فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

جلوه عبادت و جایگاه و نقش مساجد در اسلام

«یا أَباذَرٍّ؛ أَلْكَلِمَةُ الطَیِّبَةُ صَدَقَةٌ وَ كُلٌّ خُطْوَة تَخْطُوها إِلى الصَّلوةِ صَدَقَةٌ. یا أَباذَرٍّ؛ مَنْ أَجابَ داعِىَ اللّهِ وَ أَحْسَنَ عِمارَةَ مَساجِدِ اللّهِ كانَ ثَوابُهُ مِنَ اللّهِ الْجَنَّةَ فَقُلْتُ: بِأَبى أَنْتَ وَ اُمّى یا رَسُولَ اللّهِ كَیْفَ تُعْمَرُ مَساجِدُ اللّهِ؟
قالَ لاتُرْفَعُ فیها الاْ َصْواتُ وَ لایُخاضُ فیها بالْباطِلِ وَ لایُشْتَرى فیها وَ لا یُباعُ وَ اتْرُكِ اللَّغْوَ مادُمْتَ فیها فَإِنْ لَمْ‌تَفْعَلْ فَلاتَلُومَنَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ إِلاّ نَفْسَكَ. یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ اللّهَ تَعالى یُعْطیكَ مادُمْتَ جالِساً فِى الْمَسْجِدِ بِكُلِّ نَفَس تَنَفَّسْتَ دَرَجَةً فِى الْجَنَّةِ وَ تُصَلّى عَلَیْكَ الْمَلائِكَةُ وَ تُكْتَبُ لَكَ بِكُلِّ نَفَس فیهِ عَشْرُ حَسَنات وَ تُمْحى عَنْكَ عَشْرُ سَیِّئات.
یا أَباذَرٍّ؛ أَتَعْلَمُ فى أَىِّ شَىْء أُنْزِلَتْ هذِهِ الاْیَةُ:«إِصْبِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(188) قُلْتُ: لا، فِداكَ أَبى وَ أُمّى. قالَ: فى انْتِظارِ الصَّلوةِ خَلْفَ الصَّلوة.
یا أَباذَرٍّ؛ إِسْباغُ الْوُضُوءِ فِى الْمَكارِهِ مِنَ الْكَفّاراتِ وَ كَثْرَةُ الاِْخْتِلافِ إِلَى الْمَساجِدِ فَذلِكُمُ الرِّباطُ.
یا أَباذَرٍّ؛ یَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى: إِنَّ أَحَبَّ الْعِبادِ إِلَىَّ الْمُتَحابُّونَ مِنْ أَجْلى، الْمُتَعَلِّقَةُ قُلُوبُهُمْ بِالْمَساجِدِ وَ الْمُسْتَغْفِروُنَ بِالاَْسْحارِ أُولئِكَ إِذا أَرَدْتُ بِأَهْلِ الْأَرْضِ عُقُوْبَةً ذَكَرْتُهُمْ فَصَرَفْتُ الْعُقُوبَةَ عَنْهُمْ.
«یا أَباذَرٍّ؛ كُلُّ جُلُوس فِى الْمَسْجِدِ لَغْوٌ إِلاّ ثَلاثَةً: قِراءَةُ مُصَلٍّ أَوْ ذِكْرُ اللّهِ أَوْ سائِلٌ عَنْ عِلْم.»
‌‌﴿صفحه 208 ﴾
پس از بحث و بررسى بخشهایى از موعظه و پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ابوذر، اكنون مى‌پردازیم به بررسى بخش دیگرى از آن پندها كه موضوع آن مسجد و آداب حضور در مسجد و اهمیت نماز است.

مفهوم و گستره عبادت

در ابتدا مى‌پردازیم به بیان مفهوم عبادت و گستره آن: چنانكه پیشتر نیز گفته‌ایم، كمال حقیقى انسان در قرب خداوند متعال است و وسیله تحصیل این قرب، یا وسیله تكامل حقیقى انسان عبادت است. عبادت و پرستش از محتواى غنى و ژرفى برخوردار و از چنان جاذبه‌اى بهره‌مند است كه هر وامانده در دریاى حیرت را به ساحل سكون و آرامش، و در نهایت به فناء فى اللّه مى‌رساند. بدرستى كه هیچ قلم و بیانى نیست كه بتواند بلندا و ژرفاى جاذبه ملكوتى پرستش را توصیف كند و براستى كه این مفهوم متعالى الهى در قالب لفظ و بیان نمى‌گنجد و تنها آن امام راستین، رادمرد و دلباخته عشق پرستش، على بن ابى طالب(علیه السلام) است كه مى‌فرماید:
«إِلهى كفى بى عِزّاً أَنْ‌أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كفى بى فَخْراً أَنْ‌تَكُونَ لى رَبّاً»(189)
خدایا، این عزّت براى من بس كه بنده تو باشم و این افتخار براى من بس كه تو پروردگارم باشى.
این سخن، از روح آكنده از عشق به عبودیت و بندگى اللّه برآمده، از روح بلند آنكه مى‌گوید:
«...وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیاكُمْ هذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِى مِنْ عَفْطَةِ عَنْز...»(190)
دانسته‌اید كه این دنیاى شما نزد من خوارتر است از عطسه بُز ماده.
بندگى در كوى عشق از پادشاهى خوشتراست *** بستگى صد ره در این دام از رهایى خوشتر است
‌‌﴿صفحه 209 ﴾
تجربت‌ها كردم از روى حقیقت چند بار *** دلق درویشى ز تاج پادشاهى خوشتر است
یك نظر در باده صافى كن و در جام مى *** تا ببینى بى‌خودى از خود نمایى خوشتر است
ذوق شبهاى دراز و ناله‌هاى جان گداز *** گر چشى دانى كه شاهى از گدایى خوشتر است.
آرى عبادت و پرستش داراى نظامى است پایدار و ثابت كه روح تشنه بشریت بجز با آن سیراب نمى‌شود و جاذبه‌هاى مادى و سیر تكامل مادى نمى‌تواند در آن تأثیر بگذارد، و یا خلأ ناشى از آن را پر سازد؛ چرا كه بشر هر قدر در ساحت‌هاى توسعه صنعتى و تكنولوژیك پیش رود و عرصه‌هاى مادى را درنوردد، نه تنها از غنّى مطلق بى‌نیاز نمى‌گردد، بلكه احتیاج و نیاز او افزون مى‌گردد.

الف) تقسیمى براى عبادت:

در نگرشى عام و فراگیر مى‌توان عبادت را به دو قسم تقسیم كرد:
1. عبادت به معناى خاص كه عبارت است از افعال عبادى، از قبیل نماز، روزه و حج و...
2. عبادت به معناى عام كه عبارت است از هر كار خوبى كه به قصد اطاعت خداوند متعال انجام مى‌گیرد. در این تعریف حتى خوردن، نشستن، برخاستن و صحبت كردن و سایر كارهایى كه خداوند متعال آنها را نیكو شمرده است و به قصد اطاعت او نیز انجام مى‌گیرند، عبادتند. پس براى اینكه عمر انسان صرف راه صحیحى گردد و بیهوده نگذرد و سرمایه‌اش را نبازد باید سعى كند كه هر چه بیشتر لحظه‌هاى عمرش در عبادت خداوند ـ چه به معناى خاصش و چه به معناى عامش ـ صرف شود. یا آنچه در شرع مقدس به عنوان عبادت تشریع شده انجام بدهد و یا وظایف و افعال توصلى را سعى كند به قصد قربت انجام بدهد.
‌‌﴿صفحه 210 ﴾
اگر كارى كوچك و یا بزرگ از انسان سر بزند و در این كادر نگنجد، یعنى عنوان عام و یا خاص عبادت بر آن صدق نكند، لغو است و در روز قیامت موجب حسرت انسان مى‌شود. اگر العیاذباللّه، گناه باشد كه موجب خسران دنیا و آخرت و عذاب ابدى مى‌شود و اگر گناه نباشد و مباح و یا مكروه باشد، به هر حال سرمایه انسان از كف رفته، صرف چیزى شده كه نفعى براى او ندارد. در شرع به انجام بسیارى از كارهاى ذاتاً مباح سفارش شده است كه همین تشویق و سفارشها باعث مى‌شود انسان آنها را انجام بدهد، حال اگر آن كارها به قصد اطاعت همان امرى كه به آنها تعلق گرفته انجام گیرند، عبادت مى‌شوند.
با توجه به آن نگرش اسلامى و قرآنى، در ارتباط با زندگى انسان، هدف از زندگى و راه سعادت و اعمال و رفتار او طبیعى است كه دعوت اسلام به این باشد كه انسان هر چه بیشتر و بهتر عبادت كند: از نظر كمّیّت و مقدار، همه كارهایى كه انسان انجام مى‌دهد عبادت مى‌شود و در واقع عبادت چنان گستردگى و دامنه‌اى مى‌یابد كه سراسر زندگى انسان را فرا مى‌گیرد.
اما از نظر كیفیت (كیفیت عبادت به نیّت و معرفت انسان بستگى دارد.) هر قدر معرفت انسان به خداوند بیشتر گردد، هر چه محبت او به خداوند فزونى گیرد، قصد او در انجام عبادت خالص‌تر گردد و بیشتر در هنگام انجام عبادت حضور قلب داشته باشد، كیفیت عبادت بالاتر مى‌رود: گاهى دو ركعت نماز مختصر كه با كیفیت خوب انجام مى‌گیرد، ثوابش از هزاران نماز بیشتر است. این چیزى است كه همه مى‌دانیم و بدان جهت اسلام ما را بدان توجه داده است كه هر چه بیشتر سعى كنیم كارهایمان رنگ خدایى بیابد و زندگى‌مان سراسر بندگى خدا گردد؛ چون كمال انسان در بندگى خداست. پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى‌فرمایند:
«أَفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ فَعانَقَها وَ أَحَبَّها بِقَلْبِهِ وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَها فَهُوَ لا یُبالى عَلى ما أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیا عَلى عُسْر أَمْ عَلى یُسْر»(191)
ارزشمندترین مردم كسى است كه به عبادت عشق مىورزد، عبادت را در آغوش
‌‌﴿صفحه 211 ﴾
مى‌كشد و قلباً آن را دوست داشته، اعضا و جوارحش را به آن مشغول مى‌كند و همه همّ و سعى خود را متوجه آن مى‌كند و به این ترتیب به راحتى یا ناراحتى دنیا اهمیت نمى‌دهد.
با توجه به آنچه ذكر شد، طبیعى است كسى كه براى انسان چنین هدفى را در نظر گرفته، براى او چنین میدانى را فراهم ساخته كه به همه كارهایش رنگ عبادت و خدایى ببخشد، همه وسایلى را كه مردم به كمك آنها بهتر و بیشتر مى‌توانند خداوند را عبادت كنند و به او نزدیك شوند فراهم مى‌سازد؛ چون خداوند متعال رحمتش از همه بیشتر است و بیش از دیگران مى‌خواهد كه بندگانش به او نزدیك شوند. همان طورى كه وجودش و علمش نامتناهى است، خیرخواهى‌اش نیز نامتناهى است. همه اوصاف الهى نامتناهى است، همچنین اراده او به اینكه كار خیر بكند نامتناهى است؛ محبتى كه به بندگانش دارد نیز حد و حصرى ندارد. كسى كه چنین رحمت بى‌پایانى دارد و این‌قدر خیر بندگانش را مى‌خواهد، در مقام تشریع دستوراتى مى‌دهد كه بندگان بیشتر بتوانند به او نزدیك شوند. از این جهت تشریع احكام، عبادات چه واجب و چه مستحب و نیز تعیین كیفیت و آداب آنها همه الطاف الهى است. خداوند متعال مى‌خواهد ما به كمال و سعادت درخور خود برسیم و تكامل بیشترى بیابیم از اینروى تكویناً و تشریعاً وسایل لازم را فراهم ساخته است.