز خواندن در مسجد را براى همسایه مسجد مستحب مؤكد شمرده‌اند و ترك آن را مكروه دانسته‌اند. مرحوم آیت‌الله سید محمدكاظم یزدى مى‌فرماید: «براى همسایه مسجد مكروه است كه بدون عذر، نماز را در غیر آن مسجد به‌جاى آورد»(204) پس بایسته است كه انسان پیوسته در مسجد حاضر شود و نمازش را در مسجد به‌جاى آورد و در مقام مسجد و رعایت آداب و بزرگداشت آن و زشتى تخلف از حضور در آن بیندیشد و نیز بیندیشد كه گذشته از ثوابهایى كه براى حضور در مسجد و عبادت در آن بیان شده، خداوند متعال در اینكه مساجد را خانه خود قرار داده است و به بندگان اجازه حضور در آنها را داده، منّتى بزرگ بر آنها نهاده تا آنها به حضورش بار یابند، زیرا مسجد خانه خداست.
طبیعى است كه همه زمین نزد خداوند متعال یكسان است و مكانى از مكان دیگر به او نزدیك‌تر نیست، پس مقصود از اینكه كعبه و مسجد خانه خداست این است كه خداوند متعال با این مكانها به مانند معامله هر یك از ما با خانه‌اش، معامله مى‌كند. یعنى خداوند این مكانها را براى ملاقات خود و محل انس و زیارت خود قرار داده است و بندگان و زائران خود را به حضور مى‌پذیرد تا با آنان سخن گوید. گذشته از آن، هر مكانى را كه ما اراده كنیم مسجد قرار دهیم و منسوب به خداوند سازیم و هر محلى كه براى ملاقات و حضور و زیارت او قرار دهیم او مى‌پذیرد و این بدان معناست كه تعیین مجلس ملاقات و زیارت را نیز به ما واگذار ساخته است و این بزرگترین كرامتى است كه در حق ما روا داشته.
‌‌﴿صفحه 219 ﴾
پس بزرگترین نقش مساجد، توجه دادن انسان به خداوند و ایجاد حس عبادت و بندگى در آنهاست، گر چه مساجد از نظر رتبه و مقام در یك حد نیستند و برخى از مساجد از اهمیت و والایى بیشترى بهره‌مندند. امام خمینى(رحمه الله) مى‌فرمایند: «در شرع مقدس اسلام سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و بعد از آن مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بیت‌المقدس و بعد از مسجد بیت‌المقدس، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محلّه مسجد بازار است.»(205)
على(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«أَرْبَعةٌ مِنْ قُصُورِالْجَنَّةِ‌فِى الدُّنْیا: أَلْمَسْجِدُالْحَرامُ وَ مَسْجِدُالرَّسُول(صلى الله علیه وآله) وَمَسْجِدُ بَیْتِ الْمَقْدَسِ وَمَسْجِدُالْكُوفَةِ.»(206)
چهار مسجد قصرهاى بهشت در دنیا هستند: مسجدالحرام، مسجدالنبى(صلى الله علیه وآله) مسجد بیت المقدس و مسجد كوفه.
این مساجد چهارگانه از چنان عظمت و قداستى برخوردارند كه حتى در برخى روایات سفارش شده كه انسان از راه دور و نزدیك براى زیارت آنها سفر كند و اعتكاف در آنها ثواب فراوانى دارد، چنانكه امام باقر(علیه السلام) در فضیلت مسجد كوفه مى‌فرمایند:
«لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فى مَسْجِدِالْكُوفَةِ لاََعَدُّوا لَهُ الزّادَ وَ الرَّواحِلَ مِنْ مَكان بَعید. إِنَّ صَلاةً فَریضَةً فیهِ تَعْدِلُ حَجَّةً وَ صَلاةً نافِلَةً فیهِ تَعْدِلُ عُمْرَةً.»(207)
اگر مردم مسجد كوفه را مى‌شناختند، از راه دور براى رسیدن به این مسجد توشه و مركب سوارى تهیه مى‌كردند. یك نماز واجب در این مسجد ثواب یك حج و نماز مستحب در آن ثواب یك عمره را دارد.
یا اینكه مسجدالحرام از چنان عظمتى برخوردار است كه كعبه، قبله‌گاه مسلمانان، در آن
‌‌﴿صفحه 220 ﴾
قرار دارد و مسلمانان موظفند كه نماز خود را به سمت این مسجد و خانه مقدس به‌جاى آورند. علاوه حج آن براى كسانى كه مستطیع شده‌اند واجب است و نماز در آن ثواب یك میلیون ركعت نماز در دیگر مساجد را دارد: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمودند:
«صَلاةٌ فى مَسْجِدِى تَعْدِلُ أَلْفَ صَلاة فى غَیْرِهِ وَ صَلاةٌ فِى الْمَسْجِدِالْحَرامِ تَعْدِلُ أَلْفَ صَلاة فى مَسْجِدى»(208)
یك ركعت نماز در مسجد من برابر است با هزار نماز در دیگر مساجد و یك ركعت نماز در مسجدالحرام برابر است با هزار ركعت نماز در مسجد من.
بعلاوه امام باقر(علیه السلام) در فضیلت این مسجد مقّدس مى‌فرمایند:
«مَنْ صَلى فِى الْمَسْجِدِالْحَرامِ صَلاةً مَكْتُوبَةً قَبِلَ الّله ُ مِنْهُ كُلَّ صَلاة صَلاَّها مُنْذُ یَوْم وَجَبَتْ عَلَیْهِ الصَّلاةُ وَ كُلَّ صَلاة یُصَلّیها إِلى أَنْ یَمُوتَ.»(209)
كسى كه نماز واجبى را در مسجدالحرام به‌جاى آورد، خداوند همه نمازهایى را كه از آغاز تكلیف بر او واجب شده، و نیز نمازهایى كه تا پایان عمر به جاى مى‌آورد قبول مى‌كند!
گذشته از این مساجد، مساجد دیگر نیز داراى فضیلتند، تا آنجا كه در حدیث قدسى آمده است:
«قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى: إِنَّ بُیُوتى فِى الْأَرْضِ الْمَساجِدُ، تُضئُ لِأَهْلِ السَّماءِ كَما تُضیئُ النُجُّومُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ. أَلا طُوبى لِمَنْ كانَتِ الْمَساجِدُ بُیُوتَهُ.أَلا طُوبى لِعَبْد تَوَضَأَ فى بَیْتِهِ ثُمَّ زارَنى فى بَیْتى أَلا إِنَّ عَلىَ الْمَزُورِ كَرامَةَ الزّائِرِ. أَلا بَشِّرالْمَشّائینَ فِى الظُّلُماتِ إِلَى الْمَساجِدِ بِالنُّورِ السّاطِعِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.»(210)
خداوند متعال مى‌فرماید: خانه‌هاى من در زمین همان مساجد است كه براى اهل آسمان مى‌درخشند، آن گونه كه ستارگان براى اهل زمین مى‌درخشند. خوشا به حال
‌‌﴿صفحه 221 ﴾
آنان كه مساجد را خانه خویش قرار داده‌اند. خوشا به حال بنده‌اى كه در خانه خویش وضو مى‌گیرد، آنگاه مرا در خانه‌ام زیارت مى‌كند. آگاه باشید كه بر زیارت شونده لازم است كه زائر خویش را بزرگ شمرده، به وى احسان كند. كسانى را كه در تاریكى شب به سوى مساجد گام برمى‌دارند به نورى درخشان در روز قیامت بشارت دهید.

حكمت‌هاى توجه دادن مردم به مساجد

در توجه دادن مردم به مساجد حكمت‌هاى فراوانى وجود دارد كه به طور كلى مى‌توان آنها را به دو بخش تقسیم كرد:
1. حكمت‌هاى اجتماعى: وقتى مسجدى مركزیت یافت و روزى چند مرتبه مردم در آن جمع شدند و یا روز جمعه اجتماع باشكوهى از مردم، در مسجد گرد هم آمدند، بركات اجتماعى، اقتصادى و سیاسى فراوانى به جامعه متوجه مى‌گردد و مسلمانان از صدر اسلام تاكنون از این منافع و بركات بهره‌مند بوده‌اند. در طول تاریخ، مسجد پایگاه و بسترى بوده است براى رفع نیازهاى فكرى، مذهبى، سیاسى و اقتصادى و نیز كانونى بوده براى ترویج و گسترش فرهنگ غنىّ اسلام و فراگیرى علوم ضرورى جامعه و نیز كانونى بوده براى تجمع نیروهاى مبارز و رزمنده، جهت رویارویى با دشمن. به‌طور كلى مى‌توان براى مسجد دست كم چهار نقش قائل شد:
الف) پایگاه عبادت و یاد خداوند
ب) پایگاه جهاد فكرى و تعلیم و فراگیرى معارف اسلامى.
ج) پایگاه وحدت مسلمانان و نمایش روح یكپارچگى و وحدت در مقابل منافقان و دشمنان آشكار و نهان.
د) پایگاه تجمع و گردهم آیى مبارزان و رزمندگان و اعزام آنان به جبهه‌هاى نبرد و كارزار با دشمن.
‌‌﴿صفحه 222 ﴾
2. حكمت‌هاى فردى: علاوه بر آنچه ذكر گشت، مسجد بركاتى براى خود فرد نیز در بردارد. وقتى فردى گذرش به مسجد مى‌افتد و در آن حضور مى‌یابد آمادگى بیشترى براى عبادت پیدا مى‌كند. پس مسجد مذكّرى است كه انسان را به یاد خداوند و عبادت مى‌اندازد. حتى اگر انسان از یاد خداوند غافل باشد وقتى از مقابل مسجدى عبور مى‌كند و یا گنبد و گلدسته مسجدى را مى‌بیند متوجه مى‌گردد كه آنجا خانه خداست و بلا فاصله به یاد خدا مى‌افتد. براى كسانى كه خواهان بندگى خداوند هستند عوامل تنبه‌بخش و بیدارساز انگیزه قوى و آمادگى بیشترى براى عبادت در آنها پدید مى‌آورند و از این جهت آن عوامل، بهترین راه براى تكامل آنهاست و از جمله عوامل و ابزارهایى كه موجب مى‌گردد انسانها بیشتر به یاد خداوند و عبادت او روى آورند، وجود مكانهاى مشخصى است جهت عبادت و بندگى. از این رو سفارش كرده‌اند كه حتى در خانه خود، محل مشخصى را به عنوان مصلّى و نمازخانه در نظر بگیرید و مواظب باشید كه آلوده نگردد، تا وقتى به محل نماز و سجاده‌اى كه براى نماز گسترده است مى‌نگرید، به یاد خداوند بیفتید. امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«كانَ عَلى(علیه السلام) قَدْ جَعَلَ بَیْتاً فى دارِهِ لَیْسَ بِالصَّغِیرِ وَ لا بِالْكَبِیرِ لِصَلاتِهِ وَ كَانَ إِذا كانَ اللَّیْلُ ذَهَبَ مَعَهُ بِصَبِىٍّ لایَبِیتُ مَعَهُ فَیُصَّلى فیهِ.»(211)
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خانه خود اتاق متوسطى را براى محل نماز قرار داده بود. شبها براى نماز خواندن، طفل كوچكى را كه نمى‌خوابید با خود به آن اتاق مى‌برد و نماز مى‌خواند.
از نماز خانه منزل كه بگذریم، مسجدهاى شهر و محل نیز مذكّرند و انسان را متوجه خداوند مى‌كنند و از جمله وسائلى هستند كه خداوند براى حركت انسان در مسیر كمال و سعادت قرار داده است. از این جهت وقتى در محلى مسجدى بنا مى‌گردد، باید مردم به رفتن به آن تشویق گردند و ثوابهایى كه براى رفتن به مسجد و نیز ثوابهایى كه براى هر
‌‌﴿صفحه 223 ﴾
قدمى كه انسان به سوى مسجد برمى‌دارد ذكر شود، تا شوق بیشترى در مردم براى حضور در مساجد پدید آید؛ و به آنان گوشزد كرد كه نفس حضور در مسجد موجب افزایش حسنات و از بین رفتن گناهان مى‌گردد. امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید:
«قالَ رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله): وَمَنْ مَشْى إِلَى مَسْجِد یَطْلُبُ فیهِ الْجَماعَةَ كانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَة سَبْعُونَ أَلْفَ حَسَنَة وَ یُرْفَعُ لَهُ مِنَ الدَّرَجاتِ مِثْلُ ذلِكَ...»(212)
پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند: كسى كه به قصد شركت در نماز جماعت به سوى مسجد گام بر مى‌دارد، خداوند متعال در برابر هر گامى كه برمى‌دارد، هفتاد هزار حسنه به او پاداش مى‌دهد و به همین میزان نیز درجات وى بالاتر خواهد رفت.