فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

درس سى و دوم : نمودهاى بزرگداشت و اجلال خداوند

منزلت ناشناخته پیامبر و ائمه اطهار
ارتباط اطاعت از خداوند با اطاعت از پیامبر و اهل‌بیت
لزوم بزرگداشت و احترام مؤمنان
الف) احترام بزرگداشت سالخوردگان مسلمان:
ب) احترام به حاملان و عاملان به قرآن:
ج) بزرگداشت حاكم دادگر و عادل:
ضرورت حكومت و قانون در اجتماع
شرایط حاكم صالح و شایسته
ولىّ‌فقیه صالح‌ترین و شایسته‌ترین
‌‌﴿صفحه 156 ﴾
‌‌﴿صفحه 157 ﴾

نمودهاى بزرگداشت و اجلال خداوند

«یا أَباذَرٍّ؛ مِنْ إِجْلالِ اللّهِ تَعالى إِكْرامُ ذِى الشَّیْبَةِ الْمُسْلِمِ وَ إِكْرامُ حَمَلَةِ الْقُرانِ الْعامِلینَ وَإِكْرامُ السُّلْطانِ الْمُقْسِطِ. یا أَباذَر؛ لا یَزالُ الْعَبْدُ یَزْدادُ مِنَ اللّهِ بُعْداً ماساءَ خُلْقُهُ.»
اى ابوذر؛ بزرگداشت و تعظیم خداوند تبارك و تعالى، احترام به كهنسال مسلمان و احترام به حاملان قرآن و عمل كنندگان به آن و احترام به حاكم دادگستر است. اى ابوذر؛ هركس بد خلق و خو باشد همواره از خداوند دورتر مى‌شود.
در این بخش از حدیث، پیامبر(صلى الله علیه وآله) یادآور مى‌شوند كه بزرگداشت و احترام به برخى از بندگان خداوند، به منزله تعظیم و احترام به خداوند است. عقلا بر اساس ذوق عقلانى خویش، براى اهدافى گاه چیزى را به منزله چیز دیگر و یا كارى را به منزله كار دیگر و یا شخصى را به منزله شخص دیگر، معرّفى مى‌كنند؛ چنانكه در گفتگوهاى متعارف نیز گفته مى‌شود: این كار به منزله آن كار است، این شخص به مانند آن شخص است. این تنزیل و تشبیه، بر اساس شباهت و وجه مشتركى است كه بین «مشبّه» و «مشبّه‌به» وجود دارد.
دلیل این تنزیل و تشبیه این است كه ویژگى و خصیصه‌اى در شخص و یا كارى مخفى و پنهان است و همان ویژگى و خصیصه، در شخص و یا كار دیگر آشكار است و براى اینكه آن ویژگى پنهان و مخفى بازشناخته شود و توجه دیگران بدان جلب گردد، آن را به منزله چیزى و یا شخص و یا كارى معرّفى مى‌كند كه مرتبه عالى‌تر آن ویژگى و خصیصه را دارد: در تشبیه‌هاى متعارف مى‌نگریم كه انسان شجاعى را به شیر تشبیه مى‌كنند، در صورتى كه آن مرتبه شجاعتى كه شیر دارد انسان ندارد، اما از آن جهت كه ویژگى شهرت یافته شیر
‌‌﴿صفحه 158 ﴾
شجاعت است آن شخص را به شیر تشبیه مى‌كنند، تا شجاعت ناشناخته او را باز شناسانند و كاملا شهامت و شجاعت او براى دیگران آشكار گردد و نظرها به او جلب شود؛ كه این جلب توجه دیگران خود مى‌تواند اغراض و اهدافى داشته باشد.
در آیات قرآن و روایات به تعابیر زیادى بر مى‌خوریم كه افرادى به منزله خداوند متعال معرّفى شده‌اند و یا كارى كه براى برخى انجام مى‌گیرد، به مانند كارى معرفى شده كه براى خداوند انجام مى‌گیرد؛ چنانكه در آیات قرض دادن به نیازمند، به عنوان قرض دادن به خداوند معرّفى شده، از جمله:
«مَنْ ذَا الَّذِى یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِیمٌ»(128)
كیست كه به خداوند وام نیكو دهد، تا خداوند آن را براى او چندین برابر كند؟ و براى او پاداش پر ارزشى خواهد بود.
این تنزیل در حالى است كه خداوند متعال همه كمالات را در حد بى‌نهایت، بلكه به بیان دقیق برخى بزرگان فوق بى‌نهایت داراست. كسى كه خداوند را بشناسد و بدو ایمان آورد، پى مى‌برد كه خداوند متعال همه كمالات را در بالاترین وجهى كه تعقل مى‌شود داراست.

منزلت ناشناخته پیامبر و ائمه اطهار

گذشته از خداوند متعال در میان مخلوقات هم گرچه كمالاتشان محدود است اما گاه برخى از همین كمالات و میزان آنها براى دیگران مجهول و ناشناخته است. از جمله بزرگترین و كامل‌ترین انسانها و مخلوقات خداوند، یعنى چهارده معصوم(علیهم السلام) قدرشان و گستره كمالات و والایى‌هایشان براى دیگران ناشناخته است؛ از این جهت انسانهاى متعارف و معمولى آنها را در حد دیگر انسانها مى‌دیدند. حتى برخى از كسانى كه به پیامبر ایمان مى‌آوردند، تصور مى‌كردند كه او انسانى است به مانند دیگران، با این تفاوت كه به او وحى شده است! اما نه مى‌دانستند و نه مى‌توانستند درك كنند كه مقام او چقدر از مقام دیگران برتر است!
‌‌﴿صفحه 159 ﴾
براى آشنایان به بلنداى مقام و منزلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) شكى باقى نمانده است كه او برترین، والاترین و كامل‌ترین انبیاء است و بهترین شرایع شرع اوست. خداوند متعال او را به پیامبرى مبعوث كرد و كتابى را با او فرستاد، تا بر اساس قسط و عدل حكم راند و به امر خداوند قیام كند و مردم را به راه راست هدایت كند. با براهین و كلماتى درخور عقل مردم، آنها را آشنا به خداوند و مصالح دنیوى و اخرویشان سازد و دینشان را كامل گرداند. در این راستا، در حد عقل هر كسى براى او دلیل و برهان مى‌آورد و سخن مى‌گفت، براى اینكه امّت به حقیقت آگاه شوند، حجت و برهان همراه ادعاى خود مى‌ساخت:
«لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَیِّنَةِ وَ یَحْیى مَنْ حَىَّ عَنْ بَیِّنَة ...»(129)
تا آنها كه هلاك مى‌شوند، از روى اتمام حجت باشد و آنها كه زنده مى‌شوند (و هدایت مى‌یابند) از روى دلیل روشن باشد.
على(علیه السلام) در شأن پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«إِخْتارَهُ مِنْ شَجَرَةِ الاَْنْبِیاءِ وَ مِشْكاةِ الضِّیآءِ وَ ذُؤابَةِ الْعَلْیاءِ وَ سُرَّةِ الْبَطْحاءِ وَ مَصابِیحِ الظُّلْمَةِ وَ یَنابِیعِ الْحِكْمَةِ»(130)
خداوند متعال رسول اكرم را برگزید از شجره پیامبران (آل ابراهیم) و از چراغدان روشنایى (كه نور هدایت و رستگارى از آنان تابان بود) و از خاندانى بلند مرتبه و مشهور (كه اشرف و افضل بر دیگرانند) و از سرزمین بطحا (سرزمین فخر و بزرگوارى) و از چراغهاى تاریكى (پدران آن بزرگوار همه چون چراغ راهنماى سرگردانان بودند) و از سرچشمه‌هاى حكمت (كه همه داراى دین و شریعت بودند و دیگران از آنها علم و حكمت مى‌آموختند.)
در جاى دیگر مى‌فرمایند:
«قرارگاه او بهترین قرارگاه و جاى نموّ او شریف‌ترین جاست، در كانهاى كرامت و بزرگوارى و آرامگاه‌هاى سلامت، دلهاى نیكوكاران شیفته او گشت و زمام چشمها به سوى
‌‌﴿صفحه 160 ﴾
او خیره شد. خداوند به وسیله آن حضرت كینه‌هاى دیرینه را نابود ساخت و آتش دشمنى‌ها را خاموش كرد و بین برادران ایمانى الفت و دوستى انداخت و میان خویشان (مانند حمزه و ابى‌لهب) جدایى افكند. به واسطه ظهور و پیدایش آن بزرگوار، ذلّت و بیچارگى مؤمنان را به عزّت و سرورى، و بزرگى كفار را به نكبت و بدبختى مبدّل ساخت».(131)
بر اساس سخنان خداوند و گفتارى كه از پیامبر و ائمه اطهار ،صلوات اللّه علیهم، به ما رسیده، اجمالا در مى‌یابیم كه آن چهارده نور پاك و مقدس مقامهایى را دارند كه اگر همه انسانها عقلشان را بر روى هم به كار اندازند نمى‌توانند یكى از آن مقامها را درك كنند، چه رسد كه به آن دست یابند! این معرفت و شناخت با عنایت و توجه خداوند و به بركت آیات قرآن كریم و روایات به ما ارزانى شد. از این جهت پیامبر با آن مقام بلند و مرتبه عالى بهترین راهنما به سوى خداوند است و همو براى پس از خود، دو میراث بزرگ، كتاب خدا و عترتش، را باقى نهاد و مردمش را سفارش كرد كه بدانها تمسك جویند تا منحرف نشوند، چنانكه فرمود:
«إِنّى تارِكٌ فیكُمْ ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدى، كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى، أَهْلَ بَیْتى، فَإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ»(132)
من دو گوهر گران قدر، كتاب خدا و اهل‌بیتم، را در بین شما باقى مى‌گذارم كه اگر بدانها چنگ زنید، هرگز گمراه نگردید آندو تا هنگامى كه بر حوض كوثر بر من وارد شوند، هرگز از یكدیگر جدا نمى‌گردند.
(معناى عدم جدایى آندو این است كه عترت و اهل بیت هیچگاه گفتار و كردارى بر خلاف كتاب خدا نخواهند داشت و لازمه آن عصمت ایشان است.)