فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

درس بیست و هفتم : مقام و منزلت بنده خالص در نزد خداوند

ملاك والایى و برترى انسان
نقش دو عامل استقلال و اخلاص
‌‌﴿صفحه 54 ﴾
‌‌﴿صفحه 55 ﴾

مقام و منزلت بنده خالص در نزد خداوند

«یا أَباذَرٍّ، إِنَّ رَبَّكَ عَزَّوَجَلَّ یُباهى الْمَلائِكَةَ بِثَلاثَةِ نَفَر: رَجُلٌ فى أَرْضِ قَفْر فَیُؤَذِّنُ ثُمَّ یُقیمُ ثُمَّ یُصَلّى، فَیَقُولُ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ: أُنْظُرُوا إِلى عَبْدى یُصَلّى وَ لایَراهُ أَحَدٌ غَیْرى فَیَنْزِلُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَك یُصَلُّونَ وَراءَهُ وَیَسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِلىَ الْغَدِ مِنْ ذلِكَ الْیَوْمِ،وَ رَجُلٌ قامَ مِنَ اللَّیْلِ فَصَلّى وَحْدَهُ فَسَجَدَ وَ نامَ وَ هُوَ ساجِدٌ، فَیَقُولُ تَعالى: أُنْظُرُوا إِلى عَبْدى، رُوحُهُ عِنْدى وَجسَدُهُ ساجِدٌ، وَ رَجُلٌ فى زَحْف فَرَّ أَصْحابُهُ وَ ثَبَتَ هُوَ وَ یُقاتِلُ حَتّى یُقْتَلَ.»
مضمون این بخش از پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) این است كه خداوند به سه دسته از بندگان خود بر ملائكه مباهات مى‌كند. اینكه مباهات خداوند به چه معناست و چگونه خداوند بر ملائكه مباهات مى‌كند، دقیقاً براى ما روشن نیست. چیزى كه از این بخش از روایت استفاده مى‌گردد این است كه سه دسته از بندگان خداوند، مقامشان از ملائكه برتر است و خداوند متعال مقام عالى و والاى آنها را به ملائكه خود مى‌نمایاند.

ملاك والایى و برترى انسان

شكى نیست كه خداوند متعال در بین مخلوقات خود، انسان را از امتیازات و ویژگى‌هایى بهره‌مند ساخته كه در سایر موجودات یافت نمى‌شوند. در بین موجودات مادى، او را از عقل و فهم و آگاهى برخوردار گردانید، تا آنجا كه به او كرامت بخشید و خشكى و دریاها را مسخّر او گردانید:
‌‌﴿صفحه 56 ﴾
«وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنىِ ادَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقْنْاهُمْ مِنَ الطَیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِیرمِمَّنْ خَلَقْناتَفْضِیلا.»(33)
و ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را بر مركب برّ و بحر سوار كردیم و از هر غذاى لذیذ و پاكیزه آنها را روزى دادیم و بر بسیارى از مخلوقات خود برترى و فضیلت بزرگ بخشیدیم.
بعلاوه خداوند انسان را موجودى مختار و انتخابگر آفرید كه بر اساس خواست خود، راه سعادت و یا شقاوت را برگزیند. او را از فطرت الهى برخوردار گردانید كه توسط آن، به همه ارزشها و خوبى‌ها و فضایل الهى گرایش یابد و نیز راه سعادت را به او نمود. اما نه آن كرامت تكوینى انسان را بر فرشتگان برترى مى‌بخشد و نه عامل انتخاب و اختیار، چرا كه ممكن است انسان با همین عامل ارزنده اختیار و انتخاب، به جاى راه نیكبختى و سعادت، راه طغیان و شقاوت پیش گیرد و از طریق حق منحرف گشته، به گمراهى در افتد و پست‌ترین مخلوقات گردد:
«إِنَّ شَرَّ الدّوابِّ عِنْدَاللّهِ الَّذینَ كَفَرُوا فَهُمْ لایؤْمِنُونَ»(34)
بدترین جانداران نزد خداوند، كسانى هستند كه كافر شدند و آنان ایمان نخواهند آورد.
آنچه باعث مى‌گردد مقام انسان از مقام فرشتگان خداوند فراتر رود و موجب برترى و فضیلت او گردد، عمل به دستورات خداوند و تلاش در راه تكامل انسانى و معنوى و دستیابى به كمال مطلوب است. یعنى انسان بر اساس فطرت الهى خود، طریق سعادت را پیش گیرد و هواهاى نفسانى خود را زیر پاى گذارد و به تعدیل غرایز مادى خود بپردازد. انسانى كه داراى كشش قواى حیوانى و مادى است كه هر دم او را به توجه به مادیات و لذایذ حیوانى مى‌كشد هنگامى كه نیروى حیوانى را كنترل كند و در مواجهه با حق و باطل، حق را برگزیند و بر اساس فطرت عمل كند، مسجود ملائكه مى‌گردد و مقام او برتر از مقام آنها خواهد بود. از این جهت در این بخش از حدیث، پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
‌‌﴿صفحه 57 ﴾
«یا اباذرّ؛ انّ ربك عزّوجلّ یباهى الملائكة بثلاثة نفر: رجل فى ارض قفر فیؤذّن ثمَّ یقیم ثم یصلّى، فیقول ربّك للملائكة: انظروا الى عبدى یصلّى و لایراه احدٌ غیرى؛ فینزل سبعون الف ملك یصلّون وراءه و یستغفرون له الى الغد من ذلك الیوم»
اى ابوذر؛ پروردگار تو با سه شخص بر فرشتگان مباهات مى‌كند: اولین شخصى كه خداوند به او بر فرشتگان مباهات مى‌كند، مردى است كه در میان بیابانى اذان و اقامه بگوید و نماز بپا دارد. پروردگار به فرشتگان مى‌فرماید: به بنده‌ام بنگرید نماز مى‌خواند در حالى كه كسى او را نمى‌بیند. آنگاه هفتاد هزار ملك فرود مى‌آیند و به او اقتدا مى‌كنند و تا فرداى آن روز براى او استغفار مى‌كنند.
مردى كه در بیابانى بى‌آب و علف، تنها و به دور از چشم دیگران، اذان و اقامه مى‌گوید و سپس نماز مى‌خواند و نمى‌گوید: اكنون كه كسى نیست به حدّ واجب نماز اكتفا مى‌كنم و اذان و اقامه نمى‌گویم، چون كسى نیست كه آن را بشنود. او در مقام اطاعت و بندگى خداوند، نمازش را با همه آداب بجا مى‌آورد و از این جهت خداوند به او بر ملائكه مباهات مى‌كند و سپس هفتاد هزار فرشته فرود مى‌آیند و پشت سر او نماز مى‌خوانند و براى او آمرزش مى‌طلبند.
دومین شخصى كه خداوند به او بر فرشتگان مباهات مى‌كند:
«و رجلٌ قام من اللَّیل فصلى وحده فسجد و نام و هو ساجدٌ؛ فیقول تعالى: انظروا الى عبدى، روحه عندى و جسده ساجدٌ»
و مردى كه شب از خواب برخیزد و به تنهایى نماز بخواند و سجده كند و در سجده به خواب رود. خداوند مى‌فرماید: (اى فرشتگان) بنگرید به بنده من كه روح او نزد من و تنش در سجده است.
مردى كه نیمه‌هاى شب از بستر راحت و گرم برمى‌خیزد و از خواب شیرین مى‌گذرد و به عبادت و مناجات با پروردگار خویش مى‌پردازد. او چنان غرق در مناجات معبود مى‌گردد و سر از سجده برنمى‌دارد تا خوابش مى‌برد. خداوند متعال به فرشتگان مى‌گوید: بنگرید،
‌‌﴿صفحه 58 ﴾
بنده من در نیمه شب از بستر راحت خود برخاسته و به دور از چشم دیگران به مناجات و عبادت من پرداخته است. آنقدر عبادت خود را طول مى‌دهد كه خسته مى‌گردد و در سجده به خواب مى‌رود. روح او نزد من است ولى تنش به سجده در افتاده. خداوند متعال مى‌فرماید: روح او نزد من است، چون روح انسان به هنگام خواب نزد خداوند مى‌رود و این نكته‌اى است كه در قرآن مجید بدان اشاره دارد:
«اللَّهُ یَتَوَفَّى اْلأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَالَّتى لَمْ تَمُتْ فى مَنامِهَا فَیُمْسِكُ الَّتى قَضى عَلَیْها الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ اْلأُخْرىُ إِلى أَجَل مُسَمًّى...»(35)
خداوند است كه به هنگام مرگ ارواح بندگان را مى‌گیرد و آن كسى را كه هنوز مرگش فرا نرسیده نیز در حال خواب روحش را قبض مى‌كند و سپس آن را كه به مرگش حكم كرده، جانش را نگاه مى‌دارد و آن را كه حكم به مرگش نكرده تا اجلش فرا رسد، به بدنش مى‌فرستد.
از دیدگاه قرآن مجید مؤمن واقعى كسى است كه براى بندگى و عبادت پروردگار، در نیمه شب از بستر خود برخیزد و خواب را بر خود حرام سازد:
«تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُون رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً...»(36)
(شب‌ها) پهلوهاى خود را از بستر جدا مى‌سازند و با بیم و طمع (به ثواب الهى) خداى خود را مى‌خوانند.
آرى بر پاى داشتن نماز شب، بدور از چشم دیگران و انجام سجده طولانى و كرنش در برابر خداوند متعال، موجب مباهات خداى متعال است.
سومین شخصى كه خداوند به او بر ملائكه مباهات مى‌كند:
«و رجلٌ فى زحف فرّ اصحابه و ثبت هو و یقاتل حتّى یقتل.»
و مردى كه در میدان جهاد باشد و یارانش فرار كرده‌اند و او ثابت‌قدم به جهاد ادامه دهد تا كشته شود.
‌‌﴿صفحه 59 ﴾
خداوند متعال به قهرمان مبارزى مباهات مى‌كند كه پس از شكست در جنگ، دیگران تاب مقاومت در برابر دشمن ندارند و فرار مى‌كنند و او یك تنه در برابر دشمن مى‌ایستد و تا جان دارد مى‌جنگد. با اینكه مى‌توانست چون دیگران فرار كند و جان به سلامت برد، ولى ترجیح داد در راه خداوند متعال شهید شود. آرى خداوند به وجود كسى مباهات مى‌كند كه بدون یار و یاور، در مقابل انبوه دشمن مى‌ایستد و مقاومت مى‌كند، با اینكه در چنان وضعیتى مقاومت واجب نیست: در صدر اسلام ابتدا، مقاومت و ایستادگى یك نفر در برابر ده نفر واجب بود و بعد تخفیف داده شد و مقاومت یك نفر در برابر دو نفر واجب گردید، اما اگر همه رفتند و او تنها ماند، دیگر مقاومت براى او واجب نیست.
شكى نیست كه فرار از جنگ، در صورتى كه مى‌توان در برابر دشمن مقاومت كرد، گناه بزرگى است و قرآن به صراحت از فرار در جنگ نهى مى‌كند و این عمل را مغضوب خداوند معرفى مى‌كند و جایگاه فراركننده را جهنم مى‌شناسد:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ امَنوُا اِذا لَقیتُمُ الَّذینَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ اْلأَدْبارَ وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِقِتال أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلى فِئَة فَقَدْ بآءَ بِغَضَب مِنَ اللّهِ وَ مَأْوئهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ.»(37)
اى اهل ایمان، هر گاه با تهاجم كافران در میدان كارزار روبرو شدید، مبادا از بیم آنها پشت كرده، از جنگ بگریزید. هر كس در روز جنگ به آنها پشت كرد، به غضب و خشم خداوند روى آورده، جایگاهش دوزخ كه بدترین منزل است خواهد بود، مگر براى غافلگیر ساختن دشمن، موضع خود را تغییر دهد و یا (از جنگ انفرادى دست كشد) خود را به طرف عده‌اى از قوم خود بكشاند (تا به اتفاق ایشان بجنگد.)
از این بخش روایت درسهاى زیادى مى‌توان گرفت: مباهات خداوند به وجود برخى از بندگان خود بر ملائكه، به این معناست كه آنها داراى ارزشهایى هستند كه نزد خداوند داراى اهمیت فراوانى مى‌باشند و اگر خصوصیات دیگرى مى‌بود كه كمال بیشترى براى انسان به
‌‌﴿صفحه 60 ﴾
ارمغان مى‌آورد و تقرب انسان را به خداوند بیشتر مى‌ساخت و اهمیت فزونترى نزد خداوند داشت، خداوند آنها را ذكر مى‌كرد. وقتى مى‌خواهد مقام والاى برخى از بندگان خود را به فرشتگان معرفى كند و به آنها مباهات مى‌كند، در واقع بهترین ارزشهاى آنها را معرفى مى‌كند. حال باید دید، آن سه دسته از بندگان خداوند ـ آنكه در بیابانى دور از چشم دیگران، نمازش را با رعایت آداب و مستحبات مى‌خواند و آن كس كه نیمه شب از بستر راحت برمى‌خیزد و به عبادت و مناجات خداوند مى‌پردازد و نیز كسى كه به تنهایى در برابر انبوه دشمن مى‌ایستد و مقاومت مى‌كند، تا اینكه به شهادت نائل مى‌گردد ـ داراى چه ویژگى‌ها و جهات مشتركى هستند كه تا بدین حد خداوند به آنها والایى و منزلت بخشیده است؟
مسلّماً ویژگى‌هایى چون انفاق مال در راه خدا و یا ایثار آنچه مورد نیاز است و یا عبادت‌ها و اعمال نیك دیگرى كه در شرع مقدس به آنها سفارش شده، همه داراى ارزشند و موجب كمال انسان مى‌گردند؛ اما باید دید آن سه دسته داراى چه خصوصیتى هستند و چه عنصر مشتركى در آنها وجود دارد، كه تا بدین حد روى آن تأكید شده؟
خصوصیت و عنصر مشترك بین آن سه دسته، تنهایى است كه شخص اول تنها به دور از چشم دیگران عبادت مى‌كند و شخص دوم در نیمه شب به تنهایى از خواب برمى‌خیزد و مناجات مى‌كند و شخص سوم نیز به تنهایى در برابر دشمن مى‌ایستد. خداوند به كسى كه در مسجد محله و یا مسجد جامع نماز مى‌خواند، با آن ثوابى كه بر نماز او مترتب مى‌شود، مباهات نمى‌كند و به كسى مباهات مى‌كند كه در بیابانى تنها به عبادت مى‌پردازد و یا همه دوستان او از جبهه فرار كرده‌اند و او یك‌تنه به جنگ با دشمن مى‌پردازد. با اینكه ممكن است شخصى در دهها حمله و عملیات شركت كرده باشد و داراى شهامت و شجاعت فراوانى باشد و افتخارات و پیروزى‌هایى نیز آفریده باشد؛ با این همه تأكید روى كسى است كه تنها مانده است و باز به وظیفه خود ادامه مى‌دهد.
‌‌﴿صفحه 61 ﴾