فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

طفیلى بودن جهان براى انسان

در این بخش از حدیث، حضرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌پردازند به بیان اهمیّت كمال‌جویى انسان و والایى كسى كه راه تكامل را جسته است، چرا كه از برخى آیات و روایات استفاده مى‌شود كه جهان با همه گستردگى و عظمت براى به كمال رسیدن انسان آفریده شده است و در واقع هدف اصلى از آفرینش این جهان، انسان است و سایر موجودات طفیلى انسانند. خداوند متعال مى‌فرماید:
«وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَواتِ وَالاَْرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّام وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَآءِ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا»(66)
او كسى است كه آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران) آفرید و عرش (حكومت) او بر آب قرار داشت؛ تا شما را بیازماید كه كدام یك عملتان بهتر است!
مضمون آیه مباركه این است كه خداوند متعال آسمانها و زمین و جهان طبیعت را به این جهت آفرید كه زمینه خلقت انسان فراهم شود و انسان را آفرید تا او را آزمایش كند: مضمون آیه شگفت‌آور است و درك آن تاثیر زیادى در تفكر و رفتار ما دارد. این واقعیتى
‌‌﴿صفحه 90 ﴾
كه خداوند متعال جهان هستى با این عظمت را براى این آفریده كه انسان در آن ایجاد شود و با استفاده از امكانات هستى به كمال خویش برسد، حاكى از میزان ارزش و عمق مسؤولیت انسان است.
ذكر آنچه گذشت از آن جهت ضرورى است كه انسان ارزش وجودى خود را، در بین سایر موجودات هستى، درك كند و بداند كه موجود ساده‌اى، چون كرم و قورباغه و از این قبیل نیست؛ بلكه موجودى عظیم و ارزشمند است و براى ایجاد و تسهیل شرایط زندگى او، سرمایه‌اى به عظمت هستى ایجاد شده است. جهان با این عظمت آفریده شده تا زمینه خلقت موجودى با شعور و با اراده و انتخابگر ایجاد شود. پس وظیفه انسان، به عنوان موجودى متفكر و عاقل، در مرحله اول درك ارزش وجودى خویش است، اما درك این نكته با همه اهمیت به تنهایى كافى نیست و بلكه باید عظمت مسؤولیت خویشتن را نیز در جهان آفرینش درك كند و بداند كه عبث، بیهوده، باطل و بى هدف آفریده نشده است.
انسان در بین سایر موجودات عالم، خصوصیتى دارد كه در دیگر موجودات نیست و آن داشتن نعمت عقل است، و معناى برترى و والایى انسان بر سایر موجودات این است كه بجز عقل در سایر خصوصیات و صفات نیز انسان بر دیگر موجودات برترى دارد و هر كمالى كه در سایر موجودات هست، حد اعلاى آن در انسان وجود دارد. این معنا در مقایسه انسان با سایر موجودات و نوآورى‌هایى كه در خوراك، لباس، مسكن و ازدواج خود دارد، كاملا روشن مى‌شود.
ما مى‌نگریم كه تحولات و نوآورى‌هایى كه انسان در نظم و تدبیر اجتماع خود به كار مى‌برد، در هیچ موجود دیگرى نیست. بعلاوه انسان براى رسیدن به هدفهایش سایر موجودات را استخدام مى‌كند، ولى سایر حیوانات و نباتات و غیر آنها چنین نیستند؛ بلكه آنها داراى آثار و تصرفات ساده، بسیط و مخصوص به خود هستند: از روزى كه خلق شده‌اند تاكنون از موضع خود قدمى فراتر ننهاده‌اند و تحول محسوسى به خود نگرفته‌اند. حال آنكه انسان در تمامى ابعاد زندگى خود قدمهاى بزرگى به سوى كمال برداشته است و همچنان بر مى‌دارد.
‌‌﴿صفحه 91 ﴾
خلاصه آنكه بنى‌آدم از بین سایر موجودات عالم از ویژگى و خصیصه‌اى برخوردار گردیده است و به جهت همان خصیصه كه عقل است، از دیگر موجودات جهان امتیاز یافته است و به وسیله آن، حق را از باطل و خیر را از شر و نافع را از مضر باز مى‌شناسد.

شرافت و كرامت انسان كامل

«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی‌الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلى كَثِیر مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلا»(67)
ما آدمى زادگان را گرامى داشتیم و آنها را در خشكى و دریا (بر مركبهاى راهوار) حمل كردیم و از انواع روزى‌هاى پاكیزه به آنان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از موجوداتى كه خلق كرده‌ایم، برترى بخشیدیم.
علامه طباطبایى(رحمه الله) در تفسیر این آیه مى‌فرمایند:
این آیه در سیاق منّت‌نهادن است، البته منّتى آمیخته با عتاب. گویى خداوند متعال پس از آنكه فراوانى نعمت و تواتر فضل و كرم خود را بر انسان ذكر مى‌كند و اینكه او را براى به دست آوردن آن نعمت‌ها و رزقها و براى اینكه زندگى‌اش به خوبى اداره شود، سوار بر مركبهاى بیابانى و دریایى كرد، این نكته را متذكر مى‌شود كه انسان پروردگار خویش را فراموش كرده، از وى روى تابید و از او چیزى نخواست و پس‌از نجات از دریا باز روش نخست خود را از سرگرفت؛ با اینكه همواره در نعمت‌هاى او غوطهور بود.
خداوند در این آیه خلاصه‌اى از كرامت‌ها و فضل خود را مى‌شمارد، باشد كه انسان بفهمد پروردگارش به وى عنایت بیشترى دارد و با كمال تأسف، انسان این عنایت را نیز مانند همه نعمت‌هاى الهى كفران مى‌كند.(68)
بنابراین جا دارد كه انسان قد گوهر و صدف وجود خویش را بشناسد و آن را برسر متاع پوچ و بى‌ارزش دنیا نفروشد:
چشم دل باز كن كه جان بینى *** آنچه نادیدنى است آن بینى
گر به اقلیم عشق روى آرى *** همه آفاق گلستان بینى
‌‌﴿صفحه 92 ﴾
بر همه اهل آن زمین به مراد *** گردش دور آسمان بینى
آنچه بینى دلت همان خواهد *** و آنچه خواهد دلت همان بینى(69)
انسان براى رسیدن به كمالات انسانى نیاز به شرایط و تسهیلات خاصى دارد و باید جهانى، با همه تحولات و تطورات كه در خود نظام شكوهمند عالم طبیعى است، در خدمت او قرارگیرد. ما تا حدودى مى‌دانیم كه اگر آن تحولات و نظم پیوسته جهان طبیعت نمى‌بود، یا اصلا زندگى اختیارى انسان تحقق نمى‌یافت و یا ناقص تحقق مى‌یافت. به اجمال مى‌دانیم كه جهان داراى نظامى هماهنگ است و اجزاء و عوامل آن به یكدیگر نیاز دارند. نمونه آن عوامل، جاذبه‌اى است كه بین كرات آسمانى وجود دارد، تا آنجا كه اگر آن جاذبه معیّن و دقیق خلل بیند و یكى از كرات از مدار خارج شود، نظم كرات به هم مى‌خورد و فاجعه‌اى دور از انتظار رخ مى‌دهد.
چنانكه اشاره شد، جهان با این عظمت مقدمه آفرینش انسان و دست‌یابى او به كمال است و كمالاتى كه انسان باید بدانها دست یابد، تا به حدى ارزش دارند كه شایسته است جهانى با این فراخى، گستردگى و عظمت طفیلى آنها قرار گیرد. گرچه از بین همه انسانها، افراد اندكى به آن كمالات نهایى دست مى‌یابند و سایر انسانها در پرتو وجود آنها به بهره‌هایى مى‌رسند و مطلوبیت وجود آنها تابع وجود اخیار و برگزیدگان است. از باب مثال، در معدن عظیمى به مساحت 50 كیلومتر مربع و عمق زیاد، براى رسیدن به چند دانه برلیان، دست به كندوكاو و اكتشاف مى‌زنند. پس هدف اصلى رسیدن به چند دانه برلیان است؛ گرچه در كنار آن زغال سنگ نیز استخراج مى‌شود، ولى آن ارزش چندانى ندارد. پس در كنار برلیان كه هدف اصلى در استخراج معدن است، مواد دیگرى نیز وجود دارند كه در درجه دوم اهمیت قرار دارند و نیز ضایعاتى نیز وجود دارد كه دور ریخته مى‌شوند.
هدف از آفرینش این جهان انوار پاكى مى‌باشند كه برجسته‌ترین و شاخص‌ترین آنها انوار چهارده معصوم، صلوات الله علیهم اجمعین، است و پس از آنها سایر انبیاء و كسانى كه بر حسب درجه كمالى كه دارند به آنها ملحق مى‌شوند. (حدود 124 هزار پیامبر و اولیاى خداوند كه برخى از آنها از برخى از انبیاء برترند وما از تعداد آنها بى خبریم.)
‌‌﴿صفحه 93 ﴾
پس والاترین كمالات انسانى در پیامبر(صلى الله علیه وآله) واهل بیت او جمع شده‌اند و پایین‌ترین مراتب آنها در كسانى وجود دارد كه پس از دیگران وارد بهشت مى‌شوند. بجز این افراد، دیگران كه دلشان از نور ایمان تهى است، ضایعاتى هستند كه در آتش قهر الهى سوزانده مى‌شوند.
«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَیَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لاَ یُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ اذَانٌ لاَیَسْمَعُونَ بِهَا ...»(70)
به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم، آنها دلهایى دارند كه با آن (اندیشه نمى‌كنند و) نمى‌فهمند و چشمانى كه با آن نمى‌بینند و گوشهایى كه با آن نمى‌شنوند.
جهنمیان ضایعات این عالمند و هدف اصلى آفرینش جهان پیامبر، فاطمه زهرا و امامان معصومى هستند كه عالم با همه گستردگى و عظمت، از جهت فضیلت و كمال، قابل مقایسه با وجود هریك از آنها نیست! بلكه یك روز آنها به همه این جهان مى‌ارزد. صاحبان اصلى این عالم انسانهایى هستند كه نزد خداوند متعال بار سعادت یافته‌اند و منزل گزیده‌اند:
«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّات وَنَهَر. فِی مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلِیك مُقْتَدِر»(71)
یقیناً پرهیزگاران در باغها و نهرهاى بهشتى جاى دارند، در جایگاه صدق نزد خداوند مالك مقتدر.

بهشت جایگاه مؤمنان و دوستان اهل بیت

ما اعتقاد داریم كسانى كه با ایمان مى‌میرند وارد بهشت مى‌شوند، حتى اگر پایین‌ترین مرتبه ایمان را داشته باشند و‌‌آن ایمان، به هنگام مرگ، تبدیل به كفر نشود. (آنها پس از عالم برزخ وارد بهشت مى‌شوند.) شكى نیست كه كمال ایمان در گرو اعتقاد و محبت به اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) حاصل مى‌شود؛ چنانكه پیامبر فرمود:
«... أَلا وَمَنْ مَاتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ الاِْیمَانِ، أَلا وَمَنْ مَاتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد بَشَّرَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ‌‌...»(72)
‌‌﴿صفحه 94 ﴾
همانا كسى كه با دوستى آل محمد بمیرد، مؤمن و با ایمان كامل مرده است، همانا كسى كه با دوستى آل محمد بمیرد، فرشته مرگ او را به بهشت بشارت مى‌دهد.
از این جهت شیعه‌اى كه دوستار اهل بیت است و در برابر فرمان و خواست خداوند و اولیاى او خاضع و فرمانبردار است، از مرگ باكى ندارد؛ چراكه مرگ در پیش روى مؤمن پلى است براى رسیدن به رضوان حق تعالى.
امام حسین(علیه السلام) در روز عاشوار خطاب به یارانش مى‌فرماید:
اى بزرگ‌زادگان، شكیبا باشید كه مرگ تنها پلى است كه شما را از سختى‌ها و شداید به باغهاى پهناور و نعمت‌هاى همیشگى عبور مى‌دهد و براستى كدامین شما خوش ندارد كه از زندان به سوى قصر رود.(73)
حضرت على(علیه السلام) درباره شوق متقیان به لقاى حق مى‌فرماید:
اگر نبود اجلى كه براى آنها (متقیان) مقدر گردیده از شوق به ثواب و بیم از عقاب لحظه‌اى جانهایشان در بدنهایشان باقى نمى‌ماند. آفریدگار در جانشان بزرگ است و از این روى دیگران در چشمشان كوچكند.(74)
شخصى از ابوذر پرسید: چرا ما از مرگ بى‌زاریم؟ ابوذر در جواب فرمود:
«لاَِنَّكُمْ عَمَّرْتُمْ الدُّنْیَا وَخَرَّبْتُمْ الآخِرَةَ فَتَكْرَهُونَ أَنْ تَنْتَقِلُوا مِنْ عِمْرَان إِلى خَراب ...»(75)
چون شما دنیایتان را آباد كردید و آخرتتان را ویران ساختید. از این جهت مایل نیستید از آبادانى به ویرانه منتقل گردید.
افراد بسته به مراتب ایمان واعمالشان از بهشت بهره‌مند مى‌شوند: عده‌اى پس از مرگ وارد بهشت برزخى مى‌شوند و پس از آن، در قیامت، به بهشت راه مى‌یابند. اما كسانى كه گناهكار بوده‌اند، حتى اگر نور ضعیفى از ایمان در وجودشان تابیده باشد، پس از گرفتار شدن به عذاب الهى و چه بسا پس از سالها عذاب و شكنجه و پس از پاك‌گشتن از گناهان و آلودگى‌ها، وارد بهشت مى‌شوند. چونان طلایى كه در كوره نهاده مى‌شود تا آلودگى‌ها و
﴿صفحه 95 ﴾
ناخالصى‌هایش بر طرف شود و تبدیل به طلاى ناب گردد. مسلّماً این دسته صاحبان بهشت نیستند، بلكه مهمانانى هستند كه با شفاعت صاحبان اصلى بهشت و عنایت و لطف حق تعالى به بهشت راه مى‌یابند.