فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

درس سى و یكم : زبان وسیله هدایت و یا گمراهى

بهره‌ورى از زبان و دیگر اندام، در جهت تعالى و رشد
شیوه بهره‌ورى از زبان و گریز از آفات آن
پرهیز از سخنان مشغول‌ساز و افراط در مزاح و شوخى
یكسان نبودن شیوه‌هاى هدایت‌گرانه
نگرش در بازتاب و دستاورد سخن و دیگر رفتار
لزوم نقل محققانه سخنان و پرهیز از شایعه‌پراكنى
‌‌﴿صفحه 132 ﴾
‌‌﴿صفحه 133 ﴾

زبان وسیله هدایت و یا گمراهى

یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَ لِسانِ كُلِّ قائِل فَلْیَتَقِّ اللّهَ امْرَءٌ وَ لْیَعْلَمْ ما یَقُولُ. یا أَباذَرٍّ؛ أُتْرُكْ فُضُولَ الْكَلامِ وَ حَسْبُكَ مِنَ الْكَلامِ ما تَبْلُغُ بِهِ حاجَتَكَ. یا أَباذَرٍّ؛ كَفى بِالْمَرْءِ كِذْباً أَنْ یُحَدِّثَ بِكُلِّ ما یَسْمَعُ. یا أَباذَرٍّ؛ ما مِنْ شَىْء أَحَقُّ بِطُولِ السِّجْنِ مِنَ اللِّسانِ.»
این بخش از سخنان حضرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در ارتباط با زبان و كنترل آن است. البته در درس قبل نیز قدرى درباره لزوم كنترل زبان بحث گردید و این سخنان به این نكته اشاره دارند كه انسان در گفتار خود بیشتر دقّت كند. با توجه به این مهمّ است كه مى‌نگریم در كتابهاى روایى ما، بابهایى به شیوه سخن‌گفتن و آداب و آفات سخن اختصاص داده شده است. بیان گردیده كه چه سخنى لازم است گفته شود و چه سخنى نامطلوب است و باید از گفتن آن اجتناب ورزید. چون در شرح و بررسى پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسیدیم به این بخش، به مناسبت در این راستا به توضیح مى‌پردازیم. ابتدا اشاره مى‌كنیم به اینكه زبان نعمتى ارزنده از شمار نعمت‌هاى خداوند است و پس از آن برخى از آفات و زیانهاى زبان را بر مى‌شماریم.

بهره‌ورى از زبان و دیگر اندام، در جهت تعالى و رشد

همه نعمت‌هایى كه خداوند متعال در وجود انسان قرار داده ـ چه اندامهاى ظاهرى و خارجى، مثل گوش، چشم و دست و پا و چه اندامهاى داخلى و چه ویژگى‌هاى غیرمادّى
‌‌﴿صفحه 134 ﴾
انسان، كه جنبه روانى و روحانى دارند، مثل قدرت تفكر و تخیّل كه مربوط به مغز مى‌شوند و نیز عواطف و احساسات روحى؛ در یك كلام آنچه مربوط به روح و بدن انسان است ـ همه ابزار و وسایلى هستند جهت تكامل انسان و نه خود هدفند و نه خواسته‌ها و دستاوردهاى آنها هدف نهایى انسان است: باید با چشم چیزهایى را دید كه ما را به كمال مطلوب و قرب خداوند مى‌رسانند. همین طور باید با گوش چیزى را شنید كه باعث كمال انسان و ثواب اخروى مى‌شود، همین طور سایر اندامها و از جمله زبان.
باید سخنى گفت كه باعث تعالى انسان و جلب خوشنودى خداوند مى‌گردد. از همه نعمت‌هاى الهى باید در جهت تقرب به خداوند و رسیدن به كمال استفاده كرد و آنها وسیله بازى نیستند كه انسان به هر نیّت و انگیزه‌اى آنها را به كاربرد. او نباید خواسته‌ها و نتایجى كه با اندامى چون زبان حاصل مى‌گردد هدف اصلى خود قرار دهد، چون هدف اصلى چیزى فراتر از اینهاست و سخن گفتن براى انسان نباید اصالت داشته باشد. از این جهت باید زبان را در راه خیر و كمال به‌كار گرفت. در حدیثى امام صادق(علیه السلام)مى‌فرمایند:
زَكاةُ اللِّسانِ النُّصْحُ لِلْمُسْلِمِینَ وَ التَّیَقُّظُ لِلْغافِلِینَ وَ كَثْرَةُ التَّسْبیحِ وَ الذِّكْرِ..»(108)
زكات زبان نصیحت كردن به مسلمانان و بیدار ساختن غافلان و تسبیح و ذكر فراوان است.
سخن گفتن وسیله است و چون خداوند هدف از آفرینش انسان را كمال و رسیدن به قرب خود قرار داده باید از زبان براى رسیدن به آن هدف برین سود جست، نه اینكه با آن، اسباب تیره‌روزى خود را فراهم ساخت. باید سنجیده سخن گفت واز سخنان بیهوده كه باعث پایین آمدن منزلت اجتماعى و معنوى انسان مى‌شود دورى گزید، چه اینكه گفتار انسان بیانگر شخصیت و منزلت اوست. پس انسان اگر بى‌ملاحظه و بدون نگرش به نتایج گفتار خویش سخن گفت، ماهیت دون مایه خود را فاش ساخته؛ چنانكه حضرت على(علیه السلام)مى‌فرمایند:
‌‌﴿صفحه 135 ﴾
«تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ»(109)
سخن گویید تا شناخته شوید، همانا آدمى زیر زبانش نهان است.
و در جاى دیگر بیهوده سخن گفتن و عدم اندیشه در نتیجه و ثمره گفتار را از صفات منافقان برمى‌شمارند:
«وَ إِنَّ الْمُنافِقَ یَتَكَّلَمُ بِما أَتَى عَلى لِسانِهِ لا یَدْرى ماذا لَهُ وَ ماذا عَلَیْهِ»(110)
منافق هر چه بر زبانش مى‌آید مى‌گوید و نمى‌داند چه به سود اوست و چه به زیان اوست.
برخلاف مؤمن كه:
«إِذا أَرادَ أَنْ یَتَكَلَّمَ بِكَلام تَدَبَّرَهُ فى نَفْسِهِ، فَإِنْ كانَ خَیْراً أَبْداهُ وَ إِنْ كانَ شَرّاً وَاراهُ»(111)
چون مى‌خواهد سخنى بر زبان آورد، در آن نیك بیندیشد، اگر نیك است آشكارش كند و اگر بد است پنهانش دارد.
گرچه به اجمال مى‌دانیم كه باید به وسیله زبان به خداوند متعال تقرب جست، اما سخن در چگونگى این تقرب است . در توضیح باید گفت: گفتار و سخنان ما گاه از مقوله عبادتند كه انسان به هنگام نیایش و نماز الفاظى را بیان مى‌كند؛ این سخنان در شمار عبادت‌هاى واجب و یا مستحب جاى مى‌گیرند. اما در سایر موارد، زبان وسیله‌اى است براى تفاهم با دیگران كه انسان آنچه در نهان دارد، به دیگران برساند و آنان را از خواست و یا نیّت خود آگاه سازد. در تفهیم به دیگران، انسان باید هدف الهى داشته باشد: بداند گفتن چه مطالبى و تفهیم چه گفتارى مطلوب خداوند و موجب تقرب به اوست و باعث جلب ثواب اخروى مى‌گردد، كه در این صورت با به حركت درآوردن زبان و سخن گفتن به خواسته‌هاى الهى خود مى‌رسد.
در برخى موارد، باید از طریق شرع به مطلوب بودن سخن پى برد و الا انسان خود مرز و مشخصات گفتار مطلوب را در نمى‌یابد.
‌‌﴿صفحه 136 ﴾
در بسیارى موارد انسان به كمك عقل خود نیكو بودن سخن را تشخیص مى‌دهد و پى‌مى‌برد كه آن سخن مطلوب، واجب و یا مستحب است. در این صورت اگر انسان قصد قربت داشته باشد، سخن او عبادت به‌شمار مى‌آید، مثل اینكه با سخن خود بخواهد ظلمى را از مظلومى دفع سازد و یا با سخن خود حق مظلومى را از ظالم بازستاند. این موارد از «مستقلات عقلیه» هستند كه عقل در درك آنها مستقل است و نیاز به دستور شرع نیست: اگر هیچ دستور شرعى به ما نمى‌رسید، درك مى‌كردیم كه دفع ظلم از مظلوم واجب است و اگر بتوانیم با سخن خود ظلمى را از مظلومى دفع سازیم، آن سخن واجب و موجب رضایت و خوشنودى خداوند است، اگر هم آن سخن به حد وجوب نرسد، لااقل حسن و نیكویى آن را درك مى‌كنیم.
همه مى‌دانیم كه دست نوازش بر سر یتیم كشیدن و شاد كردن او و یا با سخن خود زدودن اندوه و غم از برادر مؤمنى كه گرفتار ناراحتى شده، مطلوب است .در چنین صورتى، اگر انسان قصد قربت كند عملش عبادت است. در برابر این موارد، در برخى موارد ما نمى‌توانیم حدود و دامنه جواز فعل را تشخیص دهیم و به مانند احكام شرعى، شارع باید آنها را براى ما بیان كند. گر چه عقل ما كلیّاتى را درك مى‌كند، اما خصوصیات، شرایط و حدود آن موارد را شارع مقدّس معیّن مى‌كند، كه از طریق استنباط از منابع فقهى در اختیار ما قرار مى‌گیرند؛ پس در چنین مواردى باید منتظر دستور شرع بود. مواردى نیز هست كه ما مى‌دانیم، مطلوب و خوشایند خداوند نیستند؛ انجام این موارد صحیح نیست و در صورتى كه انسان انجام بدهد معصیت كرده، مجازات مى‌شود و چون مطلوب خداوند نیستند، با قصد قربت عبادت نمى‌گردند. حكم این موارد را عقل انسان مستقلا تشخیص مى‌دهد و نیازى به دریافت حكم از شارع نیست، مثل آزار دیگران به وسیله زبان، دروغ، تهمت و به هم زدن ارتباط دو مؤمن به وسیله زبان كه عقلا مذموم و نكوهیده‌اند.
نتیجه گرفتیم كه پسندیده و ناپسند بودن برخى سخنان را ما بروشنى درك مى‌كنیم و در دیگر موارد حدود و شرایط سخنان پسندیده و ناپسند را شارع براى ما بیان مى‌كند.
‌‌﴿صفحه 137 ﴾