فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

ولىّ فقیه صالح‌ترین و شایسته‌ترین

با ملاكها و صفاتى كه براى حاكم اسلامى بیان گردید مى‌نگریم كه در زمان ما زمینه حكومت شایسته‌ترین فرد فراهم گشته است: در گذشته كه امكان به دست گرفتن حكومت از سوى چنین اشخاصى بسیار ضعیف بود و گاهى نشدنى به نظر مى‌رسید، چنین بحث‌هایى هم مطرح نمى‌شد و تنها مسأله «مرجعیت تقلید» مطرح بود. از این‌رو بزرگانى كه دلسوز و صلاح‌اندیش براى اسلام بودند سعى مى‌كردند كسى را پیدا كنند كه به عنوان «مرجع تقلید» بهترین خدمت را به جامعه اسلامى بكند. اما امروز كه ـ بحمداللّه ـ زمینه و وسایل، جهت به دست گرفتن حكومت و تصدّى امور به وسیله افراد صالح و شایسته، فراهم شده است و به بركت این انقلاب عظیم اسلامى و خونهاى پاك شهیدان، شرایطى فراهم آمده كه در رأس قدرت كسى قرار گیرد كه از دیگران شایسته‌تر باشد؛ این فرصت و موهبت جاى سپاس فراوان دارد. خداوند را شكر مى‌كنیم كه در این نظام اسلامى، ما را از بركت رهبرى «ولىّ فقیه» برخوردار كرده، بر ما منّت نهاده است. حال سپاس این نعمت را تنها با اطاعت از ولایت فقیه مى‌توان انجام داد كه ضامن عزّت مسلمین و وحدت امّت اسلامى است.
‌‌﴿صفحه 181 ﴾
در زمان حیات امام خمینى(قدس سره) از این نعمت برخوردار بودیم و امروز نیز كه با هزار افسوس، از آن نعمت عظمى محروم شده‌ایم، خداوند متعال نعمتش را بر ما مستدام داشته است و سایه ولىّ فقیه را بر سر ما استمرار بخشیده است. خداوند را شكر مى‌كنیم كه خبرگان و دانایان امّت، بهترین و شایسته‌ترین فرد از یاران امام بزرگوار، یعنى حضرت آیت‌الله خامنه‌اى،مدّظله‌العالى، را به جانشینى آن بزرگوار برگزیدند و همه مردم نیز با كمال طیب خاطر با وى بیعت كردند و همه یاران راستین امام، با كمال همدلى راه امام را تداوم بخشیدند و بحمداللّه كوچكترین سستى و خللى در جریان امور پیش نیامد. از خداوند متعال خواهانیم كه این اتحاد و همبستگى مسؤولان پایدار بماند و روز به روز استوارتر گردد تا كشتى عظیم انقلاب، با قیادت رهبر معظم ما به ساحل امن و هدف مطلوب برسد.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ابوذر غفارى چنین پند مى‌دهند كه احترام و بزرگداشت حاكم عادلى كه طبق قانون الهى و بر اساس عدل و داد حكومت كند، احترام به خدا و بزرگداشت اوست. از این رو احترام به حاكم عادل احترام به خداوند است كه یكى از صفات خداوند و یكى از تجلیات او حاكمیت است، چرا كه یكى از اسماء الهى حاكم و مولى است و مولویت خدا و حكومت الهى در عمل به احكام عادلانه خداوند ظهور مى‌یابد كه حاكم اسلامى متصدّى این امر خطیر است.
فرمانرواى مسلمان عادل و ولىّ‌امر مسلمین كه طبق قانون خداوند حكم مى‌كند و در صدد پیاده كردن احكام خدا در جامعه اسلامى است، مرتبه‌اى از ولایت پیامبر اكرم و اهل‌بیت(علیهم السلام) را داراست. چرا كه ولایت الهى در اصل به پیامبر و ائمه اطهار واگذار گردیده است(158) و مرتبه نازله آن به سلطان عادل و ولى امر مسلیمن واگذار گردیده، از این جهت احترام به او احترام به خداوند است.
بنابراین بر خلاف تصور برخى كه مى‌پندارند احترام به حاكم اسلامى چندان ارزشى ندارد، اگر كسى براى خدا و به جهت احترام به اسلام و نظام اسلامى به مقام والاى رهبرى و
‌‌﴿صفحه 182 ﴾
ولى امر مسلمین احترام بگزارد، بدون اینكه غرض و طمع مادى داشته باشد و احترام او به این دلیل باشد كه ولىّ امر مسلمین احكام اسلام را پیاده مى‌كند و مروّج قرآن است، به ارزش والایى دست یافته است.
من وظیفه خود مى‌دانم كه این مطلب را ذكر كنم كه یكى از بهترین و شایسته‌ترین سنت‌هایى كه پس از پیروزى انقلاب، به دست مقام ولایت امر مسلمین در كشور ما ایجاد شده، احیاى سنت قرائت و حفظ قرآن است، چنانكه گاهى تلویزیون دختر بچه‌ها و پسربچه‌هایى را نشان مى‌دهد كه حافظ قرآنند. گاهى مشاهده مى‌شود، دختر بچه‌اى كه هنوز درست نمى‌تواند كلمات را ادا كند، حافظ ثلث قرآن است، آن هم با لهجه عربى! اگر یادتان باشد قبل از انقلاب زحمت فراوانى مى‌بایست مى‌كشیدیم كه مردم بتوانند حمد و سوره را درست یاد بگیرند و بین «سین و صاد» فرق بگذارند؛ حتى براى تحصیل‌كرده‌ها دشوار بود تجوید حمد و سوره را یاد بگیرند. حالا مى‌نگریم كه دختر بچه 6،7 ساله ثلث قرآن را با تجوید و بهتر از ما مى‌خواند! آیا این مایه افتخار نیست؟ آیا نباید به كسى كه این سنت را نهاده است احترام گذارد؟ مسلماً احترام به چنین كسى احترام به خداست، احترام به قرآن است؛ پس ما نباید كوتاهى كنیم. اگر این احترامات را رعایت نكنیم، شعایر اسلامى از بین مى‌رود. بقاى دین در جامعه، به بقاى شعایر اسلامى است. اگر این حرمت نهادنها شیوع پیدا نكند و در مردم رواج نداشته باشد، كم‌كم ارزشش فراموش گشته، ناسپاسى مى‌شود.
پس ما كه این نعمت بزرگى را كه خداوند به ما عنایت كرده درك مى‌كنیم، باید قدردانى كنیم و به رهبرى نظام اسلامى احترام بگذاریم. البته چنانكه عرض كردم، ارزش این احترام نهادن به این است كه از روى طمع نباشد، بلكه براى انجام وظیفه و براى خوشایند خداوند باشد و از این جهت باشد كه احترام به رهبر مسلمین، احترام به نظام اسلامى و احترام به اسلام و احترام به خداست.
﴿صفحه 183 ﴾

درس سى و سوم : لزوم حفظ زبان و نكوهش آفات آن

تاثیر متقابل اعمال یا احباط و تكفیر
نكوهش عیبجویى از دیگران
نكوهش تملق و ستایشگرى بى‌جا
نكوهش طعن به دیگران و زخم زبان زدن
نكوهش مراء و پافشارى بر سخن خویش
‌‌﴿صفحه 185 ﴾

لزوم حفظ زبان و نكوهش آفات آن

«یا أَباذَرًّ؛ ما عَمِلَ مَنْ لَمْ‌یَحْفَظْ لِسانَهُ. یا أَباذَرٍّ؛ لاتَكُنْ عَیّاباً وَ لامَدّاحاً وَلاطَعّاناً وَ لامُمارِیاً، یا أَباذَرٍّ؛ لایَزالُ الْعَبْدُ یَزْدادُ مِنَ اللهِ بُعْداً ما ساءَ خُلْقُهُ»
اى ابوذر؛ كسى كه زبانش را پاس ندارد، عمل صالحش به هدر مى‌رود. اى ابوذر؛ عیبجو، ستایشگر و مداح و ثناخوان، گوشه‌زن و ستیزه جو و مراءكننده مباش. اى ابوذر؛ مادام كه انسان بد اخلاق باشد از خداوند دور مى‌گردد.
این بخش از پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به زبان مربوط مى‌گردد (و چنانكه ملاحظه مى‌گردد ارتباطى، از جهت موضوع، با جملات قبل و بعد از خود ندارد، گویا در نقل، تقدیم و تأخیرى رخ داده است و این جملات كه مى‌بایست پس از پندهایى كه مربوط به زبان بود و پیش از این بررسى شد جاى مى‌گرفت، پس از جمله «ان من اجلال الله» ذكر گشته كه به نظر مى‌رسد جمله «انّ من اجلال الله» در نقل مقدم داشته شده است.)