فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

شعور و آگاهى آفریده‌ها، و تأثیرپذیرى آنها

شاید بین سه نظریه فوق، نظریه سوم بهتر باشد. به هر جهت از روایات و آیات استفاده
‌‌﴿صفحه 76 ﴾
مى‌شود كه اشیاء و موجودات مادى داراى نوعى شعور و دركند. نه تنها شعور تكوینى ثابت دارند، بلكه از حوادث پیرامون خود متأثر مى‌شوند و حوادث در آنها اثر مى‌گذارند و در نتیجه درك جدیدى در آنها پدید مى‌آید: اگر عبادت بر روى زمین انجام گیرد، اثر نیكو مى‌پذیرد، از این جهت خوشحال مى‌شود و به خود مى‌بالد. بالعكس اگر معصیتى بر روى آنها انجام گیرد، اثر ناشایستى بر جاى مى‌گذارد، از این جهت زمین ناراحت گشته، معصیت كار را لعن مى‌كند. البته ما از درك این قبیل مفاهیم عاجزیم و مضمون این آیات و روایات براى ما بدرستى آشكار نگردیده است، ولى باید بپذیریم كه در عالم حقایق ناشناخته‌اى وجود دارند كه از قلمرو درك و فهم ما خارجند و یا شناخت ما از آنها بسیار اندك است، چنانكه قرآن مى‌فرماید:
«... وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلا»(49)
و آنچه از علم به شما دادند بسیار اندك است.
در عالم حقایق فراوانى وجود دارد كه ما از آنها بى‌اطلاعیم و برخى از آنها را از طریق وحى شناخته‌ایم و یا انبیاى عظام ،صلوات اللّه علیهم، و ائمه اطهار(علیهم السلام) براى ما بیان كردند و ما نیز به گفتار آنها اعتماد داریم و باید از آنها شاكر باشیم كه این حقایق را بیان كردند والا عقل ما به آنها دست نمى‌یافت و ممكن نبود ما با عقل ناقص خود به آن حقایق پى‌ببریم:
«كَمَا أَرْسَلْنَا فِیكُمْ رَسُولا مِنْكُمْ یَتْلُوا عَلَیْكُمْ ایاتِنَا وَ یُزَكِّیكُمْ وَ یُعَلِمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَ یُعَلِّمُكُمْ مَالَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»(50)
چنانكه رسول گرامى خود را فرستادیم كه آیات ما را براى شما تلاوت كند و جانهاى شما را از پلیدى و آلودگى جهل و شرك پاك و منزه سازد و به شما شریعت و حكمت آموزد و از او بیاموزید هر چه را نمى‌دانید.
با توجه به آنچه ذكر گردید، دو نكته براى ما روشن گردید: نكته اول اینكه ما اگر هزاران دانش و علم كسب كنیم و به همه معلومات بشرى دست یابیم، باز معلومات ما در مقابل
‌‌﴿صفحه 77 ﴾
مجهولاتمان اندك است و چیزى به شمار نمى‌آید؛ پس نباید مغرور شویم و به خود ببالیم. با اینكه ممكن نیست كسى به همه معلومات بشرى دست یابد، بلكه هر فردى به بخشى از علوم دست مى‌یابد و قطره‌اى از دریاى بى‌كران دانش نصیبش مى‌شود.
نكته دوم اینكه ما نباید خیال كنیم، در عالمى زندگى مى‌كنیم كه اگر در محل خلوتى به كارى دست زدیم كسى ما را نمى‌بیند: اگر زمین درك نكند و نفهمد، فرشتگانى كه گواه بر اعمال ما هستند، درك مى‌كنند و اعمالمان را مى‌نویسند و نیز هستند كسانى كه بر این عالم تسلط دارند و چیزى از نظرشان مخفى نمى‌ماند.

گستره حضور نور ائمه اطهار

بر اساس عقیده ما شیعیان، نور ائمه اطهار(علیهم السلام) در همه‌جا حضور دارد؛ گرچه همه ما چنانكه باید حضور نور آنها را درك نمى‌كنیم. وجود مقدس ذخیره الهى، حضرت ولى عصر، عجل‌الله تعالى فرجه الشریف، در همه‌جا بخصوص در مجالس شیعیان حضور مى‌یابد، چندان كه اگر كسى به ایشان سلام كند جوابش را مى‌دهند؛ اماگوش ما ناتوان از شنیدن سخن ایشان است. اگر كسى از ایشان فریادرسى خواهد، بدو پاسخ مى‌دهند، اگر گمشده‌اى در بیابان صدایش زند به كمكش مى‌شتابد و راهنمایى‌اش مى‌كند و او بیمار درمانده را شفا مى‌بخشد. معلوم مى‌شود كه او حضور دارد و مى‌شنود والا اگر حضور نمى‌داشت و نمى‌شنید، چطور وقتى كسى كه در قعر دریا و یا در بیابانى گرفتار آمده صدایش مى‌زند به كمكش مى‌شتابد و او را نجات مى‌دهد؟
مرحوم علامه مجلسى(قدس سره) از پدر خود نقل مى‌كند كه یكى از صالحان زمان او كه اهل تقوا و معرفت بود و فراوان به حج مى‌رفت و مشهور بود كه «طىّ‌الارض» داشت، به اصفهان آمد و او را ملاقات كردم و از او پرسیدم كه جریان طىّ‌الارض تو چیست؟ گفت: سالى همراه حاجیان راهى «بیت‌اللّه» مى‌شدم، به مكانى رسیدم كه تا مكه معظمه هفت و یا نه منزل فاصله داشت. من از قافله عقب ماندم و اهل قافله از نظرم دور شدند. راه را گم
‌‌﴿صفحه 78 ﴾
كردم و متحیر و سرگردان گشتم و تشنگى بر من غالب آمد، به گونه‌اى كه از زندگى خویش مأیوس گشتم. در آن حال فریاد زدم: یا اباصالح، راه را به من نشان بده! ناگاه سوارى از دور ظاهر گشت. چون نزدیك شد، دیدم جوانى خوشروى با لباسهاى فاخر، در سیماى بزرگان بر شترى سوار است و با خود ظرف آبى داشت.
به او سلام كردم و او جوابم داد و فرمود: آیا تشنه‌اى؟ عرض كردم بلى. آب را به من داد و من خوردم. بعد فرمود: مى‌خواهى تو را به قافله برسانم؟ عرض كردم: بلى. فرمود: بر ترك شتر من سوار شو؟ من سوار شدم و او به طرف مكه حركت كرد. از آنجا كه من عادت داشتم هر روز «حرز یمانى» بخوانم، شروع به خواندن آن كردم كه پس از خواندن برخى از كلمات آن، آن جوان عرب به من فرمود: چنین بخوان!
پس از گذشت زمان اندكى، به من فرمود: این مكان را مى‌شناسى؟ نگاه كردم و دیدم كه در سرزمین ابطح نزدیك مكّه هستم. فرمود: فرود بیا؟ چون از شتر پیاده شدم از نظرم غایب شد؛ اینجا بود كه پى‌بردم آن جوان خوش سیما، امام زمان، عجل‌الله تعالى فرجه‌الشریف، بوده است.(51)
پس نور امام(علیه السلام) همه‌جا حضور دارد و ما را مى‌بیند، منتها چون درك این حقیقت براى همه مردم دشوار است و اگر بى‌پرده این حقایق برایشان گفته شود به غلوّ مبتلا مى‌شوند مراتب نازلتر آن بیان شده و از جمله اینكه نامه اعمال ما خدمت امام(علیه السلام) عرضه مى‌شود. یا در برخى روایات از عرضه اعمال بر پیامبر و خداوند سخن گفته شده است. در روایتى آمده است كه چون سخن از ایام هفته، از جمله روز پنجشنبه، به میان آمد امام رضا(علیه السلام) فرمود:
«... هُوَ یَوْمٌ تُعْرَضُ فیهِ الاَْعْمالُ عَلَى اللّهِ وَ عَلى رَسُولِهِ، صَلَى‌اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ، وَ عَلىَ الاَْئِمَةِ»(52)
روز پنجشنبه روزى است كه در آن اعمال بندگان بر خداوند و رسول خدا و امامان عرضه مى‌شود.
‌‌﴿صفحه 79 ﴾
یا در برخى روایات وارد شده كه پس از آنكه ملائكه اعمال انسان را نوشتند، شامگاه آن را به عرش برده، به پیشگاه خداوند عرضه مى‌دارند. حال ممكن است این سؤال مطرح شود كه مگر خداوند همه‌جا حضور ندارد كه باید گزارش اعمال را در عرش به پیشگاهش برسانند؟ ولى باید دانست كه مراتب وجود لوازم خاصّى دارد و عرضه اعمال هم نظام خاص خود را دارد و متناسب با دستگاه ربوبیت الهى است و با اینكه خداوند در همه جا حضور داشته باشد، منافات ندارد.

پنهان نماندن اعمال از دید گواهان و شاهدان

با توجه به آنچه ذكر گردید، ما باید بهوش باشیم كه در عالمى فاقد شعور و درك زندگى نمى‌كنیم: در این عالم چشمهاى بینا و گوشهاى شنوایى وجود دارند كه گواه اعمال و گفته‌هاى ما هستند و بر اساس ظاهر برخى آیات و روایات، حتى زمین، درختان و پرندگان نیز شعور دارند و مى‌فهمند، و البته ما غافلیم! اگر چنین نباشد، لااقل فرشتگانى هستند كه موكّل بر اعمال ما هستند و مى‌بینند، بالاتر از آنها وجود مقدس امام زمان، عجل‌الله فرجه‌الشریف، ناظر اعمال ماست و بالاتر از همه، ذات مقدس حق‌تعالى شاهد اعمال ماست:
«... إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَىْء شَهِیداً»(53)
خداوند بر هر چیز شاهد و ناظر است.
خداوند متعال درباره آگاهى خود به اعمال آشكار و پنهان انسان و نیز مراقبت فرشتگان بر اعمال انسان مى‌فرماید:
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ. إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ. مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْل إِلاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ»(54)
ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌هاى نفس او را مى‌دانیم و ما به او از رگ قلبش
‌‌﴿صفحه 80 ﴾
نزدیك‌تریم. (به خاطر بیاورید) هنگامى را كه دو فرشته راست و چپ كه ملازم انسانند، اعمال او را دریافت مى‌دارند. انسان هیچ سخنى را بر زبان نمى‌آورد، مگر اینكه همان دم فرشته‌اى مراقب و آماده براى انجام مأموریت (و ضبط سخن) است.
در جاى دیگر درباره شهادت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در قیامت مى‌فرماید:
«فَكَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ اُمَّة بِشَهِید وَ جِئْنَا بِكَ عَلىَ هؤُلآءِ شَهِیدا(55)
حال آنها چگونه است، آن روزى كه از هرامّتى شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى‌آوریم، تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟
از این آیاتى كه شهادت رسول خدا و دیگر گواهان را در قیامت بیان مى‌كنند، برمى‌آید كه آن گواهان در دنیا شاهد اعمال بندگان هستند والا اگر آنها در دنیا شاهد اعمال مردم نمى‌بودند چگونه در قیامت شهادت مى‌دهند؟ مگر ممكن است كسى بدون مشاهده حادثه‌اى بر آن شهادت و گواهى دهد!
اگر ما به این نكته توجه یابیم كه جهانى كه در آن زندگى مى‌كنیم خاموش و فاقد شعور و درك نیست، بلكه هستند كسانى كه ما را مى‌بینند و شاهد و ناظر اعمال ما هستند ولو ما آنها را نمى‌بینیم؛ حواسّمان را جمع مى‌كنیم و در رفتارمان تجدید نظر مى‌كنیم و شرم و حیا مانع مى‌شود از اینكه برخى از رفتارهاى ناپسند از ما سر زند. وقتى پى بردیم اعمال ما ثبت و در روز قیامت آشكار مى‌گردد، شرم و حیا مانع انجام كارهاى زشت مى‌شود. وقتى انسان مى‌خواهد گناهى مرتكب شود، اگر توجه داشته باشد كه زمین و آسمان و الواحى هست و صورت عمل انسان در آنها ثبت مى‌شود و روزى آشكار مى‌گردد، از دست یازیدن به آن باز مى‌ایستد و در خلوت نیز گناه نمى‌كند؛ چرا كه على(علیه السلام)مى‌فرماید:
«إِتَقُّوا مَعَاصِىَ اللَّهِ فىِ الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحاكِمُ»(56)
از نافرمانى خداوند در نهانها بپرهیزید، چون آنكه شاهد و بیننده است، داور نیز هست.
‌‌﴿صفحه 81 ﴾
اگر در وضعیت و حالتى كه مایل نیستید كسى شما را ببینید از شما عكس گرفتند، شما به هر وسیله‌اى كه هست سعى مى‌كنید آن عكس را از بین ببرید تا نكند در آینده در معرض دید دیگران قرار گیرد: مسلّماً انسان نمى‌خواهد عكسى از او گرفته شود كه باعث شرمندگى و خجالت او مى‌گردد. او به هنگام عكس گرفتن، سر و روى خود را آراسته مى‌كند، لباس زیبا مى‌پوشد و سعى مى‌كند قیافه جالبى داشته باشد و لبخند مى‌زند تا عكس هر چه بهتر در آید. براى او خوشایند نیست كه در حالتى از او عكس بگیرند كه مایه رسوایى او شود. با توجه به این تمثیل، ما باید بدانیم كه پیوسته عوامل طبیعى، مثل زمین، آسمان و در و دیوار از ما عكس مى‌گیرند و در قیامت آن عكسها را آشكار مى‌سازند. پس سعى كنیم كه در وضعیت ناهنجار و زشتى از ما عكس گرفته نشود تا در قیامت كه همه رفتار و پندارهاى ما آشكار مى‌گردند، رسوا نگردیم:
«یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْر مُحْضَراً وَ مَاعَمِلَتْ مِنْ سُوء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعیِداً...»(57)
روزى كه هر شخص هر كار نیك و بدى كه كرده در پیش روى خود حاضر بیند و آرزو مى‌كند كه بین او و كار بدش فاصله‌اى طولانى افتد.