فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

نكوهش مراء و پافشارى بر سخن خویش

چهارمین ویژگى ناپسندى كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) ذكر مى‌كنند، مراء و پافشارى بر خطاست: مراء یعنى
‌‌﴿صفحه 202 ﴾
رد كردن سخن دیگرى و اثبات برترى خود، بدین‌سان كه وقتى انسان اشتباهى مى‌كند حاضر نمى‌شود به اشتباه خود اعتراف كند و سخن خود را با مطلب نادرست دیگرى توجیه مى‌كند و درصدد ترمیم آن برمى‌آید و این كار مرتباً انجام مى‌گیرد؛ چون هر بار كه انسان بر اشتباه خود پاى مى‌فشرد، طرف مقابل نیز كه مى‌نگرد دیگرى مطلب باطلى را حق جلوه مى‌دهد در رد سخن او پافشارى مى‌كند.
وقتى روحیه جدال و مراء در انسان ایجاد شد همواره تلاش مى‌كند حرف خود را بر كرسى بنشاند و این روحیه از خودپسندى و خودخواهى ناشى مى‌گردد: یعنى انسان نمى‌خواهد بگوید اشتباه كردم و اعتراف به اشتباه را موجب پایین آمدن شأن و مرتبه خود مى‌داند. او با اینكه مى‌داند اشتباه كرده، نمى‌خواهد دیگران بفهمند كه اشتباه كرده است، از این جهت وقتى مطلب را توضیح مى‌دهند و او را متوجه اشتباه خود مى‌سازند با یكدندگى رد مى‌كند و سخن خود را حق جلوه مى‌دهد و مى‌گوید آنچه من گفتم درست است!
شكى نیست كه مراء از آزار به دیگران و برانگیختن خشم و اعتراض طرف مقابل خالى نیست، از این جهت مراء موجب مى‌گردد كه مراءكنندگان به جان هم افتند و هركس تلاش كند كه حرف خود را برترى بخشد؛ از این جهت پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمودند:
«ذَرُوا الْمِراءَ فَإِنَّهُ لاتُفْهَمُ حِكْمَتُهُ وَلا تُؤْمَنُ فِتْنَتُهُ»(184)
مراء را كنار نهید كه حكمت آن آشكار نیست (یعنى حكمتى در آن نیست) و كسى از شر آن ایمن نیست.
مراء و پافشارى بر سخن نادرست خود، صفت نادرستى است و متأسفانه بعضى از اهل علم نیز به آن آلوده مى‌گردند. در هنگام بحث وقتى رأى غلطى مطرح مى‌كند، بر رأى خود پافشارى مى‌كند و اگر بخواهد تسلیم رفیقش شود، احساس شكست مى‌كند، بخصوص اگر شخص سومى نیز ناظر گفتگو باشد كه براى حفظ آبروى خود بیشتر تلاش مى‌كند و از حرف خود دفاع مى‌كند؛ بخصوص اگر آن شخص سوم مریدش نیز باشد! بالاخره همه اینها انگیزه مى‌شوند كه انسان تن به حق ندهد و ناحق را بر حق ترجیح دهد.
‌‌﴿صفحه 203 ﴾
با توجه به آفاتى كه در نتیجه لجاجت و مراء متوجه انسان مى‌گردد، جا دارد كه انسان به مبارزه با این خصیصه همت گمارد. از جمله آفاتى كه مراء در پى دارد وادار گشتن انسان به ارائه نظریه‌هاى غیر واقعى است.
على(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«أَللِّجاجُ یُفْسِدُ الرَّاىَ»(185)
پافشارى‌هاى لجوجانه رأى انسان را فاسد مى‌كند (و او را به اظهار نظرهاى غیر واقعى وا مى‌دارد.)
از جمله آفات مراء كه در كلام على(علیه السلام) ذكر گشته است، بیمار گشتن روح انسان است:
«أَللِّجاجُ یُشینُ الْعَقْلَ»(186) لجاجت وجدال روح را معیوب مى‌كند.
از جمله آفاتى كه در كلام على(علیه السلام) آمده زوال فكر و اندیشه از انسان است:
«أَللَّجوُجُ لا رَأْىَ لَهُ»؛(187) ستیزه‌كار و لجوج داراى رأى (و نظر صحیح) نیست.
اما راه علاج و مبارزه با مراء و پافشارى بر نظر نادرست خود به این است كه كِبرى را كه موجب مى‌گردد اظهار فضل كند، از درون خود ریشه‌كن سازد و بداند كه مراء موجب كدورت و دشمنى مى‌شود و الفت و برادرى را از بین مى‌برد. همچنین زیبنده دانشجویان است كه سعى كنند مراء و جدال را كنار نهند و رویه ضد آن را پیش گیرند و همواره تسلیم سخن حق شوند و گفتار و سخن نیك داشته باشند، كه در نتیجه روحیه بزرگوارى و حق‌پذیرى ملكه آنان گردد و خصیصه مراء و جدال از دلشان ریشه‌كن شود.
براى كنار نهادن مراء و جدال، انسان باید به خود بقبولاند كه هر كس، خواه ناخواه، دچار اشتباه و لغزش مى‌شود و چنان نیست كه همه انسانها مصون از اشتباه باشند. تنها معصومین مصون از اشتباهند و دیگر افراد ممكن است اشتباه كنند، یا در بیان و نقل چیزى اشتباه مى‌كنند و یا در فهم و درك آن. این چیز دور از انتظارى نیست و براى همه رخ مى‌دهد، پس نباید عیب تلقى گردد. البته انسان باید سعى كند كمتر اشتباه كند، بخصوص
‌‌﴿صفحه 204 ﴾
براى درس و مباحثه بیشتر مطالعه كند تا كمتر اشتباه كند، ولى اگر اشتباهى كرد نباید آن را عیب بزرگى براى خود تلقى كند و فكر كند آبرویش ریخته شد و شكست خورد.
در درجه دوّم وقتى فهمید اشتباه كرد، فوراً به اشتباه خود اعتراف كند و بگوید من اشتباه كردم و حق با شماست. البته در دفعه اول سخت است كه به اشتباه خود اعتراف كند، اما پس از آن وقتى شیرینى اعتراف به اشتباه را درك كرد و فهمید كه اشتباه در نظر و رأى، عیب نیست، برایش آسان مى‌گردد. پیش خود مى‌گوید: من انسانم و انسان مصون از اشتباه نیست و گاهى من اشتباه مى‌كنم و دیگرى درست مى‌فهمد و گاهى بالعكس. چه خوب است از رفیقش كه او را متوجه اشتباهش كرد و راه صحیح و نظر صحیح را به او نموده است تشكر كند و به صرف سكوت در برابر او اكتفا نكند، چون اگر ما بخواهیم از ویژگى مراء و جدال و آفات آن نجات یابیم، باید سعى كنیم نقطه مقابل آن را پیش گیریم و نقطه مقابل مراء، اعتراف به اشتباه است. به دوستش بگوید: شما خیلى خوب مطلب را دریافتید و من متوجه نبودم. در نتیجه این برخورد شیرین و شایسته، نه تنها احساس شكست و كمبود نمى‌كند، بلكه این برخورد مناسب زندگى‌اى شیرین آكنده از جوّ تفاهم و صمیمیت به ارمغان مى‌آورد و انسان بیشتر در دل دیگران جاى مى‌گیرد و بیشتر به حرف او اعتماد مى‌كنند.
اگر انسان سعى كند حرفهاى اشتباه خود را توجیه كند و سرپوش بر اشتباهش بنهد، اعتماد دیگران از او سلب مى‌گردد و وقتى حرف حسابى و درستى نیز زد به آن توجه نمى‌كنند. اما وقتى به اشتباه خود اعتراف كرد و تسلیم نظر صحیح دیگرى شد، به حرفهاى او اعتماد مى‌كنند، چون مى‌دانند كه او سرسرى حرف نمى‌زند و در نتیجه این رفتار، موقعیت اجتماعى او نیز بهتر مى‌شود. البته مؤمن نباید به موقعیت اجتماعى بهتر دلخوش باشد، اما آن رفتار و تسلیم در برابر حق چنین آثارى نیز در پى دارد. هم اعتماد دیگران به او بیشتر مى‌شود، هم محبوب آنان مى‌گردد و نیز موقعیت اجتماعى بهترى نیز پیدا مى‌كند؛ بعلاوه از آن اخلاق زشت و ناپسند نیز نجات مى‌یابد. گرچه به هیچ یك از آنها نباید دل بست: باید به خدا دل بست و به آنچه مرضىّ اوست و در هر كار باید انگیزه انسان جلب رضاى خداوند متعال باشد و آن آثار، منافع جنبى رفتار مؤمن است.
﴿صفحه 205 ﴾

درس سى و چهارم : جلوه عبادت و جایگاه و نقش مساجد در اسلام

مفهوم و گستره عبادت
الف) تقسیمى براى عبادت
ب) نماز، اوج بندگى و تقرب به معبود
ج) فلسفه تشریع مقدمات و عوامل توجه دهنده به نماز:
مسجد عروجگاه عاشقان لقاء حق
حكمت‌هاى توجه دادن مردم به مساجد
لزوم درك اهمیّت مساجد و آداب حضور در آن
فضیلت حضور در مسجد و عبادت در آن
محبوب‌ترین بندگان خداوند
‌‌﴿صفحه 206 ﴾
‌‌﴿صفحه 207 ﴾

جلوه عبادت و جایگاه و نقش مساجد در اسلام

«یا أَباذَرٍّ؛ أَلْكَلِمَةُ الطَیِّبَةُ صَدَقَةٌ وَ كُلٌّ خُطْوَة تَخْطُوها إِلى الصَّلوةِ صَدَقَةٌ. یا أَباذَرٍّ؛ مَنْ أَجابَ داعِىَ اللّهِ وَ أَحْسَنَ عِمارَةَ مَساجِدِ اللّهِ كانَ ثَوابُهُ مِنَ اللّهِ الْجَنَّةَ فَقُلْتُ: بِأَبى أَنْتَ وَ اُمّى یا رَسُولَ اللّهِ كَیْفَ تُعْمَرُ مَساجِدُ اللّهِ؟
قالَ لاتُرْفَعُ فیها الاْ َصْواتُ وَ لایُخاضُ فیها بالْباطِلِ وَ لایُشْتَرى فیها وَ لا یُباعُ وَ اتْرُكِ اللَّغْوَ مادُمْتَ فیها فَإِنْ لَمْ‌تَفْعَلْ فَلاتَلُومَنَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ إِلاّ نَفْسَكَ. یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ اللّهَ تَعالى یُعْطیكَ مادُمْتَ جالِساً فِى الْمَسْجِدِ بِكُلِّ نَفَس تَنَفَّسْتَ دَرَجَةً فِى الْجَنَّةِ وَ تُصَلّى عَلَیْكَ الْمَلائِكَةُ وَ تُكْتَبُ لَكَ بِكُلِّ نَفَس فیهِ عَشْرُ حَسَنات وَ تُمْحى عَنْكَ عَشْرُ سَیِّئات.
یا أَباذَرٍّ؛ أَتَعْلَمُ فى أَىِّ شَىْء أُنْزِلَتْ هذِهِ الاْیَةُ:«إِصْبِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(188) قُلْتُ: لا، فِداكَ أَبى وَ أُمّى. قالَ: فى انْتِظارِ الصَّلوةِ خَلْفَ الصَّلوة.
یا أَباذَرٍّ؛ إِسْباغُ الْوُضُوءِ فِى الْمَكارِهِ مِنَ الْكَفّاراتِ وَ كَثْرَةُ الاِْخْتِلافِ إِلَى الْمَساجِدِ فَذلِكُمُ الرِّباطُ.
یا أَباذَرٍّ؛ یَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى: إِنَّ أَحَبَّ الْعِبادِ إِلَىَّ الْمُتَحابُّونَ مِنْ أَجْلى، الْمُتَعَلِّقَةُ قُلُوبُهُمْ بِالْمَساجِدِ وَ الْمُسْتَغْفِروُنَ بِالاَْسْحارِ أُولئِكَ إِذا أَرَدْتُ بِأَهْلِ الْأَرْضِ عُقُوْبَةً ذَكَرْتُهُمْ فَصَرَفْتُ الْعُقُوبَةَ عَنْهُمْ.
«یا أَباذَرٍّ؛ كُلُّ جُلُوس فِى الْمَسْجِدِ لَغْوٌ إِلاّ ثَلاثَةً: قِراءَةُ مُصَلٍّ أَوْ ذِكْرُ اللّهِ أَوْ سائِلٌ عَنْ عِلْم.»
‌‌﴿صفحه 208 ﴾
پس از بحث و بررسى بخشهایى از موعظه و پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ابوذر، اكنون مى‌پردازیم به بررسى بخش دیگرى از آن پندها كه موضوع آن مسجد و آداب حضور در مسجد و اهمیت نماز است.