فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

ب) نماز، اوج بندگى و تقرب به معبود:

درمقام تكوین، خداوند هر چه به بندگانش لطف بیشترى داشته باشد، توفیق بیشترى مى‌دهد كه وظایف و عبادات را انجام دهند كه البته آنچه خداوند انجام مى‌دهد گزاف نیست و تابع قوانین خاص الهى است. در مقام تشریع، تشویق مى‌كند و احكامى را تشریع مى‌كند كه مردم با انجام آنها بیشتر به او نزدیك شوند. از جمله نماز را تشریع كرده كه بهترین وسیله براى تقرب به خداوند است؛ چنانكه معصوم فرموده است:
«الصَّلوةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ»(192) نماز وسیله تقرب هر مؤمن با تقوایى است.
‌‌﴿صفحه 212 ﴾
البته باید توجه داشت كه صورت و ظاهر نماز قربان و قرب به خداوند نیست، بلكه حقیقت و باطن نماز موجب قرب به خداوند است و از نظر آیات و روایات حقیقت نماز مقصود اصلى است نه صورت آن. خداوند مى‌فرماید:
«أَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى»(193) نماز را براى یاد من بپاى دار.
(در این آیه تعبیر «اقامه» با حقیقت نماز تناسب دارد،نه صورت آن.) ونیز خداوند مى‌فرماید:
«وَ أَقِمِ الصَّلوةَ إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ...»(194)
نماز را بجاى آر، همانا نماز اهل نماز را از هر كار زشت و منكر باز مى‌دارد.
علامه طباطبایى(رحمه الله) مى‌فرماید: سیاق آیه شاهد بر این است كه مراد از بازداشتن نماز از فحشاء، بازداشتن طبیعت نماز از فحشاء و منكر است. خواهى گفت: چطور نماز از فحشاء و منكر نهى مى‌كند؟ در جواب مى‌گوییم: اگر بنده خدا در هر روز پنج بار نماز را بجا آورد و همه عمر این كار را ادامه دهد و بخصوص اگر آن را همه روزه در جامعه‌اى صالح بجا آورد و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه بجا آورند و مثل او به آن اهتمام ورزند، طبعاً آن نماز با گناهان كبیره سازش ندارد. آرى توجه به خداوند از در بندگى، آنهم در چنین محیط و در چنین افرادى، باید انسان را از هر معصیتى و هر عملى كه ذوق دینى آن را شنیع مى‌داند، از قبیل قتل نفس، تجاوز به جانها و مال ایتام و زنا باز دارد. بلكه نه تنها از ارتكاب آنها، حتى از فكر آنها نیز جلوگیرى كند. براى اینكه نماز مشتمل است بر ذكر خداوند و این ذكر، اولا ایمان به وحدانیت خداى تعالى، رسالت و جزاى روز قیامت را به نمازگزار تلقین مى‌كند و به او مى‌گوید كه خداى خود را به اخلاص مخاطب قرار داده، از او استعانت بجو و درخواست كن كه تو را به صراط مستقیم هدایت كند؛ همچنین از ضلالت و غضبش به او پناه ببر. ثانیاً او را وادار مى‌كند كه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و كبریایى خدا شده، پروردگار خویش را با حمد، ثنا، تسبیح و تكبیر یاد آورد.(195)
‌‌﴿صفحه 213 ﴾
اما از نظر روایات، از پیامبر(صلى الله علیه وآله) روایت شده كه ذات اقدس حق به نمازى كه در آن نمازگزار قلبش را با بدنش هماهنگ نسازد و دلش نزد آن نماز نباشد نمى‌نگرد. پر واضح است كه این روایت به حقیقت نماز اشاره دارد كه همان ذكر و یاد خداوند است؛ چرا كه ذكر و یاد خداوند هدف عبادت است و دل را جلا و صفا مى‌دهد و آن را آماده پذیرش تجلیات الهى مى‌كند. حضرت على(علیه السلام)درباره یاد حق كه روح عبادت است چنین مى‌فرماید:
«إِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى جَعَلَ الذِّكْرَ جَلاءً لِلْقُلُوبِ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَ تَنْقادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعانَدَةِ»(196)
خداوند متعال ذكر و یاد خود را صیقل و روشنایى دلها قرار داد كه به سبب آن( اوامر و نواهى او را) بعد از كرى مى‌شنوند و بعد از تاریكى(نادانى) مى‌بینند و بعد از دشمنى و ستیزگى فرمانبردار مى‌گردند.
در ادامه مى‌فرماید:
«همواره براى خداوند ـ كه نعمت‌ها و بخششهایش والاست ـ در پاره‌اى از زمان بعد از پاره دیگر و در روزگارانى كه آثار شرایع در آنها گم گشته، بندگانى است كه در اندیشه‌هایشان با آنان راز مى‌گوید و در حقیقت عقلهایشان با آنها سخن مى‌گوید.»
باز با توجه به حقیقت نماز و اهمیت آن است كه على(علیه السلام) در گرماگرم جهاد و مبارزه با دشمن، در جنگ صفّین به خورشید مى‌نگرد كه اگر وقت نماز ظهر فرا رسید به نماز ایستند. ابن عباس مى‌گوید: چه مى‌كنید؟ حضرت در جواب مى‌فرمایند:
«أَنْظُرُ إِلى الزَّوالِ حَتّى نُصَّلى»
( به آسمان) مى‌نگرم تا وقت زوال خورشید فرا رسد و نماز بخوانیم.
ابن عباس مى‌گوید: آیا اكنون وقت نماز خواندن است؟ اكنون جنگ و مبارزه فرصتى براى نماز باقى ننهاده است. حضرت در جواب مى‌فرمایند:
‌‌﴿صفحه 214 ﴾
«عَلى ما نُقاتِلُهُمْ؟ إِنَّما نُقاتِلُهُمْ عَلى الصَّلوةِ»(197)
مگر ما براى چه با آنان مى‌جنگیم؟ ما براى نماز با آنها مى‌جنگیم!
آرى نماز در نظر على(علیه السلام) از چنان والایى و عظمتى برخوردار است كه هیچ چیز موجب نمى‌گردد او از نماز روى گرداند. بعلاوه دنیاى عبادت در نظر او، آكنده از لذّت است، لذّتى كه با لذّت‌هاى مادّى قابل مقایسه نیست، در نظر او، دنیاى عبادت سراسر روشنى است و تیرگى و كدورت و اندوه ندارد و عبادت یكسره صفا و خلوص است. از نظر او خوشبخت كسى است كه به این دنیاى بى‌انتها پا نهد كه با تبسم جان‌بخش آن روح خویش را نوازش دهد، چرا كه كسى كه به این دنیاى بى‌كرانه گام سپرد، دیگر دنیا در نظرش كوچك و حقیر مى‌گردد و حتى حاضر نمى‌شود در هنگام مبارزه با دشمن نماز را ترك گوید؛ چون او همه چیز را براى نماز مى‌خواهد و نماز را براى این مى‌خواهد كه نجواى با خداوند و گفتگوى با اوست.
على(علیه السلام) در نامه‌اى به عثمان بن حنیف انصارى مى‌نویسد:
«خوش باد بر نفسى كه آنچه پروردگارش بر او واجب كرده به‌جاى آورد و سختى و دشوارى را به جان خرد و در شب از خواب دورى گزیند، تا آنگاه كه خواب و سستى بر او غلبه كند و زمین را فرش ساخته، دستش را بالش قرار دهد. در گروهى كه ترس بازگشت (روز رستاخیز) چشمهایشان را بیدار داشته، پهلوهایشان را از خوابگاه دور ساخته، لبهایشان به ذكر و یاد پروردگارشان آهسته گویاست و به فراوانى استغفار، گناهانشان (به مانند ابرهاى پراكنده) پراكنده شده است (همانا آنان حزب و گروه خدایند، بدانید كه حزب خدا رستگارند. مجادله/22.)(198)

ج) فلسفه تشریع مقدمات و عوامل توجه دهنده به نماز:

با توجه به اهمّیت نماز و نقش آن در سلامت فرد و جامعه، خداوند متعال براى بهتر انجام
‌‌﴿صفحه 215 ﴾
گرفتن آن مقدماتى قرار داده، آدابى براى آن تعیین كرده است تا هر چه بیشتر بندگان به یاد او بیفتند و اهمّیت عبادت او را درك كنند. براى اینكه انسان بخواهد كار خیرى انجام دهد، اول باید بداند كه آن كار خیر است و سپس به یاد آن كار نیز بیفتد. ما به نیكى بسیارى از كارها واقفیم، اما به موقع انجام آنها را فراموش مى‌كنیم. از این جهت براى اینكه ما نماز را فراموش نكنیم، خداوند متعال مقدمات و تمهیداتى فراهم ساخته است، مثلا اذان را تشریع كرده: یك بار نماز را واجب كرد و تاكید كرد كه حتماً آن را انجام دهید و از ترك آن دورى جویید. علاوه بر این، عبادت دیگرى را به نام اذان تعیین كرد كه مقدمه و یادآور نماز است و فرمود اذان را بلند بگویید؛ براى اینكه دیگران به نماز و فرارسیدن وقت آن توجه یابند و انگیزه‌اى در آنان جهت برپاى داشتن نماز پدید آید. گر چه اصل تشریع نماز و آیات و روایاتى كه در زمینه آن وارد شده، همه به انسان كمك مى‌كنند كه مقام نماز را دریابد، اما وقتى، به هنگام نماز، صداى اذان بلند مى‌شود، توجه مردم به وقت نماز و اهمّیت آن جلب مى‌گردد و این عامل مؤثرى است جهت توجه مردم به نماز.
حتى بسیارى از كسانى كه خواندن نماز در اول وقت برایشان ملكه شده است، وقتى گرم انجام كار مى‌شوند چه بسا از انجام نماز غافل مى‌گردند و یادشان مى‌رود كه وقت نماز فرا رسیده است، اما وقتى صداى اذان بلند شود، خواه ناخواه به نماز توجه پیدا مى‌كنند. پس حكمت تشریع اذان و تاكید بر بلند گفتن آن، تذكار و توجه دادن دیگران به نماز است و در نتیجه، خود وسیله‌اى است براى دعوت دیگران به انجام عبادت در اول وقت.
امام صادق(علیه السلام) درباره فضیلت نماز اول وقت مى‌فرمایند:
«إِذا صَلَّیْتَ صَلاةَ فَریضَة فَصَلِّها لِوَقْتِها صَلاةَ مُوَدِّع یَخافُ أَنْ لایَعُودَ إِلَیْها أَبَداً»(199)
هر گاه خواستى نماز واجب بخوانى، به مانند نماز كسى كه گاه وداع او با دنیا فرا رسیده است و مى‌ترسد كه دیگر فرصتى براى انجام نماز نداشته باشد، آن را در اول وقت به‌جاى آور.
‌‌﴿صفحه 216 ﴾
همچنین از ابن مسعود نقل شده است كه:
«سَأَلْتُ رَسُولَ اللّه(صلى الله علیه وآله) أَىُّ الْأَعْمالِ أَحَبُّ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؟ قالَ: الصَّلوةُ لِوَقْتِها»(200)
از رسول اللّه سئوال كردم، كدام یك از اعمال نزد خداوند بهتر و محبوب‌تر است؟ فرمود: (محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند) نماز در اول وقت است.
باز براى تشویق بیشتر مردم به عبادت و ایجاد روح عبادت و بندگى در مردم، خداوند متعال زمانها و مكانهاى خاصى را براى تشویق به نماز و یادآورى آن معیّن كرده است. مثلا شب و روز جمعه را براى عبادت معیّن كرده كه نفس توجه به روز جمعه و اینكه چنین روزى اختصاص به عبادت دارد، انسان را به یاد انجام عبادت و كناره‌گیرى از انجام كارهاى بیهوده مى‌اندازد. همچنین فضیلتى كه خداوند براى ماه ذیقعده و دهه اول ذیحجه قرار داده است، خود یادآور عبادت خداست؛ چرا كه در این چهل روز حضرت موسى(علیه السلام) به دعوت خداوند متعال در كوه طور به عبادت مشغول گشت. خداوند در این باره مى‌فرماید:
«وَ وَاعَدْنَا مُوسىَ ثلثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْر فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسَى لاَِخِیهِ هرُونَ اخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَ أَصْلِحْ وَ لاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ»(201)
و با موسى سى شب وعده نهادیم، چون پایان یافت ده شب دیگر بر آن افزودیم تا آنكه زمان وعده به چهل شب تكمیل شد. موسى به برادر خود هارون گفت: تو جانشین من و پیشواى قوم من باش و راه اصلاح پیش گیر و از تبهكاران پیروى مكن.
چهل روزى كه موسى در كوه طور به عبادت سپرى كرد، به «اربعین كلیمیّه» مشهور است و اهل سیر و سلوك اهمیت فراوانى براى آن قائلند و آداب و دستورات خاصى را براى آن ذكر كرده اند و در آن بیشتر به عبادت مى‌پردازند؛ چه اینكه در منابع روایى ما براى «اربعین» ویژگى خاص ذكر شده، مثلا در روایتى وارد شده كه:
‌‌﴿صفحه 217 ﴾
«مَنْ أَخْلَصَ لِلِّهِ أَرْبَعینَ یَوْماً فَجَّرَ اللّهُ یَبابیعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ»(202)
كسى كه چهل روز براى خداوند متعال خالص گردد، خداوند چشمه‌هاى حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‌كند.
(یا براى چهل روز عبادت و یا حفظ چهل حدیث و از این قبیل ثمرات فراوانى ذكر كرده‌اند.)
همچنین روزهاى مبارك، اعیاد، شبهاى احیا و ماه رمضان از امتیازاتى برخوردار گردیده‌اند تا استفاده از آنها و درك آن موقعیت‌هاى زمانى مردم را بیشتر به یاد خداوند آورد و بیشتر به عبادت بپردازند و به یادشان بماند كه سعادت آنها در بندگى خداوند و عبادت اوست و شایسته نیست كه انسان از خداوند روى برتابد و به غیر او روى آورد.
ما در خلوت به روى خلق ببستیم *** از همه باز آمدیم و با تو نشستیم
هرچه نه پیوند یار بود بریدیم *** و آنچه نه پیمان دوست بود شكستیم
در همه چشمى عزیز و نزد تو خواریم *** در همه عالم بلند و پیش تو پستیم

مسجد عروجگاه عاشقان لقاء حق

گذشته از زمانهاى خاص، مكانهاى ویژه‌اى را نیز خداوند براى عبادت معیّن كرده كه وقتى مردم متوجه آن مكانها مى‌شوند و داخل آنها مى‌گردند، خود به خود به یاد خداوند و وظیفه عبادى‌شان مى‌افتند. از این جهت وجود آن مكانها، انگیزه بیشترى را براى توجه به خدا و بندگى او پدید مى‌آورد و به‌طور كلى مساجد از چنین نقشى برخوردارند.
گر چه براى انسان بجا آوردن نماز در همه جا ـ بجز مكانهاى غصبى و یا مكانهایى كه به
‌‌﴿صفحه 218 ﴾
دلیلى جایز نیست در آنها نماز خوانده شود ـ جایز است، اما در اسلام تأكید فراوانى شده است كه انسان نمازهاى واجب خود را در مسجد بخواند و مقید باشد به رفت و شد به مساجد، بخصوص همسایگان مسجد؛ چنانكه پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«لا صَلوةَ لِجارِالْمَسْجِدِ إِلاّ فى مَسْجِدِهِ.»(203)
همسایه مسجد نمازش مقبول نیست مگر در مسجد.
با توجه به تأكیداتى كه در روایات وارد شده است، فقها نماز خواندن در مسجد را براى همسایه مسجد مستحب مؤكد شمرده‌اند و ترك آن را مكروه دانسته‌اند. مرحوم آیت‌الله سید محمدكاظم یزدى مى‌فرماید: «براى همسایه مسجد مكروه است كه بدون عذر، نماز را در غیر آن مسجد به‌جاى آورد»(204) پس بایسته است كه انسان پیوسته در مسجد حاضر شود و نمازش را در مسجد به‌جاى آورد و در مقام مسجد و رعایت آداب و بزرگداشت آن و زشتى تخلف از حضور در آن بیندیشد و نیز بیندیشد كه گذشته از ثوابهایى كه براى حضور در مسجد و عبادت در آن بیان شده، خداوند متعال در اینكه مساجد را خانه خود قرار داده است و به بندگان اجازه حضور در آنها را داده، منّتى بزرگ بر آنها نهاده تا آنها به حضورش بار یابند، زیرا مسجد خانه خداست.
طبیعى است كه همه زمین نزد خداوند متعال یكسان است و مكانى از مكان دیگر به او نزدیك‌تر نیست، پس مقصود از اینكه كعبه و مسجد خانه خداست این است كه خداوند متعال با این مكانها به مانند معامله هر یك از ما با خانه‌اش، معامله مى‌كند. یعنى خداوند این مكانها را براى ملاقات خود و محل انس و زیارت خود قرار داده است و بندگان و زائران خود را به حضور مى‌پذیرد تا با آنان سخن گوید. گذشته از آن، هر مكانى را كه ما اراده كنیم مسجد قرار دهیم و منسوب به خداوند سازیم و هر محلى كه براى ملاقات و حضور و زیارت او قرار دهیم او مى‌پذیرد و این بدان معناست كه تعیین مجلس ملاقات و زیارت را نیز به ما واگذار ساخته است و این بزرگترین كرامتى است كه در حق ما روا داشته.
‌‌﴿صفحه 219 ﴾
پس بزرگترین نقش مساجد، توجه دادن انسان به خداوند و ایجاد حس عبادت و بندگى در آنهاست، گر چه مساجد از نظر رتبه و مقام در یك حد نیستند و برخى از مساجد از اهمیت و والایى بیشترى بهره‌مندند. امام خمینى(رحمه الله) مى‌فرمایند: «در شرع مقدس اسلام سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و بعد از آن مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بیت‌المقدس و بعد از مسجد بیت‌المقدس، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محلّه مسجد بازار است.»(205)
على(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«أَرْبَعةٌ مِنْ قُصُورِالْجَنَّةِ‌فِى الدُّنْیا: أَلْمَسْجِدُالْحَرامُ وَ مَسْجِدُالرَّسُول(صلى الله علیه وآله) وَمَسْجِدُ بَیْتِ الْمَقْدَسِ وَمَسْجِدُالْكُوفَةِ.»(206)
چهار مسجد قصرهاى بهشت در دنیا هستند: مسجدالحرام، مسجدالنبى(صلى الله علیه وآله) مسجد بیت المقدس و مسجد كوفه.
این مساجد چهارگانه از چنان عظمت و قداستى برخوردارند كه حتى در برخى روایات سفارش شده كه انسان از راه دور و نزدیك براى زیارت آنها سفر كند و اعتكاف در آنها ثواب فراوانى دارد، چنانكه امام باقر(علیه السلام) در فضیلت مسجد كوفه مى‌فرمایند:
«لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فى مَسْجِدِالْكُوفَةِ لاََعَدُّوا لَهُ الزّادَ وَ الرَّواحِلَ مِنْ مَكان بَعید. إِنَّ صَلاةً فَریضَةً فیهِ تَعْدِلُ حَجَّةً وَ صَلاةً نافِلَةً فیهِ تَعْدِلُ عُمْرَةً.»(207)
اگر مردم مسجد كوفه را مى‌شناختند، از راه دور براى رسیدن به این مسجد توشه و مركب سوارى تهیه مى‌كردند. یك نماز واجب در این مسجد ثواب یك حج و نماز مستحب در آن ثواب یك عمره را دارد.
یا اینكه مسجدالحرام از چنان عظمتى برخوردار است كه كعبه، قبله‌گاه مسلمانان، در آن
‌‌﴿صفحه 220 ﴾
قرار دارد و مسلمانان موظفند كه نماز خود را به سمت این مسجد و خانه مقدس به‌جاى آورند. علاوه حج آن براى كسانى كه مستطیع شده‌اند واجب است و نماز در آن ثواب یك میلیون ركعت نماز در دیگر مساجد را دارد: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمودند:
«صَلاةٌ فى مَسْجِدِى تَعْدِلُ أَلْفَ صَلاة فى غَیْرِهِ وَ صَلاةٌ فِى الْمَسْجِدِالْحَرامِ تَعْدِلُ أَلْفَ صَلاة فى مَسْجِدى»(208)
یك ركعت نماز در مسجد من برابر است با هزار نماز در دیگر مساجد و یك ركعت نماز در مسجدالحرام برابر است با هزار ركعت نماز در مسجد من.
بعلاوه امام باقر(علیه السلام) در فضیلت این مسجد مقّدس مى‌فرمایند:
«مَنْ صَلى فِى الْمَسْجِدِالْحَرامِ صَلاةً مَكْتُوبَةً قَبِلَ الّله ُ مِنْهُ كُلَّ صَلاة صَلاَّها مُنْذُ یَوْم وَجَبَتْ عَلَیْهِ الصَّلاةُ وَ كُلَّ صَلاة یُصَلّیها إِلى أَنْ یَمُوتَ.»(209)
كسى كه نماز واجبى را در مسجدالحرام به‌جاى آورد، خداوند همه نمازهایى را كه از آغاز تكلیف بر او واجب شده، و نیز نمازهایى كه تا پایان عمر به جاى مى‌آورد قبول مى‌كند!
گذشته از این مساجد، مساجد دیگر نیز داراى فضیلتند، تا آنجا كه در حدیث قدسى آمده است:
«قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى: إِنَّ بُیُوتى فِى الْأَرْضِ الْمَساجِدُ، تُضئُ لِأَهْلِ السَّماءِ كَما تُضیئُ النُجُّومُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ. أَلا طُوبى لِمَنْ كانَتِ الْمَساجِدُ بُیُوتَهُ.أَلا طُوبى لِعَبْد تَوَضَأَ فى بَیْتِهِ ثُمَّ زارَنى فى بَیْتى أَلا إِنَّ عَلىَ الْمَزُورِ كَرامَةَ الزّائِرِ. أَلا بَشِّرالْمَشّائینَ فِى الظُّلُماتِ إِلَى الْمَساجِدِ بِالنُّورِ السّاطِعِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.»(210)
خداوند متعال مى‌فرماید: خانه‌هاى من در زمین همان مساجد است كه براى اهل آسمان مى‌درخشند، آن گونه كه ستارگان براى اهل زمین مى‌درخشند. خوشا به حال
‌‌﴿صفحه 221 ﴾
آنان كه مساجد را خانه خویش قرار داده‌اند. خوشا به حال بنده‌اى كه در خانه خویش وضو مى‌گیرد، آنگاه مرا در خانه‌ام زیارت مى‌كند. آگاه باشید كه بر زیارت شونده لازم است كه زائر خویش را بزرگ شمرده، به وى احسان كند. كسانى را كه در تاریكى شب به سوى مساجد گام برمى‌دارند به نورى درخشان در روز قیامت بشارت دهید.